| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

فقیه و روان‌شناسیِ سؤال

جمعه, ۲ اسفند ۱۴۰۴، ۰۹:۱۵ ب.ظ

ربیع بن سلیمان روایت می‌کند:

 

 

نزد محمد بن ادریس شافعی بودم که مردی نزد او آمد و نوشته‌ای به دستش داد. امام آن را خواند، پاسخی بر آن نوشت و مرد رفت. من او را تا درِ مسجد دنبال کردم و با خود گفتم: به خدا سوگند، نمی‌گذارم فتوای شافعی از دستم برود! پس آن نوشته را از دستش گرفتم. دیدم در آن چنین آمده است:

 

"سَلِ العالِمَ المَكِّيَّ هَل مِن تَزاوُرِ
وضَمَّةِ مُشتاقِ الفُؤادِ جُناحُ"

 

«از آن عالمِ مکی بپرس:
آیا در دیدار و در آغوش گرفتنِ دلداده‌ای مشتاق، گناهی هست؟»

 

و دیدم که شافعی در پاسخ نوشته است:

 

"فقُلتُ: مَعاذَ اللهِ أن يُذهِبَ التُّقى
تَلاصُقُ أكبادٍ بهنَّ جِراحُ"

 

«پناه بر خدا که پرهیزگاری را از میان ببرد
هم‌آغوشیِ دل‌هایی که در آن‌ها زخم‌هاست.»

 

 

ربیع می‌گوید: بر شافعی خرده گرفتم که چگونه به جوانی چنین پاسخی می‌دهد! گفتم: ای اباعبدالله، به یک جوان چنین فتوا می‌دهی؟

 

او به من گفت: ای ابامحمد، این مردی هاشمی است که در همین ماه ـ یعنی ماه رمضان ـ ازدواج کرده و جوان‌سال است. پرسیده آیا بر او گناهی هست اگر بدون آمیزش، همسرش را ببوسد یا در آغوش بگیرد؟ من نیز چنین پاسخی به او دادم.

 

ربیع می‌گوید: آن جوان را دنبال کردم و از حالش پرسیدم؛ آنچه گفت دقیقاً همان بود که شافعی گفته بود. هرگز فراستی بهتر از آن ندیدم!

 

 

این روایت را ابو نعیم اصفهانی در کتاب حلية الأولياء (جلد ۹، ص ۱۵۰) و نیز احمد بن حسین بیهقی در کتاب مناقب الشافعی (جلد ۲، ص ۹۴) نقل کرده‌اند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest