| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۲۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اهل سنت و جماعت» ثبت شده است

ربیع بن خُثَیم ـ رَحِمَهُ‌الله ـ در حالی‌که اشک بر گونه‌هایش جاری بود، گفته است:

 

«أَدْرَكْنَا قَوْمًا كُنَّا فِي جُنُوبِهِمْ لُصُوصًا.»


«به محضر مردانی رسیده‌ایم که ما در برابر آنان دزدانی بیش نیستیم.»


الزهد لأحمد بن حنبل، ص ۲۷۳، ش ۱۹۷۶.


---

پی‌نوشت:


• صحابی (جمع: صحابه، اصحاب): به مسلمانی گفته می‌شود که در حالی‌که ایمان داشته، با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم ملاقات کرده و با ایمان نیز از دنیا رفته باشد.

• تابعی (جمع: تابعین): به مسلمانی اطلاق می‌شود که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم را ندیده، اما با تعدادی از صحابه و یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم ملاقات داشته و با ایمان نیز از دنیا رفته باشد.


ربیع بن خُثَیم نیز از جمله تابعین و از شاگردان صحابی جلیل‌القدر، عبدالله بن مسعود ـ رضي‌الله‌عنه ـ بوده است.

  • حسین عمرزاده

هیچ مردمی را همانند مسلمانان قرون اولیۀ اسلام نمی‌یابی که عاشق خواندن و کتاب باشند...

 

چنان‌که جاحظ دکان صحافی‌ها را شبانه اجاره می‌کرد بدین خاطر که تا صبح در آنجا به مطالعه بپردازد!

 

و اسحاق بن راهویه امام حدیث با بیوه‌زنی بدین دلیل ازدواج کرد که کتاب‌های امام شافعی را داشت!

 

و عالم نحو "ابن خشاب" بر صحافی‌ها گذشت و چندین کتاب را با قیمت ۵۰۰ دینار معامله کرد اما پول کافی برای پرداخت نداشت لذا خانه‌اش را فروخت تا بهای کتابها را بپردازد!

 

ابن جوزی بیش از ۲۰ هزار جلد کتاب خواند...

 

و در کتابخانه خلیفه مستنصر بالله، ۶۰۰ هزار کتاب وجود داشت!

  • حسین عمرزاده

از امام ابوحنیفه رحمه‌الله روایت شده که:

 

«در مکه، عطاء (بن أبی رباح) را دیدم و از او درباره مسأله‌ای پرسیدم.
به من گفت: "از کجایی؟"
گفتم: از مردم کوفه‌ام.
گفت: "آیا تو از همان قریه (شهر) نیستی که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه‌فرقه شدند؟"
گفتم: آری.
گفت: "پس از کدام دسته از آن‌ها هستی؟"
گفتم:

 

"ممن لا يسب السلف ويؤمن بالقدر ولا يكفر أحدا بذنب."

از کسانی هستم که بدیِ سلف (گذشتگان نیک امت) را نمی‌گویند، به قضا و قدر ایمان دارند و هیچ‌کس را به‌سبب گناه، تکفیر نمی‌کنند.


عطاء گفت:

 

"عرفت فالزم."

«شناختی، پس بر آن پایداری کن.»

 

 

تاریخ بغداد، الخطیب البغدادي، ج ۱۳، ص ۳۳۲.

 

پی‌نوشت:

 

به‌این‌ترتیب، امام ابوحنیفه (رحمه‌الله) از چهار گروه اعلام برائت نمود:


۱. کسانی که در مورد صحابه (رضی‌الله‌عنهم) بد می‌گویند؛
۲ و ۳. قدریه و جبریه که در موضوع قضا و قدر به انحراف رفته‌اند؛
۴. خوارج که مرتکب گناه کبیره را از دایره اسلام خارج می‌دانند.

  • حسین عمرزاده

امام ابن‌کثیر شافعی دمشقی رحمه‌الله می‌نویسد:

 


"وأما أهل السنة والجماعة فيقولون في كل فعل وقول لم يثبت عن الصحابة : هو بدعة ; لأنه لو كان خيرا لسبقونا إليه ؛ لأنهم لم يتركوا خصلة من خصال الخير إلا وقد بادروا إليها ."

 

«و امّا اهل سنّت و جماعت دربارۀ هر فعل و گفتاری که از صحابه ثابت نشده باشد، می‌گویند: این بدعت است؛ زیرا اگر خیر و نیکی در آن وجود داشت، آنان بر ما پیشی می‌گرفتند، چرا که هیچ خصلتی از خصال نیکو را وانگذاشتند مگر آن‌که بر آن شتاب ورزیدند.»

 


تفسیر ابن‌کثیر، ذیل آیهٔ ۱۱ سورهٔ «الأحقاف».

  • حسین عمرزاده

امام بخاری رحمه‌الله می‌فرماید:

 

 

«أَفْضَلُ الْمُسْلِمِينَ رَجُلٌ أَحْيَا سُنَّةً مِنْ سُنَنِ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ أُمِيتَتْ، فَاصْبِرُوا يَا أَصْحَابَ السُّنَنِ رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَإِنَّكُمْ أَقَلُّ النَّاسِ.»

 

«برترینِ مسلمانان آن فردی است که یکی از سنت‌های پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلّم را، در روزگاری که به فراموشی و خاموشی گراییده، دوباره زنده کند. پس ای پاسدارانِ سنتِ رسولِ خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلّم، رحمتِ الهی بر شما باد و بر سختی‌ها شکیبا باشید؛ چراکه شمارِ شما اندک است.»

 

 

منبع: خطیب بغدادی، الجامع لأخلاق الراوي وآداب السامع، ج ۱، ص ۱۱۲.

 

 

شیخ ابوبکر (خطیب بغدادی) می‌گوید:

 

 

«قَوْلُ الْبُخَارِيِّ إِنَّ أَصْحَابَ السُّنَنِ أَقَلُّ النَّاسِ، عَنى بِهِ الْحُفَّاظَ لِلْحَدِيثِ، الْعَالِمِينَ بِطُرُقِهِ، الْمُمَيِّزِينَ لِصَحِيحِهِ مِنْ سَقِيمِهِ، وَقَدْ صَدَقَ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي قَوْلِهِ، لِأَنَّكَ إِذَا اعْتَبَرْتَ لَمْ تَجِدْ بَلَدًا مِنْ بُلْدَانِ الْإِسْلَامِ يَخْلُو مِنْ فَقِيهٍ، أَوْ مُتَفَقِّهٍ يَرْجِعُ أَهْلُ مِصْرِهِ إِلَيْهِ، وَيُعَوِّلُونَ فِي فَتَاوِيهِمْ عَلَيْهِ، وَتَجِدُ الْأَمْصَارَ الْكَثِيرَةَ خَالِيَةً مِنْ صَاحِبِ حَدِيثٍ عَارِفٍ بِهِ مُجْتَهِدٍ فِيهِ، وَمَا ذَاكَ إِلَّا لِصُعُوبَةِ عِلْمِهِ وَعِزَّتِهِ وَقِلَّةِ مَنْ يَنْجُبُ فِيهِ مِنْ سَامِعِيهِ وَكَتَبَتِهِ، وَقَدْ كَانَ الْعِلْمُ فِي وَقْتِ الْبُخَارِيِّ غَضًّا طَرِيًّا، وَالِارْتِسَامُ بِهِ مَحْبُوبًا شَهِيًّا، وَالدَّوَاعِي إِلَيْهِ أَكْبَرُ، وَالرَّغْبَةُ فِيهِ أَكْثَرُ، وَقَالَ هَذَا الْقَوْلَ الَّذِي حَكَيْنَاهُ عَنْهُ، فَكَيْفَ نَقُولُ فِي هَذَا الزَّمَانِ مَعَ عَدَمِ الطَّالِبِ، وَقِلَّةِ الرَّاغِبِ وَكَانَ الشَّاعِرُ وَصَفَ قِلَّةَ الْمُتَخَصِّصِينَ مِنْ أَهْلِ زَمَانِنَا فِي قَوْلِهِ: وَقَدْ كُنَّا نَعُدُّهُمْ قَلِيلًا، فَقَدْ صَارُوا أَقَلَّ مِنَ الْقَلِيلِ.»

 

«مراد بخاری از این سخن که «یارانِ سنّت کم‌شمارترینِ مردم‌اند»، همان حفاظ حدیث هستند؛ آنان که بر طُرُق روایت آگاهی دارند و توانایی تشخیص حدیث صحیح از غیر آن را دارا می‌باشند. و او رحمه‌الله در این سخن خویش راست گفته است؛ زیرا هنگامی که دقت کنی، هیچ شهری از شهرهای اسلام را خالی از فقیه یا دانش‌پژوهی نمی‌یابی که مردم آن دیار در مسائل خویش به او مراجعه نکنند و فتاوای خود را بر او متّکی نسازند. امّا در بسیاری از شهرها، هیچ محدّث آگاهی که به حدیث واقف و در آن کوشا باشد نمی‌یابی. و این جز به سبب دشواری این علم، کمیاب‌بودن آن، و اندکیِ کسانی که از میان شاگردان و نویسندگان حدیث در آن برمی‌آیند نیست.

و حال آن‌که این علم در روزگار بخاری، تازه، زنده و باطراوت بود؛ فراگیری آن محبوب و دل‌پذیر شمرده می‌شد؛ انگیزه‌ها برای روی‌آوردن به آن بسیار بود و رغبت مردم در آن افزون. و او در همان زمان این سخن را که از او نقل کردیم بیان داشت؛ پس چگونه می‌توان دربارهٔ روزگار ما سخن گفت، با آن‌همه نبودِ طالبِ علم و اندکیِ علاقه‌مندان؟ و شاعر همین اندکیِ متخصصانِ زمانهٔ ما را در این بیت توصیف کرده است:

 

وَقَدْ كُنَّا نَعُدُّهُمْ قَلِيلًا، فَقَدْ صَارُوا أَقَلَّ مِنَ الْقَلِيلِ.

«ما آنان را اندک می‌شمردیم؛
و اکنون کمتر از اندک شده‌اند.»

  • حسین عمرزاده

 

امام طحاوی رحمه‌الله:

 

ونحب أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم، ولا نفرط في حب أحد منهم، ولا نتبرأ من أحد منهم، ونبغض من يبغضهم، وبغير الخير يذكرهم، ولا نذكرهم إلا بخير، وحبهم دين وإيمان وإحسان، وبغضهم كفر ونفاق وطغيان.

 

«ما یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم را دوست داریم، اما در دوستیِ هیچ‌یک از آنان افراط نمی‌کنیم و از هیچ صحابی‌ای بَری و بیزار نیستیم. از هر کسی که نسبت به یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم بُغض داشته باشد یا آنان را به خیر ذکر نکند، متنفریم. جز با خیر، آنان را یاد نمی‌کنیم. دوستیِ آنان دین، ایمان و احسان است؛ بُغضِ آنان کفر، نفاق و طغیان است.»

 

 

متن عقیده طحاویه، ص ۵۷.

 

 

دریافت عکس نوشته
حجم: ۲۹۶ کیلوبایت

  • حسین عمرزاده

 

 

امام ذهبی رحمه‌الله کلماتی از آخرین سخنان امام فخرالدین رازی رحمه‌الله در پایان عمرش را نقل می‌کند که فرموده است:

 

«لقد تَأَمَّلْتُ الطُّرُقَ الكَلاَمِيَّةَ، وَالمنَاهجَ الفلسفِيَّةَ، فَمَا رَأَيَّتُهَا تشفِي عليلاً، وَلاَ تروِي غليلاً، وَرَأَيْتُ أَقْرَبَ الطُّرُقِ طرِيقَةَ القُرْآنِ، أَقرَأُ فِي الإِثْبَاتِ: {الرَّحْمَنُ عَلَى العَرْشِ اسْتوَى} ، {إِلَيْهِ يَصْعَدُ الكَلِمُ... } ، وَأَقرَأُ فِي النَّفْي: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ} ، وَمَنْ جَرَّبَ مِثْلَ تَجرِبَتِي عرفَ مِثْلَ مَعْرِفَتِي.»

 

«راه‌های کلامی‌ها و شیوه‌های فلسفی را بسیار آزمودم و در آن‌ها دقیق شدم، اما هیچ‌کدام را کارساز نیافتم؛ نه دردی را درمان می‌کنند و نه عطش حقیقت‌جویی را فرو می‌نشانند.
به این نتیجه رسیدم که نزدیک‌ترین راه، راهِ قرآن است.


در اثبات صفات، این آیات را می‌خوانم: {الرَّحْمَنُ عَلَى العَرْشِ اسْتوَى} و {إِلَيْهِ يَصْعَدُ الكَلِمُ...}.
و در (تنزیه) و نفی (تشبیه)، این آیه را: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}.

و هر کس تجربه‌ای مانند تجربه‌ی من داشته باشد، به همان دانشی می‌رسد که من رسیده‌ام.»

 

 

سير أعلام النبلاء، ج ۲۱، ص ۵۰۱.

 

  • حسین عمرزاده

 
 

خلق پیغمبر کجا تا از بزرگان عرب
جور و رنج ناسزایان از پی یزدان کشد

صادقی باید که چون بوبکر در صدق و صواب
زخم مار و بیم دشمن از بن دندان کشد

یا نه چون عُمَر که در اسلام بعد از مصطفا
از عرب لشکر ز جیحون سوی ترکستان کشد

پارسایی کو که در محراب و مصحف بی گناه
تا ز غوغا سوزش شمشیر چون عثمان کشد

حیدر کرار کو کاندر مصاف از بهر دین
در صف صفین ستم از لشکر مروان کشد

 

سنایی غزنوی

 
دریافت
حجم: ۱۹۶ کیلوبایت
  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest