یکی از صالحان میگفت:
بیست سال سورهٔ «عصر» را میخواندم، اما معنایش را درست درک نمیکردم…
با خودم فکر میکردم چرا اصلِ حالِ انسان «زیان» است و خدا با این همه تأکید آن را بیان میکند،
و چرا فقط کسانی را استثنا میکند که چهار ویژگی دارند:
ایمان، عملِ درست، سفارش به حق و سفارش به صبر.
تا روزی که صدای یک فروشندهٔ یخ را شنیدم که با دلسوزی صدا میزد:
«به کسی رحم کنید که سرمایهاش دارد آب میشود…»
یخ، آبِ منجمد است،
و قطرهای که از آن بریزد، دیگر برنمیگردد…
همانجا فهمیدم معنای سوگندِ سورهٔ «عصر» چیست.
سرمایهٔ ما در این دنیا، عمر ماست؛
و لحظهای که میگذرد، دیگر بازنمیگردد.
همهٔ ما سرمایهمان در حال کم شدن است…
پس مراقب وقتتان باشید؛
همان زمانی که در آن زندگی میکنید،
پیش از آنکه پایان برسد.
خدا عمرتان را با خیر طولانی کند و عملتان را نیکو گرداند.
حواستان باشد چه کسی وقتتان را میگیرد؛
هرکدام از ما خوب میدانیم چه چیز یا چه کسی وقت ما را میدزدد.
حتی یک لحظه از وقتت را هدر نده،
در حالی که نه در یادِ خدایی
و نه در راه اطاعت از خدا و پیامبرش ﷺ.
وقتهایتان در راه رضایت خدا سپری شود.
- ۰ نظر
- ۱۷ دی ۰۴ ، ۱۲:۲۱

