- ۰ نظر
- ۱۳ دی ۹۷ ، ۲۳:۳۶
فقط از الله بخواه
{إِنَّهُ هُوَالسَّمِیعُ الْعَلِیمُ}
«یقیناً او (الله) است که شنوای داناست.» [فصلت : ۳۶]
{وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ}
«و او (الله) بر هر چیزى تواناست.» [الملك : ۱]
{نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید}
«ما از (شاه) رگ گردن به او نزدیکتریم.» [ق : ۱۶]
{هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ}
«او (الله) مهربانترین مهربانان است.» [يوسف : ۶۴]
{ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}
«مرا بخوانید، تا (دعای) شما را اجابت کنم.» [غافر : ۶۰]
{ألَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ}
«آیا الله برای بنده اش کافی نیست؟!» [الزمر : ۳۶]
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه:
لَأَنْ أَعُضَّ عَلَى جَمْرَةٍ حَتَّى تَبْرُدَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَقُولَ لِشَيْءٍ قَدْ قَضَاهُ اللَّهُ: لَيْتَهُ لَمْ يَكُنْ.
اگر قبضهای از آتش را به دهان بگیرم برایم بهتر است از آنکه در برابر قضا و قدر الله بگویم: ای کاش چنین و چنان نمی شد.
الزهد لأبي داود، ص ۱۳۷.
پینوشت:
این موضوع، در واقع یکی از مسائل عقیدتی بنیادین بهشمار میآید و از ارکان ایمان است. ایمان، نه فقط به خیر، بلکه به شر تقدیر نیز هست؛ چنانکه در حدیث صحیح آمده:
«وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ»
(صحیح مسلم، حدیث ۸)
ایمان به قَدَر، یعنی باور قلبی به اینکه هرچه در زندگیمان رخ میدهد، از خوشی و آسایش گرفته تا سختی و رنج، همه در مسیر حکمت و خیر الهی قرار دارد.
و همین باور، نقش مهم و مؤثری در پیشگیری از بسیاری از بحرانها و مشکلات روحی و روانی دنیای امروز دارد؛ بحرانهایی مثل افسردگی، ناامیدی، بیهدفی و پوچی.
مؤمن، کسی است که با تکیه بر پروردگارش، آرامش قلبی دارد و با اعتماد به او، در همه حال به حکمت پشتِ پردهی حوادث باور دارد؛
چون میداند هیچچیز تصادفی نیست و حتی سختترین لحظهها هم میتوانند زمینهساز خیری عمیقتر باشند.
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند:
«عَجَبًا لِأَمْرِ الْمُؤْمِنِ، إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ خَيْرٌ، وَلَيْسَ ذَاكَ لِأَحَدٍ إِلَّا لِلْمُؤْمِنِ، إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ، فَكَانَ خَيْرًا لَهُ، وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ، فَكَانَ خَيْرًا لَهُ»
یعنی:
«وضعیت مؤمن شگفتآور و عجیب است؛ وضعیت او در همه حال خیر است؛ و این حالت برای هیچکسی جز مؤمن نیست؛ اگر خوشی به او رسد، شکر گوید و این برای او خیر است؛ و اگر زیانی به او رسد، صبر میکند و این برای او خیر است». (صحيح مسلم، حدیث ۲۹۹۹)
و این یعنی فرمول آرامش در زندگی؛
اینکه تو، بدون اینکه همیشه همهچیز مطابق میل و برنامهات پیش بره، باز هم خیالت راحت باشه که «اگر او تدبیر میکند، حتماً خیری در کار است.»
از کاسبی پرسیدند:
«چگونه در این کوچهی پرت و بیعابر کسبِ روزی میکنی؟»
گفت:
«آن خدایی که مَلَکِ مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند، چگونه مَلَکِ روزیاش مرا گم میکند؟!»
والدین به سبب فرزندان، و فرزندان به سبب والدین خود روزی داده میشوند. این برکتی است متقابل:
﴿...نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ...﴾ [انعام: ۱۵۱]
(ما شما (پدران) و آنان (فرزندان) را روزی میدهیم)
﴿...نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ...﴾ [اسراء: ۳۱]
(ما آنان (فرزندان) و شما (پدران) را روزی میدهیم).
| منقول است.
در "هواپیما" آرام می گیری در حالی که نمی دانی "خلبان" آن کیست...!
در "کشتی" آرام می گیری در حالی که نمی دانی "ناخدای" آن چه کسی است...!
پس چگونه در "زندگی" ات آرام نمی گیری در حالی که می دانی مدیر و مدبر آن *«الله»* است...؟!!
به پروردگارت اطمینان داشته باش...
(إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا) «قطعا الله با ما است». [التوبة : 40]
(لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ) «هیچ خدای بحقی جز تو نیست». [الأنبياء : 87]
(مَا کَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِکَ بِاللَّهِ مِنْ شَیْءٍ) «ما (انبیاء) را نسزد که چیزی را شریک الله سازیم». [يوسف : 38]
(لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَٰهًا) «ما هرگز غیر از او معبودی را نمیخوانیم». [الكهف : 14]
در هنگام بیماریِ واپسین، زمانی که شیخ (رحمهالله) در بستر مرگ بود، پسرش عبدالوهاب از او وصیت خواست.
شیخ، رحمهالله، در پاسخ چنین فرمود:
"عليك بتقوى الله وطاعته، ولا تخف أحداً ولا ترجه وكل الحوائج كلها إلى الله عز وجل واطلبها منه ولا تثق بأحد سوى الله عز وجل، ولا تعتمد إلا عليه سبحانه التوحيد التوحيد التوحيد، وجماع الكل التوحيد."
«همواره تقوای الله را پیشه کن و فرمانبردار او باش.
از هیچکس جز او نترس و به هیچکس امید نبند.
تمام حاجتها و نیازهایت را تنها از الله بخواه و فقط از او طلب کن.
به هیچکس جز الله عز و جل اعتماد نکن و بر هیچکس جز او تکیه نداشته باش.
توحید را به یاد داشته باش، توحید، توحید!
که حقیقت و اساس تمام دین، توحید است.»
الفتح الرباني والفيض الرحماني للشيخ عبدالقادر الجيلاني، ص ۳۰۸.
امام علی ـ رضیالله عنه ـ به کسانی که به دیدارش میآمدند چنین سفارش میکرد:
"لا يخافن أحد منكم إلا ذنبه، ولا يرجو إلا ربه، ولا يستحي من لا يعلم أن يتعلم، ولا يستحي من لا يعلم إذا سئل عمَّا لا يعلم أن يقول: الله أعلم، وإن الصبر من الإيمان بمنزلة الرأس من الجسد إذا ذهب الصبر ذهب الإيمان، وإذا ذهب الرأس ذهب الجسد."
تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص ۱۴۳.
فقیری به در خانه بخیلی آمد، گفت: شنیده ام که تو قدری از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم، به من چیزی بده
بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام.
فقیر گفت: من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا می بودم، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم.