وهب بن منبه رحمه الله تعالی فرموده است:
"نشانهی منافق آن است که نکوهش را ناپسند داشته، اما دوست دارد که ستوده شود!"
الزهد لأحمد بن حنبل، ص ۳۰۲ - رجاله ثقات
- ۰ نظر
- ۱۹ آذر ۹۷ ، ۲۱:۲۱
وهب بن منبه رحمه الله تعالی فرموده است:
"نشانهی منافق آن است که نکوهش را ناپسند داشته، اما دوست دارد که ستوده شود!"
الزهد لأحمد بن حنبل، ص ۳۰۲ - رجاله ثقات
از امام خلیل بن أحمد فراهیدی رحمه الله نقل شده که فرمودند:
"چیزی را نشنیدم که آن را ننویسم، و چیزی را ننوشتم که حفظ نکنم، و چیزی را حفظ نکردم مگر آنکه از آن سود بردم!"
جامع بیان العلم وفضله لابن عبد البر، ج ۱، ص ۳۳۵
در فرمودەای حکیمانه از پیامبر صلی الله علیه وسلم آمده است: «اَلحیاءُ لایَأتی إلّا بِخَیر» یعنی حیا همواره سودبخش است و حاصلی جز خیر ندارد؛ در عمل امّا، می بینیم که حیا احیاناً زیانبخش و عامل از دست دادن برخی فرصت ها (مانند طرح سؤال، اظهار نظر، ارائه موفّق دستاوردها و...) و مانع دستیابی به حقوق و سبب ترک پارەای فضائل همچون امر به معروف و نهی از منکر است؛ دقّت در این باره نشان می دهد که آن چه زیان بخش و فرصت سوز است، شرمگینی و کمرویی است کە نباید آن را حیا نامید؛ هم چنان که علّامه ابن صلاح شهرزوری نیز گفتەاند:
أَنَّ هَذَا الْمَانِعُ الَّذِي ذَكَرْنَاهُ لَيْسَ بِحَيَاءٍ حَقِيقَةً بَلْ هُوَ عَجْزٌ وَخَوَرٌ وَمَهَانَةٌ وَإِنَّمَا تَسْمِيَتُهُ حَيَاءً مِنْ إِطْلَاقِ بَعْضِ أَهْلِ الْعُرْفِ أَطْلَقُوهُ مَجَازًا لِمُشَابَهَتِهِ الحياء الْحَقِيقِيَّ وَإِنَّمَا حَقِيقَةُ الْحَيَاءِ خُلُقٌ يَبْعَثُ عَلَى تَرْكِ الْقَبِيحِ وَيَمْنَعُ مِنَ التَّقْصِيرِ فِي حَقِّ ذِي الْحَقِّ وَنَحْوِ هَذَا.
"موانع شکوفایی همانند فقر خودباوری و زبونی را که عرفاً و در محاورات روزمره حیا نامیده می شود، در واقع حیا نیست بلکه شِبهِ حیاست؛ حیای راستین، خویی است که آدمی را به پرهیز از زشتی ها وا می دارد و از کوتاهی در ادای حقّ صاحبان حق باز می دارد"!
امام نَوَوی، شرح صحیح مسلم، ج ۲، ص ۵و۶.
امام غزالی رحمه الله:
"...فهذه کانت سیرة العلماء وعادتهم فی الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، وقلة مبالاتهم بسطوة السلاطین؛ لکونهم اتکلوا على فضل الله تعالى أن یحرسهم، ورضوا بحکم الله تعالى أن یرزقهم الشهادة، فلما أخلصوا لله النیة؛ أثر کلامهم فی القلوب القاسیة، فلینها، وأزال قساوتها.
وأما الآن؛ فقد قیدت الأطماع ألسن العلماء؛ فسکتوا، وإن تکلموا؛ لم تساعد أقوالَهم أحوالهم، فلم ینجحوا، ولو صَدَقوا وقصدوا حق العلم؛ لأفلحوا.
ففساد الرعایا بفساد الملوک، وفساد الملوک بفساد العلماء، وفساد العلماء باستیلاء حب المال والجاه، ومن استولى علیه حب الدنیا؛ لم یقدر على الحسبة على الأراذل، فکیف على الملوک والأکابر".
«این بود روش و سیرت عالمان راستین و عادت آنان در امر به معروف و نهی از منکر؛ که در برابر هیبت و قدرت پادشاهان، اندک بیم و باکی نداشتند، چرا که بر فضل خداوند تکیه میکردند تا آنان را در پناه خود نگاه دارد، و به حکم او که شاید روزی شهادت را نصیبشان سازد، خشنود بودند. پس چون نیت خود را برای خدا خالص کرده بودند، سخنانشان بر دلهای سخت شده تأثیر میگذاشت؛ آن دلها را نرم میکرد و سنگدلیشان را از میان برمیداشت.
اما امروزه، طمعها زبان عالمان را به بند کشیده است؛ پس خاموش ماندند، و اگر هم سخنی گفتند، حال و عملشان یاور گفتارشان نبود؛ از اینرو توفیقی نیافتند. و اگر راست میگفتند و حقیقت دانش را مقصد خود قرار میدادند، بیگمان کامیاب میشدند.
فساد مردم، از فساد پادشاهان است؛ و فساد پادشاهان، از فساد عالمان؛ و فساد عالمان، از چیرگی عشق به مال و جاه. و کسی که دلباخته دنیا گردد، دیگر توان نهی از منکر را بر فرومایگان ندارد؛ چه رسد به پادشاهان و بزرگان.»
إحیاء علوم الدین،ج ۲، ص۳۵۷.
عاصم بن عصام بیهقی ـ رحمه الله ـ روایت میکند:
«شبی را مهمان امام احمد بن حنبل بودم. او ظرفی آب (برای وضو و تهجد) آورد و کنارم گذاشت. وقتی صبح شد، نگاه کرد و دید آب همانطور دستنخورده مانده است. با تعجب گفت:
"سُبْحَانَ الله! رَجُلٌ يَطْلُبُ العِلْمَ لاَ يَكُوْنُ لَهُ وِردٌ بِاللَّيْل."
سبحانالله! مردی در جستوجوی علم است، امّا بهرهای از عبادت شبانه ندارد!»
سیر أعلام النبلاء، جلد ۱۱، صفحه ۲۹۸.
در "هواپیما" آرام می گیری در حالی که نمی دانی "خلبان" آن کیست...!
در "کشتی" آرام می گیری در حالی که نمی دانی "ناخدای" آن چه کسی است...!
پس چگونه در "زندگی" ات آرام نمی گیری در حالی که می دانی مدیر و مدبر آن *«الله»* است...؟!!
به پروردگارت اطمینان داشته باش...
از ابوالحسن البوشنجی در رابطه با (معنا و حقیقت) جوانمردی (یا اصطلاحا همان مردانگی ای که برخی از مردم به آن افتخار می کنند) سوال شد...
در جواب گفت: از نظر من (مفهوم حقیقی) جوانمردی در آیه ای از کتاب الله (یعنی قرآن) و فرموده ای از پیامبر صلی الله علیه وسلم نهفته است.
آیه،این فرموده ی الله متعال است که : کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست میدارند، و در دلهای خود از آنچه (به مهاجران) داده شده احساس حسد (و نیازی) نمیکنند، و آنها را بر خود مقدم میدارند،هرچند خودشان نیازمند باشند. (آیه ۹ سوره حشر)
و حدیث،این فرموده ی پیامبر(صلی الله علیه وسلم) است که:بنده،مومن (واقعی) نخواهد شد (مگر) زمانیکه دوست بدارد برای برادر(دینی اش)آنچه را که برای خودش دوست دارد.
بنابراین هر شخصی که این دو(یعنی آیه و حدیث فوق) در او جمع و موجود باشند پس در نتیجه دارای خصوصیت جوانمردی ست.
------------------------------------------
سئل أبو الحسن البوشنجی عن الفتوَّة -أی:الرجولة التی یتفاخر بها بعض الناس-؟ فقال:الفتوَّة عندی فی آیة من کتاب الله،وخبر عن النبیِّ صلى الله علیه وسلم،فالآیة قوله تعالى:یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ،والخبر:لا یؤمن العبدُ حتى یحب لأخیه ما یحب لنفسه،فمن اجتمعتا فیه، فله الفتوَّة.
شعب الإیمان - بیهقی