| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وسواس» ثبت شده است

بعضی هم در ادای حروف وسواس به خرج میدهند. تا آنجا که یک حرف را دو سه بار تکرار میکنند! من خود، یکی از اینها را دیدم که میگفت:... اکککبر...! و با شخص دیگری برخورد نمودم که اظهار میداشت: از گفتن «السلام علیکم» عاجز شدهام!

 

دکتر یوسف القرضاوی در کتاب "عبادت در اسلام" می‌نویسد:

 

«{وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ} (حج/ ۷۸).

و این یک ردّ و نفی عام برای هر گونه دشواری در دین است. بنابراین به هر دشواری و سختی واقعی برخورد کردیم، باید بدانیم که آن، ساخته و پرداخته مردم است نه دستور خدا.

 

بعضی از دینداران پاک نیت به یک بیماری درونی بهنام «وسوسه» دچار میشوند، در نتیجه برخلاف قانون خدا در کتاب و سنت و با آنکه همه گذشتگان صالح این امت با وسوسه مخالفت نموده و بر آن تاخته و آن را اختلالی در عقل و نقصانی در دین دانستهاند، خود را بهسختی و گرفتاری افکندهاند.

راستی کدام اختلال عقلی و نقصان دینی از این آشکارتر است؟ امام ابن قدامة حنبلی (متوفی به سال ۶۲۰ هجری) در رساله خود راجعبه «سرزنش وسوسه گرایان و بر حذر داشتن از وسوسه» چنین میگوید:

 

«گروهی از وسوسه گرایان، پیروی شیطان را تحقق بخشیده، تلقینات او را پذیرفته و به قبول سخن و فرمانبرداری او نسبت دادهشدهاند و از پیروی رسول خدا و روش او روی گردانیدهاند. تا آنجا که یکی از آنها اگر ببیند که همچون رسول خدا وضو میگیرد یا نماز میخواند، وضو و نماز خود را باطل و نادرست میداند و هنگامی که همچون رسول خدا با بچهها همغذا میشود و غذای همه مسلمانان را میخورد (یعنی مهمانی یا غذای دستپخت آنها را میپذیرد) خویشتن را آلوده به نجاست میپندارد و باید دستش را هفت بار آب بکشد! مثل اینکه در غذای مزبور سگی افتاده یا گربهای ادرار کرده است!!

سپس تحت استیلای ابلیس و فرمانبرداری از او، به نوعی جنون رسیده و به مذهب سوفسطائیانی که حقیقت موجودات و امور محسوس را انکار مینمایند، نزدیک شدهاند. زیرا که علم انسان نسبت به خودش از امور یقین و ضروری است و اینها یک عضو خود را میشویند و با چشم خود میبینند که شستهاند و تکبیر میگویند و قرائت نماز را میخوانند و همه اینها را با گوش خود میشنوند و با دل خود در مییابند، حتی دیگران هم مشاهده میکنند و یقین دارند، اما باز هم شیطان را تصدیق میکنند و دیدهها و شنیدهها و کارهای قطعی و یقینی خویش را انکار مینمایند و شک میکنند که آیا این کار را کردهاند یا خیر؟!

 

شیطان، اینها را در نیت و مقصود خود نیز که بهطور یقینی آن را میدانند و دیگران هم براساس قرائن و دلایلی مطلع میشوند، به تردید میاندازد. اینها تلقین شیطان مبنی بر عدم نیت و قصد نماز را، برخلاف عینیات و یقین درونی خود میپذیرند و شکاک و سرگردان میمانند، مثل اینکه به چیز بسیار عجیبی خیره شده و یا پدیدهای را از باطن خود استخراج میکنند! همه این کارها نشانه زیاده روی در پیروی ابلیس و پذیرش وسوسههای اوست و هر کسی به این حد برسد، در واقع به آخرین درجه شیطان پرستی قدم نهاده است و تلقین او را برای عذاب نفس خود میپذیرد و در صدمه زدن به جسم خود از او فرمانبرداری میکند (با فرو رفتن در آب سرد یا استعمال زیاد آن و یا مالش بیش از حد بدن در هنگام شستشو) و چهبسا که چشم خود را در آب گشوده و داخل آن را هم بشوید و بدین سان به بینایی خود آسیب رساند و یا اینکه کارش به کشف عورت خود برای مردم بیانجامد و به وضعی افتد که مورد مسخره بچهها و مشاهده کنندگان خود قرار گیرد.

 

وسوسه این گروه ممکن است باعث فوت جماعت و فوت وقت نماز گردد و یا در اثر شدت وسوسه در نیت، تکبیر اول از دستشان برود و از یک یا چند رکعت محروم گردند.

برخی از آنان با خود میگویند: «حتماً استقامت میورزم و زیادتر بهجا میآورم... ولی دروغ میگویند. بعضی هم در ادای حروف وسواس به خرج میدهند. تا آنجا که یک حرف را دو سه بار تکرار میکنند! من خود، یکی از اینها را دیدم که میگفت:... اکککبر...! و با شخص دیگری برخورد نمودم که اظهار میداشت: از گفتن «السلام علیکم» عاجز شدهام! به او گفتم: همانطوری که الان گفتی، بگو و خودت را راحت کن!

 

نظایر این افراد زیادند، شیطان توانسته است اینها را در دنیا عذاب دهد و از پیروی پیامبر برگزیده‌شان  خارج سازد و در زمره خود آزاران و افراطیان درآورد. با این حال تصور میکنند که روش خوبی دارند! پناه بر خدا از شیطان رجیم.

ابن قدامه / میافزاید: «هر کس میخواهد از این بلا خلاص گردد، باید به صحت مطالبی که در پیروی از گفتار و کردار پیامبر خدا  بیان داشتیم، پی ببرد و به پیمودن راه او مصمم گردد و بدون شک بداند و بپذیرد که راه پیامبر  هدایت مستقیم بوده و مخالفت با پیامبر  نتیجه فریب و اغوای شیطان و تلقینات اوست و یقین داشتهباشد که شیطان، دشمن است و به راه خیر نمیخواند و به خوشبختی هدایت نمیکند.

{إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ} (فاطر/ ۶).

«او حزب خود را به این فرا میخواند که اهل آتش باشند».

آنگاه باید بداند که در میان رسول خدا  و یارانش، فرد وسواسی نبوده است و اگر وسوسه چیز خوبی بود، خداوند آن را از پیامبر  و یاران پیامبر که بهترین و شایستهترین بندگانش بودند، دریغ نمیداشت.

پیامبر  وسوسه گرایان را توبیخ و نکوهش مینمود و عمر آنها را میزد و تنبیه میکرد و اگر یکی از اصحاب رسول  به چنین افرادی برمی‌خورد، از او روی میگردانید».

چیزی که باعث فریاد زدن شیخ ابن قدامه، بر سر این وسوسه گرایان سختی آفرین گردیده است، موضع سختگیری و دست و پایبندی آنان در مواردی است که دین، آسان ساخته و سهل گرفته است.»

 

 

منبع: عبادت در اسلام، یوسف قرضاوی، ترجمه: محمد ستاری خرقانی، نسخه الکترونیکی، صص ۳۸۶-۳۸۹.

  • حسین عمرزاده

# خط ـ نوشته

یکی از موضوعاتی که خیلی‌ها امروزه دچارش هستند و درگیرش شده‌اند، مسأله‌ی وسواس است؛ به‌ویژه وسواس در غسل، وضو و نماز.
بخش عمده‌ای از این مشکل، ریشه در استرس‌ها و تنش‌های فکری شدید دارد؛ و بخشی دیگر به ناآگاهی فرد از دین و احکام آن بازمی‌گردد. دینی که برای هر مشکل و مانعی، راه‌حل ارائه کرده و هیچ‌گاه آموزه‌ها و احکامش به‌گونه‌ای نبوده‌اند که فرد را در تنگنا و مشقت بیندازند.

شخصی را تصور کنید که ساعت‌ها وقت صرف انجام یک غسل می‌کند، اما باز هم در پایان کار دچار تردید است که آیا بخشی از بدنش خشک مانده یا نه؛ یا اصلاً آن را شسته یا خیر. در وضو نیز همین وضعیت پیش می‌آید؛ و در نماز، پیوسته در تعداد رکعات یا سایر اجزاء نماز شک و دودلی دارد.
این وسواس‌ها، در نهایت منجر می‌شوند - نعوذبالله - به ترک شدن برخی از فرائض، ناتوانی در انجام سنت‌ها و عبادات بیشتر، و مهم‌تر از همه، نچشیدن شیرینی و حلاوت عبادت.

این مسأله به‌گونه‌ای‌ست که اگر از راه درست درمان نشود، نه تنها ثابت نمی‌ماند، بلکه با گذر زمان شدت بیشتری می‌گیرد.
تأکید من بر "درمان از راه درست" به این دلیل است که گاهی افرادی پیدا می‌شوند که خودشان درک درستی از وسواس و راهکارهای آن ندارند، اما با این حال، اقدام به راهنمایی دیگران می‌کنند.
این نوع راهنمایی‌های ناآگاهانه، باعث می‌شود فرد بیشتر درگیر وسواس شود. به عنوان نمونه، خودم شخصاً شاهد بودم افرادی که شخصی مبتلا به وسواس طهارت را - که فقط پس از استفاده از توالت نسبت به قطرات مشکوک بود - بلافاصله بیمار به "سَلَس‌ُالبول" (یعنی ناتوانی در کنترل ادرار) تشخیص دادند.
چنین قضاوت‌های نادرستی می‌تواند آن فرد را سالیان سال در مشقت و رنج نگه دارد.

وسواس شدید از جانب شیطان است. و گاهی ممکن است ریشه در گناهانی داشته باشد که خود فرد بهتر از هرکسی از آن‌ها آگاه است، یا ناشی از تنش‌های ذهنی و فکری غیرعادی باشد که درگیر آن شده.
در هر حال، فرد باید بدون تأخیر برای درمان اقدام کند؛ چرا که این وسواس در بلندمدت منجر به فرسایش روانی و حتی جسمی می‌شود. و جالب آن‌که وقتی درمان آغاز شود، حتی بسیاری از همان درگیری‌های فکری و بی‌تمرکزی‌های ذهنی نیز از بین می‌رود.

اگر شما هم با این مشکل درگیر هستید، اصلاً ناامید نشوید.
اگر واژه‌هایی مانند «الوسواس القهري»، «الوسواس أثناء الغسل»، «الوسواس أثناء الوضوء» و «الوسواس أثناء الصلاة» را در اینترنت جست‌وجو کنید، خواهید دید که این مسأله در میان بسیاری از افراد - با توجه به معضلات زندگی مدرن - وجود دارد، و خوشبختانه راهکارهای مفید، امیدوارکننده، و در عین حال سریع و مؤثری برای آن ارائه شده است.

یکی از مهم‌ترین آن‌ها، آگاهی از میزان آبی‌ست که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم برای غسل و وضو استفاده می‌کردند، و نیز شناخت روش مواجهه‌ی ایشان و صحابه با فراموشی و سهو در عبادت؛ که همگی در چارچوب آسان‌گیری شرع قرار می‌گیرد و برای انسان بسیار راه‌گشاست.

و نباید فراموش کرد که اگر شیطان به سراغ کسی می‌آید، بی‌دلیل نیست. قطعاً در وجود او خیری دیده که می‌خواهد سد راهش شود.

در دوران تحصیل، هر هفته برای خودسازی و تهذیب نفس، به همراه دوستان و به توصیه‌ی اساتید، به محضر یکی از علما می‌رفتیم.
خوب یادم هست که یک بار فرمودند: «دزد هیچ‌گاه به خانه‌ای که در آن چیزی نیست و ویرانه است، وارد نمی‌شود. دزد به خانه‌ای می‌زند که می‌داند در آن مال و جواهر وجود دارد.»
و بعد ادامه دادند: «ماجرای شیطان با افراد دیندار و دلشان هم همین است. چون می‌داند اگر این فرد به دینش عمل کند، نه تنها خودش رشد می‌کند، بلکه می‌تواند برای دیگران هم موجب خیر و تقویت ایمان شود.»

خیلی از این وسوسه‌ها، از شدت دقت و علاقه‌ی فرد به درست انجام دادن عبادات ناشی می‌شود. و این خود نشان‌دهنده‌ی دینداری‌ست.
اما نباید با این مسأله به‌سادگی و سهل‌انگاری برخورد کرد. بلکه باید فوراً با مراجعه به علما و افراد آگاه و متخصص در این زمینه، مشکل را به‌درستی شناخت و هرچه زودتر برای درمان اقدام کرد، تا مبادا گسترش یابد و درمانش دشوارتر شود.

در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که وسواس، هرچقدر هم که پیچیده و طاقت‌فرسا به نظر برسد، قابل درمان است. راه‌حل آن در آگاهی از احکام دین، صبوری در برخورد با مشکلات و عمل به راهنمایی‌های درست و اصولی است. زیرا شک‌ها و تردیدهایی که انسان درگیرشان می‌شود، در حقیقت تنها راهی برای فرسایش روان و دلسردی هستند.
چنانچه فرد با توکل به خداوند متعال و اعتماد به آموزه‌های دینی صحیح، گام‌های خود را در مسیر درمان این مشکل بردارد، مطمئناً کمک‌های الهی در راه خواهد بود.
اصل دین آسان است و خدایی که این دین را برای ما فرستاده، از خود ما به ما مهربان‌تر است.

إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون

بی گمان او (شیطان) بر کسانی که ایمان آورده اند و بر پروردگارشان توکل می کنند ، (هیچ) تسلطی ندارد.[النحل : ۹۹]

  • حسین عمرزاده

حارث بن قیس رحمه الله :

 

 


"إِذَا كُنْتَ فِي الصَّلَاةِ فَقَالَ لَكَ الشَّيْطَانُ: إِنَّكَ تُرَائِي، فَزِدْهَا طُولًا."


هرگاه در حال نماز بودی و شیطان به تو گفت (یعنی وسوسه‌ات کرد) که داری ریا می‌کنی، نمازت را طولانی‌تر کن!


 

الزهد لابن المبارك، ص ۱۲، ش ۳۵.

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest