نصایح شیخ آتئیست😂
«شیخ الإلحاد و الملحدین...»
الحاد بن ملحد بن عیرانی، روزی ناله بر آورد و جمع مریدان، سراسیمه گرد او جمع گشتند و تعجب کنان پرسیدند که ای شیخ، ۳۰ میلیون نفر به فدایت، چه شده است که نعره ها سر می دهی؟!
چه شده؟! به ما هم گو تا ما هم نعره زنان جامهها بدرانیم و سر به بیابان نهیم.
شیخ (درود خرد بر او باد) گفت: ای جمع مریدان من، با شما نصایحی گرانبها دارم، آن را آویزه گوش خود کرده و به نسل های آینده خود انتقال دهید.
مریدان سر تا پا گوش، نظارهگر دهان شیخشان بودند تا بدانند که چه می گوید و دیدند که اشک در چشمانش حلقه کرد و با صدای ماتم گرفته، خطاب به جمع گفت: ای مریدانم و ای سردمداران آینده، خردگرایی بر شما باد از مجادله کردن با علما و دانش آموختهگان دین خودداری ورزید، مریدان کف بر دهان بر آورده و با تعجب پرسیدند پس ما چگونه عقیده خود را منتشر سازیم؟!
شیخ گفت: ای ابلهان خموش بمانید تا سخنم را کامل سازم، هیچ گاه با بزرگان و علماء و حتی کسی که اندک علم ناچیزی در نزدش موجود است به مجادله بر نخیزید و برای نشر عقاید خود به نزد جوانان خام و پیران جاهل بروید، سعی کنید از جوانان، افرادی را انتخاب کنید که از وصال به معشوق، باز ماندهاند یا در رسیدن به امور خویش در مانده هستند.
در میان کهتران، افرادی را برگزینید که در ایام شبابی روزها را با گناه به شب رسانیده و حال که به بستر مرگ نزدیک میشوند فکر عذاب قبر، آنها را نجات نمیدهد و با انکار کردن «خداوند» او را از این فکر، رهایی بخشید.
"و زنهار بر شما که از بحث کردن با صاحبان دانش و لو اگر دانششان اندک باشد پرهیز کنید"
مریدان دوباره کف بر دهان برآورده و هنگام سخن گفتن جمله، تفها بر زمین پاشیدند و باز گفتند: ای شیخ حکمت این سخن تو در چیست؟!
شیخ سر در گریبان فرو برد و با صدای پر از حزن و اندوه گفت: در ایام جوانی که تازه با کتب "سران الحاد" آشنا و مخیّلهام سرشار از جملات نیچه و راسل و داوکنیز و هیچنز بود، به مسجد محل پا گذاشته و دیدم که پیر مردی دارد احکام نماز را به چندی از افراد حاضر میآموزد، من هم صدای خود را بلند کرده و گفتم: ای پیر خرفت، مردم در غرب به بیکرانهای آسمان سفر می کنند، و تو هنوز به ما احکام نماز را میآموزی؟!
پیر مرد در جوابم گفت: ای جوانک تو نه نمازت را خواندهای و نه به کرانههای آسمان رخنه کردهای چه میگویی؟!
شیخ با چشمانی گریان روی در مریدانش کرد و گفت: حال حکمتش را دانستید؟!
تنی چند از مریدان شیخ، با دیدنِ وضعیتِ شیخشان بیهوش شدند، مریدان شیخ این نصیحت او را از ابتدا تا به امروز آویزه گوش خود کرده و با توجه به پیشرفت علم، شبهات و سؤالات آنان هیچ گونه پیشرفته نداشته، و هنوز در دوران یونان باستان قدم بر میآورند.
البته از لحاظ اخلاقی پیشرفت کردهاند و برای عمل شاهد بازی میگویند: چون در میان حیوانات رواج دارد پس طبیعی است و برای رد خداوند میگویند: چون جنگ وجود دارد، پس خدا وجود ندارد،
در حالی که در میان همین حیوانات هم جنگ وجود دارد!!
شاهد بازی:نوعی همجنس گرایی را می گویند که شخص تمایل به پسر نوجوان دارد.
- ۹۷/۰۹/۰۳