| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۱۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تربیت نفس» ثبت شده است

ابوذَیّال رحمه الله:

 


" تَعَلَّمْ لَا أَدْرِي؛ فَإِنَّكَ إِنْ قُلْتَ: لَا أَدْرِي عَلَّمُوكَ حَتَّى تَدْرِيَ وَإِنْ قُلْتَ: أَدْرِي سَأَلُوكَ حَتَّى لَا تَدْرِي. "

 

بیاموز که بگویی: «نمی‌دانم»؛ و میاموز که بگویی: «می‌دانم».

 

زیرا اگر گفتی: «نمی‌دانم»، تو را تعلیم می‌دهند تا بدانی؛
و اگر گفتی: «می‌دانم»، آن‌قدر از تو خواهند پرسید تا درمانده شوی و دیگر ندانی.

 

جامع بیان العلم وفضله، ج ۲، ص ۸۴۲.

 

 

توضیح:

 

وقتی انسان ادعا کند که «می‌دانم»، دیگران او را در جایگاه پاسخ‌گو قرار می‌دهند و پرسش‌های بیشتری از او می‌پرسند. در این وضعیت، اگر آن فرد واقعاً به اندازه‌ی ادعایش آگاه نباشد، ناتوانی و جهلش آشکار می‌شود و در نظر دیگران نادان جلوه خواهد کرد.

پس پیام این سخن چنین است:

گفتنِ «نمی‌دانم»، دری به روی یادگیری و رشد می‌گشاید.
گفتنِ «می‌دانم» بدون آگاهی کامل، انسان را به دام می‌اندازد.

 

  • حسین عمرزاده

حسن بصری رحمه الله می‌گوید:

 


"إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى إِذَا أَرَادَ أَنْ يَقْبِضَ رُوحَ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ، اطْمَأَنَّتِ النَّفْسُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى، وَاطْمَأَنَّ اللَّهُ إِلَيْهَا."

«چون خداوند اراده کند جان بنده مؤمنش را بگیرد، نفس او آرام و مطمئن به سوی پروردگار می‌رود؛ و خداوند نیز با رضایت و رحمت خویش، آن را می‌پذیرد.»


 

تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص ۵۸.

  • حسین عمرزاده

{وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ}

و به نفس ملامتگر سوگند می‌خورم. [القيامة: ۲]

 

 

امام مجاهد بن جبر، نفس لوّامه را این‌گونه توصیف می‌کند:

 

"هِيَ الَّتِي تَلُومُ عَلَى مَا فَاتَ وَتَنْدَمُ، فَتَلُومُ نَفْسَهَا عَلَى الشَّرِّ لِمَ فَعَلَتْهُ، وَعَلَى الْخَيْرِ لِمَ لَا تَسْتَكْثِرُ مِنْهُ."

«نفس لوّامه آن است که بر چیزی که از دست رود، پشیمان شده و به سرزنش می‌پردازد؛ خود را بر انجام کار ناشایست توبیخ کرده که چرا این کار را انجام دادی؟ و بر انجام کار خیر نیز خود را سرزنش می‌کند که چرا بسیار انجام ندادی؟».

 


تفسیر قرطبی، ج ۱۹، ص ۹۳.

  • حسین عمرزاده

{وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ}

و به نفس ملامتگر سوگند می‌خورم. [القيامة: ۲]

 

 

 

حسن بصری رحمه‌الله در تفسیر این آیه می‌گوید:

 

"إن المؤمن والله ما نراه إلا يلوم نفسه. ما أردت بكلمتي، ما أردت بأكلتي، ما أردت بحديث نفسي، وإن الفاجر يمضي قدما ما يعاتب نفسه."


«به الله سوگند! مؤمن همیشه نفس خود را سرزنش می‌کند، و می‌گوید: چرا چنین گفتم؟ از این خوردنم چه هدفی داشتم؟ وسوسه‌هایی که از خاطرم گذشت بیانگر چیست؟ ولی شخص فاجر بدون هیچ هراسی به پیش می‌رود و بر هیچ چیزی خود را سرزنش نمی‌کند».


 

تفسیر ابن کثیر، ج ۸، ص ۲۸۳.

  • حسین عمرزاده

امام حسن بصری رحمه الله:


می‌خندیم و از عملکرد خود غافلیم. الله بر اعمال ما نظارت دارد، چنانچه بر مبنای رفتارمان با ما برخورد کند، هیچ چیزی را از ما نمی‌پذیرد.

وای بر تو ای بنی آدم! مگر شما توان و نیروی جنگیدن با الله را دارید؟

من قومی را دیده‌ام که دنیا از منظر آنان از خاکستر زیر پایشان کم‌ارزش‌تر بود، و قومی دیگر نیز دیده‌ام که به جز قوت شب چیز دیگری را نداشتند، و با این وجود همۀ آن را مصرف نمی‌کردند، بلکه بعضی از آن را صدقه می‌دادند، در حالی خود گرسنه‌تر بودند.


 

...نَضْحَكُ وَلاَ نَدْرِي لَعَلَّ اللهَ قَدِ اطَّلَعَ عَلَى بَعْضِ أَعْمَالِنَا.
وَقَالَ: لاَ أَقْبَلُ مِنْكُم شَيْئاً، وَيَحَكَ يَا ابْنَ آدَمَ! هَلْ لَكَ بِمُحَارِبَةِ اللهِ -يَعْنِي: قُوَّةً-.
وَاللهِ لَقَدْ رَأَيْتُ أَقْوَاماً كَانَتِ الدُّنْيَا أَهْوَنَ عَلَى أَحَدِهِمْ مِنَ التُّرَابِ تَحْتَ قَدَمَيْهِ، وَلَقَدْ رَأَيْتُ أَقْوَاماً يُمْسِي أَحَدُهُمْ وَلاَ يَجِدُ عِنْدَهُ إِلاَّ قُوْتاً، فَيَقُوْلُ: لاَ أَجْعَلُ هَذَا كُلَّهُ فِي بَطْنِي.
فَيَتَصَدَّقُ بِبَعْضِهِ، وَلَعَلَّهُ أَجْوَعُ إِلَيْهِ مِمَّنْ يَتَصَدَّقُ بِهِ عَلَيْهِ.

 

سیر أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۵۸۵.

  • حسین عمرزاده

میمون بن مهران تابعی در توصیف یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم و مقایسۀ آنان با نسل زمان خویش می‌گوید:

 

 


"أدركت من لم يتكلم إلا بحق أو يسكت، وقد أدركت من لم يكن يتكلم بعد صلاة الفجر حتى تطلع الشمس إلا بما يصعد، وقد أدركت من لم يملأ عينيه من السماء فرقاً من ربه عز وجل، ولو أن بعض من أدركت نشر حتى يعاينكم ما عرف منكم شيئاً إلا قبلتكم."

 

به محضر کسانی رسیده‌ام که یا سکوت را برمی‌گزیدند، یا به جز حق کلمه‌ای بر زبان جاری نمی‌کردند، و به خدمت مردانی رسیده‌ام که بعد از ادای نماز صبح تا طلوع خورشید به جز ذکر الله چیزی نمی‌گفتند، و مردانی را یافته‌ام که از ترس پروردگار، به آسمان نگاه نمی‌کردند، و اگر برخی از آنان زنده شوند و اعمال شما را مشاهده کنند، به جز قبله هیچ چیزی از شما قبول نمی‌کنند.

 


صفة الصفوة: ج ۲، ص ۳۶۱.

  • حسین عمرزاده

مقیم لندن بود.تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 پنس اضافه تر می دهد.
می گفت: چند دقیقه با خودم کلنجار رفتم که بیست پنس اضافه را برگردانم یا نه؟
آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنس را پس دادم و گفتم: آقا ! این را زیادی دادی.
گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیاده شدن، راننده سرش را بیرون آورد و گفت: آقا، از شما ممنونم.
پرسیدم: بابت چی؟
گفت: می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم، اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشین شدید، خواستم شما را امتحان کنم. با خودم شرط کردم اگر بیست پنس را پس دادید بیایم. فردا خدمت می رسم.
تعریف می کرد: تمام وجودم دگرگون شد، حالی شبیه به غش به من دست داد! من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنس می فروختم.

  • حسین عمرزاده

ابوبکر رَضِيَ اللهُ عَنهُ هرگاه می‌دید یا می‌شنید که دیگران از او تعریف می‌کنند، چنین دعایی بر زبان می‌آورد:


 

«اللَّهُمَّ أَنْتَ أَعْلَمُ بِي مِنْ نَفْسِي، وَأَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْهُمْ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي خَيْرًا مِمَّا يَظُنُّونَ، وَاغْفِرْ لِي مَا لا يَعْلَمُونَ، وَلا تُؤَاخِذْنِي بِمَا يَقُولُون.»

یعنی: «بارخدایا! تو نسبت به من از خودم آگاه‌تری، و من نیز نسبت به خود از این‌ها بیشتر خبر دارم؛ خداوندا! مرا بهتر از گمان نیکشان نسبت به من قرار بده، و گناهانم را که آنان از آن بی‌خبرند، بیامرز، و مرا به آنچه ایشان درباره‌ام می‌گویند (و مرا نیک می‌پندارند) بازخواست نفرما.»

 

 

أسد الغابة، ج ۳، ص ۳۲۴.

  • حسین عمرزاده

ابو‌الدرداء رضي‌الله‌عنه می‌گفت:


خیر و خوبی واقعی این نیست که ثروت و فرزندانت زیاد باشند؛
بلکه خوبی در این است که کارهای نیکت بیشتر شود، بردباری و بزرگواری‌ات افزون گردد،
و در بندگی خدا از دیگران پیشی بگیری.


اگر کار نیکی کردی، خدا را شکر کنی؛
و اگر لغزشی داشتی، از او آمرزش بخواهی و استغفار کنی.
 


تاریخ دمشق، لابن‌عساکر، ج ۷، ص ۱۵۸-۱۵۹.

  • حسین عمرزاده

بشر بن حارث رحمه الله :

 

"لا يجد حلاوة الآخرة رجل يحب أن يعرفه الناس."

«کسی که دوست دارد مردم او را بشناسند، شیرینی آخرت را نخواهد چشید.»


 

حلیة الأولیاء، ج ٨، ص ۳۴۳.

 

 

پ.ن: باید مراقب انگیزه‌های درونی خود باشیم و تلاش کنیم هر عمل خیر و عبادتی را صرفاً برای خداوند انجام دهیم، نه برای شهرت یا احترام اجتماعی.

  • حسین عمرزاده

امام ذهبی رحمه الله:

 

 

"إِذَا ثبتَتْ إِمَامَةُ الرَّجُلِ وَفَضْلُهُ، لَمْ يَضُرَّهُ مَا قِيْلَ فِيْهِ."

«هرگاه پیشوایی و فضیلت عالمی ثابت شد، دیگر سخنانی که درباره‌ی او گفته شود به او زیانی نخواهد رساند.»

 

 

سیر أعلام النبلاء، ج ۸، ص ۴۴۸.

  • حسین عمرزاده

وَهَب بن مُنَبِّه رحمه الله:

 

 

"آيَةُ الْمُنَافِقِ أَنَّهُ يَكْرَهُ الذَّمَّ وَيُحِبُّ الْحَمْدَ."

"نشانه‌ی منافق آن است که از نکوهش بدش می‌آید و ستوده شدن را دوست دارد."

 

 

الزهد لأحمد بن حنبل، ص ۳۰۲، ش ۲۱۸۶.

  • حسین عمرزاده

عبدالله بن مسعود رَضِیَ اللهُ عَنهُ:

 

 

"وَالَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَاعَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ شَيْءٌ أَحَقُّ لِطُولِ سِجْنٍ مِنْ لِسَانٍ."

«قسم به آن‌که جز او معبودی نیست، هیچ چیزی بر روی زمین، شایسته‌تر از زبان برای زندانی شدنِ طولانی نیست.»

 

 

الزهد لأحمد بن حنبل، ص ۱۳۴، ش ۸۹۴.

  • حسین عمرزاده

در فرمودەای حکیمانه از پیامبر صلی الله علیه وسلم  آمده است: «اَلحیاءُ لایَأتی إلّا بِخَیر» یعنی حیا همواره سودبخش است و حاصلی جز خیر ندارد؛ در عمل امّا، می بینیم که حیا احیاناً زیانبخش و عامل از دست دادن برخی فرصت ها (مانند طرح سؤال، اظهار نظر، ارائه موفّق دستاوردها و...) و مانع دستیابی به حقوق و سبب ترک پارەای فضائل همچون امر به معروف و نهی از منکر است؛ دقّت در این باره نشان می دهد که آن چه زیان بخش و فرصت سوز است، شرمگینی و کمرویی است کە نباید آن را حیا نامید؛ هم چنان که علّامه ابن صلاح شهرزوری نیز گفتەاند:

 

أَنَّ هَذَا الْمَانِعُ الَّذِي ذَكَرْنَاهُ لَيْسَ بِحَيَاءٍ حَقِيقَةً بَلْ هُوَ عَجْزٌ وَخَوَرٌ وَمَهَانَةٌ وَإِنَّمَا تَسْمِيَتُهُ حَيَاءً مِنْ إِطْلَاقِ بَعْضِ أَهْلِ الْعُرْفِ أَطْلَقُوهُ مَجَازًا لِمُشَابَهَتِهِ الحياء الْحَقِيقِيَّ وَإِنَّمَا حَقِيقَةُ الْحَيَاءِ خُلُقٌ يَبْعَثُ عَلَى تَرْكِ الْقَبِيحِ وَيَمْنَعُ مِنَ التَّقْصِيرِ فِي حَقِّ ذِي الْحَقِّ وَنَحْوِ هَذَا.

 

"موانع شکوفایی همانند فقر خودباوری و زبونی را که عرفاً و در محاورات روزمره حیا نامیده می شود، در واقع حیا نیست بلکه شِبهِ حیاست؛ حیای راستین، خویی است که آدمی را به پرهیز از زشتی ها وا می دارد و از کوتاهی در ادای حقّ صاحبان حق باز می دارد"!

 

امام نَوَوی، شرح صحیح مسلم، ج ۲، ص ۵و۶.

  • حسین عمرزاده

امام غزالی رحمه الله:

 

 

"...فهذه کانت سیرة العلماء وعادتهم فی الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، وقلة مبالاتهم بسطوة السلاطین؛ لکونهم اتکلوا على فضل الله تعالى أن یحرسهم، ورضوا بحکم الله تعالى أن یرزقهم الشهادة، فلما أخلصوا لله النیة؛ أثر کلامهم فی القلوب القاسیة، فلینها، وأزال قساوتها. 

وأما الآن؛ فقد قیدت الأطماع ألسن العلماء؛ فسکتوا، وإن تکلموا؛ لم تساعد أقوالَهم أحوالهم، فلم ینجحوا، ولو صَدَقوا وقصدوا حق العلم؛ لأفلحوا. 

ففساد الرعایا بفساد الملوک، وفساد الملوک بفساد العلماء، وفساد العلماء باستیلاء حب المال والجاه، ومن استولى علیه حب الدنیا؛ لم یقدر على الحسبة على الأراذل، فکیف على الملوک والأکابر".

 

«این بود روش و سیرت عالمان راستین و عادت آنان در امر به معروف و نهی از منکر؛ که در برابر هیبت و قدرت پادشاهان، اندک بیم و باکی نداشتند، چرا که بر فضل خداوند تکیه می‌کردند تا آنان را در پناه خود نگاه دارد، و به حکم او که شاید روزی شهادت را نصیبشان سازد، خشنود بودند. پس چون نیت خود را برای خدا خالص کرده بودند، سخنانشان بر دل‌های سخت‌ شده تأثیر می‌گذاشت؛ آن دل‌ها را نرم می‌کرد و سنگدلی‌شان را از میان برمی‌داشت.

اما امروزه، طمع‌ها زبان عالمان را به بند کشیده است؛ پس خاموش ماندند، و اگر هم سخنی گفتند، حال و عملشان یاور گفتارشان نبود؛ از این‌رو توفیقی نیافتند. و اگر راست می‌گفتند و حقیقت دانش را مقصد خود قرار می‌دادند، بی‌گمان کامیاب می‌شدند.

فساد مردم، از فساد پادشاهان است؛ و فساد پادشاهان، از فساد عالمان؛ و فساد عالمان، از چیرگی عشق به مال و جاه. و کسی که دل‌باخته دنیا گردد، دیگر توان نهی از منکر را بر فرومایگان ندارد؛ چه رسد به پادشاهان و بزرگان.»


إحیاء علوم الدین،ج ۲، ص۳۵۷.

 

  • حسین عمرزاده

مادری از عالمی پرسید: «خوابِ بچه‌هایم بسیار سنگین است؛ به‌ همین‌خاطر نمی‌توانم آنها را برای نماز صبح بیدار کنم. حالا چه کار کنم؟»

شیخ پاسخ داد: «اگر اتاق آتش بگیرد و جانشان در خطر باشد، چه می‌کنی؟»

زن گفت: «آنها را بیدار خواهم کرد.»

شیخ پرسید: «ولی خوابشان سنگین است؛ چگونه بیدارشان می‌کنی؟»

زن گفت: «به‌خدا قسم هرطور شده آنها را بیدار می‌کنم؛ حتی اگر شده، آنها را کشان‌کشان از اتاق خارج می‌کنم.»

شیخ گفت: «همان‌طور که برای نجاتشان از آتشِ دنیا این کار را می‌کنی، برای نجاتشان از آتشِ جهنم نیز چنین کن.»

  • حسین عمرزاده

مردی از حذیفه -رضی الله عنه- پرسید: «نفاق و دورویی چیست؟»

حذیفه -رضی الله عنه- فرمود:

 

"أَنْ تَتَكَلَّمَ بِالإِسْلاَمِ، وَلاَ تَعْمَلَ بِهِ."

«نفاق یعنی اینکه از اسلام سخن بگویی، ولی به آن عمل نکنی.»

 

 

سير أعلام النبلاء، ج ۲، ص ۳۶۳.

  • حسین عمرزاده

ابن مسعود رضی الله عنه:

 


"إن المؤمن يرى ذنوبه كأنه في أصل جبل يخاف أن يقع عليه، وإن الفاجر يرى ذنوبَه كذُبابٍ طار على أنفه."

«انسان مؤمن گناهش را همچون کوهی می‌بیند و می‌ترسد که بر وی بیافتد؛ و شخص فاجر گناهش را همچون مگسی می‌بیند که به دور بینی‌اش می‌چرخد!».

 

 

جامع العلوم والحکم، ج ۱، ص ۴۳۷.

  • حسین عمرزاده

محمد بن عجلان رحمه الله گفته است:

 

 

 

"إنَّما الكلام أربعة: أن تذْكُرَ الله، وتقرأ القرآن، وتسأل عن علم فتخبر به، أو تكلّم فيما يعنيك من أمر دنياك."

 


 

سخن و کلام (مفید) فقط چهار گونه است:

 


۱. یا ذکر و یادِ خداست،
۲. یا تلاوتِ قرآن،
۳. یا پرسشی علمی می‌کنی تا بتوانی آن را به دیگران برسانی،
۴.و یا سخن گفتن از اموری که در زندگی دنیایی‌ات به تو مربوط می‌شود.

 

 


جامع العلوم والحکم، ابن رجب الحنبلي، ج ۱، ص ۳۴۰.

  • حسین عمرزاده

حسن بصری رحمه الله:

 

 

"أكثِروا من الاستغفار في بيوتكم، وعلى موائدكم، وفي طُرقكم، وفي أسواقكم، وفي مجالسكم أينما كُنتم، فإنكم ما تدرون متى تنزل المغفرة."

«تا می‌توانید در خانه‌هایتان و در وقت سختی و بلایا، و در راه و در کوچه و بازار، و در مجالس خود و هرجایی که بودید، زیاد استغفار کنید؛ چرا که شما نمی‌دانید چه وقت مغفرت الهی نازل می‌شود.»

 

 

جامع العلوم والحکم، ج ۲، ص ۴۰۸.

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest