از دانشمند برجستهٔ امت، مفسّر قرآن کریم و پسرعموی عزیز پیامبرمان ﷺ، عبدالله بن عباس رضیاللهعنهما روایت شده است که فرمود:
"التفسيرُ على أربعةِ أوجهٍ؛ وجهٌ تَعْرِفُه العربُ مِن كلامِها، وتفسيرٌ لا يُعْذَرُ أحدٌ بجَهالتِه، وتفسيرٌ يَعْلَمُه العلماءُ، وتَفْسيرٌ لا يَعْلَمُه إلا اللَّهُ."
«تفسیر قرآن چهار گونه است:
۱. تفسیری که عربها آن را از زبانِ خود میشناسند؛
۲. تفسیری واضح و آشکار که هیچکس در ندانستنِ آن معذور نیست؛
۳. تفسیری که علما آن را میدانند؛
۴. و تفسیری (مربوط به غیب) که جز خداوند کسی از آن آگاه نیست.»
تفسير الطبري جامع البيان، ابن جرير الطبري، ج ۱، ص ۷۰.
پینوشت
به نظر میرسد بتوان این تقسیمبندی را بسط داد و آن را به مسئلهٔ «فهم قرآن کریم» و بهطور کلی «دعوت و مسائل دینی» تعمیم داد. در این زمینه، معمولاً با سه طیف مواجه هستیم:
۱. طیف قدرتمحور؛ کسانی که دین و دینداری را موضوعی برای کنترل میدانند، یا با نگاهی سلطنتی به مسائل دینی مینگرند. این گروه، فهم قرآن و دین را برای عموم مردم امری محال میشمارند و آن را صرفاً در انحصار قشری خاص میدانند؛ گویی برای هر ساحت دینی، الزاماً باید مدرک تحصیلی، مجوز و تشریفات ویژهای وجود داشته باشد.
۲. طیف سادهانگار؛ گروهی که اساساً نیازی به علوم دینی، منابع علمی و چارچوبهای معتبر برای فهم قرآن و سنت قائل نیستند. معمولاً به مثال عرب بادیهنشین در صدر اسلام استناد میکنند و میگویند اگر او دین را فهمید، ما با این سطح از سواد و امکانات، بهطریق اولی بینیاز از دانش دینی هستیم. نتیجهٔ چنین نگاهی آن است که جایگاه خود را نمیشناسند و بدون تحصیلات شرعی، به برگزاری کلاسهای تفسیر یا شرح حدیث میپردازند؛ و حتی گاه با نوعی فخرفروشی، بر نخواندن علوم شرعی تأکید میکنند.(که ابوجهلهای امروزی و خوارج و همفکرانشان از همین گروهاند)
۳. طیف میانه و معتدل؛ یعنی پیروان و ملتزمین اهل سنت و جماعت و دینداران متعادل. این گروه معتقدند که دین را باید آموخت و انسان تنها دربارهٔ آنچه علم دارد سخن بگوید. در دین، مسائلی وجود دارد که اظهار نظر دربارهٔ آنها تنها در صلاحیت متخصصان و اهل علم است. با این حال، این طیف مقلدِ چشم و گوشبسته هم نیست؛ چراکه بنا به توصیهٔ همان علما ــ و در رأس آنان ائمهٔ اربعه رحمهمالله ــ باید همراه با هر سخن، دلیل آن نیز شنیده شود و معیار سنجش، دلیل صحیح از قرآن و سنت باشد.
و حقیقت آن است که این طیف سوم، یعنی کسانی که بتوانند میان انحصارطلبیِ افراطی و توهم داناییِ بیپایه، راه اعتدال و حدّ وسط را در پیش بگیرند، در عمل بسیار اندک و غریباند.
- ۰ نظر
- ۱۷ دی ۰۴ ، ۰۹:۲۰