| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فقه» ثبت شده است

روایت شده است که امام ابوحنیفه رحمه‌الله می‌گفت:

 

 

 

"إِذَا جَاءَ الْحَدِيثُ الصَّحِيحُ الإِسْنَادِ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عَلَيْهِ وَسلم أَخَذْنَا بِهِ وَلَمْ نَعْدُهُ وَإِذَا جَاءَ عَنِ الصَّحَابَةِ تَخَيَّرْنَا وَإِنْ جَاءَ عَنِ التَّابِعِينَ زَاحَمْنَاهُمْ وَلَمْ نَخْرُجْ عَنْ أَقْوَالِهِمْ."

 

«هرگاه حدیثی با سندِ صحیح از پیامبر ﷺ به ما برسد، به همان عمل می‌کنیم و از آن فراتر نمی‌رویم؛
و اگر سخنی از صحابه به ما برسد، در میان گفته‌های آنان اختیار و انتخاب می‌کنیم؛
و اگر سخن از تابعین باشد، با آنان به سنجش و اجتهاد می‌پردازیم، ولی از چارچوب گفته‌هایشان خارج نمی‌شویم.»

 

 

ابن عبدالبَر، الانتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء، ص ۱۴۴.

  • حسین عمرزاده

مردی به دیدار ربیعة الرأی رحمه‌الله، تابعي، فقیه و مُفتی بزرگ مدینه رفت و او را در حال گریه دید و از مشاهدهٔ اشک‌هایش سخت نگران شد. پرسید: «چرا گریه می‌کنی؟ آیا مصیبتی به تو رسیده؟»

 

ربیعه پاسخ داد:

 

 

"لا ولكن استفتي من لا علم له، وظهر في الإسلام أمر عظيم". قال ربيعة: "ولبعض من يفتي ههنا أحق بالسجن من السراق."

 

«نه؛ گریه‌ام برای این است که امروزه از کسانی فتوا خواسته می‌شود که هیچ علمی ندارند، و در اسلام پدیده‌ای بسیار بزرگ (و خطرناک) سر برآورده است. و برخی از کسانی که در اینجا فتوا می‌دهند، بیش از دزدان سزاوار زندان‌اند.»

 

 

 

أدب المفتي والمستفتي، ابن الصلاح، ص ۸۵.

  • حسین عمرزاده

از جابر رضی الله عنه روایت است که می گوید:

 

 

به قصد سفری خارج شدیم، در راه سنگی به سر یکی از همراهان ما خورده و سرش را زخمی کرد، سپس آن مرد احتلام شد و از دوستانش پرسيد: آيا به نظر شما با وضع و حالی که دارم، می توانم تيمم کنم؟ گفتند: درحالی که می توانی با آب غسل کنی (و آب نيز در دسترس است) رخصتی برای شما در تيمم و رها کردن آب نمی يابيم. پس آن مرد غسل کرد (و بر اثر جراحت سر و استفاده نمودن از آب، بيماری اش شدت يافت) و مرد.

 

وقتی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتیم، ايشان را در جريان این مساله قرار دادند که رسول الله صلی الله علیه وسلم (با ناراحتی) فرمود:

 

"قَتَلُوه، قَتَلَهم اللَّهُ؛ أَلاَّ سألوا إِذا لم يعلَموا! فإِنما شِفاءُ العِيِّ السُّؤالُ، إِنما كانَ يكْفيهِ أن يَتَيمَّمَ، ويَعْصِر - أو يَعْصِب - على جُرحِه خِرقةً، ثمَّ يَمْسَحَ عَلَيها، وَيَغسِلَ سائِرَ جَسَدِهِ."

 

«(با فتوای غلط شان) او را کشتند، خدا آنها را بکشد. چرا وقتی نمی دانستند، سؤال نکردند؟ تنها شفای نادانی، پرسش است. کافی بود که تيمم کند و پارچه ای بر محل زخم خويش ببندد، سپس برآن مسح کند و سایر بدنش را بشويد».

 

 

[حسن لغیره است] - [به روایت ابوداوود]

  • حسین عمرزاده

عبدالله بن مسعود رضی‌الله‌عنه می‌فرماید:

 

 

"مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِكُلِّ مَا يَسْأَلُونَهُ فَهُوَ مَجْنُونٌ."

«هر کس درباره هر چه از او می‌پرسند به مردم فتوا دهد، دیوانه است.»

 

 

المعجم الكبير للطبراني، ج ۹، ص ۱۸۸، ش ۸۹۲۴.

 

 

اعمش (یکی از راویان این روایت) می‌گوید: حَکَم به من گفت:

 

"لَوْ سَمِعْتُ هَذَا الْحَدِيثَ مِنْكَ قَبْلَ الْيَوْمِ مَا كُنْتُ أُفْتِي فِي كَثِيرٍ مِمَّا كُنْتُ أُفْتِي."

 

اگر این حدیث [سخن ابن‌مسعود درباره فتوا] را پیش از امروز از تو شنیده بودم، در بسیاری از مواردی که فتوا می‌دادم، فتوا نمی‌دادم. [إبطال الحيل، إبن بطة، ص ۶۶.]

 

ابوعبدالله (ابن بطه) می‌گوید:

 

" فَهَذَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ يَحْلِفُ بِاللَّهِ: أَنَّ الَّذِيَ يُفْتِي النَّاسَ فِي كُلِّ مَا يَسْأَلُونَهُ مَجْنُونٌ. وَلَوْ حَلَفَ حَالِفٌ لَبَرَّ أَوْ قَالَ لَصَدَقَ: إِنَّ أَكْثَرَ الْمُفْتِينَ فِي زَمَانِنَا هَذَا مَجَانِينُ , لَأَنَّكَ لَا تَكَادُ تَلْقَى مَسْئُولًا عَنْ مَسْأَلَةٍ مُتَلَعْثِمًا فِي جَوَابِهَا , وَلَا مُتَوَقِّفًا عَنْهَا , وَلَا خَائِفًا لِلَّهِ وَلَا مُرَاقِبًا لَهُ أَنْ يَقُولَ لَهُ: مِنْ أَيْنَ قُلْتَ؟ بَلْ يَخَافُ وَيَجْزَعُ أَنْ يُقَالَ: سُئِلَ فُلَانٌ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَلَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ فِيهَا جَوَابٌ. يُرِيدُ أَنْ يُوصَفَ بِأَنَّ عِنْدَهُ مِنْ كُلِّ ضِيقٍ مَخْرَجًا , وَفِي كُلِّ مُتَعَلَّقٍ مُتَهَجَّرًا , يُفْتِي فِيمَا عَيِيَ عَنْهُ أَهْلُ الْفَتْوَى , وَيُعَالِجُ مَا عَجَزَ عَنْ عِلَاجِهِ الْأَطِبَّاءُ , يَخْبِطُ الْعَشْوَةَ , وَيَرْكَبُ السَّهْوَةَ , لَا يُفَكِّرُ فِي عَاقِبَةٍ , وَلَا يَعْرِفُ الْعَافِيَةَ , إِذَا أَكْثَرَ عَلَيْهِ السَّائِلُونَ وَحَاقَتْ بِهِ الْغَاشِيَةُ."

 


«این عبدالله بن مسعود است که به خدا سوگند می‌خورد: «کسی که در هر چیزی که از او می‌پرسند برای مردم فتوا می‌دهد، دیوانه است.» و اگر کسی سوگند بخورد، سوگندش شکسته نمی‌شود ـ یا راست گفته است ـ اگر بگوید: بیشتر مفتیانِ روزگار ما دیوانه‌اند؛ چراکه به‌سختی می‌توان کسی را یافت که از او دربارهٔ مسئله‌ای پرسیده شود و در پاسخ دچار تردید و لکنت شود، یا از جواب دادن درنگ کند، یا از خدا بترسد و مراقب باشد که مبادا خدا به او بگوید: این سخن را از کجا گفتی؟
بلکه او می‌ترسد و بی‌تاب می‌شود از اینکه گفته شود: فلانی دربارهٔ مسئله‌ای پرسیده شد و پاسخی نداشت. می‌خواهد چنین توصیف شود که برای هر تنگنایی راه خروجی دارد و برای هر امر پیچیده‌ای گره‌گشاست؛ در مسائلی فتوا می‌دهد که اهل فتوا از آن درمانده‌اند و کاری را درمان می‌کند که پزشکان از درمانش عاجز مانده‌اند. کورکورانه دست به کار می‌شود و بر مرکب غفلت سوار است؛ نه به عاقبت می‌اندیشد و نه راه سلامت را می‌شناسد، آن‌گاه که پرسشگران بر او هجوم می‌آورند و گرفتاری سراسر وجودش را فرا می‌گیرد.» [إبطال الحيل، إبن بطة، ص ۶۶.]

  • حسین عمرزاده

ابن ابی‌اُوَیس می‌گوید: از دایی‌ام، مالک بن انس، شنیدم که می‌گفت:

 

 

"كانت أمي تُلبِسُني الثِّيابَ وتُعَمِّمُني وأنا صبيٌّ، وتوجِّهُني إلى ربيعةَ بنِ أبي عبدِ الرَّحمنِ، وتقولُ: يا بُنَيَّ، ائتِ مجلِسَ ربيعةَ فتعَلَّمْ من سَمتِه وأدَبِه قبل أن تتعَلَّمَ من حديثِه وفِقهِه."


«مادرم وقتی کودک بودم، مرا لباس می‌پوشاند و عمامه بر سرم می‌گذاشت، سپس مرا نزد ربیعة بن ابی عبدالرحمن می‌فرستاد و می‌گفت: پسرم، به مجلس ربیعه برو و پیش از آن‌که از حدیث و فقه او چیزی بیاموزی، از رفتار، منش و ادبش بیاموز.»

 

 

التمهيد لما في الموطأ من المعاني والأسانيد، ابن عبد البر، ج ۲، ص ۳۹۵.

  • حسین عمرزاده

# خط ـ نوشته

 

در کتاب‌های فقه که الحمدلله بصورت فارسی هم موجوده، بگرد و بخش اذکار و اوراد پس از نماز رو بخون.

بطور مثال، احادیثی که در اهمیت خوندن آیة الکرسی بعد از نمازهای فرض وارد شده:

 

"من قرأ آیة الكرسی دبر كل صلاة لم یمنعه من دخول الجنة إلا أن یموت."

«کسی که بعد از هر نمازی «آیة الکرسی» بخواند، همین‌که مرد، داخل بهشت می‌شود.» [بروایت نسائی و طبرانی]

 

یا این حدیث شریف که:

 

"من قرأ آیة الكرسی فی دبر الصلاة المكتوبة كان فی ذمة الله إلى الصلاة الاخرى."

«هرکس بعد از نماز فرض «آیة ‌الکرسی» بخواند، تا نماز بعدی در حفظ و پناه خداوند است.» [بروایت طبرانی با اسنادی «حسن»]

 

و تو تصور کن که با خوندن یک بار آیة الکرسی، از نمازی تا نماز بعدی، در پناه و تحت حفاظت و عنايت ویژه خداوند قرار می‌گیری. فکر کن، مثلاً از نماز صبح تا موقع نماز ظهر. مگر مدت کم یا بی‌اهمیتیه در طول روز؟

و باقی اذکار و اوراد که وقت چندانی هم نمی‌گیرند.

به این شکل و با خوندن علت و فضیلت هر کدوم، بیشتر حریص و علاقمند میشی به رعایت و مداومت بر اونها، و البته با احتساب و در نتیجه، درک حلاوت و لذت انجام شون. ان شاء الله


بارك الله فیك.

  • حسین عمرزاده

ملّا علی قاری حنفی رَحِمَهُ الله :

 

«باب نکاح بر باب جهاد مقدم داشته شده است به این سبب که ایجاد یک مؤمن برتر از اعدام هزار کافر است.

چون هدف اصلی از جهاد،وجود ایمان و اهل ایمان است».

وَلِذَا قَدَّمَ كِتَابَ النِّكَاحِ عَلَى بَابِ السِّيَرِ وَالْجِهَادِ ; لِأَنَّ ; إِيجَادَ مُؤْمِنٍ أَفْضَلُ مِنْ إِعْدَامِ أَلْفِ كَافِرٍ...

،لِأَنَّ الْمَقْصُودَ بِالذَّاتِ مِنَ الْجِهَادِ وُجُودُ الْإِيمَانِ وَأَهْلِهِ.

 

مِرقاةُ المَفاتيح ٦/٢٤١٢

  • حسین عمرزاده

قيل لأحد الفقهاء:

 

‏لماذا جُعِلَ بابُ الجهادِ في آخر كُتب الفقهِ؟!

‏فقال: لِئَلَّا يتكلم في الجهاد من لَا يُحسنُ الطهارة.

 

از یکی از فقها پرسیدند:


چرا باب (فصل) جهاد در آخرین بخش از کتاب‌های فقه آمده است؟
او پاسخ داد: تا کسی که حتی طهارت را به‌درستی نمی‌داند، درباره جهاد سخن نگوید.

 پ ن :پاکیزگی لازم : می تواند عدم علم و آگاهی در مورد ابتدایی ترین احکام اسلام همچون وضو و غسل باشد و یا کنایه از نبود طهارت در عقیده!

تصویر : مسجِدُ الأقصی

#القُدسُ_لَنا

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest