| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت،بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت،بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نظافت» ثبت شده است

در وبسایت نشریه بریتانیایی ایندیپندنت independent،و در بخش اخبار-علم می خوانیم:

 

How Islamic inventors changed the world

 

 

نوآوران جهان اسلام چه تأثیری بر جهان گذاشته اند؟

 

From coffee to cheques and the three-course meal, the Muslim world has given us many innovations that we take for granted in daily life. As a new exhibition opens, Paul Vallely nominates 20 of the most influential- and identifies the men of genius behind them.

 

 

جهان اسلام از قهوه گرفته تا چک و وعده‌های غذایی سه گانه، نوآوری‌های بسیاری را به ما تقدیم نموده‌اند که در زندگی روزمره خود از آنها بهره‌مند می‌شویم.این مقاله از میان تأثیرگذارترین نوآوری‌های مسلمانان، به ۲۰ مورد از آنها اشاره می‌کند و همچنین مردان سرشار از ذکاوت که در پس پرده این نو آوری‌ها بوده‌اند را به ما می‌شناساند.


1. نقل شده است که یک عرب به اسم خالد مشغول پرورش بزهایش در منطقه «کعفا» در جنوب اتیوپی کنونی (حبشه سابق) بوده است که متوجه می‌شود حیواناتش بعد از خوردن نوعی از دانه‌های خاص، سرزنده و پر جنب و جوش‌تر می‌شوند. او آن دانه‌ها را جوشانید و به این ترتیب، اولین قهوه ساخته شد. به یقین، اولین مورد ثبت شده از این نوشیدنی مربوط به دانه‌هایی بود که از اتیوپی به یمن صادر شد. صوفی‌های یمن بمنظور انجام مراسم خاص عبادی باید تمام شب را بیدار می‌ماندند که به همین دلیل به نوشیدن قهوه روی آوردند. در اواخر سده پانزده میلادی، قهوه وارد مکه و ترکیه و از آنجا مسیرش به ونیز گشوده شد (سال ۱۶۴۵). در سال ۱۶۵۰، یک مرد ترک با نام پاشا روزی با باز کردن اولین قهوه خانه در خیابان لامبارد شهر لندن، قهوه را به انگلستان آورد. قهوه عربی (القهوة؛ qahwa) به کهوه ترکی (kahve) و بعد به قهوه ایتالیایی (با طرز نگارش caffé) و بعد به قهوه انگلیسی (با املای coffee) تبدیل شد‌.


2. یونانیان باستان چنین تصور می‌کردند که چشم‌های انسان مانند لیزر، پرتوها را بیرون فرستاده و منتشر می‌کنند، و اینگونه ما قادر به دیدن اجسام می‌شویم. اولین شخصی که پی برد نور وارد چشم می‌شود نه اینکه از چشم خارج شود، یک ریاضیدان، منجم و فیزیکدان مسلمان در سده ده میلادی با نام الهیثم بود. ایشان با مشاهده و دقت در نحوه عبور نور از سوراخی در پنجره های کرکره‌ای، اولین دوربین جعبه‌ای یک سوراخه را اختراع کرد. هر چه سوراخ کوچکتر باشد، تصویر بهتر خواهد بود. او به تلاش پرداخت و اولین دوربین آبسکورا یا سوراخ‌سوزنی را ساخت. (واژه Camera از کلمه عربی «قمرة : qamara» برای اشاره به اتاقی تاریک یا خصوصی گرفته شده است). همچنین تبدیل علم فیزیک از فعالیت‌های فلسفی به تمرینات آزمایشگاهی نیز به ایشان نسبت داده می‌شود.

3. شکل خاصی از شطرنج در هند باستان بازی می‌شد اما شکلی که امروزه آن را می شناسیم در ایران به وجود آمد. از ایران تا غرب زمین و به اروپا رسید -مسلمانان اعراب شمال آفریقا که در اسپانیا (اندلس) ساکن بودند، در سده دهم میلادی این بازی را برای اولین بار در اروپا رواج دادند- و همچنین تا شرق زمین و به ژاپن رسید. واژه (قلعه : rook در شطرنج) از واژه فارسی (رخ : rokh) به معنای ارابه های جنگی گرفته شده است.

4. هزار سال پیش از برادران رایت، یک شاعر، منجم، موسیقیدان و مهندس مسلمان با نام عباس بن فرناس تلاش‌های متعددی برای ساخت ماشین پرنده نمود. در سال ۸۵۲ او از مناره مسجد بزرگ قرطبه (کوردوبا اسپانیا) با استفاده از ردای گشادی که با بست‌هایی چوبی محکم شده بودند، پرید. او امیدوار بود بتواند مانند یک پرنده به پرواز در بیاید‌ اما نتوانست. اما این ردا افتادنش را کُند نمود که همین امر اولین تصور از چتر نجات را شکل داد و او تنها جراحاتی بسیار کوچک برداشت. در سال ۸۷۵، در سن ۷۰ سالگی، بعد از اتمام ساخت ماشین پرنده‌ای از ابریشم و پرهای عقاب با پریدن از روی کوه دوباره تلاش نمود. او ارتفاع قابل ملاحظه‌ای را به پرواز در آمد و به مدت ۱۰ دقیقه بر فراز آسمان ماند اما هنگام فرود آمدن، به زمین اصابت نمود و او به این نتیجه رسید که علت این سقوط، عدم تعبیه دنباله‌ای برای وسیله پروازش بود که باعث شد هنگام فرود آمدن افتِ سریع پیدا کند. فرودگاه بین المللی بغداد و یکی از حفره‌های واقع در کره ماه به اسم او نامگذاری شده اند.

5. شست و شو و استحمام از ضروریات دینی مسلمانان است. شاید به همین خاطر است که آنها طرز تهیه صابونی را که امروزه استفاده می‌کنیم، تکمیل نموده‌اند. مصریان باستان نوعی صابون داشتند و همچنین رومیان که بیشتر صابون را بعنوان ضماد بکار می بردند. اما این اعراب بودند که روغن‌های گیاهی را با سدیم هیدروکسید و مواد خوشبو مانند روغن آویشن ترکیب کردند. یکی از خصیصه‌های متمایز شرکت کنندگان در جنگ‌های صلیبی از اعراب، این بود که آنها خود را نمی‌شستند. یک مسلمان که حمام‌های بخار هندی محمود را در سال ۱۷۵۹ در سواحل برایتون افتتاح نمود، شامپو را به انگلیس وارد کرد و به عنوان برمان پزشک ماساژ درمانی پادشاه جورج چهارم و پادشاه ویلیام چهارم منصوب شد.

6. چکانش (تقطیر) شیوه‌ای برای جداسازی مایعات بر اساس تفاوت‌هایشان در نقطه جوش است. این شیوه حدود سال ۸۰۰ میلادی توسط یکی از مشهورترین دانشمندان مسلمان، جابر بن حیان برای اولین بار به کار گرفته شد. او با ابداع بسیاری از ساز افزارها و فرایندهای بنیادی که امروزه نیز همچنان مورد استفاده قرار می گیرد؛ مانند: آبگونه سازی، بلورسازی، چکانش یا تقطیر، پالایش، اکسایش، تبخیر و تصفیه، علم کیمیاگری را به علم شیمی تغییر ساختار داد. همچنین ایشان با کشف اسید سولفوریک و اسید نیتریک پالشگر را اختراع نمود و تاکنون نیز از این سازه ایشان در تهیه گلاب و دیگر عطرها و نوشابه‌های الکلی (البته نوشیدن آنها طبق دین اسلام حرام است) در تمام جهان استفاده می‌شود. ابن حیان بر شیوه‌های آزمایشگاهی بسیار تأکید می‌ورزید و بنیانگذار شیمی نوین تلقی می‌شود.

7. دسته-لنگ یا میل-لنگ (crank-shaft) ابزاری برای تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی است و نه تنها در موتور اشتعال مرکزی، بلکه در بسیاری از ماشین‌های عصر نوین، ابزاری محوری به شمار می‌آید. یکی از مهمترین نوآوری‌های تاریخ بشر در عرصه ماشین آلات، توسط مهندس نوآفرین مسلمان، به نام الجزری اختراع شد که آب را بمنظور آبیاری جمع می‌نمود. او در کتابش با عنوان «دانش ابزارهای ماشینی ابتکاری» (۱۲۰۶) نشان می‌دهد که کاربرد دریچه‌ها و پیستون‌ها را نیز بهبود بخشیده و یا شیوه‌ای نو برای کاربرد آنها معرفی نموده است. همچنین چند ساعتِ اولیه‌ی ماشینی که با آب و وزنه حرکت می‌کردند، اختراع کرد و پدر علم ربات شناسی جهان محسوب می‌شود.

8. آژیدن شیوه‌ای از دوختن دو لایه پارچه با لایه‌ای از ماده عایق بندی در میان آنهاست. مشخص نیست که آیا از نوآوری‌های جهان اسلام است و یا از طریق هند و یا چین وارد جهان اسلام شده باشد. اما آنچه که واضح است این است که در خلال جنگ‌های صلیبی وارد دنیای غرب شد. سربازان جنگ‌های صلیبی مشاهده کردند که جنگجویان مسلمان این روش را به کار می‌گرفتند و به جای زره، پیراهن‌هایی از پارچه‌های زبر و درشت‌بافت که با لایه‌ای از شاخه‌های بوریا به هم دوخته می‌شدند، می‌پوشیدند. این پوشش علاوه بر اینکه نوعی حفاظ بود، سپری مؤثر در مقابل خراش‌های ناشی از زره‌های فلزی سربازان صلیبی و نیز عایق مناسبی به شمار می‌رفت‌. سربازان با بازگشت به سرزمین‌های خود از این شیوه در ساخت خانه‌های ییلاقی در مناطقی با آب و هوای سردتر مانند بریتانیا و هلند در سطح گسترده‌ای بهره گرفتند.

9. طاقهای قوسی سرتیز که مشخصه کلیساهای جامع به سبک معماری گوتیک است، یکی از نوآوری هایی است که از معماری اسلامی به عاریت گرفته شده است. این طاق بسیار مستحکم‌تر از طاق‌های مدور معماری نورمن‌ها و رومیان باستان بود، در نتیجه امکان ساخت بناهایی بزرگ و پیچیده و با شکوه و ارتفاعی بیشتر فراهم آورد. تاق‌بندی‌های راه راه، پنجره‌های چرخی و فناوری‌های ساخت گنبد از دیگر عاری‌های جهان غرب از نبوغ سرشار جهان اسلام است. قصرهای اروپا با اقتباس از قصرهای جهان اسلام ساخته شد. شکاف پیکان، کنگره بارو (دندانه های بالای دیوار قلعه) و دروازه و پل قلعه‌ها و خاکریز جلوی استحکامات نیز از این دسته‌اند. قلعه‌ها و برج‌های دفاعی مربعی شکل بیشتر از قلعه‌های دایره‌ای شکل، امکان دفاع را تسهیل می‌بخشیدند‌. معمار قصر هنری پنجم یک مسلمان بود.

10. بسیاری از ابزارهای جراحی مدرن در واقع دقیقا با همان طراحی سده ۱۰ میلادی که توسط الزهراوی پزشک جراح مسلمان ساخته شد امروزه نیز به کار می‌روند. چاقوهای جراحی، اره‌های استخوان، انبرک‌های پزشکی و قیچی‌های ظریف و باریک برای جراحی چشم و بسیاری از ۲۰۰ ابزاری که الزهراوی اختراع نمود، در جراحی مدرن به‌کار برده می‌شوند. الزهراوی پی برد که روده تابیده (روده حیوانات که در بخیه‌زنی مورد استفاده قرار می‌گیرد) در بخیه‌های داخلی بطور طبیعی از هم پاشیده می‌شود. (وقتی که میمونش، تارهای عودش را خورد، به این کشف دست یافت) و دانست که می‌توان از این ماده در ساخت کپسول‌های دارویی بهره گرفت. در سده سیزدهم میلادی، پزشک مسلمان دیگر به نام ابن نفیس فرایند گردش خون را توصیف نمود، ۳۰۰ سال قبل از اینکه ویلیام هاروی به وجود آن پی ببرد. همچنین پزشکان مسلمان داروهای بیهوشی افیونی و ترکیبات الکلی را کشف و نیز سوزن‌های میان خالی را برای مکش آب مروارید چشم ساختند و امروزه نیز از همان شیوه‌ها و فناوری‌ها بهره گرفته می‌شود.

11. برای نخستین بار آسیاب بادی در سال ۶۳۴ برای یکی از خلفای ایرانی ساخته شد و از آن برای آسیاب کردن ذرت و بالا کشیدن آب جهت آبیاری استفاده می‌کردند. در بیابان‌های وسیع عربستان و زمانی که رودخانه‌های فصلی در آنها خشک می‌شدند، تنها منبع انرژی، باد بود که بطور پیوسته و مستمر به مدت چند ماه از یک مسیر وزیدن می‌گرفت. آسیاب ها ۶ یا ۱۲ پره داشتند که با پارچه یا لیف های خرما پوشانده می‌شدند. این سازه ها مربوط به ۵۰۰ سال پیش از اولین آسیاب بادی مشاهده شده در اروپا بود.

12. فناوری مایه کوبی یا Inoculation
(روشی قدیمی برای واکسیناسیون و پیشگیری ابتلا به آبله) توسط جنر و پاستور ابداع نشد، بلکه در جهان اسلام ابداع گردید و از طریق ترکیه توسط همسر یکی از سفیران انگلستان در استانبول در سال ۱۷۲۴ به اروپا رسید‌. کودکان در ترکیه در مقابل آبله‌ی گاوی واکسینه شدند و بدین ترتیب به مصاف آبله کشنده رفتند و این ۵۰ سال قبل از این بود که غرب واکسیناسیون را کشف نمایند.

13. قلم خودنویس در سال ۹۵۳ میلادی پس از اینکه سلطان مصر درخواست خودکاری داد که دست ها و لباس هایش را لک نیاندازد، ساخته شد. جوهر آن در جوهردانی نگهداری می‌شد و مثل خودکارهای پیشرفته، در نتیجه همایی نیروی جاذبه زمین و خاصیت مویینگی، جوهر به نوک قلم می‌رسید.

14. نظام شماره گذاری مورد کاربرد در سراسر جهان احتمالا خاستگاهی هندی دارد، اما ساختار اعداد لاتین (...,1,2,3,4)، عربی هستند و اولین بار بصورت حکاکی در آثار ریاضیدانان مسلمان الخوارزمی و الکندی حوالی سال ۸۲۵ میلادی مشاهده گردید. الگوریتم از روی کتاب الخوارزمی، با عنوان «الجبر و المقابلة» نامگذاری شد. بسیاری از محتوای این کتاب همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرد. ۳۰۰ سال بعد ریاضیدان ایتالیایی، فیبوناچی آثار دانشمندان ریاضی مسلمان را به اروپا آورد. مفهوم الگوریتم و بخش زیادی از قضیه مثلثات از جهان اسلام نشأت گرفته است. روش تحلیل بسامدی الکیندی همه مسائل و رموز ریاضیات در جهان باستان را حل کرد و مبنایی برای رمزشناسی نوین در اختیار گذاشت.

15. علی ابن نفیع که معمولاً با لقبش، زریاب (سیه پر) شناخته می شود، در سده نهم میلادی از عراق به کوردوبا آمد و با خود وعده غذایی سه بخشی را آورد: سوپ و بعد از آن ماهی یا گوشت صرف می‌شد و سپس میوه و آجیل در همان وعده غذایی خورده می‌شد. او همچنین لیوان‌های کریستالی (که بعد از آزمایشات ابن فرناس بر روی سنگ‌های کریستالی ساخته شدند؛ به مورد ۴ مراجعه کنید) را با خود وارد اروپا نمود.


16. مسلمانان خاورمیانه، قالیچه را از مواهب بهشت می‌دانستند. به واسطه فناوری‌های پیشرفته بافت و نساجی شان، رنگیزه‌های جدید محصولِ شیمی اسلامی و ادراک رشد یافته‌شان از طرحواره و نقش و نگارهای هندسی پیچیده به سبک اسلامی، مبنای هنر غیرتجسمی اسلامی قرار گرفت‌. برعکس، تا قبل از ورود فرش‌های عربی و ایرانی به اروپا، کف ساختمان‌های اروپا بطور مشخص خاکی بود، اگر نگوییم بی‌آلایش بود. آنچنان که اراموس ثبت نموده است: در انگلستان کف ساختمان با «حصیر پوشانده می‌شدند و هر از گاهی با حصیر نو تعویض می‌شدند. اما گاهی به مدت ۲۰ سال، بطور ناتمام لایه پایینی دست نخورده باقی می‌ماند و این در حالی بود که آب دهان، استفراغ و ترشحات دهان و بدن سگ‌ها و انسان‌ها، قطرات آبجو، تکه‌های ماهی و دیگر مواد مشمئز کننده که ذکر آنها مناسب نیست، همانگونه بر روی حصیرها می‌ماند.» پس جای شگفت نخواهد بود که فر‌ش‌ها به سرعت جذب بازارهای اروپا شدند.

17. چک‌های جدید (check یا cheque)
خاستگاهی عربی دارند و از کلمه «ثق» به معنای پیمان کتبی جهت پرداخت بهای اجناس هنگام تحویل آنها گرفته شده است و به این ترتیب از حمل و نقل پول در سفرهای خطرناک زمینی خودداری می‌شد. در سده نهم میلادی تاجری مسلمان در چین می‌توانست چکی را که از بانکش در بغداد کشیده است، نقد کند.


18. در سده نهم میلادی، بسیاری از دانشمندان مسلمان پی بردند که زمین کروی است. منجم مسلمان، ابن حزم می‌نویسد: «سند این ادعا این است که خورشید همواره بر نقطه‌ای خاص از زمین مماس و عمود می‌شود.» این نوشته مربوط به ۵۰۰ سال قبل از فهمی است که گالیله بدان دست یافته بود. (مسلمانان پنج قرن قبل از گالیله، کروی بودن زمین را اثبات کرده بودند) محاسبات منجمان مسلمان بسیار دقیق بود طوری که در سده نهم آنان محیط کره زمین را ۴۰،۲۵۳.۴ کیلومتر (کمتر از ۲۰۰ کیلومتر خطای محاسباتی) برآورد کرده بودند. در سال ۱۱۳۹ دانشمند مسلمان الادریسی یک کره جغرافیایی با تصویر جهان را به دربار پادشاه راجر، شاه سیسیلی برد.

19. اگرچه چینی‌ها باروت شوره قلمی را اختراع کرده و از آن در آتش‌بازی‌ها استفاده می‌کردند، اما این اعراب بودند که پی‌بردند می‌توان با استفاده از نیترات پتاسیم آن را خالص نمود و در مصارف نظامی به کار گرفت. ابزارهای آتش‌زای مسلمانان، سربازان جنگ‌های صلیبی را غرق وحشت می‌ساخت. در سده پانزدهم میلادی، آنها هم یک پرتابه جنگی که «تخم مرغ اشتعال زا و خود جنبش» نامیده می‌شد و هم یک مین ساختند. مورد اخیر یک بمب گلابی شکل و خود رانشی بود که نیزه‌ای جلوی آن قرار می‌گرفت و به کشتی‌های دشمن پرتاب و پس از محصور شدن در آن، منفجر می‌شد.

20. اروپای میانه در خانه‌های خود آشپزخانه و باغچه‌های گیاهان دارویی داشتند، اما این اعراب بودند که این اندیشه را بسط دادند که می‌توان از باغچه‌ها به عنوان مکانی برای زیبایی و ژرفایش روحی بهره گرفت. اولین باغچه‌های سلطنتی و مسرت بخش در اروپا توسط مسلمانان اسپانیا (اندلس) در سده یازدهم میلادی پا به عرصه وجود گذاشت. گل‌هایی که در اصل در باغچه‌های مسلمانان پرورش داده می‌شدند، عبارتند از: گل میخک و گل لاله...

منبع: سایت ایندیپندنت بریتانیا (چگونه اختراعات مسلمانان، جهان را تغییر داد)


https://www.independent.co.uk/news/science/how-islamic-inventors-changed-the-world-6106905.html
 


«۱۰۰۱ نوآوری؛ بازشناسی میراث مسلمانان در دنیای کنونی» نوشته پروفسور سلیم الحسنی، استاد دانشگاه منچستر. برای اطلاعات بیشتر به تارنمای زیر مراجعه کنید:


www.1001inventions.com


  @no_atheism تهیه و ترجمه:مجموعه رد شبهات ملحدین

  • حسین عمرزاده

با عنوان شکستن تابو و خرافات (بخوانید ترویج بی فرهنگی و بی شرمی) و عادی سازی مطلع کردن دیگران از پریود بودن،مثلا می خواهند مشخصاً بگویند که اسلام آزادی و راحتی زنان را سلب کرده!در حالیکه لزوما هیچ نیازی به اطلاع رسانی این موضوع نیست!و نه تنها اسلام این موقعیت و حالت زنان را وضعیتی عادی و طبیعی دانسته بلکه ضمن ملزم دانستن اطرافیان به رعایت حال آنان،برخی تکالیف و عبادات مهم را نیز از دوش شان برداشته است.

در مقابل؛اما در دیگر ادیان (تحریف شده) ودر دیانت رسمی پیش از اسلام سرزمین مان ایران،زن و دختر به هنگام دچار شدن به این حالت،اهریمنی،نجس و پلید شمرده شده و حقیقتا با توجه به منابع و متون دینی و تاریخی مهم آن دوران،متحمل شکنجه ها و اهانت های سختی می شده است.

برای درک بهتر این شرایط خودتان را در آن زمان پیش از اسلام جامعه تان تصور کنید نه شرایط امروزی تان و دوش حمام روزانه و استفاده از عطر و خوشبویی مداوم و تنفر از آلودگی و ناپاکی که همه محصول آموزه های اسلام است.

جناب هاشم رضی،ایران شناس،نویسنده و مترجم برجسته ایرانی با استناد به متن دینی-زرتشتی "شایست ناشایست"،شرایط زنان و دختران آن روزگار را به تصویر کشیده و می نویسد: 

«به موجب کتاب پهلوی شایست ناشایست (بخش سوم) محدودیت ها و محرمات جهت زن دشتانی که در قرنطینه و گوشه انزواست [اَرمیشت گاه Armišt.gâh] بسیار سخت و دردناک می باشد،به گونه ای که حتی حق نگاه کردن به آتش را ندارد و هرگاه به آتش نزدیک شود،کمترین کفاره گناهش کشتن دویست جانور موذی است.

زن در فصل زمستان،آشکار است که با چه دشواری و محرومیتی مواجه می شد.به ویژه که در بستر و پارچه و زیرانداز و روانداز نیز با محدودیت های سختی روبه‌رو بود.هرگاه فرزند یا فرزندان خرسالی داشت نیز از سرپرستی و مواظبت کودکان محروم بود و هر ماه،یک چهارم ایام آن،با چنین مصیبتی روبه‌رو می شد.زن حایض به هیچ وجه نباید کودکی را لمس کند،حتی به او نزدیک شود.

...زن دشتان دیوزده بود و پلیدیِ شیطانی داشت و موجب سیاهروزی و نافرجامی کودک می شد(دینکرد،کتاب۸-فرگرد۳۱-بند۲۲-۲۱-از هوسپارم نسک) به موجب بند ۵۹ به بعد از فرگرد ۵ برای زن حایض در ایام حیض تنها روپوشی حقیرانه برای پوشیدن تهیه می شود که پس از ایام انزوا،نیز نجس است و استفاده از آن ممنوع می باشد.

چنانکه اشاره شد در کتاب شایست ناشایست،بخش سوم،درباره احکام زن دشتان و مسایل شرعی مطالبی نقل شده است:

۱.زنی که دشتان می شود،اگر لباسی برای استفاده برگیرد،ناپاک است.اما آن پوشاکی را که هنگام دشتان شدن در بر داشته ناپاک نیست.

۵ـ۲. اگر زنی بالای فرش و بالشی نشسته باشد و دشتان شود،هرگاه پس از دشتان مندی،پای بر آن بالش و فرش نهد،هر دو ناپاک شود.در این مورد احکامی تفصیلی هست که چه مواقعی،چنین چیزهایی در تماس،پاک است و یا ناپاک و یا پوشاک وی و زینت آلات وی و...

۱۰ـ۶. اگر زنی در هر جایی که هست،دانست که دشتان شده،باید همان گاه همه لباس ها و ملزوماتی را که با خود دارد،به در آورده و لباس ویژه دشتان مندی پوشیده و به دشتانستان رود و باج بگیرد،یعنی اوستا بخواند...

۱۲ـ۱۱. در این بند،فاصله قانونی و شرعیِ زن دشتان با بَرسم که پانزده گام است آمده که هرگاه این فاصله کمتر شود،آیا برسم ناپاک می شود یا نه و چه گونه باید تطهیر شود.نیز خوراک پخته که در سه گام فاصله با زن دشتان باشد ناپاک است.خوراکی را که بامدادان خورده،اگر مانده ای داشته باشد،برای شام جایز نیست بخورد و اگر از شام باقی ماند،برای بامدادان.و برای دیگران نیز ناپاک است و نشاید خوردن.اگر آب در سه گامی وی باشد،برای استفاده جایز است.

۱۳. اگر کسی با جامه و پوشاک خود با زن دشتان برخورد کند،آن پوشاک باید با گومیز شسته* و طاهر شود.اما اگر پوشاک وی،با پوشاک بدون تنِ دیگری تماس حاصل کند،ناپاک نمی شود.

۱۴. هرگاه زنی دشتان مند،به دشتانستان شود و پس از سه شب و روز از دشتان پاک شود،غسل شست و شو را باید در روز پنجم انجام دهد.به همین طریق هر روزی که پاک شد،غسل دو روز بعد انجام می شود.مدت سه روز نیز پس از پاکی باید جدا از دیگران باشد.

۱۵. هرگاه زنی بزاید یا بچه سقط کند،تا هر زمانی که ناپاکی ببیند،باید آن را از دشتان دانست و شامل احکام دشتان است.اگر تا چهل روز نیز لکه ببیند،بداند که از دشتان است و از چهل روز به بعد هم اگر ادامه یابد،بازهم در شمار دشتان خواهد بود.

۱۶. اگر ایام دشتان مندی به مدت یک ماه ادامه یافت،زن باید همچنان در دشتانستان جدا بنشیند.هرگاه پس از یک ماه پاک شد،پس دوباره دشتان شد،این دوره ای تازه است و باید از روز نخست حساب شده و پس از پنج روز،در صورتی که پاک شد،غسل کند تا پاک باشد.

۱۷. اگر زنی در موعد معمول،پس از سه روز دشتان شدن،پاک شده و از انزوا خارج شود و دوباره دشتان شود ( = نو دشتان )،حکم شرع آن است که از آغاز شروع کند.چهار روز در دشتانستان بنشیند و در صورت پاکی و اطمینان،روز پنجم غسل کند.

۱۸.اگر دیگر بار دشتان شد،پس از نه شبانه روز در مجموع،دیگر ضرورتی ندارد - یک روز صبر کند،پس غسل نماید.

۱۹. زردی پیش از دشتان نیز،پس از آن در حکم دشتان بوده و ناپاک است و ایام پرهیز و پاکی را شامل می شود.شست و شو پس از پاکی کامل باید انجام شود.

۲۰. پاکی هنگامی است که با اطمینان از قطع دشتان و آثار حاصل شده و مراسم غسل و تطهیر انجام شود.در چنین هنگامی است که منع ها برداشته شده و می تواند برسم و...را مطابق معمول نزدیک شود.

۲۱. هرگاه سرمای شدید باشد،برای زن دشتان،پیش از غسل کردن،جایز است که کنار آتش بنشیند-اما مستقیم و غیر مستقیم آتش را لمس نکند.در چنین مواقعی،واجب است واج گرفتن و اوستا خواندن و دست را با گومیز شستن.اما اگر دست را با آب شست گناه کرده و کفاره تعلق می گیرد و باید دویست خرفستر را بکشد تا گناه جبران شود.

۲۳ـ۲۲. اگر زنی را هنگام دشتان مندی،به پس افتد و در تأخیر ناپاکی ببیند،اگر مطمئن به آبستنی باشد،ناپاکی او مسلم است و باید مطابق معمول با گومیز و آب غسل کند.اما اگر اطمینان به آبستنی نداشته باشد - حکم درباره وی،همان حالت دشتان مندی است.

۲۷ـ۲۵. اگر کسی زن دشتان را که با گومیز و آب غسل نکرده،و یا کسی را که باید به گومیز و آب تطهیر شده باشد،و نشده لمس کند،شست استیر [۶۰سیر] گناه مرتکب شده است.اگر کسی دانسته با زن دشتان نزدیکی کند،پانزده تنافور و شست استیر گناه کرده است.

اگر زن دشتان به آتش نگاه کند،یک فرمان گناه کرده است.اگر به سه گام نزدیک شود،یک تنافور و اگر دست بر آتش نهد - پانزده تنافور گناه کرده است.نیز همین مقدار گناه است اگر دست بر خاکستر و آتشدان نهد.

۲۸. اگر دشتان مندی به آب نگاه کند،یک فرمان گناه کرده است.اگر در آب رود پانزده تنافور گناه مرتکب شده است.اگر در باران رود یا ایستد،برای هر یک قطره باران که بر او بریزد - پانزده تنافور گناه کرده است.

۲۹. اگر به خورشید یا هر روشنی دیگر ( = ماه و ستارگان)،یا به چارپا و گیاه بنگرد و یا با مرد اشو هم سخن شود،گناه کرده و ناپاکی را به آنان منتقل کرده است.چون دروج دشتان ( = دیو دشتان) بسیار نیرومند و مسری است و در حالی که در تن دشتان مندی است،از نگاه او به هر چیز سرایت کند و ناپاک نماید.

۳۰. در خانه ای که زن دشتان باشد (در اطاق) آتش نباید افروخت.باقی مانده خوراک زن دشتان نیز قابل استفاده،برای خودش نمی باشد.

۳۱. پارچه ای یا سفره ای،که نزد وی گسترده شده،اگر مورد لمس واقع نشود،پاک است.ظرف خوراک اگر روی لباس قرار گیرد و با تن مستقیم لمس نشود پاک است.

۳۲. هنگام دْرون یشتن،هرگاه برسم را از برسم دان برداشته باشد و دشتان شود،بلافاصله برسم را بر جای نهد،که آن ناپاک نباشد.

۳۳. به هنگام دشتان مندی،باید رعایت کند تا پانزده گام از آب و آتش و برسم،و سه گام از مردم اشو فاصله داشته باشد.

۳۴. ظرفی که بدان برای زن دشتان خوراک می برند،از آهن یا سرب باشد و آن که خوراک می برد،فاصله سه گام را با وی حفظ کند که ناپاک نشود.»

خواننده با خود می اندیشد؛علت این برخورد و رفتار سراسر خشونت و تحقیرآمیز با این چنین پیشامدی چه ممکن است باشد؟!در واقع پاسخ نه فقط در نوع نگاه به موضوع عادت ماهیانه،بلکه در چگونگی نگاه به جنسیت و موجودیت زن نهفته است!

در ادامه جناب هاشم رضی با استناد به متن دینی-زرتشتی بُنْدَهِش می نویسند:

«دشتان اصل و بنیادی اهریمنی دارد.نه بر آن که حالت حیض از دیدگاه مغان که به ویژه در اساطیرِ مغانه نیز ضبط است بنیادی شیطانی دارد،بلکه به موجب بُنْدَهِش،آفرینش زن نیز بنیادی اهریمنی داشته و زن از نسل اهریمن پدید آمده است.در جایی از بُنْدَهِش (نقل از کتاب اساطیر ایران-نوشته مهرداد بهار،ص۷۵است)آمده است:

پس از آن که جَهی jahi ( = دختر اهریمن) که ظاهراً زنان از او پدید آمده اند یا سهمی از او را در خود دارند،بدکرداری و پتیارگی خود را به تفصیل بر اهریمن بر شمرد:اهریمن آرام شد و از آن سستی فراز جَست،سرِ جَهی را بر بوسید [که از آن] این ریمنی که دشتان ( = حیض) خوانند بر جَهی پیدا شد.اهریمن به جَهی گفت که تو را چه کامه است بخواه تا تو را دهم.آن گاه هرمزد به خرد همه آگاه دانست که بدان زمان آن چه را جهی خواهد،اهریمن تواند دادن؛و بدان سود بزرگ،از آن تن زشت وزغ مانند،اهریمن مردی جوان و پانزده ساله وار به جَهی نمود و آن جَهی اندیشه بدوبست ( = دل به او بست)؛و جَهی گفت به اهریمن که مَردکامگی به من ده تا به سروری او اندر خانه بنشینم.»

استقبال ایرانیان از سپاه اسلام را که در کتب تاریخی نوشته شده را غیرقابل باور و بی اساس می دانند و بازگو کردن این واقعیت های دینی سیاسی آن دوران را هم تحمل نمی کنند!چرا؟چون خوب می دانند آنچه را غیر قابل باور و بی اساس معرفی می کنند،پس از بازگو شدن حقایق دینی و تاریخی و توضیح شرایطی که مردم آن دوران با آن دست و پنجه نرم می کردند،آن قدر هم عجیب و غیر قابل باور نخواهد بود.

منابع و پی نوشت ها:

دانشنامه ایران باستان،پژوهش و نوشته هاشم رضی،انتشارات سخن۱۳۸۱،جلد۲،ص ۹۴۴،۹۴۵و۹۴۶

*:منظور از شستشو با «گومیز»،شستشو با ادرار گاو است!

تصاویر مستندات (به ترتیب):

 

شایست ناشایست

  • حسین عمرزاده

از ریختن گمیز (ادرار گاو) در دهان مرده و شستشوی بدنش با آن،تا در معرض دیدگان سگ قرار دادن جنازه در آیین ایران پیش از اسلام/زرتشتی!

 

در طول تاریخ،دیانت زرتشتی بارها به جهت مقابله با ادیان ابراهیمی و به دلیل وجود زشتی ها و موارد خلاف عقلی که دارا بوده است و همین موضوع موجب شرمساری پیروان و ترک دین افراد می شده،اصطلاحا آپدیت و بروز رسانی شده است.۱

جریانات باستانگرای اسلام ستیز،علی رغم موجود بودن متن شرعیِ خلاف عقل و فطرت انسانی آیین رسمی پیش از اسلام ایران،همواره سعی دارند چهره ای رویایی با شعار زیبا و فریبنده: پندار،گفتار و کردار نیک۲ به آیین باستانی پیش از اسلام این سرزمین ببخشند!

در این بین،بسیاری مواقع کار از توجیه و تحریف موضوع فراتر می رود و تمام صورت مساله انکار می شود!

مسائلی همچون مشروعیت خویدوده (ازدواج با محارم)۳ و استعمال مواد مخدر و مست کننده (بنگ و حشیش و هوم)۴،نظام طبقاتی و کاستی شدید۵ که مردم را از رشد و پیشرفت باز می داشته،اهریمنی و دیو پرست خواندن پیروان دیگر ادیان و نسل کشی بی رحمانه آنان به همین بهانه۶،جواز قتل و طرد معلولان جسمی و ذهنی به بهانه ایجاد یک سرزمین آرمانی و نمونه۷ (آریایی) و...

یکی از این موارد که بنا به قلم نویسندگان مطرح همواره وجود داشته و به خاطر زشتی و قباحت بسیار،برای خود عوام زرتشتیان امروزی هم قابل قبول و باور نیست استعمال و جایگاه ویژه ادرار گاو،آن هم نه فقط محدود به شستشو،بلکه نوشیدن آن با هدف رهایی از پلیدی ! بوده است.

گاو پرستی هندوها را به تمسخر می گیرند غافل از اینکه این تقدس گاو ریشه در اعتقادی باستانی و مشترک با خودشان دارد و با قصد و غرض و پنهان شدن پشت شعار حیوان دوستی و حمایت از حقوق حیوانات،به موضوع نجاست و آلودگی سگ در اسلام (که عقلا و منطقا حقی هم از این حیوان ضایع نمی سازد) حمله می کنند،و در مقابل «نگاه سگ» را نجات بخش از دیو و اهریمن می دانند!

بر پایه تفکر مزدیسنایی (زرتشتی) وقتی کسی می میرد دیوی به نام نَسو (Nasu) بر تن مرده می تازد و آن را ناپاک می کند.بر اساس این اعتقاد این دیو هنگامی که در تن کسی حلول و رسوخ می کرد،آن فرد می مرد. به همین جهت به همان اندازه ای که این دیو ناپاک و نجس و خطرناک بود، آن لاشه و مرده نیز نجس و خطرناک محسوب می شد و هر کس از سه قدمی به مرده ای نزدیک‌تر می‌شد، ناپاک شده و لازم بود مراسم دیوزدایی و برشنوم که غسل مس میت (و به وسیله ادرار گاو) بود۸ درباره اش انجام شود تا پاک شود.

شرق شناس آمریکایی،ویلیام جکسن که نتیجه مشاهداتش از زندگی زرشتتیان یزد را در سفرنامه اش روایت می کند،درباره رسم ریختن گمیز (ادرار گاو) در دهان مرده و شستشوی بدنش با آن،تا در معرض دیدگان سگ قرار دادن جنازه در آیین ایران پیش از اسلام/زرتشتی با هدف راندن دیو نسو می نویسد:

«آداب تدفین زرتشتیان یزد عملاً ادامه همان رسم قدیم اوستایی است،و در اساس مانند آداب پارسیان هند است،به استثنای بعضی اختلافات کوچک که ناشی از مقتضیات محلی یا وضع کنونی در مقابل اوضاع گذشته است.

... چون شخصی به حالت مرگ می افتد معمولاً موبدی را فرا می خوانند تا آداب و اعمال واپسین را بجای آورد.موبد دعای «توبه گناهان» (پتیت پشیمانی) را می خواند،و آداب تدهین مرگ را با ریختن قطرات گمیز بر روی لبان مرده انجام می دهد.

...اندکی بعد از فوت،جسد شخص مرده را که اینک جز مسئولین امر کسی نباید بدان دست زند،در یک طرف اتاق می گذارند و می شویند.

...شخصی که بدن مرده را می شوید دستکشی پشمین بر دست دارد.که دستیارش در حالی که او به بدن مرده دست می کشد بر آن به وسیله ملاقه دسته بلند برنجینی گمیز (شاش گاو) می ریزد.در شستن مرده هرگز آب به کار نمی رود...مرده شوها،چون کارشان به پایان رسید،خود را به طور کامل می شویند تا از آلودگی ناشی از دست زدن به مرده پاک گردند.

آنگاه برای اولین مرتبه مراسم سگ دید به عمل می آید.این آیین قدیمی،که قدمتش به عهد اوستا می رسد،چنان است که باید سگی به جسد مرده نگاه کند،زیرا معتقدند نگاه او تأثیر خاصی در راندن نسو،دیو پلیدی،دارد.

...در یزد برای مراسم «سگ دید» سگ خاصی را به کار نمی برند؛بلکه معمولا سگ های ولگرد عادی را به کار می گیرند.لقمه هایی از نان در اطراف جسد،یا به رسم قدیمتر در روی سینه مرده،می گذارند تا سگ آنها را بخورد.»۹

سوال همیشگی ای که مطرح می شود؛چرا نباید ایرانی،آیین به اصطلاح آباء و اجدادی اش را ترک می کرد و اسلام را نمی پذیرفت؟!

زمانی عدم رغبت و تمایل ایرانیان به دفاع از پادشاهی،و در مقابل،استقبال از اسلام و سپاه مسلمانان و رهایی بخش دانستن آنان را می فهمیم،که نسبت به وضعیت دینی و اجتماعی سیاسی حاکم بر گذشته سرزمین مان آگاه و مطلع باشیم.

نکته دیگر این که:متون کتاب ها و مدارک با آنچه ویدیوها و ادعاهای متعصبانه روایت می کنند کاملا متفاوت است.

 

منابع و پی نوشت ها:

 

(۱):کریستین سن،ایران در زمان ساسانیان،رشید یاسمی،دنیای کتاب۱۳۶۸،ص ۲۰۸،۲۰۹و۵۷۱

(۲):این شعار،یک شعار دینی است تا اخلاقی.پروفسور کریستین سن می نویسد که:در سه اصل «اندیشه نیک»،«گفتار نیک» و «پندار نیک» بی شک در اصل تکالیف دینی منظور نظر بوده است.

بنگرید به:کریستین سن،ایران در زمان ساسانیان،رشید یاسمی،انتشارات نگاه۱۳۸۴،ص۴۶

(۳):علاوه بر مدارک دینی،به قلم کریستین سن این موضوع به حدی ثابت و آشکار است که کوشش بعضی از پارسیان جدید برای انکار آن،بی اساس و سبک سرانه است.

بنگرید به: کریستین سن،ایران در زمان ساسانیان،رشید یاسمی،دنیای کتاب۱۳۶۸،ص ۴۳۳،۴۳۴و۴۳۵

(۴):بنگرید به:ارداویراف نامه،ترجمه رشید یاسمی،ص ۱۱ و روزگاران،عبدالحسین زرین کوب،ص۳۲ و دینکرد هفتم،موبد آذر فرنبغ،ترجمه راشد محصل،ص۲۴۵ و ۲۴۶ و ...

(۵):متن نامه تنسر به گشنسب،تصحیح مجتبی مینوی،انتشارات خوارزمی،ص۵۷،۶۴،۶۵و۷۰

(۶):طبق اوستا،ترجمه جلیل دوستخواه،آبان یشت ص ۳۱۱ ،شماره ۷۶ و ۷۷:«ویستورو» پسر نوذر از شاهان پیشدادی می گوید:به اندازه موهای سرم دیوپرستان (غیر زرتشتی ها) را بر خاک افکندم و قتل عام کردم.

سلسله اشکانیان هم که به دست اردشیر بابکان و ساسانیان قتل عام و نسل کشی شدند به خاطر فاصله گرفتن از دین زرتشت بود.

بنگرید به: نامه تنسر به گشنسب،تصحیح مجتبی مینوی،انتشارات خوارزمی،ص۹۳

علت رویارویی اسفندیار (قهرمان دین زرتشت) با رستم دستان نیز نپذیرفتن آیین زرتشت از سوی رستم بود که شاهنامه به آن پرداخته است.ادعای پیامبری زرتشت در زمان گشتاسب،پدر اسفندیار صورت می گیرد و پس از آنکه گشتاسب با نوشیدن «هوم و حشیش» و نشئه شدن و مشاهده رویاهایی به زرتشت ایمان می آورد، در حقیقت فرایند زرتشتی کردن مردم به زور شمشیر (که باستانگرایان سعی می کنند این نوع رفتار را به فاتحان مسلمان نسبت دهند) از این زمان آغاز می شود.همچنانکه اسفندیار در مقابل رستم و از روی مباهات می گوید:

کنون کارهـــایی که مـن کرده ام

ز گردنکشـــان سر بر آورده ام

نخستین کمر بستم از بهــــر دین

تهی کردم از بت پرستان زمین

کس از جنگ جویان گیتــــی ندید

که از کشتگان خاک شد ناپدید

نکته در خور تامل این که؛ این رویارویی و نبرد در زمان زرتشت اتفاق می افتد و زرتشت همان پیامبری که مدعی هستند اهل گفتگو و دیپلماسی بوده و به جنگ و خونریزی رغبتی نداشته،تلاشی برای جلوگیری از این درگیری نمی کند.اسفندیار هم زمانیکه که یکی از اطرافیانش توصیه به پشیمانی از نبرد با رستم می کند گویا در راستای ابلاغ عقیده زرتشت این چنین می گوید:

چنین گفت کز مردم پاک دیــــن

همـانا نزیبـد که گویــــــــد چنین

گر ایدونک دســـتـور ایران تـــوی

دل و گوش و چشم دلیـران توی

همــی خوب داری چنیـن راه را

خـــــــــــرد را و آزردن شــــــاه را

همه رنج و تیمار ما باد گشــت

همان دین زردشت بیداد گشت

که گوید که هر کو ز فرمان شاه

بپیـــــچد به دوزخ بــود جایـگـاه

خانم دکتر میترا مهرآبادی در توضیح این گفتار و شرح این ابیات شاهنامه می‌گوید: «بر مردم پاک کیش زیبنده نیست که این چنین سخن بگویند. اگر تو که دستور ایران و دل و چشم و گوش دلیران هستی، این آزردن شاه را خوب بدانی. پس به راستی که دیگر همه آن رنج و اندوه ما باد شد و کیش زردشت بیداد گشت. چرا که زردشت می‌گوید هر که سر از فرمان شاه بپیچد، جایگاهش در دوزخ خواهد بود.»

بنگرید به:مهرآبادی میترا، شرح شاهنامه، نشر روزگار، تهران ،جلد 2،صفحه 542

لازم به ذکر است دو خواهر اسفندیار در شاهنامه یاد شده‌اند که به‌آفرید و همای هستند. گشتاسپ به هر کسی که بتواند ارجاسپ را در جنگ نخست از ایران بیرون براند، زناشویی با همای را نوید می‌دهد.چون اسفندیار در بیرون راندن سپاه ارجاسپ کامیاب می‌شود، همای و برادرش اسفندیار با یکدیگر پیوند زناشویی می‌بندند. هر دو خواهر اسفندیار در جنگ دوم با ارچاسپ به بند کشیده شده و به دز رویین برده می‌شوند. هر دو آن‌ها در رشته رخدادهای سوگواری پس از مرگ اسفندیار پدیدار می‌شوند. آنچنان که خالقی مطلق گفته، به‌آفرید که اسفندیار او را از بند رهانده، هم در کنار همای، همسر اسفندیار بوده‌است، ولی فردوسی از آن چیزی سخن نگفته تا با اسلام ناسازگار نباشد، هرچند که هنگامی که درباره سوگواری پس از مرگ اسفندیار در دربار سخن می‌راند، با برابر شمردن شمار خواهران اسفندیار با شمار همسران او، به گونه ضمنی می‌گوید که به‌آفرید هم همسر اسفندیار بوده.

(۷):به موجب فرگرد دوم متن اوستایی وندیداد،جمشید به فرمان اهورامزدا مأمور می شود تا انسان ها و دیگر موجودات آفریده اهورامزدا را نجات دهد و در یک سرزمین نمونه و آرمانی گرد هم بیاورد.یکی از انواع گروه های انسانی که از راه یافتن بدان جامعه باز می مانند و حق زندگی و زنده ماندن را از دست می دهند،معلولان جسمی و عقب افتاده های ذهنی هستند.اعم از اشخاصی که قوز یا قد کوتاه دارند و یا دارای چشمان ضعیف و اندام شکسته هستند.چرا که مطابق با آموزه های دین زرتشتی،این  انسان ها «داغ خوردگان اهریمن» (شیطان صفت) به حساب می آیند و لازم است تا از اجتماع تصفیه شوند.

رضا مرادی غیاث آبادی،رنج های بشری،ص۶۱ و اوستا،وندیداد،ترجمه جلیل دوستخواه،فرگرد دوم،ص۶۶۵ تا ۶۷۳،بندهای ۲۹ و ۳۷

(۸): برِشنوم یا برِسنوم؛ از جمله مراسم مذهبی و از آیین های غسل و تطهیر در دیانت زرتشت است که با ادرار گاو (گمیز)،گرد وغبار و آب به مدت ۹ شب انجام می شد و به «برشنوم نه شب»معروف بوده است.

این غسل در گذشته در میان زرتشتیان به صورت گسترده انجام می شده است و اعضای هر خانواده باید آن را حداقل یک بار انجام می دادند.

(۹)سفرنامه جکسن،ابراهم و ویلیامز جکسن،ترجمه منوچهر امیری و فریدون بدره ای،انتشارات خوارزمی،ص۴۳۸-۴۳۹

دریافت نسخه P.D.F نوشتار

تصاویر منابع:

کپی برداری موبدها از ادیان ابراهیمی

دینکرد هفتم ص ۲۴۵ و ۲۴۶

  • حسین عمرزاده

ویل دورانت:«در قرون وسطی،حمام ویژه مسلمانان به شمار می آمد.»۱

 

یکی از مهمترین خدمات اسلام،نشر فرهنگ نظافت شخصی و استحمام است که در زندگی روزمره بشر نقشی اساسی و حیاتی دارد و در جای جای قرآن و سنت (احادیث صحیح) که دو منبع مهم اسلام هستند و دیگر کتاب های اسلامی به ویژه در زمینه فقه (احکام) به اهمیت و ضرورت طهارت (پاکیزگی و بهداشت) تصریح شده است.تا حدی که پاکیزگی؛نصف ایمان۲،یکی از شرایط کسب محبوبیت و دوست داشته شدن نزد الله۳، و حتی در جاهایی،رعایت نکردنش دلیل عذاب و مجازات معرفی شده است۴.

در این بین مطمئنا استفاده از آب حرف اول را می زند و به همین جهت هم در کتب فقهی به لحاظ میزان تاثیر در پاکیزگی،آب ها مورد تقسیم بندی قرار گرفته اند۵.

برای کارنامه عملی بهداشت مسلمانان هم همین بس که در روز می بایست حداقل برای ۵ وقت نماز (علاوه بر نوافل و تلاوت قرآن و یا به جهت استحباب و ثواب هرچه بیشتر آن) دارای وضو (که با آب صورت می گیرد) باشند و همین موضوع (شسته شدن دست ها،پاها و صورت) که در طول روز و به خاطر انجام کارهای روزمره بیشتر در معرض آلودگی قرار دارند خود گوشه ای از حکمت و ارزش این تشریع را می رساند.

چرا گفته شد خدمات؟! مگر پیش از اسلام وضعیت مردم از این بابت چگونه بوده است؟

قبل از آنکه به نقطه دیگری از جهان بپردازیم بهتر است نگاهی مستند داشته باشیم به وضعیت ایران پیش از اسلام یا به گفته جناب مرتضی مطهری:ایرانِ موبدی.

دیانت رسمی ایران پیش از اسلام،زرتشتی گری و سلسله ساسانیان به گواه تاریخ و تاریخ نگاران،زرتشتی ترین سلسله حکومتی بوده است. یکی از متون دینی مهم به جای مانده از آن دوران متن «ارداویراف نامه» است که به بیان اعتقادات زرتشتیان از زبان «ویراف» پس از مصرف «بنگ و حشیش» می پردازد!

جریانات باستانگرا با تظاهر به «طبیعت دوستی» سعی می کنند قداست افراطی آب و چگونگی اجرا و پیاده سازی این تفکر در ایران پیش از اسلام را با توجیهاتی همچون اینکه آب و دیگر عناصر را هرگز به معنای عبادت نمی پرستیده اند بلکه صرفا از آن پرستاری و مواظبت کرده اند و... وارونه جلوه دهند.

جناب رضا مرادی غیاث آبادی،باستان شناس، به نقل از ارداویراف نامه در مورد نوع نگاه (تحمیلی) آن دوران به آب و استحمام می نویسد:

«یکی دیگر از گناهان و اعمال زشت آدمیان به موجب متون زرتشتی،حمام رفتن زیادی است.چرا که به زعم آنان حمام رفتن موجب آلوده شدن آب و آتش و زمین می شده است.

در این زمینه در متن زرتشتی پهلوی ارداویرافنامه آمده است که او کسی را در دوزخ می بیند که : «اوم دید رووان مردیِ که گُه اود نَسا اود ریمَنی خوردن دهند»

«دیدم روان مردی که گُه و مردار و چرک به خوردش می دادند». ارداویراف می پرسد که گناه این مرد چه بود که چنین کیفر گرانی را تحمل می کند؟

سروش و آذر از سوی اهورامزدا جواب می دهند : «این رووانِ اوی دُروَند مردم که او گرمابَگی واس شُد هند»

«این روان آن مردم دروندی است که بسا به گرمابه می رفتند»۶.

در وهله اول ممکن است این تصور ایجاد شود که شاید موضوع و علت عذابی این چنین در این دیانت اسراف و عدم صرفه جویی باشد.اما با مطالعه دیگر مدارک دینی این آیین و همچنین نوشته های پژوهشگران متخصص متوجه بعد حقیقی موضوع می شویم.

پروفسور کریستین سن،شرق شناس و تاریخ نگار مطرح دانمارکی ضمن اشاره به تقدس افراطی آب و آتش در میان زرتشتیان از وضعیت نظافت و جایگاه حمام در بین آنان می نویسد:

«نصوص متعدد اوستا ثابت می کند،که پرستش عناصر طبیعی از اصول دیانت زردشتی بوده،چنانکه می دانیم زردشتیان کمال مواظبت را مرعی می داشته اند،که آب و آتش و خاک را آلوده نکنند.مؤلفان خارجی هم این مطلب را تأیید کرده اند.

آگاثیاس گوید (۲۴/۲) :«ایرانیان احترام آب را بیش از هر چیز واجب می شمردند،چنانکه حتی صورت خود را در آب نمی شستند و جز برای آشامیدن آب دادن به نباتات به این عنصر مقدس دست نمی زدند».

در کتاب وندیداد شرح مبسوطی راجع به آب و تأثیر آن در تطهیر مندرج است.فقط چیزی که در تطهیر مؤثرتر از آب محسوب می شد،بول گاو بود.»۷

اینکه پروفسور به نقل از وندیداد نوشته اند که بول (ادرار) گاو (و در جاهایی حتی ادرار گوسفند و انسان) در نظافت از آب مؤثرتر و پاک تر دانسته می شده فقط محدود به استعمال روی بدن نبود.بلکه در مواقع بسیاری (از عقد تا مرگ و...) دستور بر نوشیدن (معروف به:نیرنگِ) گُمیز (ادرار گاو) بود.

خانم پروفسور مری بویس شرق شناس و زرتشتی شناس مشهور که به ایران هم سفر کرده و علاوه بر تحقیقات علمی،نوشته های شان محصول و نتیجه مشاهدات ایشان از زندگی زرتشتیان است در کتاب   “A Persian stronghold of Zoroastrianism” در بخش قوانین و مراسم مربوط به تطهیر در مورد مرسوم بودن این نوشیدنی (نیرنگ) می نویسد که نیرنگ را با خواندن دعاهای مختلف بر ادرار گاو به مدت هفت روز،آن را برای خوردن آماده می کنند.آیین تقدیس ادرار به وسیله هفت موبد (روحانی زرتشتی) انجام می گرفت که در هر شب و به مدت شش شب باید یک وندیداد به طور دقیق بر روی نیرنگ به جا آورده شود.۸

خانم دکتر کتایون مزداپور زبان شناس و پژوهشگر زبان های باستانی ایرانی که خود متولد یزد و اصالتا زرتشتی است درباره مواقعی که از نیرنگ استفاده می شده می نویسد که :

«خوردن نیرنگ و به کار بردن آن تا سال ۱۳۵۰/۱۹۷۰ هنوز منسوخ نشده بود...در مواقعی چون پتت کردن (خواندن دعای توبه) پیش از سدره پوشی و بستن عقد ازدواج نیز هنگام نشوه رفتن و سی شور شدن اندکی از آن را می خوردند.

همچنین به ویژه آن را در دهان شخصی که در حال نزع بود یا جان سپرده بود،می ریختند.

این نام و رسم ها را امروزه بچه ها نمی شناسند.در هندوستان خوردن نیرنگ هنوز مرسوم است.»۹

پاکیزه تر بودن ادرار گاو نسبت به آب در نگاه زرتشتیان را در منابع بسیاری می توان یافت.

دوشن گیمن ایران شناس معروف بلژیکی در مورد برخی آداب دفن و تشییع زرتشتیان می نویسد  که مُرده ابتدا با گُمیز (ادرار گاو) و سپس با آب شسته می شود.۱۰

در اوستا نیز می خوانیم که زرتشتیان قبل از اینکه مردگان خویش را در جایی به نام دخمه طعمه سگان لاشخور و کرکس ها سازند می بایست تن و گیسوی خود را با شاش گاو و گوسفند یا انسان شستشو دهند.۱۱

این آلودگی و فاصله از بهداشت فقط به آیین زرتشتی هم ختم و خلاصه نمی شد بلکه دنیای مسیحیت و جهان اروپا هم (علی رغم تحریف گسترده امروزه تاریخ،نفوذ وسیع رسانه ای و گسترش بیماری غرب زدگی در میان مردم مشرق) به آن دچار بوده است.

ویل دورانت تاریخ نگار برجسته مسیحی-آمریکایی در کتاب تاریخ تمدن در مورد رسم و رسوم جهان مسیحیت در قرون وسطی می نویسد که:

«در قرون وسطی نظافت هنوز از صفات اولیای خدا و وسیله نزدیک شدن به درگاه حق محسوب نمی شد.

مسیحیان اولیه گرمابه های رومی را ناپسند،و این گونه مراکز را گودالهایی برای انحراف ها و هرج و مرج های جنسی می شمردند.به علاوه،چون به طور کلی در تعالیم مسیحیت سخن از نکوهش و ترک تن بود،رعایت اصول بهداشتی متضمن اجری نمی توانست باشد.»۱۲

این در حالیست که مسلمانان علاوه بر اعتقاد و رعایت ذاتی خودشان نسبت به پاکیزگی،به هرجا که قدم می گذاشتند هم اضافه بر تاسیس مساجد و مدارس و بیمارستانهاو...،توجه ویژه ای به تاسیس حمام داشتند و اساسا «حمام» ویژه مسلمانان به شمار می آمد.

اگر این ادعا صحت دارد پس آراستگی و نظافت ظاهری امروزی اروپا از کجا آمده است؟!

پاسخ را نیز در ادامه از قلم ویل دورانت می خوانیم:

«یکی از ثمرات جنگهای صلیبی رواج حمام های عمومی بخار در اروپا به تقلید گرمابه های مسلمانان بود.»۱۳

دقیقا زمانی که اروپا و دنیای مسیحیت نظافت و حمام را گناه می دانست مسلمانان در شهرهاشان هزاران حمام (با آب سرد و گرم) که در آنها پرسنل و آرایشگر برای زنان و مردان موجود بود داشتند.

خانم دکتر زیگرید هونکه (Sigrid Hunke) نویسنده و شرق شناس آلمانی:

«از زمانیکه به ژرمنها درس منزه بودن و بکارت اخلاقی نوع مسیحی داده شد،تا خجالت بکشند و بدانند که لخت بودن سبب تحریک جنسی و رابطه نامشروع خواهد بود،شستشوی بدن و نظافت هم – گرچه این نظافت در پستو و مخفی گاه هم انجام می توانست بگیرد – گناه شناخته شد.و به همین نسبت که نظافت و حمام کردن گناه شد،کثافت را هم منزه بودن و بکارت اخلاقی دانستند و جایگزین یکدیگرش کردند.

مشاهده این وضعیت برای مسلمانان تمیز،غیر قابل تصور بود.مسلمانان که شستشوی بدن یعنی نه تنها وظیفه مذهبیشان بود بلکه در آن آب و هوای گرم،میل طبعیشان نیز بود.

این بخصوص برای شهرنشینان بغداد،شهری که در قرن دهم میلادی با هزاران حمام گرم و کارگران حمام و مشتمالچی (ماساژ دهنده) و سلمانی و آرایشگر که برای مردها و همچنین برای زن ها امکان شستشوی هفتگی و حتی روزانه را فراهم کرده بود،غیر قابل تصور می نمود.

تازه بعد از اینکه جنگجویان صلیبی که از کشورهای اسلامی دیدن کرده بودند و مسافرینی که از اسپانیا و جزیره سیسیل آمده بودند و رسوم نظافت مسلمانان را آموخته بودند و از آن سرسختانه دفاع می کردند،سبب شد که دوباره شستشو و حمام کردن و نظافت،راه خود را در اروپا باز کند.

بدین ترتیب،سدی که اروپای مسیحی دور خودش کشیده بود تا در مقابل تمدن اسلامی خودش را حفاظت کند،از ده ها محل،قابل نفوذ شده بود.

صدها نفر از مردمانش با چشم و عقل خودشان،شیفته و مجذوب و بلکه باید گفت شاگرد تمدن مسلمانان شده بودند.»۱۴

بنابراین آیا دور از ذهن است که یکی از عوامل مهم گرایش ایرانیان به اسلام و ترک آیین غلط گذشته و آباء و اجدادی شان را مشاهده همین سطح پاکیزگی در اسلام در مقابل رسم و رسومات پیشین خودشان و سایر ادیان جهان دانسته شود؟!

پاکیزگی ای که محدود به تن و بدن نبود و در گام نخست ذهن و قلب را با عقیده ای پاک و بی شائبه،درخشش و صیقل می بخشید...

دریافت نسخه پی دی اف              

                                                                               

------------------------------------------------

منابع:

 

(۱):ویل دورانت،تاریخ تمدن،ج۴،بخش۴،ص۵۰۱

(۲): الطُّهُورُ شَطْرُ الإيمانِ .صحیح مسلم،صفحه یا شماره:۲۲۳

(۳): إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ.آیه ۲۲۲ سوره البَقَرَة

(۴): استَنْزِهُوا من البول؛ فإنَّ عامَّة عذاب القبر منه . منبع:الدارقطني

(۵):در کتاب های فقهی،باب الطهارة،انواع المیاه

(۶): Gignoux,Philippe,Le Livre D`Arda Viraz,Paris,Editions Recherche sur les civilisations,1984,Chapitre 41.

رنج های بشری،رضا مرادی غیاث آبادی،ص۳۰

(۷): آرتور کریستین سن،ایران در زمان ساسانیان،ترجمه رشید یاسمی،ص۲۱۱و۲۱۲

(۸): A Persian stronghold of Zoroastrianis،Mary Boyce، The Laws and Raites of Purity،92

کانون دین زرتشتی در ایران،مری بویس،ترجمه حسین ابراهیمیان،انتشارات توس،بخش:قوانین و مراسم مربوط به تطهیر

 (۹): کتایون مزداپور،شمع و لنگری،ص ۳۵

(۱۰): دوشن گیمن،دین ایران باستان،ترجمه رویا منجم،نشر علم،ص ۱۴۸ تا ۱۵۰

(۱۱): اوستا،ترجمه جلیل دوستخواه،انتشارات مروارید،ج۲،ص۷۴۷-۷۴۸

(۱۲):تاریخ تمدن،ویل دورانت،جلد چهارم،عصر ایمان،بخش دوم،ابوالقاسم طاهری،انتشارات علمی و فرهنگی،ص۱۱۲۵

(۱۳):همان منبع

(۱۴): فرهنگ اسلام در اروپا،زیگرید هونکه،ترجمه مرتضی رهبانی،دفتر نشر فرهنگ اسلامی۱۳۶۲،ج۱،ص۹۴-۹۶

 

تصاویر مرتبط:

رنج های بشری ص ۳۴

زرتشتیان صورت خود را هم نمی شستند

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter YouTube Aparat Pinterest