لباس چرک مُرده !
یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت ... گلی شد .
و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود
ولی نشد ...
بعدها هر چه شستمش پاک نشد ؛
حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت !!
آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت :
"این لباس چِرک مرده شده!"
گفت :
"بعضی لکه ها دیر که شود ، می میرند ؛ باید تا زنده اند پاک شوند !"
چرک مُرده شد ...
و حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت !
بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید !
حواست که نباشد لکه می شود ؛
وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری ، می شود چرک ...
به قول صاحب خشکشویی "لکه را تا تازه است ، تا زنده است ، باید شست و پاک کرد"
پ.ن:
پیامبر اسلام صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم:
«إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَخْطَأَ خَطِيئَةً نُكِتَتْ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ» سَوْدَاءُ، فَإِذَا هُوَ نَزَعَ وَاسْتَغْفَرَ وَتَابَ سُقِلَ قَلْبُهُ، وَإِنْ عَادَ زِيدَ فِيهَا، حَتَّى تَعْلُوَ قَلْبَهُ وَهُوَ الرَّانُ الَّذِي ذَكَرَ اللهُ: {كَلا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}
بیگمان، هرگاه بندهای دچار خطایی شود، نقطهای سیاه در قلبش پدیدار میگردد. پس اگر از آن دست بکشد، آمرزش بخواهد و توبه کند، قلبش صیقل مییابد و پاک میشود. اما اگر به گناه بازگردد، آن سیاهی افزون میشود تا جایی که سراسر قلبش را فراگیرد. و این همان «ران» (زنگاری) است که الله بدان اشاره کرده است:
«هرگز چنین نیست (که آنها گمان می کنند) بلکه (بسب) آنچه کرده اند بر دلهایشان زنگار بسته است.» [المُطَفِّفین: ۱۴]
منبع:سنن تِرمِذي ۳۳۳۴
درست است که حتی اگر دلهایمان چرکمرده و زنگارگرفته شود، باز هم اگر توبه کنیم و از خداوند آمرزش بخواهیم، او بینهایت مهربان است و میبخشد. اما عمر و فرصت استغفار، همیشه باقی نیست. هیچکس نمیداند تا کی فرصت جبران دارد، و چه بسیار فرصتهایی که از دست میروند…
گمراهیهای بزرگ همیشه با اشتباهات بزرگ شروع نمیشوند؛ خیلی وقتها از بیتوجهی به خطاهای کوچک میآیند. همین غفلتهای ریز، کمکم دل را سخت میکنند، آنقدر که چه بسا دیگر میل به بازگشت نماند.
زنگار، یکشبه آهن را نمیپوشاند، و گناه هم ناگهان دل را سیاه نمیکند. آرامآرام اثر میگذارد، بیآنکه بفهمی. پس تا درهای رحمت باز است، باید به سراغش رفت… قبل از آنکه نه وقتی بماند، نه دلی که بتواند روشنی را بپذیرد.