سوتچی امام (به ترکی :Sütçü İmam) با نام اصلی امام علی،متولد ۱۸۷۱ میلادی و از ائمه مسجد چینارلی از مساجد استان "قهرمان مرعش (قهرمان ماراش)" در جنوب ترکیه بود.

- ۰ نظر
- ۱۱ مرداد ۰۲ ، ۲۳:۱۴
سوتچی امام (به ترکی :Sütçü İmam) با نام اصلی امام علی،متولد ۱۸۷۱ میلادی و از ائمه مسجد چینارلی از مساجد استان "قهرمان مرعش (قهرمان ماراش)" در جنوب ترکیه بود.

وقتیکه تابِعی بزرگوار، رَبیع بن خُثَیم ـ رَحِمَهُ الله ـ، به در خانهی ابنمسعود ـ رَضِيَ اللهُ عَنه ـ میرفت، کنیزش میگفت:
«آن نابینا پشت در است!»
ابنمسعود ـ رَضِيَ اللهُ عَنهُ ـ میگفت:
«او نابینا نیست، بلکه رَبیع بن خُثَیم است.»
كَانَ الرّبيع إِذا جَاءَ إِلَى بَاب بن مَسْعُود يسْتَأْذن قَالَت لَهُ الْجَارِيَة ذَاك الْأَعْمَى بِالْبَابِ فَيَقُول لَيْسَ ذَلِك أعمى ذَاك ربيع بن خثيم.
[العجلي، الثقات للعجلي ط الدار، ٣٥١/١-٣٥٢]
اگر قصد نابودسازی پایههای جامعهٔ الجزائر و توان مقابلهاش [با استعمار] را داشته باشیم، پیش از هر چیز باید زنان را کنترل کنیم؛ باید زیر حجابشان، آنجا که پنهان شدهاند و در خانههایشان، جایی که مردانشان از نگاه دیگران حفظشان میکنند، به دنبال آنان باشیم. بنابراین، سیستم رسماً متعهد به دفاع (!) از این زن بهوسیلهٔ به تصویر کشیدنش بهصورت یک ذلیلِ بهبندکشیدهشدهٔ جدا افتاده، شده است.
هر ملتی (و جامعه ای) که مردانش از "غیرت" بهرهمند باشند
زنان آن جامعه نیز (در نتیجه) از عفت و پاکدامنی بهرهمند خواهند بود.
الراغب الأصفهاني :
قيل: كلُّ أمة وضعت الغَيْرة في رجالها وضعت العفة في نسائها.
الذريعة إلى مكارم الشريعة،ص ۳۴۷
پ ن ۱ :غیرت :به زبان ساده عبارتست از حس و قوت حمایت نسبت به هرآنچه که برای فرد اهمیت ویژه دارد.
پ ن ۲ :ضمن ضرورت فهم معنای درست این ویژگی،میتوان درک کرد کسانی که مخالف وجود این خصلت در مردان هستند چه مقاصدی را دنبال می کنند.
گفته شده :
"هر منطقهای که چهار چیز در آن باشد ساکنانش از بلا و مصیبت در امان خواهند بود:
۱. حاکم عادلی که ستم نمیکند
۲. عالمی که بر راه و روش هدایت است
۳. پیرانی که امر به معروف و نهی از منکر میکنند و به طلب علم و قرآن تشویق مینمایند
۴. و زنانشان پوشیده باشند و خودآرایی جاهلیت نخستین را در پیش نگیرند".
[الجامع لأحکام القرآن از امام قُرطُبي رَحِمَهُ الله (۷۶/۵)]
قيل : كل بلدة يكون فيها أربعة فأهلها معصومون من البلاء : إمام عادل لا يظلم ، وعالم على سبيل الهدى ، ومشايخ يأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر ويحرضون على طلب العلم والقرآن ، ونساؤهم مستورات لا يتبرجن تبرج الجاهلية الأولى .
جمشید پیشدادی یکی از شاهان ایران باستان،دو خواهر داشت به نام های شهرناز و اَرنَواز که به دست ضحاک اسیر می شوند.
اما جالب اینکه حکیم فردوسی در شاهنامه این دو زن ایرانی را با صفت «پوشیده رویان» خطاب می کند.نشانگر اینکه ایشان،پوشش و حجابی کامل داشتند.چنانکه حتی صورت و روی خود را در حضور دیگران می پوشاندند.
ز پوشیده رویان یکی شهرناز
دگر پاکدامن بنام ارنواز
منبع :شاهنامهٔ فردوسی (ویراست سنجشگرانه)، نه پوشینه. زیرِ نگرِ یوگنی ا. برتلس، عبدالحسین نوشین و… . مسکو: اکادمی علوم اتحاد شوروی، ۷۱-۱۹۶۰
عُمَر بن خَطَّاب رَضِيَ اللهُ عَنهُ برای اهل کوفه نوشت:
سوره برائت را بیاموزید
و سوره نور را به زنان تان آموزش دهید.
تعلَّمُوا سورةَ براءة، وعَلِّمُوا نساءَكم سُورةَ النُّور.
سعيد بن منصور في ((التفسير)) (۱۰۰۳)
پ ن:
سوره برائت : به بیان جهاد و ولاء و براء پرداخته و از این جهت مرد ها به آن نیازمندند
و سوره نور : به پاکدامنی و حجاب و پوشش و احکام و مجازات زنا پرداخته و حاوی توصیه های بسیار ارزشمند برای بانوان است.
در تاریخ بغداد آمده است که در سال ۲۸۶ هجری، در دادگاه موسی بن اسحاق، قاضی شهر ری، زنی همراه با ولیّ خود حاضر شد و ادعا کرد که شوهرش مهریهی او را که پانصد دینار بود، نپرداخته است. اما شوهر این ادعا را رد کرد.
قاضی از زن خواست که گواهان خود را معرفی کند. ولیّ او گفت که شهود حاضرند. یکی از شاهدان درخواست کرد که زن را ببیند تا بتواند او را شناسایی کرده و در شهادتش به او اشاره کند. قاضی اجازه داد، و شاهد رو به زن کرد و گفت: «برخیز!»
در این لحظه، شوهر با ناراحتی اعتراض کرد و گفت: «میخواهید چه کنید؟!» وکیل پاسخ داد: «شهود باید چهرهی همسرت را ببینند تا مطمئن شوند که او همان زنی است که مهریهاش را مطالبه میکند.»
اما ناگهان شوهر که نمیخواست همسرش در برابر دیگران چهرهاش را آشکار کند، رو به قاضی کرد و گفت: «من در حضور شما اعتراف میکنم که این مهریه را بدهکارم، اما اجازه نمیدهم که همسرم صورت خود را برای دیگران آشکار کند.»
وقتی زن این سخنان را شنید، تحت تأثیر قرار گرفت و رو به قاضی کرد و گفت: «من هم در حضور شما شهادت میدهم که از حق مهریهام گذشتم و همسرم را از پرداخت آن، در دنیا و آخرت، معاف کردم.»
قاضی که این جوانمردی و بزرگواری را دید، گفت: «این ماجرا باید در شمار بزرگواریهای اخلاقی ثبت شود.»
«أَخبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَعْقُوبَ، أَخبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ نُعَيْمٍ ٱلضَّبِّيُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبدِ ٱللَّهِ مُحَمَّدَ بْنَ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى القَاضِي يَقُولُ: حَضَرْتُ مَجلِسَ مُوسَى بْنِ إِسْحَاقَ القَاضِي - بِالرَّيِّ - سَنَةَ سِتٍّ وَثَمَانِينَ وَمِائَتَيْنِ، وَتَقَدَّمَتِ ٱمْرَأَةٌ فَٱدَّعَى وَلِيُّهَا عَلَى زَوْجِهَا خَمْسَمِائَةِ دِينَارٍ مَهْرًا، فَأَنْكَرَ، فَقَالَ القَاضِي: شُهُودُكَ، قَالَ: قَدْ أَحْضَرتُهُم، فَٱسْتَدْعَى بَعْضُ الشُّهُودِ أَنْ يَنظُرَ إِلَى ٱلمَرْأَةِ لِيُشِيرَ إِلَيْهَا فِي شَهَادَتِهِ، فَقَامَ الشَّاهِدُ وَقَالَ لِلمَرْأَةِ: قُومِي، فَقَالَ الزَّوْجُ: تَفْعَلُونَ مَاذَا؟ قَالَ الوَكِيلُ: يَنظُرُونَ إِلَى ٱمْرَأَتِكَ وَهِيَ مُسْفِرَةٌ لِتَصِحَّ عِندَهُم مَعرِفَتُهَا، فَقَالَ الزَّوْجُ: وَإِنِّي أَشهَدُ القَاضِيَ أَنَّ لَهَا عَلَيَّ هَذَا المَهرَ الَّذِي تَدَّعِيهِ، وَلَا تَسْفِرُ عَنْ وَجهِهَا، فَرَدَّتِ ٱلمَرْأَةُ وَأَخبَرَتْ بِمَا كَانَ مِن زَوجِهَا، فَقَالَتِ ٱلمَرْأَةُ: فَإِنِّي أَشهَدُ القَاضِيَ أَنِّي قَدْ وَهَبتُ لَهُ هَذَا المَهرَ وَأَبرَأتُهُ مِنهُ فِي ٱلدُّنْيَا وَٱلآخِرَةِ. فَقَالَ القَاضِي: يُكتَبُ هَذَا فِي مَكَارِمِ الأَخْلَاقِ.»
تاریخ بغداد - الخطیب البغدادي - جلد ١٣ - صفحه ٥٥
زنی نزد عالمی رفت که زنان را به رعایت حجاب و پرهیز از بدحجابی دعوت میکرد. با اعتراض گفت:
«چرا به جای ما، به مردان نمیگویید نگاهشان را کنترل کنند؟»
عالم پاسخ داد:
«فرض کنید ظرفی از عسل دارید و مگسها به سمت آن هجوم آوردهاند. چه میکنید؟»
زن کمی فکر کرد و گفت:
«روی ظرف را میپوشانم تا مگسها به آن نزدیک نشوند.»
عالم گفت:
«زن نیز اینگونه است؛ اگر زیباییهایش را بپوشاند، کسانی که همچون مگس هستند، به او نزدیک نخواهند شد.»
احمد کسروی مینویسد:
زنیکه آزادانه با مردان در می آمیزد بدشواری خواهد توانست خود را نگه دارد، بدشواری خواهد توانست فریب مردان را نخورد .
چیزیست بسیار آزموده : زن از بازار آمیزش آزادانه سرمایه باخته بیرون آید . آمیزش آزادانه زن را لغزشگاهیست که خود بلغزد و دیگران را نیز بلغزاند.
زنهای ایران دو چیزِ بد را از اروپا یاد میگیرند: یکی آراسته بمیان مردان درآمدن و شیکترین رختهای خود را برای کوچه و خیابان نگاه داشتن، دیگری با مردان آزادانه درآمیختن و به بزمها خودسرانه رفتن . اینها هر دو غلطست . هر دو بزیان خود زنهاست.
بانوان ایران باید بدانند که زن در اروپا ارجمند نیست. اروپاییان زن را گرامی نمیدارند. باید فریب آن سخنانیکه در روزنامه هاست نخورند. اروپاییان در بسیار چیزها گمراهند و یکی هم داستان زنهاست.
بیشتر اروپاییان زنها را افزاری برای خوشگذرانی و کامگزاری مردان شناخته اند و بیش از این معنایی بزنان نمی دهند . اینست آنها را ببزمها می کشانند، پردههاشان میدرند، از جایگاه خود پایین می آورند.
در همان اروپا میلیونها زن بیشوهرند . میلیونها دختر بی نگهبان درماندهاند .
ما داستانهایی می خوانیم که فلان جوان رومانی سیصد دختر را فریب داده، بهمان آدمکش فرانسه ای دویست زن را بزنی گرفته و کشته. اینها نمونه هاییست که چگونه زن در اروپا بی ارج و زیر پا ریخته میباشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خواهران و دختران ما، احمد کسروی، ص ۱۵.