| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۸۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صحابه» ثبت شده است

از حمدون بن القَصّار پرسیده شد: «چرا سخنِ پیشینیانِ نیک از سخن ما (اثرگذارتر) و سودمندتر است؟»

 


گفت:

 

 

"لأنهم تكلموا لعز الإسلام ونجاة النفوس ورضا الرحمن، ونحن نتكلم لعز النفوس وطلب الدنيا ورضا الخلق."

 

«زیرا آنان برای عزّت و سربلندی اسلام و جلب خشنودی خدای رحمان سخن می‌گفتند،
و ما برای عزّت نفسِ خود، طلب دنیا و جلب رضایت مردم سخن می‌گوییم.»

 

 

صفة الصفوة، ج ۲، ص ۳۱۳–۳۱۴.

  • حسین عمرزاده

از امام ابوحنیفه رحمه‌الله روایت شده که:

 

«در مکه، عطاء (بن أبی رباح) را دیدم و از او درباره مسأله‌ای پرسیدم.
به من گفت: "از کجایی؟"
گفتم: از مردم کوفه‌ام.
گفت: "آیا تو از همان قریه (شهر) نیستی که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه‌فرقه شدند؟"
گفتم: آری.
گفت: "پس از کدام دسته از آن‌ها هستی؟"
گفتم:

 

"ممن لا يسب السلف ويؤمن بالقدر ولا يكفر أحدا بذنب."

از کسانی هستم که بدیِ سلف (گذشتگان نیک امت) را نمی‌گویند، به قضا و قدر ایمان دارند و هیچ‌کس را به‌سبب گناه، تکفیر نمی‌کنند.


عطاء گفت:

 

"عرفت فالزم."

«شناختی، پس بر آن پایداری کن.»

 

 

تاریخ بغداد، الخطیب البغدادي، ج ۱۳، ص ۳۳۲.

 

پی‌نوشت:

 

به‌این‌ترتیب، امام ابوحنیفه (رحمه‌الله) از چهار گروه اعلام برائت نمود:


۱. کسانی که در مورد صحابه (رضی‌الله‌عنهم) بد می‌گویند؛
۲ و ۳. قدریه و جبریه که در موضوع قضا و قدر به انحراف رفته‌اند؛
۴. خوارج که مرتکب گناه کبیره را از دایره اسلام خارج می‌دانند.

  • حسین عمرزاده

امام ابن‌کثیر شافعی دمشقی رحمه‌الله می‌نویسد:

 


"وأما أهل السنة والجماعة فيقولون في كل فعل وقول لم يثبت عن الصحابة : هو بدعة ; لأنه لو كان خيرا لسبقونا إليه ؛ لأنهم لم يتركوا خصلة من خصال الخير إلا وقد بادروا إليها ."

 

«و امّا اهل سنّت و جماعت دربارۀ هر فعل و گفتاری که از صحابه ثابت نشده باشد، می‌گویند: این بدعت است؛ زیرا اگر خیر و نیکی در آن وجود داشت، آنان بر ما پیشی می‌گرفتند، چرا که هیچ خصلتی از خصال نیکو را وانگذاشتند مگر آن‌که بر آن شتاب ورزیدند.»

 


تفسیر ابن‌کثیر، ذیل آیهٔ ۱۱ سورهٔ «الأحقاف».

  • حسین عمرزاده

 

امام طحاوی رحمه‌الله:

 

ونحب أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم، ولا نفرط في حب أحد منهم، ولا نتبرأ من أحد منهم، ونبغض من يبغضهم، وبغير الخير يذكرهم، ولا نذكرهم إلا بخير، وحبهم دين وإيمان وإحسان، وبغضهم كفر ونفاق وطغيان.

 

«ما یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم را دوست داریم، اما در دوستیِ هیچ‌یک از آنان افراط نمی‌کنیم و از هیچ صحابی‌ای بَری و بیزار نیستیم. از هر کسی که نسبت به یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم بُغض داشته باشد یا آنان را به خیر ذکر نکند، متنفریم. جز با خیر، آنان را یاد نمی‌کنیم. دوستیِ آنان دین، ایمان و احسان است؛ بُغضِ آنان کفر، نفاق و طغیان است.»

 

 

متن عقیده طحاویه، ص ۵۷.

 

 

دریافت عکس نوشته
حجم: ۲۹۶ کیلوبایت

  • حسین عمرزاده

ابوبکر بن عیّاش می‌گوید: به حکم نص قرآن، ابوبکر صدیق خلیفه و جانشین رسول خدا ـــ صلی‌الله علیه و سلم ـــ است؛ زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

 

 

{ لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ }

«[بخشی از این اموال،] برای فقرای مهاجری است که از خانه و اموالشان بیرون رانده شدند، [همان کسانی که] فضل و رضامندی الله را می‌طلبند و الله و پیامبرش را یاری می‌کنند. آنها راستگویانند.» (حشر: ۸)

 

 

سپس ادامه می‌دهد: بنابراین هرکسی را که خداوند «راستگو» بنامد، دروغ نمی‌گوید. و همین افراد (یعنی مهاجرین راستگو) او را چنین خطاب کردند و گفتند:

 

«يَا خَلِيْفَةَ رَسُوْلِ اللهِ ـــ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـــ.»

«ای خلیفه و جانشین رسول‌الله ـــ صلی‌الله علیه و سلم!»

 

 

سیر أعلام النبلاء، ج ۸، ص ۵۰۰–۵۰۱.

  • حسین عمرزاده

 
 

خلق پیغمبر کجا تا از بزرگان عرب
جور و رنج ناسزایان از پی یزدان کشد

صادقی باید که چون بوبکر در صدق و صواب
زخم مار و بیم دشمن از بن دندان کشد

یا نه چون عُمَر که در اسلام بعد از مصطفا
از عرب لشکر ز جیحون سوی ترکستان کشد

پارسایی کو که در محراب و مصحف بی گناه
تا ز غوغا سوزش شمشیر چون عثمان کشد

حیدر کرار کو کاندر مصاف از بهر دین
در صف صفین ستم از لشکر مروان کشد

 

سنایی غزنوی

 
دریافت
حجم: ۱۹۶ کیلوبایت
  • حسین عمرزاده



تصویر بالا عکس هتلی است که وقف عثمان بن عفان است.

اما چگونه عثمان بن عفان رضی الله عنه هتلی را وقف کرده است؟


داستان این هتل به هزار و چهارصد سال قبل بر می گردد. زمانی که مهاجرین از مکه به مدینه مهاجرت کردند. مهاجرین که قبلا در مکه آب زمزم می نوشیدند با آب مدینه اذیت شدند. آنها نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم آمدند و مشکل شان را پیش ایشان مطرح کردند و گفتند چاهی در مدینه وجود دارد که به آن بئر رومة می گویند و طعم آب آن شباهت بسیاری به طعم آب زمزم دارد، منتها صاحب این چاه یک یهودی است که آب را حتی به اندازه ی یک کف دست می فروشد

رسول الله صلی الله علیه و سلم برای یهودی قاصدی فرستاد و به او پیام داد که این چاه را به مسلمانان بفروشد و در مقابل برای او چشمه ای در بهشت خواهد بود. یهودی قبول نکرد و گفت خواهان مال است

هنگامی که عثمان رضی الله عنه این خبر را شنید نزد یهودی رفت و گفت می خواهد چاه را از او بخرد و یک روز چاه برای مسلمانان باشد و روز دیگر برای شخص یهودی. او پذیرفت، و از روز بعد همه ی مردم در روز عثمان آب می نوشیدند و روزی که نوبت یهودی بود کسی به سراغش نمی آمد

یهودی گمان کرد  که ضرر کرده است و سراغ عثمان رضی الله عنه رفت و به او گفت آیا چاه را می خری؟، عثمان رضی الله عنه موافقت کرد و با مبلغ بیست هزار درهم چاه را خرید و آن را وقف کرد تا مسلمین از آبش بنوشند

بعد از مدتی یکی از صحابه نزد عثمان آمد و از ایشان خواست چاه را به مبلغ بسیار بالایی به او بفروشد، عثمان رضی الله عنه گفت بیشتر از این به من پیشنهاد شده است!او گفت من سه برابر بیشتر از این پول می دهم عثمان رضی الله عنه گفت بیشتر از این به من پیشنهاد شده است و همچنان شخص مبلغ را بالاتر می برد تا زمانی که نه برابر پول اولیه را پیشنهاد داد و عثمان نپذیرفت. صحابی تعحب کرد و گفت این شخص که بیشتر از من پرداخت می کند کیست؟، عثمان گفت: الله تعالی ده برابر این به من نیکی می دهد

بعد از آن که چاه وقف مسلمین شد و بعد از گذشت مدتها درختان نخل در اطراف این چاه پدیدار شدند و در زمان عثمانی ها،دولت عثمانی به آنها رسیدگی کرد تا بزرگ شدند و بعد از آن دولت سعودی آمد و همچنان به آنها رسیدگی کرد تا زمانی که تعداد درختان نخل به حدود ۱۵۵۰ رسید

وزارت کشاورزی مسئول فروش خرمای این درختان شد و هر چه از پول آن به دست می آمد نصف آن بین ایتام و مساکین پخش می شد و نصف دیگر آن در حسابی مخصوص به اسم عثمان بن عفان در بانک و زیر نظر وزارت اوقاف نگه داری می شد

پس از گذشت مدتی پول واریز شده به بانک به اندازه ای رسید که می شد با آن یک قطعه زمین در منطقه ی مرکزی مدینه و نزدیک به مسجد نبوی خریداری کرد و زمین به اسم سیدنا عثمان بن عفان خریداری و به اسم ایشان هم ثبت شد و عملیات ساخت هتلی بزرگ در همان منطقه شروع شد

اکنون مراحل نهایی ساخت این بنا رسیده است و قرار است این هتل به یک شرکت هتل داری اجاره داده شود و پیش بینی می شود سالانه پنجاه میلیون ریال سعودی درآمد داشته باشد که نصف درآمد بین ایتام و مساکین توزیع می شود و نصف دیگر آن در بانک و حسابی به نام عثمان بن عفان نگه داری می شود

معامله با الله جل جلاله همیشه سودمند است


  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest