اخلاقِ استغنا
پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۲۶ ق.ظ
ابوحازم (سلمة بن دینار) رحمهالله همراه گروهی از علما در شام نزد سلیمان بن عبدالملک وارد شد. سلیمان گفت:
«ای ابوحازم، آیا مالی داری؟»
گفت: «بله، دو سرمایه دارم.»
سلیمان گفت: «خدا برکتت دهد، آن دو چیست؟»
گفت:
"الرِّضا بما قسَم اللهُ تعالى، والإياسُ عمَّا في أيدي النَّاس."
«رضایت به آنچه خداوند تقسیم کرده است، و دلبریدن از آنچه در دست مردم است.»
سلیمان گفت:
«ای ابوحازم، حاجتت را به من بگو.»
ابوحازم پاسخ داد:
"هيهاتَ! رفَعْتُها إلى مَن لا تُختزَلُ الحوائِجُ إليه، فما أعطاني شكرْتُ، وما منَعني صَبرْتُ."
«هرگز! حاجتم را نزد کسی بردهام که نیازها نزد او کم نمیشود. هرچه به من بدهد شکر میکنم، و هرچه ندهد صبر میورزم.»
تاريخ دمشق، ابن عساكر، ج ۲۲، ص ۳۸.