| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت،بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت،بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عبدالله بن مبارک رَحِمَهُ الله» ثبت شده است

از ابن مبارک (رحمه‌الله) پرسیدند:


«چرا وقتی با ما نماز می‌خوانی، در کنار ما نمی‌نشینی؟»


او پاسخ داد:

«من نزد صحابه و تابعین می‌روم.»


گفتند: «مگر صحابه و تابعین کجا هستند؟!»


گفت: «به دانشم (و کتاب‌هایم) سر می‌زنم، آثار و سخنانشان را می‌خوانم و از آن‌ها بهره می‌برم.

چرا با شما بنشینم، در حالی که شما غیبت مردم را می‌کنید؟»


قِيلَ لِابْنِ الْمُبَارَكِ: إِذَا صَلَّيْتَ مَعَنَا لِمَ لَا تَجْلِسُ مَعَنَا؟: قَالَ: " أَذْهَبُ مَعَ الصَّحَابَةِ وَالتَّابِعِينَ , قُلْنَا لَهُ: وَمِنَ أَيْنَ الصَّحَابَةُ وَالتَّابِعُونَ , قَالَ: أَذْهَبُ أَنْظُرُ فِي عِلْمِي فَأُدْرِكُ آثَارَهُمْ وَأَعْمَالَهُمْ فَمَا أَصْنَعُ مَعَكُمْ أَنْتُمْ تَغْتَابُونَ النَّاسَ.


الحلیة، ج ۸، ص ۱۶۴

  • حسین عمرزاده

الزِّرِکلي، نویسنده کتاب الأعلام، در زندگی نامه امام عبدالله بن مبارک رحمه الله (جلد ۴، صفحه ۱۱۵) می نویسد:

«الحَافظ، شيخ الإسلام، المجاهد التاجر، صاحب التصانيف والرحلات. أفنى عمره في الأسفار، حاجا ومجاهدا وتاجرا. وجمع الجديث والفقه والعربية وأيام الناس والشجاعة والسخاء. كان من سكان خراسان، ومات بهيت (على الفرات) منصرفا من غزو الروم. له كتاب في " الجهاد " وهو أول من صنف فيه، و " الرقائق - خ " في مجلد.»

«او، حافظ، شیخ‌الاسلام، مجاهد و تاجری بود که تألیفات و سفرهای بسیاری داشت. عمر خود را در سفر گذراند؛ گاه در حج، گاه در جهاد و گاه در تجارت. حدیث، فقه، زبان عربی، تاریخ مردم، شجاعت و سخاوت را در خود جمع کرده بود. از ساکنان خراسان بود و در شهر "هِیت" (واقع بر فرات) هنگام بازگشت از جنگ با رومیان درگذشت. کتابی در ارتباط با جهاد دارد که نخستین اثر در این موضوع است و کتاب الرقائق که در یک مجلد نگاشته شده است.»

امام ابن مبارک (رحمه‌الله) دانشمندی جامع بود: فقیه، محدث، زاهد، مجاهد و شاعر.
از او قصیده ای بسیار زیبا و پر معنا به جای مانده که ممکن است آن را از طریق اناشید شنیده یا در کتب دینی خوانده باشید؛ قصیده معروف «یا عابد الحرمین».

ابن عَساكِر در تاریخ دمشق (جلد ۳۲، صفحات ۴۴۹-۴۵۰) به نقل از محمد بن ابراهیم بن ابی سکینه می نویسد که :

«املى علي عبد الله بن المبارك هذه الأبيات بطرسوس وودعته للخروج وانفذها معي إلى الفضيل بن عياض في سنة سبعين ومائة وفي حديث أبي الغنائم سنة سبع وسبعين. يا عابد الحرمين لو ابصرتنا...
فلقيت الفضيل بن عياض في مسجد الحرام بكتابه فلما قرأه ذرفت عيناه ثم قال صدق أبو عبد الرحمن ونصحني.»

عبدالله بن مبارک در شهر طرسوس این ابیات (یا عابد الحرمین ...) را برای من املا کرد، آن‌گاه که از او خداحافظی کردم (یعنی هنگام رفتن به حج)، و مرا فرستاد تا آن‌ها را نزد فضیل بن عیاض برسانم. این در سال ۱۷۰ یا ۱۷۷ هجری بود.
پس از آن، فضیل بن عیاض را در مسجدالحرام دیدم و نامه ابن مبارک را به او دادم. هنگامی که آن را خواند، چشمانش از اشک پر شد و گفت:
«ابوعبدالرحمن (ابن مبارک) راست گفت و مرا نصیحت کرد.»

محبت ابن مبارک به استادش، او را واداشت که این پیام شاعرانه و بسیار عمیق را برایش بفرستد، بی‌آنکه قصد کوچک شمردن عبادت فضیل را داشته باشد و اصلاً چنین چیزی در نیت او نبود.
اینکه گفت «در بازی مشغولی»، نه از سر تمسخر بود و نه استهزا، بلکه از حقیقتی سخن می‌گفت که همگان می‌دانند: هیچ عبادتی با جهاد در راه خدا برابری نمی‌کند.
شاید ابن مبارک، از شدت علاقه‌ای که به استادش داشت، آرزو می‌کرد که فضیل هم در ثواب و فضیلت جهاد شریک باشد. و همین‌گونه باید سخنان بندگان صالحی را که به ورع، تقوا و درستکاری شناخته شده‌اند، درک کرد و معنا نمود.

در ادامه، این ابیات آموزنده را به همراه ترجمه‌ی فارسی‌شان با هم مرور می‌کنیم:

يا عابدَ الحَرَمينِ لوْ أبصرْتَنا
لَعلمْتَ أنّك في العبادةِ تَلْعبُ
مَنْ كان يَخْضِبُ خدَّهُ بدموعِهِ
فَنُحُورُنا بِدِمَائِنا تَتَخَضَّبُ
أو كان يُتْعِبُ خيلَهُ في باطلٍ
فخيولُنا يومَ الصَّبِيْحَةِ تَتْعبُ
رِيْحُ العَبِيْرِ لكمْ ونحنُ عبيرُنا
رَهْجُ السَّنابكِ والغبارُ الأطْيبُ
ولقد أتانا مِنْ مَقالِ نبيِّنا
قَوْلٌ صحيحٌ صادقٌ لا يُكْذَبُ
لا يَسْتَوِي وغُبارُ خَيْلِ اللهِ في
أَنْفِ امرئٍ ودُخَانُ نارٍ تَلْهَبُ
هذا كتابُ اللهِ ينطِقُ بَيْنَنا
ليس الشَّهيدُ بميِّتٍ لا يُكْذَبُ

ای که در حرمین به عبادت مشغولی، اگر ما را می‌دیدی،
می‌فهمیدی که عبادت تو در برابر ما، چیزی جز بازی نیست.

آن‌که گونه‌هایش را با اشک تر می‌کند،
ما سینه‌هایمان را با خون خود رنگین کرده‌ایم.

اگر کسی اسبش را بیهوده خسته کند،
اسب‌های ما در میدان نبرد از تلاش به ستوه می‌آیند.

عطر شما مشک و عبیر است، اما عطر ما،
گرد و غباری است که از سُم‌های اسب‌ها برمی‌خیزد و خوشبوتر است.

از پیامبرمان سخنی به ما رسیده که راست و انکارناپذیر است:
گرد و غبار میدان جهاد، با دودی که از آتش دنیا برمی‌خیزد، برابر نیست.

و این کتاب خداست که میان ما گواهی می‌دهد:
شهید، مرده نیست.



دریافت

دریافت



دریافت

  • حسین عمرزاده

امام عبدالله بن مبارک می‌گوید: سفیان ثوری رَحِمَهُ الله به من نوشت:

 

علمت را منتشر کن، و از شهرت بترس.

«بُثَّ عِلْمَكَ , وَاحْذَرِ الشُّهْرَةَ»

حِلیَةُ الأولیاء: ۷/ ۷۰

  • حسین عمرزاده

مردی در مجلس عبدالله بن مبارک رَحِمَهُ الله عطسه کرد اما «الحمدلله» نگفت. ابن مبارک به او گفت: پس از عطسه چه می‌گویند؟

 

گفت: الحمدلله

 

ابن مبارک گفت: یَرحَمُكَ الله!

عَطَسَ رَجُلٌ عِنْدَ ابْنِ الْمُبَارَكِ فَلَمْ يَحْمَدِ اللهِ , فَقَالَ ابْنُ الْمُبَارَكِ: " إِيشِ يَقُولُ الْعَاطِسُ إِذَا عَطَسَ؟ قَالَ: يَقُولُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ فَقَالَ لَهُ: يَرْحَمُكَ اللهُ "

 

حِلیَةُ الأولیاء: ۸/ ۱۷۰

هدف ابن مبارک این بود که بدون یادآوری مستقیم به آن مرد و خجالت‌زده شدن او، بر اساس سنت پیامبر صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم پاسخ عطسه‌اش را بگوید.

 

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا عَطَسَ أَحَدُكُمْ فَلْيَقُلْ: الْحَمْدُ لله، وَلْيَقُلْ لَهُ أَخُوهُ أَوْ صَاحِبُهُ: يَرْحَمُكَ الله، فإذا قال لَهُ: يَرْحَمُكَ الله، فَلْيَقُلْ: يَهْدِيكُمُ اللّهُ وَيُصْلِحُ بَالَكُمْ»: «هرگاه يکی از شما عطسه زد، بايد بگويد: "الْحَمْدُلله" و برادر يا دوستش به او بگويد: "يَرْحَمُكَ الله" و چون (برادر يا دوستش) به او "يَرْحَمُكَ الله" گفت، عطسه زننده باید بگويد: "يَهْدِيكُمُ اللّهُ وَيُصْلِحُ بَالَكُمْ"». [يعنی: الله شما را هدايت کند و احوال تان را اصلاح بگرداند.]

صحيح بخاري ٦٢٢٤

  • حسین عمرزاده

به ابن مبارک رَحِمَهُ الله گفتند :

 

تا کی به نوشتن علم ادامه خواهی داد؟

 

گفت: «شاید کلمه‌ای را که از آن سود می‌برم هنوز ننوشته باشم»!

قِيْلَ لَهُ: إِلَى مَتَى تَكتُبُ العِلْمَ؟
قَالَ: لَعَلَّ الكَلِمَةَ الَّتِي أَنْتَفِعُ بِهَا لَمْ أَكتُبْهَا بَعْدُ.

 

سِیَرُ أعلامِ النُّبَلاء ۸/ ۴۰۷

  • حسین عمرزاده

امام عبداللّه بن مبارک رَحِمَهُ اللّه :

 

از بزرگترین مصیبت ها برای شخص این است که بداند کوتاهی و تقصیری (در برابر دستورات خداوند-گناهی) دارد، اما برایش اهمیت نداشته باشد و به خاطر آن (حتی) غمگین (هم) نشود .

مِنْ أَعْظَمِ الْمَصَائِبِ لِلرَّجُلِ أَنْ يَعْلَمَ مِنْ نَفْسِهِ تَقْصِيرًا، ثُمَّ لَا يُبَالِي، وَلَا يَحْزَنُ عَلَيْهِ.

[ شعب الإيمان ٨٥٩/١١ ]

  • حسین عمرزاده

امام سُفیان ثَوری رَحِمَهُ الله:

«آرزو دارم که از تمام عمرم، فقط یک سال مانند ابن المبارک باشم، اما حتی نمی‌توانم سه روز هم مانند او زندگی کنم!»

إِنِّيْ لأَشتَهِي مِنْ عُمُرِي كُلِّهِ أَنْ أَكُوْنَ سَنَةً مِثْلَ ابْنِ المُبَارَكِ، فَمَا أَقْدِرُ أَنْ أَكُوْنَ وَلاَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ.


[سِیَر أعلام النُّبَلاء، ج ۸، ص ۳۸۹]

این جمله گویای عظمت شخصیت عبدالله بن مبارک است که حتی امام سفیان ثوری، با تمام مقام علمی و زهدش، خود را در مقایسه با او ناتوان می‌بیند. این نشان می‌دهد که ابن المبارک نه‌تنها در علم، بلکه در ورع، زهد، اخلاق و مجاهدت در راه خدا جایگاهی والا داشت.

ابن المبارک (رحمه‌الله) دانشمندی جامع بود: فقیه، محدث، زاهد، مجاهد و شاعر. وی هم در میدان جهاد حضور داشت، هم در میدان علم. مال و ثروتش را در راه خدا صرف می‌کرد، فقرا را یاری می‌داد و به شاگردانش کمک می‌کرد. از لحاظ اخلاقی و معنوی چنان در سطح بالایی بود که حتی بزرگان عصرش آرزو داشتند اندکی مانند او باشند.
این سخن امام سفیان ثوری نشان‌دهنده تواضع او و همین‌طور اهمیت زیست و آثار ابن المبارک است و به ما می‌آموزد که بزرگان نیز از اهل فضل و تقوا الهام می‌گرفتند و آنان را سرمشق خود قرار می‌دادند.

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter YouTube Aparat Pinterest