| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۱۳۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علم» ثبت شده است

مردی از حذیفه -رضی الله عنه- پرسید: «نفاق و دورویی چیست؟»

حذیفه -رضی الله عنه- فرمود:

 

"أَنْ تَتَكَلَّمَ بِالإِسْلاَمِ، وَلاَ تَعْمَلَ بِهِ."

«نفاق یعنی اینکه از اسلام سخن بگویی، ولی به آن عمل نکنی.»

 

 

سير أعلام النبلاء، ج ۲، ص ۳۶۳.

  • حسین عمرزاده

هیچ مردمی را همانند مسلمانان قرون اولیۀ اسلام نمی‌یابی که عاشق خواندن و کتاب باشند...

 

چنان‌که جاحظ دکان صحافی‌ها را شبانه اجاره می‌کرد بدین خاطر که تا صبح در آنجا به مطالعه بپردازد!

 

و اسحاق بن راهویه امام حدیث با بیوه‌زنی بدین دلیل ازدواج کرد که کتاب‌های امام شافعی را داشت!

 

و عالم نحو "ابن خشاب" بر صحافی‌ها گذشت و چندین کتاب را با قیمت ۵۰۰ دینار معامله کرد اما پول کافی برای پرداخت نداشت لذا خانه‌اش را فروخت تا بهای کتابها را بپردازد!

 

ابن جوزی بیش از ۲۰ هزار جلد کتاب خواند...

 

و در کتابخانه خلیفه مستنصر بالله، ۶۰۰ هزار کتاب وجود داشت!

  • حسین عمرزاده

از بعضی از علمای پیشین نقل شده که:

 


"خوفوا الْمُؤمنِينَ بِاللَّه وَالْمُنَافِقِينَ بالسلطان والمرائين بِالنَّاسِ."

«مؤمنين را از الله بترسانید، و منافقین را از (حاکم و ) سلطان، و ریاکاران را از مردم».

 

 

مختصر شعب الإیمان، ص ۹۸.

  • حسین عمرزاده

محمد بن عجلان رحمه الله گفته است:

 

 

 

"إنَّما الكلام أربعة: أن تذْكُرَ الله، وتقرأ القرآن، وتسأل عن علم فتخبر به، أو تكلّم فيما يعنيك من أمر دنياك."

 


 

سخن و کلام (مفید) فقط چهار گونه است:

 


۱. یا ذکر و یادِ خداست،
۲. یا تلاوتِ قرآن،
۳. یا پرسشی علمی می‌کنی تا بتوانی آن را به دیگران برسانی،
۴.و یا سخن گفتن از اموری که در زندگی دنیایی‌ات به تو مربوط می‌شود.

 

 


جامع العلوم والحکم، ابن رجب الحنبلي، ج ۱، ص ۳۴۰.

  • حسین عمرزاده

هِیثَم بن جَمیل می‌گوید:

 

 

به (امام) مالک (بن انس)  ـ رحمه‌الله ـ گفتم: ای اباعبدالله، آیا کسی که به سنّت‌ها آگاه است، باید برای دفاع از آن‌ها به مجادله بپردازد؟

 

فرمود:

 

 

"لا، ولکن یخبر بالسنة فإن قبلت منه وإلا سکت."


نه؛ بلکه سنّت را به مردم ابلاغ می‌کند؛ اگر پذیرفتند، چه بهتر، و اگر نپذیرفتند، سکوت می‌کند.

 

 

 

جامع العلوم والحکم، ابن رجب، ج ۱، ص ۲۴۸.

  • حسین عمرزاده

خلیل بن احمد می‌گوید:

 

 

مردم چهار دسته‌اند:

 

 

"رجل يدري ويدري أنه يدري، فذاك عالم فخذوا عنه، ورجل يدري وهو لا يدري أنه يدري، فذاك ناسٍ فذكروه، ورجل لا يدري وهو يدري أنه لا يدري، فذاك طالب فعلموه، ورجل لا يدري ولا يدري أنه لا يدري فذاك أحمق فارفضوه."

 


۱- کسی که می‌داند و می‌داند که می‌داند؛ او عالم است، پس از او بیاموزید.
۲- کسی که می‌داند ولی نمی‌داند که می‌داند؛ او فراموشکار است، پس یادآوریش کنید.
۳- کسی که نمی‌داند و می‌داند که نمی‌داند؛ او خواهان یادگیری است، پس به او آموزش دهید.
۴- و کسی که نمی‌داند و نمی‌داند که نمی‌داند؛ او احمق است، پس رهایش کنید.

 

 

أخبار الحمقى والمغفلين، أبو الفرج بن الجوزي، ص ۳۸.

  • حسین عمرزاده

عاصم بن عصام بیهقی ـ رحمه‌ الله ـ روایت می‌کند:


«شبی را مهمان امام احمد بن حنبل بودم. او ظرفی آب (برای وضو و تهجد) آورد و کنارم گذاشت. وقتی صبح شد، نگاه کرد و دید آب همان‌طور دست‌نخورده مانده است. با تعجب گفت:

 

"سُبْحَانَ الله! رَجُلٌ يَطْلُبُ العِلْمَ لاَ يَكُوْنُ لَهُ وِردٌ بِاللَّيْل."

سبحان‌الله! مردی در جست‌وجوی علم است، امّا بهره‌ای از عبادت شبانه ندارد!»

 

 

سیر أعلام النبلاء، جلد ۱۱، صفحه ۲۹۸.

  • حسین عمرزاده

امام سفیان بن عُیَینَه رحمه‌الله تعالى:

 

"أَجْهَلُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ مَا يَعْلَمُ،
وَأَعْلَمُ النَّاسِ مَنْ عَمِلَ بِمَا يَعْلَمُ،
وَأَفْضَلُ النَّاسِ أَخْشَعَهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ."


 

یعنی :

 

نادان‌ترین مردم کسی است که آنچه را می‌داند، رها می‌کند؛
و عالم‌ترین مردم، آن است که به علم و دانسته‌ی خود عمل می‌کند؛
و بهترین مردم، آن است که در برابر خداوند عزّوجل، از همه خاشع‌تر باشد.

 

 

مسند الدارمي، ج ۱، ص ۳۵۵، ش ٣٤٢.

  • حسین عمرزاده

سفیان ثوری رحمه‌الله می‌گوید:

 

 

"أَوَّلُ الْعِلْمِ: الصَّمْتُ، وَالثَّانِي: الِاسْتِمَاعُ. 
وَالثَّالِثُ: الْحِفْظُ. 
وَالرَّابِعُ: الْعَمَلُ بِهِ. 
وَالْخَامِسُ: نَشْرُهُ."

 

 

یعنی:

 

اولِ علم، سکوت است؛
دوم، شنیدن؛
سوم، حفظ کردن؛
چهارم، عمل به آن؛
و پنجم، انتشار آن.


 

منبع: سمرقندی، تنبیه الغافلین، ص ۴۳۶؛ و أبو نعیم با لفظی دیگر در الحلیة، ج ۳، ص ۳۶۱.

  • حسین عمرزاده

خالد بن خراش رحمه‌الله می‌گوید:

 


به امام مالک رحمه‌الله گفتم: نصیحتم کن.

 


فرمود:

 

"عليك بتقوى الله وطلب العلم عند أهله."

«تقوای الهی پیشه ساز و طلب علم از اهل آن را بر خود لازم بگیر.»

 

 

ترتيب المدارك، قاضی عیاض، ج ۱، ص ۱۸۹.

  • حسین عمرزاده

اگر با وجود این همه امکانات—از کتاب‌ها و دفترها و قلم‌های رنگارنگ و خوش‌ساخت گرفته تا نرم‌افزارهای کتابخانه‌ای که تنها با چند کلیک می‌توان به مهم‌ترین منابع، مقالات و مجلات دنیا دسترسی داشت، و از جست‌وجوی چندثانیه‌ای در میان حجم عظیمی از مطالب گرفته تا تایپ آسان حتی با صدا، چاپ بی‌دردسر نوشته‌ها و انتشار فوری هر مطلبی در فضای مجازی—باز هم انگیزه‌ی یادگیری نداری، از آموختن طفره می‌روی یا مسیر تدریجی یادگیری را بی‌فایده می‌دانی و خیال می‌کنی که مثلا حتما باید روزی هزاران حدیث بخوانی تا «دانش‌جو و طالب‌العلم» به‌حساب بیایی، این قصهٔ تاریخی واقعی و آموزنده را بخوان.

 

امام ذهبی (رحمه‌الله) می‌گوید:

 


برخی از علما از کتابی نوشته‌ی «عبدالرحمن بن احمد»، نوه‌ی «بَقِیّ»، نقل کرده‌اند که گفت: از پدرم شنیدم که می‌گفت:


 

پدرم از مکه به بغداد سفر کرد. او مردی بود که آرزویش دیدار با «احمد بن حنبل» بود.

 

می‌گوید: همین‌که به بغداد نزدیک شدم، خبر فتنه (آزمون اعتقادی درباره‌ی مخلوق بودن قرآن) به من رسید و فهمیدم که احمد بن حنبل از دیدار با مردم و تدریس منع شده است. این خبر چنان مرا اندوهگین کرد که غمی سنگین بر دلم نشست.

وارد بغداد شدم، در یک مسافرخانه اتاقی اجاره کردم و سپس به مسجد جامع رفتم تا در حلقه‌های درس بنشینم. مرا به مجلسی بزرگ و باوقار راه دادند. در آن‌جا مردی سخن می‌گفت و راویان حدیث را نقد و بررسی می‌کرد.
پرسیدم: این مرد کیست؟ گفتند: «یحیی بن مَعین» است.

راهی برایم باز شد. نزدیک رفتم و گفتم:
ای ابا زکریا، خدا تو را رحمت کند، من مردی غریبم، دور از وطن، مشتاق پرسش و دانش؛ پس مرا کوچک مدار.
گفت: بپرس.

از برخی کسانی که ملاقات کرده بودم پرسیدم؛ برخی را ستود و برخی را نقد کرد. سپس از «هشام بن عمار» پرسیدم.
گفت: او ابوالولید است، امام جماعت دمشق؛ مردی ثقه و مورداعتماد، بلکه بالاتر از ثقه. اگر اندکی تکبر در زیر عبایش پنهان می‌کرد، یا گردن‌آویز غرور بر خود می‌آویخت، باز هم چیزی از خیر و فضلش کم نمی‌شد.

در این هنگام حاضرین مجلس گفتند: بس است! خدا تو را رحمت کند، دیگران هم سؤال دارند!

در حالی‌که ایستاده بودم گفتم: تنها یک پرسش دیگر دارم؛ درباره‌ی «احمد بن حنبل».
یحیی با شگفتی به من نگاه کرد و گفت: آیا ما باید درباره‌ی احمد تحقیق کنیم؟! او امام و پیشوای مسلمانان است، بهترین و برترینِ ایشان.

 

از مجلس بیرون آمدم و از مردم سراغ خانه‌ی احمد بن حنبل را گرفتم. نشانی‌اش را دادند. آن را پیدا کردم و در زدم. خودش بیرون آمد.
گفتم:
ای ابا عبدالله، مردی غریبم و از سرزمینی دور آمده‌ام. این اولین بار است که به این شهر می‌آیم. من طالب حدیث، و مقیّد و پای‌بند به سنت هستم و سفرم جز برای دیدار تو نبوده است.

گفت: وارد حیاط شو تا کسی تو را نبیند.

داخل شدم. پرسید: از کجا آمده‌ای؟
گفتم: از مغرب دور (اندلس).
گفت: از افریقیه؟
گفتم: دورتر از افریقیه؛ من از سرزمین خودم از راه دریا به افریقیه سفر می‌کنم. وطنم اندلس است.

گفت: چه راه دوری! هیچ چیز برایم خوشایندتر از آن نبود که بتوانم چون تویی را یاری کنم، اما گرفتار فتنه‌ای هستم که لابد خبرش به تو رسیده است.

گفتم: بله، شنیده‌ام. من تازه‌وارد این شهرم و کسی مرا نمی‌شناسد. اگر اجازه دهی، هر روز در پوشش و ظاهر گدایان به درِ خانه‌ات بیایم و همان‌طور که گدایان صدا می‌زنند، ندا دهم؛ تو بیرون بیایی و همان‌جا حدیثی برایم بگویی. حتی اگر روزی یک حدیث بگویی، برایم بس است.

گفت: باشد، به شرط آن‌که در میان مردم و نزد محدثین شناخته نشوی.
گفتم: شرطت پذیرفته است.

 

از آن پس چوب‌دستی‌ای در دست می‌گرفتم، سرم را با پارچه‌ای چرکین می‌بستم و به در خانه‌اش می‌رفتم. فریاد می‌زدم: «صدقه، خدا تو را رحمت کند!» و گدایان دیگر نیز همان‌جا بودند.
او بیرون می‌آمد، در را می‌بست و با من سخن می‌گفت؛ یکی، دو حدیث یا بیشتر برایم نقل می‌کرد.

بر همین منوال ادامه دادم تا آن‌که حاکمی که احمد را به محنت گرفتار کرده بود درگذشت، و پس از او کسی به حکومت رسید که بر مذهب اهل سنت بود. آنگاه احمد آشکار شد، مقام امامتش بالا گرفت، و کاروان‌ها از سرزمین‌های دور برای دیدارش می‌آمدند.

 

او ارزش صبر مرا می‌دانست؛ هرگاه به مجلسش می‌آمدم، برایم جا باز می‌کرد و برای شاگردانش داستان مرا بازمی‌گفت. آنگاه روایت حدیث را به من می‌سپرد، یا خود برایم می‌خواند و یا من برایش می‌خواندم. مدتی هم در بیماری همراهش بودم.

 

 

سیر أعلام النبلاء، ج ۱۳، ص ۲۹۲–۲۹۴.

 

  • حسین عمرزاده

امام علی ـ رضی‌الله عنه ـ به کسانی که به دیدارش می‌آمدند چنین سفارش می‌کرد:

 

"لا يخافن أحد منكم إلا ذنبه، ولا يرجو إلا ربه، ولا يستحي من لا يعلم أن يتعلم، ولا يستحي من لا يعلم إذا سئل عمَّا لا يعلم أن يقول: الله أعلم، وإن الصبر من الإيمان بمنزلة الرأس من الجسد إذا ذهب الصبر ذهب الإيمان، وإذا ذهب الرأس ذهب الجسد."

 

  • هیچ‌کس نباید از چیزی بترسد، مگر از گناه خودش.
  • و نباید به هیچ‌کس جز الله امید ببندد.
  • کسی که چیزی را نمی‌داند، از یاد گرفتنش خجالت نکشد.
  • و اگر درباره موضوعی که نمی‌داند از او پرسیده شد، بی‌هیچ رودربایستی بگوید: «الله أعلم؛ خدا داناتر است».
  • صبر در برابر ایمان مانند سر در برابر بدن است؛ اگر صبر از بین برود، ایمان هم دوام نمی‌آورد، همان‌طور که بدن بدون سر هیچ ارزشی ندارد.

 

تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص ۱۴۳.

  • حسین عمرزاده

ستیتة محاملی بغدادی، فقیه، عالم و ریاضی دان برجسته (رحمها الله):

وی محدث، فقیه، عالم و حافظ کتاب الله "قرآن کریم" بود، و در علم ریاضیات، به ویژه در علم حساب و فرائض (علم تقسیم ارث بر ورثه) سرآمد گردید.


امام خطیب بغدادی (رحمه الله) می‌گوید:


"او قرآن و نیز فقه بر مذهب شافعی و فرائض و حساب و نحو و علوم دیگر را حفظ نمود و زنی بخشنده بود، بسیار صدقه می داد، اهل خیر بود و حدیث از وی به نگارش درآمده است." [۱]


حافظ ابن کثیر (رحمه الله) درباره‌ی او اظهار داشته است:


"قرآن را خواند و فقه و فرایض و حساب و نحو و... را حفظ نمود، و از عالم‌ترین افراد زمان خود به مذهب شافعی بود." [۲]


امام صفدی (رحمه الله) نیز درباره‌ی وی می‌گوید:


"امة الواحد دختر قاضی ابوعبدالله حسین بن اسماعیل محاملی، از پدرش و اسماعیل وراق و عبدالغافر بن سلامه روایت نموده و قرآن را حفظ کرد و در مذهب شافعی به فقاهت رسید و در علم فرائض و علوم زبان عربی و دیگر علوم اسلامی به شهرت رسید، و حسن بن عبدالله بن خلال و دیگران از او روایت نموده‌اند. و او مادر قاضی ابوالحسین محمد بن احمد بن قاسم محاملی و نامش سُتیته است، که برقانی گوید: او به همراه ابوعلی ابن ابوهریره فتوا می‌داد، و در ماه رمضان سال ۳۷۷ وفات یافت." [۳]


بنت المحاملی به مقام فتوادادن رسیده بود، امام ذهبی (رحمه الله) گوید:

"دختر محاملی، أمة الواحد دختر حسین، عالم، فقیه ومفتی بود، او نزد پدرش فقه آموخت و از وی و اسماعیل وراق و عبدالغافر حمصی روایت کرد. قرآن و نیز فقه شافعی را حفظ نمود و در علم فرایض و علوم زبان عربی سرآمد شد. نامش ستیته است... و دیگران گفته‌اند: از فقیه‌ترین افراد بود." [۴]



پی‌نوشت‌ها:

[۱] تاریخ بغداد، الخطیب البغدادی (۴۶۳ ه‍ــ)، دار الکتب العلمیة، ج ۱۴، ص ۴۴۳

[۲] البدایة و النهایة، ابن کثیر الدمشقی (۷۷۴ ه‍ــ)، دار الفکر، ج ۱۱، ص ۳۰۶

[۳] الوافی الوفیات، صلاح الدین الصفدی (۷۶۴ ه‍ــ)، دار إحیاء التراث، ج ۹، ص ۲۲۱

[۴] سیر أعلام النبلاء، شمس الدین الذهبی (۷۴۸ ه‍ــ)، مؤسسة الرسالة، ج ۱۵، ص ۲۶۴

  • حسین عمرزاده

امام سفیان ثورى:

 

"المَالُ دَاءُ هَذِهِ الأُمَّةِ، وَالعَالِمُ طَبِيْبُ هَذِهِ الأُمَّةِ، فَإِذَا جَرَّ العَالِمُ الدَّاءَ إِلَى نَفْسِهِ، فَمَتَى يُبرِئُ النَّاسَ؟"

«مال دنیا، بیماریِ این امّت است، و عالم، پزشک و درمانگر آن.
اما اگر خودِ عالم به این بیماری گرایش داشته باشد، دیگر چه زمانی مردم از آن بهبودی خواهند یافت؟»

 

 

سير أعلام النبلاء، ج ٧، ص ۲۴۳.

  • حسین عمرزاده

امام بخاری رحمه‌الله می‌فرماید:

 

 

«أَفْضَلُ الْمُسْلِمِينَ رَجُلٌ أَحْيَا سُنَّةً مِنْ سُنَنِ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ أُمِيتَتْ، فَاصْبِرُوا يَا أَصْحَابَ السُّنَنِ رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَإِنَّكُمْ أَقَلُّ النَّاسِ.»

 

«برترینِ مسلمانان آن فردی است که یکی از سنت‌های پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلّم را، در روزگاری که به فراموشی و خاموشی گراییده، دوباره زنده کند. پس ای پاسدارانِ سنتِ رسولِ خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلّم، رحمتِ الهی بر شما باد و بر سختی‌ها شکیبا باشید؛ چراکه شمارِ شما اندک است.»

 

 

منبع: خطیب بغدادی، الجامع لأخلاق الراوي وآداب السامع، ج ۱، ص ۱۱۲.

 

 

شیخ ابوبکر (خطیب بغدادی) می‌گوید:

 

 

«قَوْلُ الْبُخَارِيِّ إِنَّ أَصْحَابَ السُّنَنِ أَقَلُّ النَّاسِ، عَنى بِهِ الْحُفَّاظَ لِلْحَدِيثِ، الْعَالِمِينَ بِطُرُقِهِ، الْمُمَيِّزِينَ لِصَحِيحِهِ مِنْ سَقِيمِهِ، وَقَدْ صَدَقَ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي قَوْلِهِ، لِأَنَّكَ إِذَا اعْتَبَرْتَ لَمْ تَجِدْ بَلَدًا مِنْ بُلْدَانِ الْإِسْلَامِ يَخْلُو مِنْ فَقِيهٍ، أَوْ مُتَفَقِّهٍ يَرْجِعُ أَهْلُ مِصْرِهِ إِلَيْهِ، وَيُعَوِّلُونَ فِي فَتَاوِيهِمْ عَلَيْهِ، وَتَجِدُ الْأَمْصَارَ الْكَثِيرَةَ خَالِيَةً مِنْ صَاحِبِ حَدِيثٍ عَارِفٍ بِهِ مُجْتَهِدٍ فِيهِ، وَمَا ذَاكَ إِلَّا لِصُعُوبَةِ عِلْمِهِ وَعِزَّتِهِ وَقِلَّةِ مَنْ يَنْجُبُ فِيهِ مِنْ سَامِعِيهِ وَكَتَبَتِهِ، وَقَدْ كَانَ الْعِلْمُ فِي وَقْتِ الْبُخَارِيِّ غَضًّا طَرِيًّا، وَالِارْتِسَامُ بِهِ مَحْبُوبًا شَهِيًّا، وَالدَّوَاعِي إِلَيْهِ أَكْبَرُ، وَالرَّغْبَةُ فِيهِ أَكْثَرُ، وَقَالَ هَذَا الْقَوْلَ الَّذِي حَكَيْنَاهُ عَنْهُ، فَكَيْفَ نَقُولُ فِي هَذَا الزَّمَانِ مَعَ عَدَمِ الطَّالِبِ، وَقِلَّةِ الرَّاغِبِ وَكَانَ الشَّاعِرُ وَصَفَ قِلَّةَ الْمُتَخَصِّصِينَ مِنْ أَهْلِ زَمَانِنَا فِي قَوْلِهِ: وَقَدْ كُنَّا نَعُدُّهُمْ قَلِيلًا، فَقَدْ صَارُوا أَقَلَّ مِنَ الْقَلِيلِ.»

 

«مراد بخاری از این سخن که «یارانِ سنّت کم‌شمارترینِ مردم‌اند»، همان حفاظ حدیث هستند؛ آنان که بر طُرُق روایت آگاهی دارند و توانایی تشخیص حدیث صحیح از غیر آن را دارا می‌باشند. و او رحمه‌الله در این سخن خویش راست گفته است؛ زیرا هنگامی که دقت کنی، هیچ شهری از شهرهای اسلام را خالی از فقیه یا دانش‌پژوهی نمی‌یابی که مردم آن دیار در مسائل خویش به او مراجعه نکنند و فتاوای خود را بر او متّکی نسازند. امّا در بسیاری از شهرها، هیچ محدّث آگاهی که به حدیث واقف و در آن کوشا باشد نمی‌یابی. و این جز به سبب دشواری این علم، کمیاب‌بودن آن، و اندکیِ کسانی که از میان شاگردان و نویسندگان حدیث در آن برمی‌آیند نیست.

و حال آن‌که این علم در روزگار بخاری، تازه، زنده و باطراوت بود؛ فراگیری آن محبوب و دل‌پذیر شمرده می‌شد؛ انگیزه‌ها برای روی‌آوردن به آن بسیار بود و رغبت مردم در آن افزون. و او در همان زمان این سخن را که از او نقل کردیم بیان داشت؛ پس چگونه می‌توان دربارهٔ روزگار ما سخن گفت، با آن‌همه نبودِ طالبِ علم و اندکیِ علاقه‌مندان؟ و شاعر همین اندکیِ متخصصانِ زمانهٔ ما را در این بیت توصیف کرده است:

 

وَقَدْ كُنَّا نَعُدُّهُمْ قَلِيلًا، فَقَدْ صَارُوا أَقَلَّ مِنَ الْقَلِيلِ.

«ما آنان را اندک می‌شمردیم؛
و اکنون کمتر از اندک شده‌اند.»

  • حسین عمرزاده

و گفت:
 

جنگ کردن با خردمندان آسانتر است که حلوا خوردن با بی خردان.

 

 

عطار نیشابوری

  • حسین عمرزاده

همانا شیطان می خواهد با شراب و قمار در میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد الله و از نماز باز دارد؛

پس آیا شما خودداری خواهید کرد ؟!




کارشناسان هشدار می دهند در بریتانیا تعداد زنانی که به مصرف الکل روی می آورند بیشتر می شود مطالعات تازه نشان می دهد که زن ها در مقابل عوارض مغزی ناشی از مصرف الکل بسیار آسیب پذیرتر از مردها هستند.

سی تی اسکن از مغز بیش از ۱۵۰ داوطلب نشان داد زنانی که به شدت مشروبات الکلی مصرف می کنند، زودتر و بیشتر از مردان دچار آسیب مغزی می شوند.دانشمندان از قبل مظنون بودند که مردها بیش از زن ها در مقابل مشروبات الکلی مقاوم هستند

الکل مقاومت کبد را در مقابل سموم کم می‌کند:

الکل مقاومت کبد را در مقابل کلیه سموم کم می‌کند و یکی از شایع‌ترین علل نارسایی کبد در غرب استفاده از الکل است.دکتر شاهین مرآت فوق تخصص گوارش و کبد و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاری دانشجویان ایران واحد علوم پزشکی تهران گفت: تاثیر استفاده از الکل بر روی کبد را می‌توان به سه قسمت تقسیم کرد. اول ایجاد کبد چرب ساده است که به آن کبد چرب الکلی نیز می‌گویند که ظاهرا برگشت پذیر است و مشکلی برای افراد ایجاد نمی‌کند و درصورت ترک الکل نیز از بین می‌رود.

وی اظهار کرد: مرحله پیشرفته‌تر استفاده از الکل مرحله ایجاد هپاتیت کبدی است که علاوه بر آن التهاب کبدی نیز به وجود می‌آید. معمولاً هپاتیت الکلی با قطع الکل بهتر می‌شود اما همیشه این طور نبوده و ممکن است برگشت ناپذیر باشد.

این عضو هیات علمی دانشگاه افزود: مصرف الکل برای افرادی که دارای هپاتیت C هستند بسیار مضرست و باعث تسریع پیشرفت هپاتیت C در فرد می‌شود. استفاده از الکل در افرادی که دچار هپاتیت C هستند مقاومت به درمان ایجاد کرده و خطر ابتلا به سرطان کبد را در آنها تشدید می‌کند.

دکتر مرآت به ایسنا گفت: مرحلة بعد ایجاد سیروز یا نارسایی کبدی است که غیر قابل برگشت است و دراین مرحله نمی‌توان کار زیادی برای بیمار انجام داد. سیروز کبدی به هر علتی که ایجاد شده باشد خطر ابتلا به سرطان کبد را در افراد افزایش می‌دهد.

این فوق تخصص گوارش خاطرنشان کرد: یکی از وظایف مهم کبد سم زدایی از مواد درون روده است که استفاده از الکل باعث ضعیف شدن کبد و کم شدن مقاومت کبد در مقابل سموم می‌شود و خطر ایجاد مسمومیت‌ها بالا می‌رود. ضمن اینکه زنان به عوارض بد الکل حساس‌ترند و ممکن است به الکل‌هایی با درصد پایین نیز واکنش نشان دهند.

استاندارد و غیراستاندارد ندارد، مصرف آن خطرناک است:

افسردگی ممکن است در اثر مصرف طولانی‌مدت و خطرناک الکل ایجاد شود ولی از طرف دیگر افراد افسرده نیز در بعضی از موارد الکل زیادی مصرف می‌کنند

در ایران علی‌رغم ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی، سالانه چندین میلیون دلار صرف وارد کردن مشروبات الکلی به کشور می‌شود که همه آنها به‌صورت قاچاق وارد کشور شده و مصرف می‌شوند. این مسئله به افراد سودجو امکان هرگونه سوءاستفاده‌ای را می‌دهد. قضایای سال گذشته شیراز و کور شدن عده‌ای در اثر مصرف الکل غیر استاندارد که یادتان هست؟

واژه <الکلیسم> که حتما به گوشتان خورده، به مصرف بیش از حد الکل یا صدمات روانی، فیزیکی و اجتماعی حاصل از مصرف زیاد آن اشاره دارد.

مراقب این گروه باشید:

بیشترین میزان مصرف الکل در مردان جوان به‌ویژه در سنین انتهایی نوجوانی روی می‌دهد، البته مثل خیلی از ناهنجاری‌های دیگر، سن مصرف الکل هم پایین آمده و در سال‌های اخیر افزایش مصرف الکل در میان افراد ۱۵ تا ۱۶ سال گزارش شده است. زنان در مقایسه با مردان کمتر مقادیر خطرناک الکل را مصرف می‌کنند اما همین مقدار هم در زنان بسیار بیشتر از مردان تاثیر می‌گذارد. به‌طور کلی می‌توان گفت زنان در مقابل عوارض مغزی ناشی از مصرف الکل بسیار آسیب‌پذیرتر از مردان هستند. علاوه بر این، در میان کسانی که بنا به ضرورت شغلی، دسترسی آسان‌تری به الکل دارند، میزان مصرف خطرناک الکل بیشتر از افراد دیگر است. در ضمن طبق‌نظر محققان، عوامل ژنتیکی هم می‌توانند در مصرف الکل دخیل باشند.‌

آسیب‌های روانی مصرف الکل:


الکل بدون تعارف، یک ماده سمی است که اثر مستقیمی روی بافت‌های مغز و کبد دارد. مقالات و کتب بسیاری در مورد آسیب‌های فیزیکی ناشی از الکل مانند زخم معده، واریس‌ها، سرطان مری و مشکلات لوزالمعده، اختلالات سیستم اعصاب مانند زوال عقل، مشکلات مخچه‌ای، صرع و مشکلات بینایی، کم‌خونی و …. به نگارش در آمده‌اند، اما بحث در مورد آسیب‌های روانی و اجتماعی ناشی از مصرف الکل، موضوع مهم‌تری است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. برخی از مهم‌ترین اختلالات روانی ناشی از مصرف الکل، این موارد هستند:

اختلال حافظه: در کسانی که مقادیر خطرناکی از الکل را به‌صورت مداوم مصرف می‌کنند، علاوه بر تابلوی آشنای مستی، اختلال حافظه نیز رخ می‌دهد به‌طوری که، شخص، حوادثی را که در زمان مستی رخ داده است، به یاد نمی‌آورد. البته چنین دوره‌های اختلال حافظه در کسانی که سابقه مصرف عادتی و مرتب الکل را ندارند اما یک‌باره مقادیر زیاد آن را مصرف کرده‌اند نیز ممکن است رخ دهد. اختلال حافظه طولانی‌مدت به‌طوری که قسمت اعظمی از روز یا تمام روز را شامل شود، نمایانگر مصرف مستمر و لاینقطع مقادیر زیاد الکل است.‌

افسردگی: افسردگی ممکن است در اثر مصرف طولانی‌مدت و خطرناک الکل ایجاد شود ولی از طرف دیگر افراد افسرده نیز در بعضی از موارد الکل زیادی مصرف می‌کنند تا بدین وسیله نشانه‌های خود را بهبود بخشند. یعنی هم افسردگی می‌تواند باعث مصرف الکل شود و هم مصرف الکل می‌تواند موجب افسردگی شود، بنابراین باید توالی دقیق این دو حالت را مشخص نمود.

اضطراب: در دوره ترک نسبی الکل نشانه‌های اضطراب شایع هستند، با این وجود برخی از مبتلایان به اضطراب برای کاهش اضطراب خود به مصرف الکل روی می‌آورند. بنابراین همانند افسردگی، اضطراب و مصرف الکل هم رابطه‌ای دوطرفه دارند.

خودکشی: رفتارهای دال بر میل به خودکشی و یا قصد آسیب‌رساندن به خود در میان الکلی‌ها نسبت به جمعیت هم‌سن آنها از شیوع بیشتری برخوردار است. براساس برآوردهای موجود، ۶ تا ۲۰ درصد مصرف‌کنندگان مقادیر زیان‌آور الکل، اقدام به خودکشی می‌کنند.

اختلال شخصیت: تغییر شخصیت یکی دیگر از مشکلاتی است که اغلب در مصرف‌کنندگان مقادیر زیاد الکل رخ ‌می‌دهد. این اختلال می‌تواند خود را به‌صورت خود محوری، اهمین ندادن به دیگران، عدم رعایت موازین رفتاری و اخلاقی به‌ویژه عدم صداقت و مسئولیت‌پذیری نشان دهد. حسادت بیمارگونه نوعی عارضه نادر ولی جدی مصرف زیاد الکل است. سوءظن نسبت به همسر هم در میان این افراد بسیار شایع است. ‌

اختلال عملکرد جنسی: افرادی که به‌مدت طولانی الکل مصرف می‌کنند، اغلب از اختلال عملکرد جنسی شاکی هستند و معمولا اختلالاتی در نعوظ یا انزال تاخیری دارند. اثر الکل بر سیستم عروقی و عصبی و یا ایجاد اختلال در ارتباط با شریک جنسی در اثر مصرف شدید الکل، ممکن است در اختلال عملکرد جنسی در این افراد نقش داشته باشند.

توهم: توهم‌های گذرای بینائی یا شنوائی در برخی از مصرف‌کنندگان مقادیر زیاد الکل دیده می‌شود. حتی در نوعی اختلال نادر که توهم‌زدگی الکلی نامیده می‌شود، فرد دچار توهم‌های شنوایی پریشا‌ن‌کننده می‌شود که معمولا شامل صداهای تهدیدکننده است. برخی از بیماران با صداهایی که می‌شنوند با صدای بلند با هم بحث و گفتگو می‌کنند و گروهی دیگر نوعی احساس اجبار در تبعیت از فرمان‌های این صداها را تجربه می‌کنند. امکان بروز سوءتعبیرهای هذیانی نیز در این افراد وجود دارد که اغلب از نوع گزند و آسیب است، مثلا بیمار فکر می‌کند که دیگران او را تعقیب می‌کنند. مدت زمانی که این اختلالات طول می‌کشد در افراد مختلف متغییر است.

الکلیسم درمان دارد:

مصاحبه و گفتگو با بیمار در مورد عادات مربوط به مصرف الکل و مشکلات حاصل از آن فقط یک راه تشخیصی نیست بلکه اولین قدم در درمان بیمار است زیرا به تعیین ماهیت و شدت مشکلات وی کمک می‌کند. بدون تشویق بیمار و برانگیختن انگیزه‌های درونی او، درمان با شکست مواجه می‌شود. در کسانی که مقادیر زیان‌آوری الکل مصرف می‌کنند و به آن وابستگی دارند، هدف نهایی از درمان، پرهیز کامل از الکل است ولی متاسفانه اغلب بیماران چنین هدفی را نمی‌پذیرند و یا به وضوح با آن مخالفت می‌کنند. عده‌ای نیز به مصرف خود ادامه می‌دهند و چنین ادعا می‌کنند که الکل را کنار گذاشته‌اند. در مورد بیماران وابسته، ترک ناگهانی الکل همانند ترک مواد مخدر، می‌تواند با بروز نشابه‌های شدید ترک مانند تشنج و هذیان همراه باشد. این مرحله بسیار حساس و مهم است چون ممکن است فرد را از ادامه درمان باز دارد.‌ برای جلوگیری از بروز علائم ترک معمولا از داروهای آرام‌بخش استفاده می‌شود که البته مصرف آنها نیز نباید طولانی شود.

در کنار درمان دارویی و قطع مصرف الکل، درمان‌های روان‌شناسی نیز برای بیمار باید صورت گیرد. تحقیقات نشان داده‌اند که گروه درمانی بیشترین اثر را بر این افراد دارد زیرا بیماران در اغلب موارد حمایت‌ها و توصیه‌های ارائه شده توسط بیماران دیگر را بهتر از توصیه‌های پزشکان می‌پذیرند. این توصیه‌ها باید در مورد انجام فعالیت‌های جدید درخانواده و یا انتخاب سرگرمی‌ها یا علایق جایگزین باشد. عواملی که به باقی ماندن مشکلات حاصل از الکل منجر می‌شوند، نیز به درمان‌های اختصاصی‌تر نیاز دارند و به‌عنوان مثال حل مشکلات خانوادگی نیازمند کمک‌گرفتن از مشاوره خانواده است.

مصرف الکل ویتامین‌های بدن را نابود می‌کند:

به گفته محققان، الکل نه تنها ارزش غذایی ندارد، بلکه بسیاری از مواد غذایی و ویتامین‌ها را نیز نابود می‌کند و پس از مدتی عوارض ناشی از کمبود این ویتامین‌ها بیماری‌های متعددی را در بدن پدید می‌آورد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران واحد علوم پزشکی تهران یافته‌های محققان علوم پزشکی حاکی از آن است مصرف الکل بر ویتامین B1، ویتامین B2 ، ویتامین B6 ، اسید فولیک، ویتامین ث و قند تأثیر منفی دارد.

همچنین این یافته‌ها حکایت از وجود بیماری به نام ورنیکه در اکثر بیماران معتاد به الکل دارد که همه این بیماران گرفتار کمبود ویتامین B بوده و عوارضی مثل گیجی، تغییر جهت سریع مردمک چشم، ناهماهنگی عضلات و نامتعادل بودن حرکت بدن را در پی دارد.

نحوه درمان این بیماران در مرحله اول ترک کردن اعتیاد و سپس مصرف ویتامین B به مدت ۲ تا ۴ هفته است.

معجون سیگار و الکل باعث سکته مغزی می‌شود:

سلامت: افراد الکلی که سیگار می‌کشند، بیشتر دچار آسیب‌های مغزی می‌شوند. بر اساس نتایج تحقیقات دانشمندان دانشگاه کالیفرنیای سانفرانسیسکو، ا‌ز دست رفتن توده مغز در افرادی که علاوه بر مصرف مشروبات الکلی‌سیگار‌نیز می‌کشند، نسبت به افرادی که فقط به مشروبات الکلی معتادند، بیشتر و سریعتر رخ می‌دهد.‌ بر اساس نتایج این تحقیق استعمال سیگار در کنار مصرف مشروبات الکلی ‌باعث ‌کاهش ماده ‌خاکستری ‌مغز شده و ‌موجب تضعیف شناخت فرد می شود.

الکلیسم‌ عبارت‌ است‌ از:

الکلیسم‌ عبارت‌ است‌ از وابستگی‌ فیزیولوژیک‌ (جسمانی‌) و روانی‌ به‌ الکل‌، که‌ موجب‌ بروز بیماری‌های‌ مزمن‌ و بروز مشکل‌ در روابط‌ بین‌ فردی‌ و مشکلات‌ خانوادگی‌ و کاری‌ می‌شود.

علایم‌ شایع‌

مراحل‌ اولیه‌

کم‌ بودن‌ تحمل‌ نسبت‌ به‌ بروز اضطراب‌

نیاز به‌ الکل‌ در آغاز روز، یا در زمان‌های‌ استرس‌

بی‌خوابی‌؛ کابوس‌

بروز یک‌ حالت‌ ناخوشایند و سردرد صبح‌ روز بعد از مصرف‌ زیاد الکل‌ و نیز بیشتر شدن‌ موارد غیبت‌ و حاضر نشدن‌ سرکار

مشغولیت‌ ذهنی‌ زیاد برای‌ تهیه‌ الکل‌ و پنهان‌ کردن‌ نوشیدنی‌ الکلی‌ از خانواده‌ و دوستان‌

احساس‌ گناه‌ یا آزردگی‌ و تحریک‌پذیری‌ وقتی‌ که‌ دیگران‌ می‌گویند که‌ وی‌ الکل‌ مصرف‌ می‌کند. مراحل‌ پیشرفته‌

از هوش‌ رفتن‌های‌ کوتاه‌ مدت‌ به‌ دفعات‌؛ کاهش‌ حافظه‌

بروز یک‌ حالت‌ هذیانی‌ همراه‌ با لرزش‌ (علایم‌ در این‌ حالت‌ عبارتند از لرزش‌، توهمات‌، گیجی‌، عروق‌ ریزش‌، تندشدن‌ ضربان‌ قلب‌). این‌ حالت‌ اغلب‌ در اثر نرسیدن‌ الکل‌ رخ‌ می‌داد.

بیماری‌ کبدی‌ (پوست‌ یا چشم‌ها زرد می‌شوند)

اختلال‌ رشته‌های‌ عصبی‌ دست‌ و پا و نیز دستگاه‌ عصبی‌ (کرخت‌ شدن‌ و سوزن‌ سوزن‌ شدن‌ در دست‌ها و پاها، کاهش‌ علاقه‌ و توانایی‌ جنسی‌، گیجی‌، کُما)

http://www.pezeshkan.org/منبع مطلب که البته با ویرایش تقدیم شد.
  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest