- ۱ نظر
- ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۰۸:۱۹
یکی از بزرگان عصر با غلام خود گفت که از مال خود پاره ای گوشت بستان و زیره بایی معطّر بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم. غلام شاد شد زیره بایی بساخت و پیش آورد. خواجه اش آش بخورد و گوشت به غلام سپرد. روز دیگر گفت بدان گوشت نخود آبی مزعفر بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم. غلام فرمان برد و نخود آب ترتیب ترتیب کرد و پیش آورد. خواجه اش آش بخورد و گوشت به غلام سپرد. روز دیگر گوشت مصمحل شده بود، گفت این گوشت بفروش و پاره ای روغن بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم. غلام گفت ای خواجه بگذار تا من همچنان غلام تو می باشم و اگر البته خیری در خاطر می گذرد نیت خدای را این گوشت پاره را آزاد کن.
عبید زاکانی
گویند شخصی ده خر داشت . روزی بر یکی از آنها سوار شد و خران خویش را شمرد.چون آن را که سوار بود شماره نمی کرد,حساب درست در نمی آمد. پیاده شد و شمار کرد.حساب درست و تمام بود.چندین بار در سواری و پیادگی شمارش را تکرار کرد. عاقبت پیاده شد و گفت: سواری به گم شدن یک خر نمی ارزد .
دهخدا
امام اهل سنت احمد بن حنبل میفرماید:
هیچ حدیثی را ننوشتهام مگر اینکه بدان عمل نمودهام، تا به آنجا رسیدم که پیغمبر صلی الله علیه وسلم حجامت (خونگیری) کرد و یک دینار بابت این عمل به اباطیبه داد، من هم وقتی عمل خونگیری انجام دادم یک دینار پول به خونگیر دادم»
[السیر: ۱۱/۲۱۳]
دقاق :
کسی که مرگ را زیاد یاد کند به سه نعمت و کرامت دست پیدا می کند:
شتاب در توبه،قناعت قلبی و شور و نشاط در عبادت و نیایش و اگر کسی مرگ را یاد نکند به تأخیر انداختن توبه و عدم رضایت و تنبلی در عبادت دچار می شود
تذکرة امام قرطبی صفحه ۹
امام ذهبی رحمهالله:
"فَأَعْلَى المَقَامَاتِ مَنْ كَانَ بَكَّاءً بِاللَّيْلِ، بَسَّاماً بِالنَّهَارِ."
«بالاترین مقامات از آنِ انسانی است که شب را با اشک و تضرّع در برابر پروردگار سپری میکند، و روز را با رویی گشاده در میان مردم میگذراند.»
سير أعلام النبلاء، ج ۱۰، ص ۱۴۱.
امام نووی رحمه الله:
احسان یعنی نیکی به کسی که در حق تو بدی کرده است، وگرنه خوبی کردن [صرفا] به کسی که در حق تو خوبی کرده تجارت است!
مرقاة المفاتیح
امام ﺷﺎﻓﻌﯽ ﺭحمه الله:
«أُحِبُّ لِمَنْ أَصَابَ ذَنْبًا فَسَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ أَنْ يَسْتُرَهُ عَلَى نَفْسِهِ وَيَتُوب.»
«دوست دارم کسی که گناهی از او سر زده و خدا آن را بر او پوشانده است، خودش نیز آن گناه را پنهان نگه دارد و توبه کند.»
فَتحُ الباري بِشرح صحیح البُخاري، ج ۱۲، ص ۱۲۵.
مردی از امام حسن بصری رحمه الله پرسید که:
ای ابوسعید آیا تو مؤمن هستی؟
امام بصری نیز پاسخ داد: ایمان دو نوع است…
اگر از ایمان به الله و ملائکه اش و کتابها و پیامبرانش و بهشت و جهنم و قیامت و حساب از من می پرسی ..
در این صورت من مؤمن هستم.
اما اگر در مورد این کلام الله متعال از من می پرسی که:
“إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ”
مؤمنان تنها کسانی هستند که هرگاه نام الله برده شود دلهایشان هراسان می گردد و هنگامی که آیات او بر آنان خوانده می شود بر ایمانشان می افزاید و بر پروردگار خود توکل می کنند».
به الله سوگند نمی دانم که آیا از آنان هستم یا خیر....
تفسیر قرطبی
شهری بود که مردمش, اصلاً فیل ندیده بودند, از هند فیلی آوردند و به خانه تاریکی بردند و مردم را به تماشای آن دعوت کردند.مردم در آن تاریکی نمی توانستند فیل را با چشم ببینند.ناچار بودند با دست آن را لمس کنند. کسی که دستش به خرطوم فیل رسید. گفت: فیل مانند یک لوله بزرگ است. دیگری که گوش فیل را با دست گرفت؛ گفت: فیل مثل بادبزن است. یکی بر پای فیل دست کشید و گفت: فیل مثل ستون است. و کسی دیگر پشت فیل را با دست لمس کرد و فکر کرد که فیل مانند تخت خواب است.
آنها وقتی نام فیل را میشنیدند هر کدام گمان میکردند که فیل همان است که تصور کرده اند. فهم و تصور آنها از فیل مختلف بود و سخنانشان نیز متفاوت بود. اگر در آن خانه شمعی می بود. اختلاف سخنان آنان از بین میرفت.
مثنوی
امام سفیان ثورى:
"المَالُ دَاءُ هَذِهِ الأُمَّةِ، وَالعَالِمُ طَبِيْبُ هَذِهِ الأُمَّةِ، فَإِذَا جَرَّ العَالِمُ الدَّاءَ إِلَى نَفْسِهِ، فَمَتَى يُبرِئُ النَّاسَ؟"
«مال دنیا، بیماریِ این امّت است، و عالم، پزشک و درمانگر آن.
اما اگر خودِ عالم به این بیماری گرایش داشته باشد، دیگر چه زمانی مردم از آن بهبودی خواهند یافت؟»
سير أعلام النبلاء، ج ٧، ص ۲۴۳.
امام القاسم بن محمد بن أبی بکر الصدیق:
اگر انسان در طول حیاتش در جهالت به سر ببرد ...
برای او بسیار بهتر است از اینکه در خصوص مساله ای که نسبت به حقیقت آن علم ندارد ، فتوا صادر کند ،
تاریخ أبی زرعة الدمشقی ۱۳۷۸
امام حسن بصری رحمهالله :
"المؤمن يعمل بالطاعات وهو مُشْفِق وَجِل خائف، والفاجر يعمل بالمعاصي وهو آمن".
«انسانِ مؤمن به عبادت میپردازد، در حالی که دلش آمیخته به ترس و نگرانی (از قبول نشدن عباداتش) است؛
ولی فردِ فاجر و گنهکار، در حالی سرگرم گناه است که خود را از عذاب پروردگار نیز ایمن میپندارد.»
تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۵۱.
امام بخاری رحمهالله میفرماید:
«أَفْضَلُ الْمُسْلِمِينَ رَجُلٌ أَحْيَا سُنَّةً مِنْ سُنَنِ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ أُمِيتَتْ، فَاصْبِرُوا يَا أَصْحَابَ السُّنَنِ رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَإِنَّكُمْ أَقَلُّ النَّاسِ.»
«برترینِ مسلمانان آن فردی است که یکی از سنتهای پیامبر صلیاللهعلیهوسلّم را، در روزگاری که به فراموشی و خاموشی گراییده، دوباره زنده کند. پس ای پاسدارانِ سنتِ رسولِ خدا صلیاللهعلیهوسلّم، رحمتِ الهی بر شما باد و بر سختیها شکیبا باشید؛ چراکه شمارِ شما اندک است.»
منبع: خطیب بغدادی، الجامع لأخلاق الراوي وآداب السامع، ج ۱، ص ۱۱۲.
شیخ ابوبکر (خطیب بغدادی) میگوید:
«قَوْلُ الْبُخَارِيِّ إِنَّ أَصْحَابَ السُّنَنِ أَقَلُّ النَّاسِ، عَنى بِهِ الْحُفَّاظَ لِلْحَدِيثِ، الْعَالِمِينَ بِطُرُقِهِ، الْمُمَيِّزِينَ لِصَحِيحِهِ مِنْ سَقِيمِهِ، وَقَدْ صَدَقَ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي قَوْلِهِ، لِأَنَّكَ إِذَا اعْتَبَرْتَ لَمْ تَجِدْ بَلَدًا مِنْ بُلْدَانِ الْإِسْلَامِ يَخْلُو مِنْ فَقِيهٍ، أَوْ مُتَفَقِّهٍ يَرْجِعُ أَهْلُ مِصْرِهِ إِلَيْهِ، وَيُعَوِّلُونَ فِي فَتَاوِيهِمْ عَلَيْهِ، وَتَجِدُ الْأَمْصَارَ الْكَثِيرَةَ خَالِيَةً مِنْ صَاحِبِ حَدِيثٍ عَارِفٍ بِهِ مُجْتَهِدٍ فِيهِ، وَمَا ذَاكَ إِلَّا لِصُعُوبَةِ عِلْمِهِ وَعِزَّتِهِ وَقِلَّةِ مَنْ يَنْجُبُ فِيهِ مِنْ سَامِعِيهِ وَكَتَبَتِهِ، وَقَدْ كَانَ الْعِلْمُ فِي وَقْتِ الْبُخَارِيِّ غَضًّا طَرِيًّا، وَالِارْتِسَامُ بِهِ مَحْبُوبًا شَهِيًّا، وَالدَّوَاعِي إِلَيْهِ أَكْبَرُ، وَالرَّغْبَةُ فِيهِ أَكْثَرُ، وَقَالَ هَذَا الْقَوْلَ الَّذِي حَكَيْنَاهُ عَنْهُ، فَكَيْفَ نَقُولُ فِي هَذَا الزَّمَانِ مَعَ عَدَمِ الطَّالِبِ، وَقِلَّةِ الرَّاغِبِ وَكَانَ الشَّاعِرُ وَصَفَ قِلَّةَ الْمُتَخَصِّصِينَ مِنْ أَهْلِ زَمَانِنَا فِي قَوْلِهِ: وَقَدْ كُنَّا نَعُدُّهُمْ قَلِيلًا، فَقَدْ صَارُوا أَقَلَّ مِنَ الْقَلِيلِ.»
«مراد بخاری از این سخن که «یارانِ سنّت کمشمارترینِ مردماند»، همان حفاظ حدیث هستند؛ آنان که بر طُرُق روایت آگاهی دارند و توانایی تشخیص حدیث صحیح از غیر آن را دارا میباشند. و او رحمهالله در این سخن خویش راست گفته است؛ زیرا هنگامی که دقت کنی، هیچ شهری از شهرهای اسلام را خالی از فقیه یا دانشپژوهی نمییابی که مردم آن دیار در مسائل خویش به او مراجعه نکنند و فتاوای خود را بر او متّکی نسازند. امّا در بسیاری از شهرها، هیچ محدّث آگاهی که به حدیث واقف و در آن کوشا باشد نمییابی. و این جز به سبب دشواری این علم، کمیاببودن آن، و اندکیِ کسانی که از میان شاگردان و نویسندگان حدیث در آن برمیآیند نیست.
و حال آنکه این علم در روزگار بخاری، تازه، زنده و باطراوت بود؛ فراگیری آن محبوب و دلپذیر شمرده میشد؛ انگیزهها برای رویآوردن به آن بسیار بود و رغبت مردم در آن افزون. و او در همان زمان این سخن را که از او نقل کردیم بیان داشت؛ پس چگونه میتوان دربارهٔ روزگار ما سخن گفت، با آنهمه نبودِ طالبِ علم و اندکیِ علاقهمندان؟ و شاعر همین اندکیِ متخصصانِ زمانهٔ ما را در این بیت توصیف کرده است:
وَقَدْ كُنَّا نَعُدُّهُمْ قَلِيلًا، فَقَدْ صَارُوا أَقَلَّ مِنَ الْقَلِيلِ.
«ما آنان را اندک میشمردیم؛
و اکنون کمتر از اندک شدهاند.»
امام مالک رحمه الله:
هرکس در دین بدعتی بیاورد و آن را نیکو بداند قطعا به گمان او محمد صلی الله علیه و سلم در ابلاغ رسالت خیانت کرده است. زیرا الله تعالی می فرماید: «من امروز دین را برایتان تکمیل کردم» هر چه در آن زمان از دین نبوده امروز هم از دین نیست.
الاعتصام شاطبى موافق مطبوع ۱/۴۹
-----------------------
«مَنِ ابْتَدَعَ فِی الإسلام بدعة یراها حسنة فقد زَعَمَ أنَّ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَانَ الرِّسَالَةَ، لأنَّ اللَّهَ یَقُولُ: {الْیَوْمَ أکملتُ لَکُمْ دِینَکُمْ} فَمَا لَمْ یَکُنْ یومئذٍ دِینًا، فلا یکون الیوم دیناً»
و گفت:
جنگ کردن با خردمندان آسانتر است که حلوا خوردن با بی خردان.
عطار نیشابوری
اویس قرنی رحمهالله ، هر شب غذا و لباسی را که اضافه داشت صدقه میداد، سپس چنین دعا میکرد: «خداوندا اگر کسی از گرسنگی جان داد مرا مواخذه نکن، و اگر کسی برهنه از دنیا رفت مرا بازخواست نکن»
تاریخ دمشق لابن عساکر