سیدنا عثمان رضی اللہ عنه:
من بیزارم از روزی که سپری شود و در خلال آن قرآن را تلاوت نکنم.
الزهد، امام احمد، ص۱۵۹
- ۰ نظر
- ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۰۸
سیدنا عثمان رضی اللہ عنه:
من بیزارم از روزی که سپری شود و در خلال آن قرآن را تلاوت نکنم.
الزهد، امام احمد، ص۱۵۹
امام احمد بن حنبل رحمه الله تعالی:
هرگاه مردی به اهل بدعت سلام کند پس (به این معناست که) او را دوست دارد.
إذَا سَلَّمَ الرَّجُلُ عَلَى الْمُبْتَدِعِ فَهُوَ یُحِبُّهُ.
طبقات الحنابلة (۱/۱۹۶)
مالک بن دینار به مغیرة بن حبیب گفت:
"يَا مُغِيرَةُ انْظُرْ كُلَّ جَلِيسٍ وَصَاحِبٍ، لَا تَسْتَفِيدُ فِي دِينِكَ مِنْهُ خَيْرًا فَانْبِذْ عَنْكَ صُحْبَتَهُ."
«ای مغیره! به هر کسی که با او مینشینی و دوستی میکنی نگاه کن؛ اگر از او در دینت هیچ فایده و خیری نمیبینی، همنشینیاش را کنار بگذار و از او دوری کن.»
الزهد لأحمد بن حنبل، ص ۲۶۰، ش ۱۸۷۷.
زنی نزد همسر (امام) اوزاعی رفت،حصیری که روی آن نماز خوانده می شد را تَر و نمناک دید
آن زن به همسر (امام) گفت:
گویا بچه ای اینجا ادرار کرده!
همسر (امام) فرمود:
نه این از اثر اشکهای شیخ در حالت سجده است و هر روز این طوری می شود.
[البدایة و النهایة (۴۴۸-۴۴۹)].
امام نووی رحمه الله:
علما اجماع (و اتفاق نظر) دارند بر نهی از اسراف کردن آب هرچند که در کنار دریا باشد.
"أجمع العلماء على النهی عن الإسراف فی الماء ولو کان على شاطئ البحر ".!
(شرح مسلم للنووی(٢٤١/٣)
_________________
امام نَوَوِی رَحِمَهُ الله:
اگر (شخصی ) صد بار، هزار بار یا بیشتر گناه را تکرار و هربار توبه نمود توبه اش قبول شده و گناهانش زدوده شده
و اگر برای همه گناهان یک توبه نماید توبه اش درست است.
شرح مسلم ( ۱۷ / ۷۵ )
_________________
امام مالک رحمه الله:
هیچ شخصی بعد از پیامبر صلی الله علیه و سلم نیست مگر اینکه گفته اش را می توان پذیرفت و یا ترک کرد مگر (فرموده) پیامبر صلی الله علیه و سلم.
لیس أحد بعد النبی صلى الله علیه وسلم إلا و یؤخذ من قوله ویترک إلا النبی صلى الله علیه وسلم.
[ابن عبد البر فی الجامع ( ۲ \ ۹۱ )].
امام مالک بن أنس رحمه الله:
بدون شک من آدمیزاد هستم، سخنانم درست و نادرست در می آیند، پس شما به آراء و نظریاتم دقت کنید، آنچه موافق کتاب الله (یعنی قرآن) و سنت (یعنی احادیث صحیح) بود را بگیرید، و آنچه موافق کتاب الله و سنت نبود را ترک کنید.
إنما أنا بشر أخطئ و أصیب فانظروا فی رأیی فکل ما وافق الکتاب والسنة فخذوه وکل ما لم یوافق الکتاب والسنة فاترکوه.
[ابن عبد البر فی الجامع(۲/ ۳۲)].
شخصی به نزد امام عبدالله بن المبارک آمد و گفت :
ای ابا عبدالرحمن در روز به کدام کار بیشتر مشغول باشم ؟ یاد گیری قرآن یا طلب حدیث ؟
امام ابن المبارک در جواب گفت : به اندازه ای قرآن حفظ داری که بتوانی نماز بخوانی ؟ ( یعنی نماز شب )
گفت : بله
امام ابن المبارک فرمود : پس طلب علمی را بکن که با آن قرآن فهمیده می شود . ( یعنی علم حدیث و آثار).
----------------------------------------
قام رجل إلى عبدالله بن المبارک فقال : یا أبا عبد الرحمن فی أی شیء أجعل فضل یومی ؟ فی تعلم القرآن أم فی طلب الحدیث ؟فقال له ابن المبارک : هل تقرأ من القرآن ما تقیم به صلاتک ؟قال : نعم .قال ابن المبارک : فاجعله فی طلب العلمِ الذی یُعرفُ به القرآن.
[ حلیة الأولیاء ترجمة الإمام عبد الله بن المبارک ]
امام سفیان بن عُیَینَه رحمهالله تعالى:
"أَجْهَلُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ مَا يَعْلَمُ،
وَأَعْلَمُ النَّاسِ مَنْ عَمِلَ بِمَا يَعْلَمُ،
وَأَفْضَلُ النَّاسِ أَخْشَعَهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ."
یعنی :
نادانترین مردم کسی است که آنچه را میداند، رها میکند؛
و عالمترین مردم، آن است که به علم و دانستهی خود عمل میکند؛
و بهترین مردم، آن است که در برابر خداوند عزّوجل، از همه خاشعتر باشد.
مسند الدارمي، ج ۱، ص ۳۵۵، ش ٣٤٢.
ابن حبان رحمه الله:
"هدیه موجب ایجاد محبت می شود،و حقد و کینه را از بین می برد".
روضة العقلاء:۳۳۳
ابنعباس رضیالله عنهما از کعب روایت میکند که گفت:
«إنَّ فِی جَهنَّمَ بَردًا هُوَ الزَّمهَرِیر، یُسْقِطُ اللَّحْمَ عَنِ العَظْمِ، حَتَّى یَسْتَغِیثُوا بِحَرِّ جَهَنَّم.»
«در جهنّم سرمایی وجود دارد به نام زَمهَریر که گوشت انسان را از استخوان جدا میکند، بهگونهای که دوزخیان ناچار میشوند به گرما و حرارت دوزخ پناه ببرند!»
حلیة الأولیاء و طبقات الأصفياء، ج ۵، ص ۳۷۰.
اللّهُمَّ أَجِرْنا مِنَ النّارِ، وَنَجِّنا بِرَحمَتِكَ مِن عَذابِكَ، یا الله، یا الله، یا الله… آمين.
فضیل بن عیاض رحمه الله درباره آیه ﴿(ليبلوكم أيكم أحسن عملا)﴾ [هود: ۷] میگوید:
"أخلصه وأصوبه، فإنه إذا كان خالصا ولم يكن صوابا لم يقبل، وإذا كان صوابا ولم يكن خالصا لم يقبل حتى يكون خالصا، والخالص إذا كان لله، والصواب إذا كان على السنة."
«خالصترین و درستترین عمل؛ اگر خالص باشد ولی درست نباشد، مقبول نیست و اگر درست بود ولی خالص نبود، باز هم مقبول نیست. خالص آن است که برای الله باشد، و درست و صحیح آن است که مطابق سنت باشد.»
حلیة الأولیاء و طبقات الأصفياء، ابونعیم اصفهانی، ج ۸، ص ۹۵.
گریه به تنهایی دلیلی بر صداقت و پرهیزگاری شخص نیست.
برادران یوسف با مکر و حیله درحالی که او را در چاه انداخته بودند، برای راستگو جلوه دادن خودشان نزد یعقوب علیه السلام گریه کردند:
( وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْکُونَ )
و (برادران یوسف) شبانگاه گریان به نزد پدرشان آمدند
یوسف (۱۶) Yusuf
آری به دروغ گریه کردند!
و چه بسیارند کلاهبرداران دینی ای که گریههای ساختگی میکنند!
محمد بن عبید طنافسی میگوید که از امام سفیان ثوری رحمه الله شنیدم، که میگفت:
علم را با [عمل کردن] خودتان تزیین کنید و نه اینکه خودتان را با علم تزیین کنید.
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
عن مُحَمَّدُ بْنُ عُبَیْدٍ الطَّنَافِسِیُّ، قَالَ: سَمِعْتُ سُفْیَانَ الثَّوْرِیُّ، یَقُولُ: زَیِّنُوا الْعِلْمَ بِأَنْفُسِکُمْ وَلَا تَزَیَّنُوا بِالْعِلْمِ.
أخرجه أبو نعیم فی الحلیة ۶/ ۳۶۱
از امام عبد الله بن مبارک رحمهالله نقل شده که امام سفیان ثوری رحمهالله فرمودند:
«از فتنهی عابد جاهل و عالم فاجر به الله متعال پناه ببرید، زیرا فتنهی این دو، هر کسی که دچار فتنه شده را در بر میگیرد.»
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
عن عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْمُبَارَکِ , عن سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ قَالَ: یُقَالُ: «تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ فِتْنَةِ الْعَابِدِ الْجَاهِلِ , وَفِتْنَةِ الْعَالِمِ الْفَاجِرِ , فَإِنَّ فِتْنَتَهُمَا فِتْنَةٌ لِکُلِّ مَفْتُونٍ»
أخرجه الآجری فی أخلاق العلماء ص۸۷
از عبدالعزیز بن ابان رحمهالله نقل شده که گفت سفیان ثوری رحمهالله فرمود:
«از غیبت و از قرار گرفتن در [حقوق] مردم برحذر باش! چراکه دینت را نابود میکند»
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ أَبَانَ، قَالَ: قَالَ سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ: «إِیَّاکَ وَالْغِیبَةَ، إِیَّاکَ وَالْوُقُوعَ فِی النَّاسِ، فَیَهْلِکَ دِینُکَ»
أخرجه الأصبهانی فی التوبیخ والتنبیه ص۸۲
سفیان ثوری رحمهالله میگوید:
"أَوَّلُ الْعِلْمِ: الصَّمْتُ، وَالثَّانِي: الِاسْتِمَاعُ.
وَالثَّالِثُ: الْحِفْظُ.
وَالرَّابِعُ: الْعَمَلُ بِهِ.
وَالْخَامِسُ: نَشْرُهُ."
یعنی:
اولِ علم، سکوت است؛
دوم، شنیدن؛
سوم، حفظ کردن؛
چهارم، عمل به آن؛
و پنجم، انتشار آن.
منبع: سمرقندی، تنبیه الغافلین، ص ۴۳۶؛ و أبو نعیم با لفظی دیگر در الحلیة، ج ۳، ص ۳۶۱.
از یوسف بن اسباط نقل شده که گفت از سفیان ثوری رَحِمَهُالله شنیدم که میگفت:
هرگاه دیدی که قاریِ قرآن [یا عالمی] به بارگاه حاکم پناه میجوید، به یقین بدان که دزد [دین] است. و هرگاه دیدی که به بارگاه ثروتمندان پناه میجوید، یقین بدان که ریاکار است!
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
عن یُوسُفَ بْنَ أَسْبَاطٍ، قال : سَمِعْتُ سُفْیَانَ الثَّوْرِیَّ، یَقُولُ: إِذَا رَأَیْتَ الْقَارِئَ یَلُوذُ بِبَابِ السُّلْطَانِ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لِصٌّ، فَإِذَا رَأَیْتَهُ یَلُوذُ بِبَابِ الْأَغْنِیَاءِ فَاعْلَمْ أَنَّهُ مُرَاءٍ
أخرجه أبو نعیم فی الحلیة ۶/۳۸۷
در "هواپیما" آرام می گیری در حالی که نمی دانی "خلبان" آن کیست...!
در "کشتی" آرام می گیری در حالی که نمی دانی "ناخدای" آن چه کسی است...!
پس چگونه در "زندگی" ات آرام نمی گیری در حالی که می دانی مدیر و مدبر آن *«الله»* است...؟!!
به پروردگارت اطمینان داشته باش...