- ۰ نظر
- ۰۳ شهریور ۰۲ ، ۲۰:۵۳
گوستاو لو بون فیلسوف،مورخ،جامعه شناس و پزشک فرانسوی در مورد فرهنگ اخلاقی والای پیروان اسلام و تاثیرات آن بر جامعه بربر مسیحی اروپا می نویسد:
"اینکه اخلاق اشراف و امرای نصاری در آن عصر چه بوده و مسلمین در مقابل دارای چه صفاتی بودند ما آن را کاملا نشان داده و ثابت نمودیم که اسلاف ما به وسیلهی معاشرت و مراودت با مسلمین، اطوار بربریت خود را به تدریج ترک گفته و در خصوص اخلاق بهادرانه و وظایف اخلاقی مانند شفقت و عاطفه به زن و پیر و بچه و پایبندی به قسم و عهد و امثال آن تماما از چیزهایی است که از پیروان اسلام آموختند.
ما در بیان جنگ صلیب ثابت نمودیم که نصارای اروپا در صفات مزبور، فرسنگ ها از مسلمین عقب بودند. "
منبع:تمدن اسلام و عرب،گوستاو لوبون،ترجمه:فخر داعی گیلانی،ص۷۶۲
یونس الصَّدفي رَحِمَهُ الله می گوید:
«عاقل تر از شافعی ندیدم،یک روز در مورد موضوعی با او مناظره کردم سپس از هم جدا شدیم
با من که روبرو شد دستم را گرفت و گفت:
ای ابو موسی؛مگر امکان پذیر نیست که برادر باشیم حتی اگر در مساله ای با هم به توافق نرسیده باشیم!»
ما رأيت أعقل مِن الشَّافعي، ناظرته يومًا في مسألة، ثمَّ افترقنا، ولقيني، فأخذ بيدي، ثمَّ قال: يا أبا موسى، ألَا يستقيم أن نكون إخوانًا وإن لم نتَّفق في مسألة.
سِيَر أعلامِ النُّبَلاء للذَّهَبي ١٠/١٦
ذو النّون مصری - رَحِمَهُ الله - :
«صُدُورُ الْأَحْرَارِ قُبُورُ الْأَسْرَارِ»
سینه مردمان آزاده،گورستان رازهاست.
[الحِلیَة ۹/۳۷۷]
نبش قبر در شریعت روا نیست،بنابراین چون رازی به دل سپرده شد کتمان آن لازم و افشای آن نارواست.
مردی در مجلس عبدالله بن مبارک رَحِمَهُ الله عطسه کرد اما «الحمدلله» نگفت. ابن مبارک به او گفت: پس از عطسه چه میگویند؟
گفت: الحمدلله
ابن مبارک گفت: یَرحَمُكَ الله!
عَطَسَ رَجُلٌ عِنْدَ ابْنِ الْمُبَارَكِ فَلَمْ يَحْمَدِ اللهِ , فَقَالَ ابْنُ الْمُبَارَكِ: " إِيشِ يَقُولُ الْعَاطِسُ إِذَا عَطَسَ؟ قَالَ: يَقُولُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ فَقَالَ لَهُ: يَرْحَمُكَ اللهُ "
حِلیَةُ الأولیاء: ۸/ ۱۷۰
هدف ابن مبارک این بود که بدون یادآوری مستقیم به آن مرد و خجالتزده شدن او، بر اساس سنت پیامبر صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم پاسخ عطسهاش را بگوید.
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا عَطَسَ أَحَدُكُمْ فَلْيَقُلْ: الْحَمْدُ لله، وَلْيَقُلْ لَهُ أَخُوهُ أَوْ صَاحِبُهُ: يَرْحَمُكَ الله، فإذا قال لَهُ: يَرْحَمُكَ الله، فَلْيَقُلْ: يَهْدِيكُمُ اللّهُ وَيُصْلِحُ بَالَكُمْ»: «هرگاه يکی از شما عطسه زد، بايد بگويد: "الْحَمْدُلله" و برادر يا دوستش به او بگويد: "يَرْحَمُكَ الله" و چون (برادر يا دوستش) به او "يَرْحَمُكَ الله" گفت، عطسه زننده باید بگويد: "يَهْدِيكُمُ اللّهُ وَيُصْلِحُ بَالَكُمْ"». [يعنی: الله شما را هدايت کند و احوال تان را اصلاح بگرداند.]
صحيح بخاري ٦٢٢٤
ابن حِبّان رَحِمَهُ الله :
چه بسیار جداییهای بین برادران و ترکِ دوستان که آغازش از یک شوخی بوده است.
كم من افتراق بين أخوين وهجران بين متآلفين كان أول ذلك المزاح.
رَوضَةُ العُقلاء: ۷۸
وَهْب بن مُنَبِّه رَحِمَهُ الله :
«هرگاه شنیدی کسی تو را برای آنچه نداری ستایش میکند، خود را ایمن ندان که تو را برای عیبی که نداری نکوهش کند!»
إِذَا سَمِعْتَ مَنْ يَمْدَحُكُ بِمَا لَيْسَ فِيْكَ، فَلاَ تَأْمَنْهُ أَنْ يَذُمَّكَ بِمَا لَيْسَ فِيْكَ.
متکلّم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد.
مشو غرّه بر حُسن ِ گفتار ِ خویش
به تحسین نادان و پندار خویش
سعدی-گلستان
مردی (تهدید کنان) به ضِرار بن قَعقاع رَضِيَ اللهُ عَنهُ گفت :
والله اگر یکی بگویی ده تا خواهی شنید
ضِرار گفت :
والله اگر ده تا بگویی،یکی (هم) نخواهی شنید.
حُكِيَ أَنَّ رَجُلًا قَالَ لِضِرَارِ بْنِ الْقَعْقَاعِ: وَاَللَّهِ لَوْ قُلْت وَاحِدَةً لَسَمِعْت عَشْرًا. فَقَالَ لَهُ ضِرَارٌ: وَاَللَّهِ لَوْ قُلْت عَشْرًا لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً.
أدَب الدُّنيا والدّين لِلماوَردي ٢٥٣
خَطّاب بن المُعَلَّی المَخزومي رَحِمَهُ الله پسرش را این چنین نصیحت می کرد :
صالح فرزند امام احمد بن حَنبَل رَحِمَهُمَا الله :
«وقتی شخص زاهد و ساده زیستی نزد پدرم میآمد،کسی را به دنبال من میفرستاد که به آن شخص نگاه کنم. دوست داشت تا مثل او باشم».
كَانَ أَبِي يَبْعَثُ خَلْفِي إِذَا جَاءهُ رَجُلٌ زَاهدٌ أَوْ مُتَقَشِّفٌ لأَنْظُرَ إِلَيْهِ، يُحِبُّ أَنْ أَكُوْنَ مِثْلَهُ.
سِیَرُ أعلامِ النُّبَلاء ج ۱۲ ص ۵۳۰
صالح بن احمد بن حنبل، شیبانی بغدادی با کُنیهٔ ابوالفضل، فقیه و قاضی در سدهٔ سوم هجری/نهم میلادی و فرزند بزرگتر امام احمد بن حنبل رحمه الله بود. نزد پدرش آموخت و از او حدیث فرا گرفت. سپس به قضاوت در اصفهان گمارده شد و همانجا درگذشت.
خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.
درشتی و نرمی به هم در بِه است
چو فاصِد که جراح و مرهم نِه است
درشتی نه گیرد خردمند پیش
نه سستی که ناقص کند قدر خویش
نه مَر خویشتن را فزونی نهد
نه یکباره تن در مذلت دهد
شبانی با پدر گفت : ای خردمند
مرا تعلیم ده پیرانه یک پند
بگفتا : نیکمردی کن نه چندان
که گردد خیره گرگ تیز دندان
سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت
فاصِد : رگ زن ، حَجّام .
عُمَر بن خَطّاب - رَضِيَ اللهُ عَنهُ - :
«گروهی از اهل مدینه زندگی میکردند و نمیدانستند که معاششان از کجا میرسد. وقتی علی بن حسین رَحِمَهُ الله وفات کرد، دیگر آنچه شبانه برایشان آورده میشد را نیافتند!»
منظور از علي بن حسين : امام زین العابدین،سجاد رَحِمَهُ الله هستند.
عن محمد بن إسحاق : كان ناس من أهل المدينة يعيشون ، لا يدرون من أين كان معاشهم ، فلما مات علي بن الحسين فقدوا ذلك الذي كانوا يؤتون بالليل .
[سير أعلام النبلاء،ج ٤، ص ٣٩٣]
امام ذَهَبی رَحِمَهُ الله در «معجم محدثین» خویش، بیوگرافی بسیار مختصری از خود آورده و در نهایت فرموده است:
...وَجَمَعَ تَوَالِيفَ , يُقَالُ مُفِيدَةٌ , وَالْجَمَاعَةُ يَتَفَضَّلُونَ وَيثْنُونَ عَلَيْهِ، وَهُوَ أَخْبَر بِنَفْسِهِ و بنَقصِه فِي الْعِلْمِ و العَمَل، وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِهِ، وَإِذَا سَلِمَ لِي إِيمَانِي فَيَا فَوْزِي.
«تألیفاتی گردآوری کرده که گفته میشود مفید هستند، و مردم به او لطف داشته و مدحش میکنند حال آنکه او از میزان کاستی های علم و عمل خود آگاه تر است، والله المستعان ولا قوة إلا به، همین که ایمانم برایم سالم بماند، رستگاری بزرگی است!»
المُعجَمُ المُختَصّ بِالمُحَدِّثين،ص ۹۷
مَسروقُ بنُ الأَجدَع رَحِمَهُ الله :
برای جهل یک فرد همین بس که از دانش خود،دچار عُجب و خودشیفتگی گردد
و برای علم اش همین بس که از الله بترسد.
بِحَسْبِ الْمَرْءِ مِنَ الْجَهْلِ أَنْ يَعْجَبَ بِعِلْمِهِ
وَبِحَسْبِهِ مِنَ الْعِلْمِ أَنْ يَخْشَى اللَّهَ
[ المُصَنَّف لِابنِ أبي شَيبَة ٣٦٠٢٣ ]
سلطان مصر و شام؛ صلاح الدین ایوبی (1138 – 1193م)
|چندخطتاریخ
آدام هارت دیویس (Adam Hart-Davis) میگوید:
صلاحالدین، بنیانگذار سلسلهی ایوبی و متحدکنندهی دولتهای مسلمان خاورمیانه دربرابر صلیبیها، را در سراسر سرزمینهای مسیحی هم رهبری شریف و دلیر میدانستند. روایتهای تاریخی آن روزگار پر از داستانهایی دربارهی جوانمردی او هستند.
در 1187، صلاحالدین ارتشهای صلیبی را در حطین در هم کوبید. سه ماه بعد، وقتی بیت المقدس سقوط کرد، او اجازه نداد قتل عام یا غارتی صورت گیرد.
دایرة المعارف مصوّر تاریخ جهان، آدام هارت دیویس، ترجمه: الهام شوشتریزاده، (تهران: نشرسایان، 1395)، ص201.
امام شافعي رَحِمَهُ اللهُ :
مردها در دنیا به کمال نمی رسند مگر با ۴ چیز :
۱. دیانت
۲. امانت داری (در گفتار و کردار)
۳. محافظت کردن ( از دین،آبرو،دارایی،عقل شان و محافظت از آبرو،خون،اموال و دین مسلمانان )
۴. و (آراسته بودن به) سنگینی و وقار.
« لاَ يَكْمُلُ الرِّجَالُ فِي الدُّنْيَا إِلاََّ بِأَرْبَعٍ : بِالدِّيَانَةِ ، وَالأَمَانَةِ ، وَالصِّيَانَةِ، وَالرَّزَانَةِ ».
[ المجموع للنّووي : (۱/ ۵۵۷) ].
|چندخطکتاب
فیلیپ آدلر «Philip Adler» در کتاب «تمدنهای عالم» میگوید:
«دعوت محمد انسان را به کمال انسانیّت ارتقا میداد؛ به علاوه دستیابی به اصول اخلاقی و معنوی آن ساده بود. اسلام عمیقاً به نیازهای عامهی مردم پاسخ میداد.»
تمدنهای عالم، فیلیپ جی آدلر، ترجمه محمد حسین آریا، (تهران: امیر کبیر، چاپ دوم، 1387)، ج1، ص 223.
|دو خط کتاب
«بهنظر میرسد جهان پُستمُدرن ما احتمالاً به جهانی دچار خلأ معنوی و ابتذال فرهنگی تغییر مییابد که در آن پراکسیسهای اجتماعی به نحو پایانناپذیری تکرار و هجو میشوند، جهانی چندباره با انسانهایی بیگانهشده بدون درکی از خود و تاریخ که به بیشمار شبکههای تلویزیونی وابستهاند».
نیچه و پُستمُدرنیسم، دیو رابینسون، ص۴٨