| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۳۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دعا» ثبت شده است

روایت شده است که در روزِ اُحد، هنگامی که مشرکین به سوی مکه برگشتند، رسول خدا ﷺ فرمود:
 

«صف‌هایتان را منظم کنید تا پروردگارم را ستایش کنم.»


سپس چنین دعا کرد:

 

 

"اللهم لك الحمدُ كلُّه، اللهم لا قابضَ لما بسطتَ، و لا مُقَرِّبَ لما باعدتَ، و لا مُباعِدَ لما قرَّبتَ، ولا مُعطِيَ لما منعْتَ، ولا مانعَ لما أَعطيتَ، اللهم ابسُطْ علينا من بركاتِك ورحمتِك وفضلِك ورزقِك، اللهم إني أسألُك النَّعيمَ المقيمَ الذي لا يحُولُ ولا يزولُ، اللهم إني أسألُك النَّعيمَ يومَ العَيْلَةِ، والأمنَ يومَ الحربِ، اللهم عائذًا بك من سوءِ ما أُعطِينا، وشرِّ ما منَعْت منا، اللهم حبِّبْ إلينا الإيمانَ وزَيِّنْه في قلوبِنا، وكَرِّه إلينا الكفرَ والفسوقَ والعصيانَ، واجعلْنا من الراشدين، اللهم توفَّنا مسلمِين، و أحْيِنا مسلمِين، وألحِقْنا بالصالحين، غيرَ خزايا و لا مفتونين، اللهم قاتِلِ الكفرةَ الذين يصدُّون عن سبيلِك، و يُكذِّبون رُسُلَك، و اجعلْ عليهم رِجزَك وعذابَك، اللهم قاتِلِ الكفرةَ الذين أُوتوا الكتابَ، إلهَ الحقِّ."

 

 

«بارالها، همهٔ ستایش‌ها از آنِ توست.
خدایا، آنچه را تو بگشایی، هیچ‌کس نمی‌تواند ببندد؛
و آنچه را تو دور گردانی، هیچ‌کس نمی‌تواند نزدیک کند؛
و آنچه را تو نزدیک کنی، هیچ‌کس نمی‌تواند دور سازد؛
و آنچه را تو بازداری، هیچ‌کس نمی‌تواند عطا کند؛
و آنچه را تو عطا کنی، هیچ‌کس نمی‌تواند بازدارد.
خدایا، از برکات، رحمت، فضل و روزیِ خود بر ما بگستر.
خدایا، از تو نعمتِ پایدار می‌خواهم؛ نعمتی که دگرگون نشود و از میان نرود.
خدایا، در روزِ تنگدستی نعمت، و در روزِ جنگ امنیت از تو می‌طلبم.
خدایا، به تو پناه می‌برم از بدیِ آنچه به ما داده‌ای و از شرّ آنچه از ما بازداشته‌ای.
خدایا، ایمان را در دل‌های ما دوست‌داشتنی کن و آن را در قلب‌هایمان بیارای؛
و کفر، فسق و نافرمانی را نزد ما ناخوشایند (و منفور) ساز،
و ما را از راه‌یافتگان قرار ده.
خدایا، ما را مسلمان بميران و مسلمان زنده بدار،
و ما را بی‌آنکه خوار شویم یا گرفتار فتنه گردیم، به صالحان ملحق کن.
خدایا، با کافرانی که مردم را از راه تو بازمی‌دارند و پیامبرانت را تکذیب می‌کنند، پیکار کن
و عذاب و کیفر خود را بر آنان فرود آور.
خدایا، با کافران اهل کتاب بجنگ؛ ای خدای حق!»


 

خلاصهٔ حکم محدّث: صحیح است.


تخریج: این حدیث را بخاری در الأدب المفرد (۶۹۹) با همین لفظ آورده است، و همچنین احمد (۱۵۴۹۲) و نسائی در السنن الكبرى (۱۰۴۴۵) با اندکی تفاوت روایت کرده‌اند.
تخریج: احمد (۱۵۴۹۲) با همین لفظ؛ نسائی در السنن الكبرى (۱۰۴۴۵)؛ طبرانی (۵/۴۷، ۴۵۴۹) با اندکی اختلاف.

  • حسین عمرزاده

از سفیان ثوری روایت شده است که گفت:


 

"عَشَرةُ أشياءَ من الجَفاءِ."

 

ده چیز از جفا و بی‌مروّتی است:

 

"أوَّلُها: رجلٌ أو امرأةٌ يدعو لنَفسِه ولا يدعو لوالِدَيه والمُؤمِنين.
والثَّاني: رَجُلٌ يقرَأُ القُرآنَ، ولا يقرَأُ في كُلِّ يومٍ مائةَ آيةٍ.
والثَّالِثُ: رَجُلٌ دَخَل المسجِدَ وخَرَج ولم يُصَلِّ ركعتينِ.
والرَّابعُ: رجُلٌ يمُرُّ على المقابِرِ ولم يُسَلِّمْ عليهم ولم يَدْعُ لهم.
والخامِسُ: رَجُلٌ دَخَل مدينةً في يومِ الجُمُعةِ، ثمَّ خَرَج ولم يُصَلِّ الجُمُعةَ.
والسَّادِسُ: رَجُلٌ أو امرأةٌ نَزَل في محلَّتِهما عالِمٌ، ولم يذهَبْ إليه أحَدٌ ليتعلَّمَ منه شيئًا من العِلمِ.
والسَّابعُ: رجُلانِ ترافَقا ولم يسأَلْ أحَدُهما عن اسمِ صاحِبِه.
والثَّامِنُ: رَجُلٌ دعاه رجلٌ إلى ضيافةٍ، فلم يَذهَبْ إلى الضِّيافةِ.
والتَّاسِعُ: شابٌّ يُضيعُ شبابَه وهو فارِغٌ، ولم يَطلُبِ العِلمَ والأدَبَ.
والعاشِرُ: رَجُلٌ شَبْعانُ وجارُه جائعٌ، ولا يُعطيه شيئًا من طعامِهـ."

 

 

۱. مرد یا زنی که فقط برای خودش دعا می‌کند و برای پدر و مادرش و برای دیگر مؤمنين دعایی ندارد.


۲. کسی که قرآن می‌خواند، اما هر روز دست‌کم صد آیه از آن را تلاوت نمی‌کند.


۳. کسی که وارد مسجد می‌شود و از آن بیرون می‌آید، بی‌آنکه دو رکعت نماز بخواند.


۴. کسی که از کنار قبرستان می‌گذرد، اما نه به اهل قبور سلام می‌دهد و نه برایشان دعا می‌کند.


۵. کسی که روز جمعه وارد شهری می‌شود و از آن خارج می‌گردد، بدون آنکه در نماز جمعه شرکت کند.


۶. مرد یا زنی که عالمی در محله‌شان حضور دارد، اما هیچ‌کس نزد او نمی‌رود تا چیزی از علم بیاموزد.


۷. دو نفری که مدتی با هم همراه (یا هم‌سفر) می‌شوند، اما حتی نام یکدیگر را هم نمی‌پرسند.


۸. کسی که به مهمانی دعوت می‌شود، ولی دعوت را نمی‌پذیرد و نمی‌رود.


۹. جوانی که جوانی‌اش را در بی‌کاری و بطالت هدر می‌دهد و به دنبال آموختن علم و ادب نمی‌رود.


۱۰. کسی که خود سیر است، در حالی که همسایه‌اش گرسنه مانده، و چیزی از غذایش به او نمی‌دهد.

 

 

تنبیه الغافلین، سمرقندی، ص ۱۴۴.

  • حسین عمرزاده

امام عبدالله بن عبدالرحمن دارِمی رحمه‌الله در سنن خود (شمارهٔ ۲۱۰) روایت می‌کند:


حَکَم بن مبارک به ما خبر داد، گفت: عمرو بن یحیی به ما خبر داد، گفت: از پدرم شنیدم که از پدرش نقل می‌کرد و می‌گفت:


«ما پیش از نماز صبح، کنار درِ خانهٔ عبدالله بن مسعود رضی‌الله‌عنه می‌نشستیم. هر وقت بیرون می‌آمد، همراه او تا مسجد می‌رفتیم. در همین هنگام، ابوموسی اشعری رضی‌الله‌عنه نزد ما آمد و گفت:
آیا ابوعبدالرحمن (عبدالله بن مسعود) بیرون آمده است؟
گفتیم: نه، هنوز.
پس با ما نشست تا او بیرون آمد. وقتی عبدالله بن مسعود بیرون آمد، همگی به سویش رفتیم. ابوموسی به او گفت:
ای اباعبدالرحمن! همین الآن در مسجد صحنه‌ای دیدم که آن را ناپسند دانستم، هرچند ـ خدا را شکر ـ جز خیر چیزی در آن ندیدم.
گفت: چه چیزی؟
گفت: اگر زنده بمانی، خودت خواهی دید. من در مسجد گروه‌هایی را دیدم که حلقه‌حلقه نشسته بودند و منتظر نماز بودند. در هر حلقه، مردی ایستاده بود و در دست‌هایشان سنگریزه‌هایی داشتند. او می‌گفت: صد بار «الله‌اکبر» بگویید؛ و آنان صد بار تکبیر می‌گفتند. سپس می‌گفت: صد بار «لا إله إلا الله» بگویید؛ و آنان صد بار تهلیل می‌گفتند. بعد می‌گفت: صد بار «سبحان‌الله» بگویید؛ و آنان صد بار تسبیح می‌گفتند.
عبدالله بن مسعود گفت: به آنان چه گفتی؟
گفت: چیزی نگفتم؛ منتظر نظر یا دستور تو ماندم.

عبدالله بن مسعود گفت:

«آیا بهتر نبود به آن‌ها دستور می‌دادی گناهانشان را بشمارند و به آن‌ها اطمینان می‌دادی که هیچ‌چیز از نیکی‌هایشان از بین نخواهد رفت؟»

سپس به راه افتاد و ما هم همراهش رفتیم تا به یکی از همان حلقه‌ها رسید. مقابلشان ایستاد و گفت:
«این چه کاری است که انجام می‌دهید؟»
گفتند: ای اباعبدالرحمن! این‌ها سنگریزه‌هایی است که با آن‌ها تکبیر و تهلیل و تسبیح را می‌شماریم.

گفت:

 

" فَعُدُّوا سَيِّئَاتِكُمْ ، فَأَنَا ضَامِنٌ أَنْ لَا يَضِيعَ مِنْ حَسَنَاتِكُمْ شَيْءٌ ، وَيْحَكُمْ يَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ ، مَا أَسْرَعَ هَلَكَتَكُمْ هَؤُلَاءِ صَحَابَةُ نَبِيِّكُمْ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُتَوَافِرُونَ ، وَهَذِهِ ثِيَابُهُ لَمْ تَبْلَ ، وَآنِيَتُهُ لَمْ تُكْسَرْ، وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، إِنَّكُمْ لَعَلَى مِلَّةٍ هِيَ أَهْدَى مِنْ مِلَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أوْ مُفْتَتِحُو بَابِ ضَلَالَةٍ."

 

«پس گناهان خود را بشمارید؛ من ضمانت می‌کنم که هیچ‌کدام از حسنات شما ضایع نشود. وای بر شما، ای امت محمد! چه زود به هلاکت می‌افتید! صحابهٔ پیامبرتان صلی‌الله‌علیه‌وسلم هنوز فراوان‌اند؛ لباس‌های او هنوز کهنه نشده و ظرف‌هایش هنوز نشکسته است. سوگند به کسی که جانم در دست اوست، یا شما بر آیینی هدایت‌یافته‌تر از آیین محمد صلی‌الله‌علیه‌وسلم هستید، یا دارید دری از گمراهی را می‌گشایید.»

گفتند: به خدا سوگند، ای اباعبدالرحمن! ما جز خیر قصدی نداشتیم.

گفت:

 

" وَكَمْ مِنْ مُرِيدٍ لِلْخَيْرِ لَنْ يُصِيبَهُ ، إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَدَّثَنَا أَنَّ قَوْمًا يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ ، وَايْمُ اللَّهِ مَا أَدْرِي لَعَلَّ أَكْثَرَهُمْ مِنْكُمْ."

 

«چه بسیار کسانی که نیت خیر دارند، اما هرگز به آن نمی‌رسند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم به ما خبر داد که گروهی قرآن می‌خوانند، اما قرآن از گلوهایشان فراتر نمی‌رود. به خدا سوگند، نمی‌دانم؛ شاید بیشترشان همین شما باشید.»


سپس از آنان روی گرداند. عمرو بن سلمه می‌گوید:

 

"رَأَيْنَا عَامَّةَ أُولَئِكَ الْحِلَقِ يُطَاعِنُونَا يَوْمَ النَّهْرَوَانِ مَعَ الْخَوَارِجِ " .

 

«ما بیشتر افراد آن حلقه‌ها را در روز نهروان دیدیم که در کنار خوارج با ما می‌جنگیدند.»

  • حسین عمرزاده

# خط ـ نوشته


 

پریروز با همسرم درد دل می‌کردم. کمی دلم گرفته بود.
آدمیزاده دیگه، گاهی ضعیف میشه، فراموشکار میشه...

ایشون ۲ بار  این آیه رو بهم تذکر داد: {وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاة.} (از صبر و نماز کمک بگیر).

 

و این آیه، از اون آیاته که علاوه بر آثار بعد از عمل کردن بهش، شنیدنش هم قوت قلبه.

  • حسین عمرزاده

از ابن‌عباس رضی‌الله‌عنهما نقل شده است که خبر درگذشتِ برادرش قُثَم را، در حالی که در سفر بود، به او رساندند. پس «إنا لله و إنا إلیه راجعون» گفت، سپس از مسیر کنار رفت، شتر خود را خواباند و دو رکعت نماز خواند و و در تشهّد آن دو رکعت اندکی طولانی‌تر ماند. بعد بلند شد و به سمت سواری‌اش برگشت، در حالی که می‌گفت:

 

{ وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ }

«و از شکیبایی و نماز یاری جویید، و نماز؛ جز بر فروتنان، دشوار و گران است.» [البقرة: ۴۵]

 

 

تفسیر ابن کثیر.

 

 

ظاهراً به این دلیل نشستن موقع تشهد را کمی طولانی کرد که دعا کند؛ چراکه یکی از مواضع دعا در نماز، بعد از تشهد و قبل از سلام دادن است.

  • حسین عمرزاده

پادشاهی درویشی را به زندان انداخت.
نیمه‌شب خواب دید که بی‌گناه است،
پس او را آزاد کرد.

 

پادشاه گفت: «حاجتی بخواه.»

 

درویش گفت: «وقتی خدایی دارم که نیمه‌شب تو را بیدار می‌کند تا مرا از بند رها کنی، نامردی نیست که از دیگری حاجت بخواهم؟»

  • حسین عمرزاده

محمد بن سیرین رحمه‌الله می‌گوید: شبی نزد ابوهریره رضی‌الله‌عنه بودیم. او گفت:

 

 

"اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِأَبِي هُرَيْرَةَ، وَلِأُمِّي، وَلِمَنِ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا."

«خدایا! ابو‌هریره و مادرش را بیامرز، و هر کس را که برای آن دو استغفار می‌کند نیز بیامرز.»

 

سپس (ابن سیرین) ادامه داد:

 

"فَنَحْنُ نَسْتَغْفِرُ لَهُمَا حَتَّى نَدْخُلَ فِي دَعْوَةِ أَبِي هُرَيْرَةَ."

«ما هم برایشان استغفار می‌کنیم تا در دعای ابوهریره شریک شویم.»

 

 

الأدب المفرد، ص ۲۸، ش ۳۷.

 

 

اللّهُمَّ اغفِر لأَِبی‌هُرَیرَةَ وَ لأُِمِّهِ
خدایا، ابوهریره و مادرش را بیامرز. آمین.

  • حسین عمرزاده

کف نیاز به درگاه بی‌نیاز برآر

که کار مرد خدا جز خدای خوانی نیست...


 

سعدی

  • حسین عمرزاده

ام‌المؤمنین عایشه ‌رضي‌الله‌عنها می‌گوید:

 


"سَلُوا اللَّهَ كُلَّ شَيءٍ حَتَّى الشِّسعَ ، فَإِنَّ اللَّهَ إِن لَمْ يُيَسِّرهُ لَمْ يَتَيَسَّرْ."

 

«هر خواسته‌ای دارید از الله بخواهید، حتی اگر بند کفشتان باشد؛ چون اگر الله آن را برایتان آسان نکند، هیچ‌وقت به دست نخواهید آورد.»

 


شِسع: به بندی گفته می‌شود که در کفش‌های قدیمی (نعل) میان دو انگشت پا قرار می‌گرفت و سر آن در سوراخ جلوی کفش محکم می‌شد؛ چیزی شبیه بند یا تسمه‌ی باریک کفش.

 


منبع: اين روایت را ابویعلى در مسندش (۸/۴۴) و ابن‌السني در عمل الیوم واللیلة (روایت ۳۴۹) نقل کرده‌اند، و بیهقی نیز در شعب الإیمان (۲/۴۲) از طریق دیگری آورده است.
هیثمي در مجمع الزوائد (۱۰/۱۵۰) درباره‌ی سند آن می‌گوید: «رجال این روایت، رجال صحیح هستند.»

 

 

پی‌نوشت: 

 

این روایت از ام‌المؤمنین عایشه ‌رضي‌الله‌عنها به ما یاد می‌دهد که رابطه‌ی ما با خداوند نباید فقط در گرفتاری‌های بزرگ خلاصه شود.

ما عادت داریم وقت‌هایی مثل بیماری سخت یا مشکلات جدی، دعا کنیم و نیازهایمان را با خدا در میان بگذاریم؛ اما این روایت نشان می‌دهد که حتی برای ساده‌ترین خواسته‌ها، مثل بند کفش، هم باید از او بخواهیم.

این نکته برای ما هم یک آموزش توحیدی است و هم قوت قلب: که می‌توانیم در دعاهایمان با خدا بسیار راحت و صمیمی باشیم؛ راحت‌تر از وقتی که نیازمان را به مخلوقاتش می‌گوییم. چرا که او خالق و رَبِّ ماست و هر چیز، کوچک یا بزرگ، تنها به اراده‌ی او ممکن می‌شود.

  • حسین عمرزاده

"وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ"


و ذوالنون (= یونس) را (به یاد آور) هنگامی که خشمگین (از میان قومش) رفت، پس چنین پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نمی گیریم، پس (وقتی که در شکم ماهی فرو رفت) در تاریکیها ندا داد که:«(خداوندا !) هیچ معبودی جز تو نیست، تو منزهی! بی گمان من از ستمکاران بودم».

 

"فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَٰلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ"

پس دعای او را اجابت کردیم، و از اندوه نجاتش دادیم، و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم.[آیات ۸۷و۸۸ سوره انبیاء]


خداوند یونس (علیه‌السلام) را به سوی مردم نینوا در عراق فرستاد. او، مانند تمامی پیامبران، قومش را به توحید و یکتاپرستی و اجتناب از شرک دعوت کرد، اما آنان از پذیرش این دعوت سر باز زدند. یونس (علیه‌السلام) که از سرسختی و نافرمانی آنان به ستوه آمده بود، اعلام کرد که عذاب الهی در عرض سه روز بر آنان نازل خواهد شد.

پس از گذشت این سه روز، یونس پیش از آنکه خداوند به او فرمان خروج دهد، از میان قوم خود خارج شد. هنوز فاصله‌ی زیادی از شهر نگرفته بود که نشانه‌های عذاب ظاهر شد. ترس و وحشت وجود قومش را فرا گرفت و آنان دریافتند که هشدارهای یونس حقیقت داشته است. یقین کردند که عذاب الهی بر آنان نازل خواهد شد، همان‌گونه که امت‌های پیشین را به سبب نافرمانی‌شان گرفتار ساخته بود.

در این لحظه، در دل‌هایشان نور ایمان تابید. آنان با هم تصمیم گرفتند که از گناهانشان توبه کنند، خداوند را به یگانگی بپذیرند و از شرک و خطاهای گذشته‌شان استغفار نمایند. پس، همه‌ی مردم، از مرد و زن گرفته تا کودکان و حتی چارپایان، به بلندی‌های کوه‌ها رفتند و با ناله و زاری به درگاه خداوند دعا کردند.

این توبه‌ی صادقانه سبب شد که خداوند رحمتش را بر آنان بگستراند و عذاب را از ایشان دور سازد. آنان که اکنون ایمان آورده بودند، در انتظار بازگشت پیامبرشان بودند تا او را دوباره در میان خود ببینند.

اما یونس (علیه‌السلام) که از واکنش اولیه‌ی آنان دلگیر شده بود قومش را ترک کرده بود. او راه خود را ادامه داد و به ساحل دریا رسید و سوار بر کشتی شد. اما کشتی که به دریا رسید، گرفتار طوفانی سهمگین شد.

سرنشینان کشتی که از نجات خود نا امید شده بودند، تصمیم گرفتند که برای سبک‌تر شدن بار کشتی، یکی از افراد را به دریا بیندازند. آنان قرعه کشیدند و نام یونس (علیه‌السلام) بیرون آمد. اما چون او را مردی نیکوکار و شایسته می‌دانستند، از این کار خودداری کردند. بار دیگر قرعه انداختند و باز هم نام او درآمد. سومین بار نیز همین اتفاق افتاد.

 

"فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ"

پس (اهل کشتی) قرعه زدند، پس (قرعه بنام او افتاد و) مغلوب شد.[آیه ۱۴۱ صافّات]

 

یونس (علیه‌السلام) دریافت که این ماجرا تصادفی نیست و حکمتی الهی در آن نهفته است. او فهمید که ترک قومش بدون اجازه‌ی خداوند، اشتباهی بزرگ بوده است. پس، خود را به دریا افکند و به خداوند توکل کرد.

خداوند به یک نهنگ بزرگ فرمان داد که او را ببلعد، اما به جسمش آسیبی نرساند. یونس در شکم نهنگ گرفتار شد. نهنگ در دل دریا غوطه‌ور شد و او را در تاریکی‌های مطلق فرو برد. در این شرایط، دل یونس (علیه‌السلام) از اندوه لبریز شد و با خلوص نیت به درگاه خداوند دعا کرد:

 

"لا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ"

"(خداوندا !) هیچ معبودی جز تو نیست، تو منزهی! بی گمان من از ستمکاران بودم " (سوره‌ی انبیاء، آیه‌ی ۸۷)

 

خداوند دعای او را پذیرفت و به نهنگ فرمان داد که او را در ساحل رها کند. یونس، که بسیار ضعیف و بیمار شده بود، روی زمین افتاد. اما خداوند به لطف خود درختی از کدو برایش رویاند تا از سایه‌ی آن بهره ببرد و از میوه‌اش تغذیه کند. به‌تدریج سلامتی خود را باز یافت و خداوند به او وحی کرد که به سوی قومش بازگردد، زیرا آنان توبه کرده و ایمان آورده بودند.

یونس به میان قومش بازگشت و مشاهده کرد که آنان بت‌پرستی را کنار گذاشته و به پرستش خدای یگانه روی آورده‌اند. مردم با شوق و محبت از پیامبرشان استقبال کردند و یونس در میان آنان ماند تا به هدایت و راهنمایی‌شان ادامه دهد.

 

درس‌هایی از این داستان

 

  • پذیرش توبه‌ی واقعی:

 

اگر کسی با اخلاص و از ته دل توبه کند، خداوند توبه‌اش را می‌پذیرد و گرفتاری‌هایش را برطرف می‌کند. همان‌طور که درباره‌ی قوم یونس فرمود:

 

"فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَىٰ حِينٍ"

"پس چرا هیچ شهر( وآبادی ) ایمان نیاورد که ایمانشان سودشان دهد ، مگر قوم یونس، چون ایمان آوردند عذاب رسوا کننده را درزندگی دنیا از آنها بر طرف کردیم ، و تا مدتی معین آنها را بهرمند ساختیم." [یونس: ۹۸]

 

  • قدرت ذکر و تسبیح در نجات از سختی‌ها:

 

در داستان یونس آمده است:

 

" فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ"
"لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ"

"پس اگر او از تسبیح گویان نبود، یقیناً تا روزی که (مردم) بر انگیخته می شوند، در شکمش باقی می ماند."[الصافات: ۱۴۳-۱۴۴]

 

این آیات نشان می‌دهند که ذکر و یاد خدا، کلید نجات از گرفتاری‌هاست. قُرطُبی می‌گوید: یونس چون همیشه خدا را یاد می‌کرد، این عادت خوب باعث شد که نجات پیدا کند. پیامبر صلي الله عليه وسلم نیز فرمودند:

 

من استطاع منكم أن يكونَ له خَبيءٌ [خَبءٌ] من عملٍ صالحٍ فلْيفْعلْ
"هر کس بتواند برای خودش عمل نیکی را پنهانی ذخیره کند، این کار را انجام دهد."

 

[ابن أبي شيبة في ((المصنف)) (۳۵۷۶۸)، وهناد في ((الزهد)) (۲/۴۴۴)، والخطيب في ((تاريخ بغداد)) (۸/۱۷۹)]

پس باید در زندگی، کارهای نیک را خالصانه و فقط برای خدا انجام داد تا در روز نیاز، برکاتش را ببینیم.

 

  • اهمیت و قدرت دعای یونس:

 

درباره‌ی دعای معروف یونس (علیه‌السلام):

 

"لا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ"


("خدایا، جز تو هیچ معبودی نیست، تو پاک و منزهی، من از ستمکاران بودم.")

آیا این دعا فقط مخصوص یونس بوده یا برای همه‌ی مؤمنان؟

 

"نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَٰلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ"


"خداوند می‌فرماید: «او را از غم نجات دادیم و همین‌طور مؤمنان را نجات می‌دهیم.»" [انبیاء: ۸۸]

این یعنی هر مؤمنی که مثل یونس، با اخلاص و ایمان واقعی دعا کند، از مشکلات و اندوه نجات پیدا می‌کند.

 

  • ارزش دعا و درخواست از خدا:

این داستان نشان می‌دهد که دعا، قدرتی عظیم دارد. خداوند وعده داده که اگر بنده‌ای او را بخواند، جوابش را می‌دهد:

 

"قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ"


"پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید، تا شما را اجابت کنم." [غافِر: ۶۰]

 

بنابراین، هیچ‌گاه از دعا غافل نشویم، چه در سختی و چه در راحتی.
امید به خدا هیچ‌گاه از بین نمی‌رود، دعا همیشه راه‌گشاست، و ذکر خداوند می‌تواند ما را از تاریکی‌ها نجات دهد.

  • حسین عمرزاده

لِغَيرِكَ ما مَدَدتُ يَدًا
وَغَيرُكَ لا يَفيضُ نَدًا
وَلَيسَ يَضيقُ بابُكَ بِي
فَكَيفَ تَرُدُّ مَن قَصَدًا؟
وَرُكنُكَ لَم يَزَل صَمدًا
فَكَيفَ تَذودُ مَن وَرَدًا؟
وَلُطفُكَ يا خَفيَّ اللُّطفِ
إِن عادَى الزَّمانُ عَدَى

عَلى قَلبي وَضَعتَ يَدًا
وَنَحوكَ قَد مَدَدتُ يَدًا

سَرى لَيلي بِغَيرِ هُدى
وَلا أَدرِي لِأَيِّ مَدى
يُطَارِدُنِي الأَسى أَبَدًا
وَيَرعانِي الجَوى أَمَلًا
وَأَطوِي الجِيدَ طَويَةً
كَأَنِّي فِي الفَضاءِ صَدًى

نَهارِي وَالهَجيرُ لَظَى
وَلَيلِي وَالظَّلامُ رَدًى
فَوا كَبِدَا إِذَا أَضحَى
وَإِن أَمسَى فَوا كَبِدِي
وَلَيسَ سِوَاكَ لِي سَنَدٌ
فَقَدْتُ الأَهلَ وَالسَّنَدَا

-----

هرگز برای غیر تو دست نیازی دراز نکرده‌ام،
و جز تو، هیچ بخششی از کسی جاری نمی‌شود.
درگاه تو حتی برای من تنگ نمی‌شود،
پس چگونه ممکن است کسی را که به سوی تو آمده است، بازگردانی؟
و تکیه‌گاه تو، همواره استوار و بی‌زوال است،
پس چگونه ممکن است کسی را که به درگاهت آمده، از خود برانی؟
و لطف تو،ای صاحب لطف نهان،
حتی اگر زمانه دشمن شود، همچنان با من است.

دستی بر قلب من نهادی،
و من نیز، با تمام وجود، دست نیاز به سوی تو بلند کردم.

شبم، در بی‌راهگی و بی‌هدفی سپری می‌شود،
و نمی‌دانم این سرگردانی تا کجا خواهد رفت.
اندوه همیشه مرا تعقیب می‌کند،
اما اشتیاق، کورسویی از امید را در دلم روشن نگه می‌دارد.
گردنم را در برابر سختی‌ها خم کرده‌ام،
چنان که گویی پژواکی در فضای بی‌پایان هستم.

روزهایم، آتشین و سوزان همچون گرمای ظهر است،
و شب‌هایم، در ظلمت و نابودی فرو می‌رود.
آه از سوز دل، چه هنگام صبح و چه هنگام شب، آه از این درد بی‌پایان!
و جز تو، هیچ تکیه‌گاهی ندارم،
خانواده و پشتیبانم را از دست داده‌ام.



دریافت
حجم: 1.93 مگابایت

  • حسین عمرزاده

سفیان ثوری نزد ابراهیم بن ادهم رَحِمَهُمَا الله که می رفت به او می گفت:

ای ابراهیم ! از الله بخواه ما را در حالیکه موحد و یکتاپرست هستیم از دنیا ببرد.

«كَانَ سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ يَأْتِي إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَدْهَمٍ فَيَقُولُ يَا إِبْرَاهِيمُ ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَقْبِضَنَا عَلَى التَّوْحِيدِ.»



الثبات عند الممات،ابن الجوزي،ص ۸۰

  • حسین عمرزاده

دعا نامیدن سِحر و جادو و دعا نویس دانستن جادوگران،ظلم و اجحافی بزرگ در حق دعا و مناجات با خداوند و نوعی خدمت ناخودآگاه به جادوگران است.

در متن شریعت اسلام نه تنها استمداد و کمک از غیر خداوند،کاربرد اسامی عجیب اجنه و شیاطین،نقاشی ها و جدول های نامفهوم به عنوان دعا نمی بینید،بلکه همان دعاها و اوراد و اذکار مستند،مسنون و سنتی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم و صحابه (شاگردان و یاران نزدیک پیامبر صلی الله علیه وسلم) به ما رسیده اند را اگر دقت کنید همگی سرشار هستند از روح معنویت و آموزه های توحیدی و اخلاقی و پرفایده برای زندگی فردی اجتماعی.

در اسلام یکی از عوامل اجابت نشدن دعای یک فرد،تغذیه حرام و مواردی از این دست است۱.حال چگونه می توان یک جدول اعداد یا نقاشی نامفهوم که اگر هم بصورتِ نوشته باشد فقط زبان عربی آن به اسلام مرتبط می شود نه متن کفرآمیز و مملو از پلیدی آن (که خود گناه و از موانع اجابت می باشد) و با غرض ایجاد جدایی و اختلاف میان زن و شوهر و...ساخته شده را «دعا» نامید؟!

قبیح و زشت ندانستن فساد،موجب هموار کردن مسیر هم برای نا آگاهان است و هم برای جادوگرانی که با پوشیدن کلاهی سبز رنگ یا گرفتن تسبیح به دست،دین و دنیای مردم را به یغما می برند.


برکسی پوشیده نیست معمولا مراجعین این شیادان را آن دسته افرادی تشکیل می دهند که یا به دنبال ضربه زدن هستند یا به دست آوردن

ضربه زدن و تخریب خانه و خانواده افراد فقط به این خاطر که از دید بیمار و حسود این مراجعین،مستحق خوشی و خوشبختی نیستند!

و گاهی به دست آوردن دل دختری پاکدامن یا پسری با ایمان با استفاده از فریب و نیرنگ.

تجربه ثابت کرده که اغلب و اوایل اگرچه آن سحر و جادوها به ظاهر موثر واقع شده اما بعدها عین نتیجه،معمولا دامن گیر و متوجه همان افرادی شده که به دنبال جادو بوده اند.


آستانه و بارگاه پادشاهیِ بی مانندِ الله خداوند یکتا،بی عیب و نقص بوده و همچون دربار شاهان و قدرتمندان دنیا نیست که نیاز به واسطه و وکیل و وزیر برای طرح درخواست و دعا داشته باشد.

او در شنیدن صدا و دیدن وضعیت بندگانش سمیع و بصیر بی مانند است۲ و صلاح بندگانش را از هر کسی بهتر می داند و فقط کافیست او را از دل و جان بخوانیم تا ما را اجابت کند۳ و هرچه مصلحت و خیر ما در آن باشد سر راهمان قرار دهد.۴

برای تاثیر بیشتر اجابت هم لزومی به پرداخت مبلغی به کسی یا بکارگیری ناپاکی ها (آنگونه که جادوگران برای جلب بیشتر اجنه از ادرار و مدفوع حیوانات استفاده می کنند) یا انجام کارهای خارج از توان و وسع فرد نیست و می توان او را با آدابی که دین اش به ما آموخته صدا کرد.

با وضو،خشوع،توسل به نام های نیک اش و عباداتی که توسط آنها می توان رحمتش را جلب کرد.


پیامبر صلی الله علیه وسلم یکی از گناهان هلاک کننده را سِحر و جادو معرفی کرده اند.۵


الله متعال در قرآن می فرماید:


أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ [الزُّمَر : 36]

آیا الله برای بند ه اش کافی نیست؟! و تو را به کسانی غیر از او می ترسانند، و هر کس را الله گمراه کند، پس او را هیچ هدایتگری نیست.


پ.ن ها:


(۱) بخشی از حدیث: ...ثُمَّ ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ أَشْعَثَ أَغْبَرَ، يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ، يَا رَبِّ، يَا رَبِّ، وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ، وَمَشْرَبُهُ حَرَامٌ، وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ، وَغُذِيَ بِالْحَرَامِ، فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ؟

سپس درباره ی شخصی سخن گفت که سفری طولانی کرده و ژوليده موی و غبارآلود است؛ دستانش را به سوی آسمان بلند می کند و می گويد: پروردگارا، پروردگارا؛ درحالی که آب و غذا و لباسش (از مال) حرام بوده و با حرام تغذيه شده است؛ چگونه دعای چنين شخصی پذيرفته می شود؟».


صحیح مسلم ۱۰۱۵


(۲) إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ [غافِر : 20]


بی گمان الله همان شنوای بیناست.


وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ ۖ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ [الملك : 13]


گفتار خود را پنهان دارید یا آن را آشکار سازید, (به هر حال) او به آنچه در دلهاست آگاه است.


(۳) وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ [البقرة : 186]


   و چون بندگانم، از تو درباره من بپرسند، بگو: به راستی که من نزدیکم، دعای دعا کننده را هنگامی که مرا بخواند؛ اجابت می کنم. پس (آنان) باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، باشد که راه یابند.


وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ [غافِر : 60]


و پروردگار شما فرمود:مرا بخوانید، تا (دعای) شما را اجابت کنم.


(۴) پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده اند:


ما من مسلِمٍ يَدعو ، ليسَ بإثمٍ و لا بِقطيعةِ رَحِمٍ إلَّا أَعطَاه إِحدَى ثلاثٍ : إمَّا أن يُعَجِّلَ لهُ دَعوَتَهُ ، و إمَّا أن يَدَّخِرَها لهُ في الآخرةِ ، و إمَّا أن يَدْفَعَ عنهُ من السُّوءِ مِثْلَها قال : إذًا نُكثِرَ ، قالَ : اللهُ أَكثَرُ


 «هیچ مسلمانی  نیست که دعا کند و چيزی از الله بخواهد به شرطی که دعايش حاویِ گناه يا قطع رابطه ی خويشاوندی نباشد،مگر اینکه الله یکی از این سه مورد را به او عطا می کند ؛

یا خواسته اش را برآورده می سازد

يا به همان اندازه پاداش برای او ذخيره می شود

و یا همانندِ آن، بدی را از او دور می کند؛ ».

يکی از حاضران گفت: در اين صورت بيشتر دعا می کنيم. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «اللهُ أكْثَرُ»: «الله بيشتر عطا می کند».


البخاري في ((الأدب المفرد)) (710) واللفظ له، وأبو يعلى (1019)


(۵)"اجتنبوا السبع المُوبِقَات، قالوا: يا رسول الله، وما هُنَّ؟ قال: الشركُ بالله، والسحرُ، وقَتْلُ النفسِ التي حَرَّمَ الله إلا بالحق، وأكلُ الرِّبا، وأكلُ مالِ اليتيم، والتَّوَلّي يومَ الزَّحْفِ، وقذفُ المحصناتِ الغَافِلات المؤمنات"


"از هفت گناه هلاک كننده دورى كنيد، گفتند: يا رسول الله، كدامها هستند؟ فرمودند: شرک ورزيدن به الله متعال، سحر، قتل نفسى كه الله متعال آن را حرام كرده، مگر با حق آن، رباخوارى، خوردن مال يتيم، فرار كردن در ميدان جهاد مسلحانه، و تهمت زدن به زنان مؤمن پاكدامن بى گناه".


متفق علیه

  • حسین عمرزاده

قصهٔ درد دل و غصهٔ شب های دراز

صورتی نیست که جائی بتوان گفتن باز

محرمی نیست که با او به کنار آرم روز

مونسی نیست که با وی به میان آرم راز

در غم و خواری از آنم که ندارم غمخوار

دم فرو بسته از آنم که ندارم دمساز

خود چه شامیست شقاوت که ندارد انجام

یا چه صبحست سعادت که ندارد آغاز

بی نیازی ندهد دهر خدایا تو بده

سازگاری نکند خلق خدایا تو بساز

از سر لطف دل خستهٔ بیچاره عبید

بنواز ای کرم عام تو بیچاره نواز

عبید زاکانی-غزلیات

  • حسین عمرزاده

از دعاهای همیشگی ابراهیم بن ادهَم رَحِمَهُ الله این بود که:

 

اللَّهُمَّ انْقِلْنِي مِنْ ذُلِّ مَعْصِيَتِكَ إِلَى عِزِّ طَاعَتِكَ

 

خداوندا !

 

مرا از ذلت و خواری معصیت خود،به شکوه و سربلندی فرمانبرداری ات برسان.

 

التَّوبَة لابن أبي الدُّنيا ٦٩/٥٥

  • حسین عمرزاده

زنی از تابعین این چنین مناجات می کرد و می گفت :

 
سبحانك، ما أضيق الطريق على من لم تكن دليله! سبحانك ما أوحش الطريق على من لم تكن أنيسه!.
 
خداوندا؛مسیر و راه چه تنگ است برای آنکس که تو راهنمایش نباشی!
 
و چه وحشتناک است برای کسی که تو انیس و دلارامش نباشی!.
 
عُیونُ الأخبار ۳۱۶-۳۱۵ / ۲

 

  • حسین عمرزاده

زکریّا علیهِ السّلام در دعای خود فرمود :

 

وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيّاً

 

و من (هرگز) در دعای تو، ای پروردگارم! محروم نبوده ام . [سوره مریم : آیه ۴]

 

ابن عُیَینة رَحِمَهُ الله می گوید :

 

سعدت بدعائك وإن لَمْ تعطني

 

یعنی: «با دعای تو خوشبختم حتی اگر [خواسته‌ام را] عطا نکنی».

 

منبع:تفسیر ابن أبي حاتِم

  • حسین عمرزاده

ابن عُیَینَة رَحِمَهُ الله :

 

هرگز دعا را ترک نکنید،عیوب و گناهانتان مانع دعا کردنتان نشود،الله متعال دعای ابلیس که شرورترین مخلوقات است را اجابت نمود: 

 

﴿قَالَ أَنظِرنِي إِلَىٰ يَومِ يُبعَثُونَ - قَالَ إِنَّكَ مِنَ ٱلمُنظَرِينَ﴾

(ابلیس) گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزی‌که (دوباره) برانگیخته می‌شوند، مهلت ده. (الله) فرمود: همانا تو از مهلت یافتگانی.

[الحِجر: ٣٧-٣٦]

 

پی نوشت ؛ هدف تشویق به دعا و اجتنباب از یاس و نا‌‌ امیدی ست.

 

لا تتركوا الدعاء، ولا يمنعكم منه ما تعلمون من أنفسكم، فقد استجاب الله لإبليس وهو شر الخلق، قال:{قَالَ أَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ . قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ}(الحجر:٣٧ - ٣٦).

شُعَب الإيمان(٢ /٥٣)

  • حسین عمرزاده

دعای بسیار زیبای امام زین العابدین رَضِيَ اللهُ عَنهُ :

 

- [خداوندا] تنها تويى كه در دشوارى‌ها و گرفتارى‌ها خوانده می شوی،و در پيشامدهاى ناگوار تنها تو پناهگاهی

بلاهای سخت و دشوار از انسان دور نمی‌شود، مگر آنچه را که تو دور کنی؛ و از گره‌های رنج‌آور، چیزی گشوده نمی‌شود، مگر آنچه را تو بگشایی!

 

أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمَّاتِ ، لَا يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ ، وَ لَا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا كَشَفْتَ.

[صحیفه سجادیه]

  • حسین عمرزاده

أبوحازم سَلَمَة بن دينار رَحِمَهُ الله :

اینکه من از (توفیق) دعا کردن محروم شوم برایم ترسناک تر است از اینکه از اجابت (شدن دعاهایم) محروم گردم!

لَأَنَا مِنْ أَنْ أمْنَع الدُّعَاء أَخْوَفُ مِنِّي أَنْ أمْنَع الْإِجَابَة!

[ أبو نعيم في الحلية ٣/٢٤١ ]

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest