- ۰ نظر
- ۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۸:۴۵
کتاب ارزشمند اربعین نووی کتابی است مشتمل بر چهل و دو حدیث اثر امام ابی زکریا یحیی بن شرف نووی دمشقی شافعی .هر حدیثی از این احادیث، قاعده بزرگی از قواعد اسلام به شمار می رود، ناگفته نماند که امام نووى رحمه الله بر خود لازم دانسته که بیشتر احادیث این کتاب را از معتبرترین و صحیح ترین آن ها بر گزیند.بنابر این هرکس پیروزی و کامیابی دنیا و آخرت را می خواهد بایستى احادیثی که در برگیرنده امور مهم دین و طاعات است را بداند و به آن عمل کند.
این کتاب ارزشمند که از کتب درسی دانش آموزان علوم شرعی مدارس علوم دینی می باشد به زبان های مختلف در سرتاسر دنیا نیز منتشر شده و حتی در بین غیر مسلمانان از استقبال چشمگیری برخوردار شده است.
هم اکنون می توانید این کتاب ارزشمند را به صورت apk دانلود و بر روی دستگاه آندرویدی خود نصب و از آن به ۲ صورت صوت و متن کتاب استفاده نمائید.
دریافت نرم افزار
حجم: ۱۰.۹مگابایت
امروزه که شاهد پیشرفت دانش عمومی و تکنولوژی در بین مردم نسبت به زمان های گذشته هستیم لذا نیاز به وجود امکانات دینی برای تحقیق و پژوهش نیز بیشتر احساس می شود و در این بین نرم افزارهای کاربردی در دو بخش ۱- قرآن و ۲-سنت در مقایسه با باقی علوم دینی،از اولویت برخوردارند.
دانستن صحت و سقم احادیث بسیار حائز اهمیت است چراکه برای انتشار سخنی از سخنان مبارک پیامبر صلی الله علیه وسلم قبل از هرچیز باید از صحت آن روایت اطمینان داشت و این مساله ممکن نخواهد بود جز به ۲ صورت:۱ - یا باید دروس شرعی و تخصصی مربوطه را فراگرفت و یا ۲ - از نظرات صاحب نظران در خصوص روایت مد نظر استفاده نمود.
در حقیقت نرم افزار کاربردی الموسوعة الحدیثیة،راه استفاده از نظرات علماء متخصص در زمینه علوم حدیث در خصوص روایات را برای عموم مردم هموارتر می کند و می توان با استفاده از این نرم افزار آندرویدی از امکاناتی همچون:جستجو در بین انبوهی از روایات،جستجو بر اساس کلمات کلیدی یک روایت،جستجو بر اساس نام راوی،نام محدث و کتاب حدیث،امکان افزودن روایت دلخواه به علاقه مندی ها،مشاهده تراجم،جستجو در بین احادیث بخاری و مسلم بصورت آفلاین،کپی متن،به اشتراک گذاری متن در توییتر و فیسبوک و ...بهره مند شد.
حکم تعویذ (به اصطلاح معمول،دعاهای نوشته و بسته بندی شده) از زبان مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی،امام جمعه اهل سنت زاهدان:
چه بسا عالمانی که به آنچه گفته اند نمی اندیشند و عمل نمی کنند...
مرد فقیرو پرخوری را به جرمی زندانی
کردند. در زندان هم آرام نگرفت و متنبه نشد و به زور غذای زندانی ها را می
گرفت و می خورد و آنقدر اذیت کرد تا بالاخره زندانی ها به قاضی شکایت بردند
که « نجات مان بده ! این زندانی پرخور ، عاصی مان کرده است و نمی گذارد یک
وعده غذا از گلوی مان پایین برود. »
قاضی موضوع را تحقیق کرد و
فهمید فقیر تن به کار کردن نمی دهد و زندان برایش یک بهشت کوچک است که در
آن هم غذای فراوان هست و هم نیازی به کار کردن ندارد. پس او را از زندان
بیرون انداخت و هرچه فقیر مفت خور اصرار کرد در زندان بماند ، قاضی قبول
نکرد و برای آن که مردم هم به او باج ندهند و مفت خور مجبور شود کار کند،
دستور داد فقیر مفت خور را در شهر بگردانند و جار بزنند که او فقیر است اما
کسی به او نسیه ندهد، وام ندهد، امانت ندهد و خلاصه هیچ کمکی به او نکند.
به
این ترتیب، ماموران قاضی فقیر را روی شتر مردی هیزم شکن نشاندند و به هیزم
فروش گفتند او را کوچه به کوچه بگرداند و جار بزند « ای مردم! این مرد را
بشناسید . فقیر است. به او وام ندهید. نسیه ندهید. داد و ستد نکنید. او دزد
است. پرخور است و کسی و کاری هم ندارد. خوب نگاهش کنید. »
هیزم
فروش هم راه افتاد و از صبح زود تا نیمه شب ، فریاد زد و درباره مفت خور بی
آبرو به مردم اعلام خطر کرد. شب که رسید هیزم فروش به فقیر گفت « همه
امروز را به تو اختصاص دادم . مزد من و کرایه شتر را بده که بروم ! » فقیر
مفت خور با خنده گفت « تو نفهمیدی از صبح تا الان چی جار میزدی ؟ الان همه
شهر می دانند که من پول به کسی نمی دهم و تو که از صبح فریاد می زدی و به همه خبر می دادی به آنچه می گفتی فکر نمی کردی ؟! »
مولوی روم در این حکایت به مخاطبانش گوشزد می کند که چه بسا عالمانی که وعظ می کنند اما خود مانند هیزم فروش ، به آنچه گفته اند نمی اندیشند و عمل نمی کنند.
۱۰ انسان نیک بخت و باعث افتخار جامعه اسلامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم در یک حدیث و در همین دنیا مژده بهشتی بودن شان را داده و هرکدام از آنها دارای نقشی اساسی در پیشرفت و نشر دین اسلام در جهان بوده است.
افرادی که بدون شک در مورد تبعیت و پیروی قرار گرفتن از نظر گفتار و کردار، کاملا دارای صلاحیت می باشند و چه امضا و تاییدی بالاتر از آیات قرآن و احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم در شأن آن بزرگواران.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ : أَبُو بَکْر فِی الْجَنَّةِ وَعُمَرُ فِی الْجَنَّةِ وَعُثْمَانُ فِی الْجَنَّةِ وَعَلِیٌّ فِی الْجَنَّةِ وَطَلْحَةُ فِی الْجَنَّةِ وَالزُّبَیْرُ فِی الْجَنَّةِ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ فِی الْجَنَّةِ وَسَعْدٌ فِی الْجَنَّةِ وَسَعِیدٌ فِی الْجَنَّةِ وَأَبُو عُبَیْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ فِی الْجَنَّةِ
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:ابوبکر در بهشت است و عمر در بهشت است و عثمان در بهشت است و علی در بهشت است و طلحه در بهشت است و زبیر در بهشت است و عبدالرحمن بن عوف در بهشت است و سعد (سعد بن أبی وقاص) در بهشت است و سعید (سعید بن زید) در بهشت است و ابو عبیدة بن الجراح در بهشت است. رواهُ الترمذی ۳۶۸۰
دنیا بدون عشق چیزی جز فضایی سرد و بی رنگ نیست
ما آدمها به خاطر نوع زندگی امروزی،در واقع عشق و محبت رو فراموش کردیم
گاها تماشای ویدیوهای این شکلی حقیقت این ادعا را برامون اثبات می کنه
تماشای صحنه هایی از عشق و محبت موجود در بین حیوانات
خلاصه ماهیت واقعی جواب های یک آتئیست (منکر دین) به یک دین باور:
عطسه کردن از جمله مواردی است که خرافات زیادی در رابطه با آن وجود دارد تا جایی که برخی از افراد به محض عطسه کردن، فال حافظ میگیرند!
بعضیها پس از یک عطسه از لفظ «صبر آمد» به کُردی (سه و ری هاورد) استفاده میکنند و بعضاً کار خود را به تعویق میاندازند، کفشهای خود را لنگه به لنگه میپوشند یا در بعضی جا ها در کفشهای خود نمک میریزند!
حکمت از گفتن الحمد لله بعد از عطسه کردن
•
•
•
•
•
طی عطسه کردن نبض قلب کند می شود. وقتی سینه یتان به خاطر عطسه منقبض می شود، جریان خونتان هم موقتا منقبض می شود
سرعت عطسه 100 مایل بر ساعت است و عطسه می تواند 100.000 میکروب را وارد هوا کند. وقتی می خوابید اعصاب عطسه هم می خوابند بنابراین هرگز در خواب عطسه نمی کنید
اگر هنگام عطسه شد جلوی دهانتان را بگیرید چون ممکن است به دنده های سینه یتان آسیب برسد
و اگر بخواهی مانع عطسه کردن شوی ممکن است جریان خون گردن و یا سرت برگردد یا متوقف شود و در نتیجه منجر به سکته یا حتی مرگ شود
به گفته محققان مرکز عطسه در بصلالنخاع قرار دارد و پس از سکته مغزی ممکن است نیمی از بصلالنخاع برای مدتی از کار بیفتد و به همین علت، عمل عطسه کردن نیز انجام نمیشود.
در این حالت احساس نیاز به عطسه، در فرد به وجود میآید، اما عمل غیر ارادی، عطسه کردن انجام نمیشود و همین امر بیمار را رنج میدهد. معمولاً این بیماران حداکثر یک سال پس از سکته مغزی توانایی عطسه را دوباره به دست میآورند.
با چشم باز عطسه کردن تقریبا محال است، اما اگر کسی با چشم باز عطسه کند ممکن است به این کار به چشمانش نیز آسیب برسد چون عطسه کردن فشار خون پشت چشم را کمی بالا می برد.
زمان عطسه فقط یک ثانیه یا کمتر است، اما با این حال بر عملکرد دستگاه تنفسی، گوارشی،، دفع ادرار و حتی قلب تاثیر می گذارد
و بعد از آن اگر الله بخواهد این دستگاه ها دوباره به کار خود ادامه می دهند و گویی که اصلا چیزی اتفاق نیفتاده است
به
همین دلیل گفتن الحمد لله بعد از عطسه سنت است
« هر گاه یکی از شما عطسه
کرد بگوید الحمد لله ، کسی هم که کنارش بود در جواب او بگوید یَرحَمُکَ الله ،
هر وقت به او گفت یرحمک الله ، او نیز بگوید یَهدیکُمُ اللهُ وَ یُصلِح بالَکُم ».
در این نوشتار به درج نمونه هایی از اشعار شاعران فارسی زبان ایران زمین،در مدح خلیفه دوم جهان اسلام عمر بن خطاب رضی الله تعالی عنه می پردازیم و در پایان هم دو سرود زیبای فارسی در وصف آن بزرگوار تقدیم می شوند که پیشنهاد می کنم حتما دانلود بفرمایید.
عاشقانی که با خبر میرند پیش معشوق چون شکر میرند
و آنک اخلاق مصطفی جویند چون ابوبکر و چون عمر میرند
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی خداوند امر و خداوند نهی
که خورشید بعد از رسولان مه نتابید بر کس ز بوبکر به
عمر کرد اسلام را آشکار بیاراست گیتی چو باغ بهار
اسرار نامه یکی از مثنوی های مسلم السند فرید الدین محمد عطار نیشابوری و احتمالاً از جمله نخستین آثار او بودهاست. این اثر مشتمل است بر ۳۳۰۵ بیت در ۲۲ مقاله. سه مقاله نخستن آن به ترتیب درباره «توحید» و «نعت رسول اکرم» و «فضائل خلفای راشدین» است. بخش مربوط به عمر بن خطاب «فی فضیلة أمیر المؤمنین عمر رضی الله عنه»نامگذاری شدهاست. ابیات زیر ازین بخش است.
سپهر دین عمر خورشید خطّاب چراغ هشت جنّت شمع اصحاب
چه شمعی کافتاب نامبردار طواف او کند پروانه کردار
ازاین پرتو که بودآن شمع دین را نمی شایست جز خلد برین را
اگر او قطب دین حق نبودی کمال شرع را رونق نبودی
زبهر سر بریدن سر بداد او بدان شدتا سرآردسر نهاد او
چو آهنگ سر شمع هدی کرد به پیش طای «طاها» سرفدا کرد
چو چشم جان او اسرار بین شد شکش برخاست مشکلها یقین شد
شریعت راکمال افزود اوّل زچل مردان یکی او بود اوّل
رسولش گفت گر بودی دگر کس نبی جز من نبودی جز عمر کس
قوت دین حق زعمر بود خانه دین بدو معمر بود
جگر مشرکان پر از خون کرد کبرشان از دماغ بیرون کرد
از پی معدلت میان، اوبست کمر عدل در جهان، اوبست
عادت بدعت از جهان برداشت که کژی جز که در کمان نداشت
دیگر عمر که لایق پیغمبر بدی گر خواجه رسل نبدی ختم انبیا
سالار خیل خانه ی دین صاحب رسول سر دفتر خدای پرستان بی ریا
دیوی که خلق عالمش از دست عاجزند عاجز در آنکه چون شود از دست وی رها؟
به مهر علی گرچه محکم پیم زعشق عمر نیز خالی نیم
عمر آمد, عمر آمد ببین سر زیر شیطان را سحر آمد, سحر آمد, بهل خواب سباتی را
عمر یافت کام از می عدل و داد بر آفاق چون استوا, خط نهاد
که هر کس زمضمون این خط گذشت به اسرار تحقیق واصل نگشت
چون بست بهر دین محمد میان عمر در هم شکست گردن گردن کشان عمر
برباد رفت خرمن کفار خاکسار چون برکشید خنجر آتش فشان عمر
خورشید دین به اوج کمال آن زمان رسید کانداخت سایه بر سر اسلامیان عمر
دستش به مکه گردن قیصر بزد به روم چون گشت برممالک دین قهرمان عمر
هم آسمان دانش و هم آفتاب عدل هم خوابه ی محمد آخر زمان عمر
خاصه آل پیغمبر و اصحاب کز همه بهترند در هر باب
وز میان همه نبود حقیق به خلافت کسی به از صدیق
وز پی او نبود از آن احرار کس چو فاروق لایق آن کار
تازه کن آئین صدیق و عمر چون صبا بر لاله صحرا گذر
مدتی پیش مطلبی را تقدیمتان کردم تحت عنوان معرفی سایت مفید که به معرفی سایت المعانی اختصاص داشت.سایتی بسیار مفید که برای مترجمان،طلاب علوم شرعی، و در کل برای همه کسانی که با زبان عربی سر و کار دارند بسیار حائز اهمیت است.
امروز نرم افزار آندرویدی این سایت را تقدیم شما خواهم کرد که در حقیقت نسخه مختصری ست از نتائج صفحه دیکشنری عربی - فارسی سایت المعانی.نرم افزاری که قابلیت ترجمه لغات مورد نظر کاربر به عربی - فارسی یا بالعکس را داراست و ان شاء الله بسیار مفید خواهد بود.
آیا تا به حال با افرادی که از آزار رساندن به دیگران لذت می برند برخورد داشته اید؟آیا با بیماری این افراد آشنایی دارید؟
اگر می خواهید با مفهوم سادیسم بیشتر آشنا شوید، گفتگوی زیر را با دکتر مظاهری، روانپزشک و دبیر علمی انجمن روانپزشکی ایران بخوانید...
------------------------------------------------------------------
تقریبا همه مردم به نوعی واژه سادیسم را شنیدهاند و تصورات متفاوتی از این کلمه دارند. از نظر روان شناسان این واژه چه مفهومی دارد؟
سادیسم عبارت است از علاقه به آزار رساندن دیگران به صورت جسمی، روانی و جنسی، طوری که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود.
در اواخر قرن ۱۸ در فرانسه نویسنده ای به نام مارکی دوساد در نوشته های خود ویژگی شخصیت این گونه افراد را بیان کرده بود. اصطلاح “سادیسم” را از نام “دوساد” گرفته اند.
این افراد از تحقیر و تمسخر و آزار روحی یا جسمی و جنسی افراد به خصوص در حضور دیگران لذت زیادی می برند و گاهی رفتارهای پرخاشگرانه یا جنایتکارانه از خود بروز می دهند.
در ابتدا باید عرض کنم این ویژگی شخصیتی تا چند سال قبل، یعنی تا زمان طبقه بندی موسوم به “ای.اس.ام سه” به عنوان اختلال شناخته می شد، ولی از زمان انتشار طبقه بندی “ای.اس.ام چهار” از آن به عنوان یک ویژگی شخصیتی نام برده می شود و با وجود نادر بودن آن متاسفانه در زندگی روزمره به افرادی برخورد می کنیم که معیارهایی از این ویژگی را دارند.
سادیسم عبارت است از علاقه به آزار رساندن دیگران به صورت جسمی، روانی و جنسی، طوری که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود.
در روابط روزمره در اجتماع به خصوص اداره ها، میهمانی ها و حتی مجامع علمی به افرادی برخورد می کنیم که از تحقیر، تمسخر و کنایه زدن دیگران لذت می برند ، مثلا شوهری که در حضور میهمانان همسر خود را شماتت و تحقیر می کند، یا پدری که فرزندش را در جمع سرزنش می کند، یا رئیسی که از آزار روحی کارمندان زیردست خود لذت می برد و یا معلمی که عادت به ناچیز شمردن و تحقیر شدید دانشآموزان خود دارد.
خیر، همانگونه که در تعریف سادیسم ذکر شد، این عمل(آزار جسمی، روانی و جنسی دیگران) باید موجب ارضای روحی و لذت و آرامش خود فرد شود.
این افراد در روابط زناشویی، همسر خود را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار داده و احساس لذت می کنند.
هنوز علت کاملا مشخصی برای دیگرآزاری مشخص نشده است و اطلاعات کمی در مورد زمینههای ژنتیکی یا خانوادگی افراد مبتلا وجود دارد.
در دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی خود را نشان می دهد و هیچ گونه ارتباطی با سوء مصرف داروها، بیماری های جسمی یا ضربه مغزی قبلی ندارد.
در اختلال شخصیت ضد اجتماعی، فرد آزاررسان، به دلیل لذت بردن دیگران را آزار نمی دهد، ولی فرد مبتلا به سادیسم از آزار دادن و صدمه زدن به دیگران، احساس لذت می کند.
روان درمانی تحلیلی و رفتاردرمانی تا حدودی موثر هستند. ملاک های شخصیتی از قبیل مکانیسم های کپی برداری، باورها و ویژگی های رفتاری مدت زمان طولانی برای تثبیت شدن نیاز دارند و به کندی تغییر می کنند.
رفتارهایی از قبیل بی توجهی، گوشه گیری و پایین بودن اعتماد به نفس در ایشان با چند ماه درمان، قابل تغییر هستند. شرکت در گروه های خود یاری و همچنین خانواده درمانی نیز می توانند موجب تغییر در رفتارهای فرد شوند.
کاهش استرس های محیطی می تواند موجب کاهش اضطراب یا افسردگی در مبتلایان شود.
داروها اثر محدودی دارند و در عین حال که می توانند سوء مصرف شوند و یا در اقدام به خود کشی استفاده شوند، اضطراب و افسردگی ایجاد شده را درمان می کنند.
همانند سایر اختلالات روان پزشکی، به مرور موجب کاهش عملکرد شغلی و اجتماعی فرد می شود.
نزدیکان و یا همکاران وی، از او کناره گیری می کنند و در مواردی که آزارهای جنسی یا جسمی شدید باشد، مشکلات قانونی نیز پیدا خواهند کرد.
تبیان
نکته:اولین و مهمترین درمان برای این بیماری،داشتن ارتباط با الله متعال و رعایت دستوراتش می باشد.
همانگونه که مستحضر هستید الله متعال به هر پیامبر و فرستاده خود معجزه ای عطا کرده تا به وسیله آن به تبیین قدرت الله تعالی و دعوت به اطاعت و پیروی از احکام نورانی و پاکش بپردازند و برای خاتم الانبیاء و المرسلین محمد صلی الله علیه وسلم نیز هدیه و معجزه ای بسیار ارزشمند به نام قرآن را عطا فرموده که در فصاحت و بلاغت و ...جن و انس را یارای مقابله با آن نیست و حتی از آوردن سوره و یا آیه ای مانند سوره ها و آیات آن عاجز و ناتوانند.
علم تفسیر قرآن از مهمترین علومی محسوب می شود که ضروری ست طلاب و دانش آموزان و علاقه مندان به علوم شرعی،به آن توجه ویژه ای داشته باشند چراکه به گفته علما و اندیشمندان اسلامی،اولین قدم برای فراگیری علوم شرعی حفظ نمودن کتاب الله متعال یعنی قرآن و فهم آن است و هرچه که مسیر فهم قرآن را برای انسان تسهیل کند همان هم در درجه وجوب و ضرورت قرار دارد.
در این بین تفسیر «جامع البیان عن تأویل آی القرآن» یا مشهور به «تفسیر طبری» ، اثر دانشمند مسلمان و اهل سنت و جماعت آمُلی - ایرانی ،امام محمد بن جریر بن یزید الطبری رحمه الله از جمله تفاسیر مهم و بسیار خوب موجود در جامعه اسلامی می باشد که در بین اهل فن و اندیشمندان بسیار حائز اهمیت است.
امام طبری رحمه الله از جمله معتبرترین و قابل اعتمادترین دانشمندان امت اسلامی ست که در قرن سوم هجری می زیسته است و برای تحصیل و کسب علوم اسلامی،به سرزمین های دور سفر کرده است.
آن امام بزرگوار در علوم بسیاری از جمله:علم قراءات،تفسیر،علم حدیث،فقه،تاریخ و ...دارای تبحر بوده و در موضوعات و علوم مختلفی به نوشتن کتاب ها و مقالات پرداخته است که به عنوان مثال می توان به کتاب های تفسیر و تاریخ ایشان رحمه الله اشاره نمود که از وسعت علم آن بزرگوار خبر می دهند.
امام نووی رحمه الله که به پیراینده فقه امام شافعی رحمه الله مشهور است می فرماید:أجمعت الأمة على أنه لم یصنف مثل تفسیر الطبری،یعنی:امت اسلامی بر اینکه مانند تفسیر طبری نگاشته نشده است اجماع کرده اند.
ذکر اقوال تمامی علما در مورد این اثر ارزشمند و خصوصا نویسنده بزرگوار آن کاری ست که مجال و فرصت بسیار می طلبد.لذا بدون توضیح بیشتر و با اکتفا به مطالب مختصر فوق،نسخه apk تفسیر امام طبری رحمه الله تقدیم می گردد.
«راز نماز در این است؛ نماز دنیا را تغییر نمیدهد، نماز ما را تغییر میدهد، ما دنیا را تغییر میدهیم».
نوجوان بودم، و جریان های فکری ما را همه جا تعقیب می کردند، در هر کتاب، در هر بحث و گفتگو. روزهای دبیرستان دشوارترین روزهای زندگیام بود، روزهای شک و حیرت، روزهای گم گشتگی و سرگردانی میان مدرسه های اندیشه ی وضعی.
مدارس فکری مرا با خود بردند و من از بزرگان اندیشه ی جهان الهام گرفتم و مدت زیادی اسیر اندیشه ی اندیشمندان آلمانی شدم. با وجود آنکه از کودکی انگلیسی می خواندم اما این ترجمه ی انگلیسی نوشته های «گوته» و «شیلر» و «کانت» و «نیچه» و «ریلکه» بود که فکرم را ربود.
پس از آن با «شاپنهاور» آشنا شدم. او اندیشه های نیچه را در باره ی اوج قدرت و عدالت نیرو و جبروت در سرم فرو کرد، گو اینکه این اندیشه ها دینی بود که او مبشر آن بود.
نیچه مرا با توجیه ها و دلایل سخت خود همراه کرد. توجیهاتی که به سختی صعود به کوه های باواریا بود. صعود به قلهای که او آن را «اراده ی بالا» می خواند. سپس او مرا به ساحل «برتراند راسل» پرتاب کرد.
پس از آن به مدرسه ی «فابین» در نیمه ی جدی «برنارد شاو» اهتمام ورزیدم و با «انگلز» از دنیا بریدم..
اندیشه، کاملا و به دور از روح متصل به آسمان، مرا با خود برد. به دور از آنجایی که «یقین» همه چیز است و ایمان خورشیدی است که از دور می تابد اما از همهی عناصر وجود به تو نزدیکتر است زیرا این ایمان نیروی وجود است.
سرگردان شدم... با آنچه که از کتابها دانسته بودم سرکش و مغرور شدم. دیگر سراغ کتاب هایی که در کودکی مرا تا خواب همراهی می کردند نرفتم. کتابهای دینی در تفسیر و فقه حدیث و ادبیات عرب...
دست از آنچه آن را دنیایی قدیمی که غبار تاریخی مبهم آن را در برگرفته برداشتم. رو به دانستنی هایی آوردم که در آن نور اندیشه ی انسانی روشنگری می کرد... و سپس... بی نماز شدم.
معلم زبان عربی ما ـ الله او را بیامرزد ـ انسانی متدین از اهل غزه بود. انسانی بود با فکری استوار و از آنجایی که من به دانستن میل داشتم و در ادبیات برجسته بودم توجهی ویژه به من داشت.
پس از آن بین من و او دوستی خارج از محیط مدرسه برقرار شد تا اینکه اندیشه های اگزیستانسیالیستی مرا ربودند. فلسفه ای که اولین لغزشگاه من برای وارد شدن به دیگر فلسفه ها بود.
معلمم بارها مرا از این باز می داشت و مرا هشدار می داد. به من می گفت تو در سنی نیستی که بر دنیا و بر معارف امت خود و دیگر ملتها حکم صادر کنی. به منبع خودت برگرد و از آن برگیر و خود را نیرومند کن و پس از آن از دیگر منابع نیز استفاده کن. آنگاه خواهی توانست بدون آنکه چیزی از آن به درونت راه یابد از منابع دیگر نیز بهره بگیری و عناصر تشکیل دهنده ی آن را بفهمی زیرا آن هنگام درک معرفتی تو که بر پایه ی فرهنگ و دینت شکل گرفته مانع از آن خواهد شد...
اما من سرکشی کردم... حس کردم موجی روشن مرا با خود برد و او را پشت سرم در دریاهای تاریکی رها کردم...
در راه مادی جدیدی که در پی گرفته بودم و در سن ۱۷سالگی، برای مجله ی «الجمهور» لبنان مقاله می نوشتم. آنها مرا انسانی بزرگ در کشورم تصور می کردند و به مانند شخصی بزرگسال برایم نامه می نوشتند و حواله های بانکی را برایم می فرستادند. پس از آن به نوشتن مقالات انگلیسی در یک مجله ی انگلیسی زبان که در بحرین منتشر می شد پرداختم. نامم به عنوان اندیشمندی آزاد بر سر زبان ها افتاده بود.
نوشته های من تراوشی بود از اطلاعات و کتابهایی که سالها در درون خود ریخته بودم. سرم را از کتابی برنداشته، به کتاب دیگری مشغول می شدم تا اینکه علوم فلک و انسان شناسی و دیرین شناسی و پزشکی و جغرافیا مرا فریفته ی خود کرد. نوشته های دانشمندانی را می خواندم که قبلا از «غیر روحانی» بودنشان اطمینان حاصل کرده بودم تا آنکه تفکر مرا با اندیشه هایی که از طریق استدلال مادی قابل اثبات نیست پراکنده نسازند.
مجلات و روزنامه ها درهای خود را به رویم گشودند. در حالی که هنوز در مرحله ی دبیرستان بودم اما بسیار پرکار برای مجلات و روزنامه هایی در لبنان و کویت و ایران و بحرین و آمریکا می نوشتم. فریفته ی خود گردیدم و معلمم را متکبرانه از بالا می دیدم.
«چرا دیگر نماز نمی خوانی؟» این سوالی بود که معلمم از من پرسید. در پاسخ گفتم: «آیا نماز دنیا را تغییر می دهد؟» در پاسخم جمله ای را گفت که عقلم را پراند و ارکان درونم را که گمان می بردم بر پایه ای محکم قرار دارند، لرزاند: «درست است. نماز دنیا را تغییر نمی دهد. اما ما را تغییر می دهد و ما دنیا را تغییر خواهیم داد» اما من در برابر تاثیر دهشتناک آن جمله مقاومت کردم و به گمراهی خویش ادامه دادم.
سال ها از پی هم رفتند و من به خانه بازگشتم. در خانه ی ما هیچ شوخی و سهل انگاری درباره ی نماز وجود نداشت. پدرم از رفتن به مسجد مراسمی نورانی می ساخت و مادرم ما را پیش از اذان صبح برای نماز بیدار می کرد! نفسم را به زور زیر پا گذاشتم و دوباره نمازخوان شدم اما هنوز آن تکبر درون را داشتم...
تا اینکه بیمار شدم و پزشک به من گفت: «متاسفم نجیب، بدون تردید پس از ۹ ماه خواهی مرد»
آن هنگام در شهر ساحلی تاکوما در آمریکا بودم. تنها از تپه ی سبزی بالا رفتم. اقیانوس عظیم را در برابر داشتم و دیگر هیچ نبود جز من و آسمان و آب و مرگ، و زندگی. از خود پرسیدم: آیا خواهم توانست چیزی را تغییر دهم؟
غرق در تامل بودم و اشک هایی که از چشمانم جاری بود وسعت اقیانوس را در حالتی مه آلود و مبهم فرو می برد که ناگهان آن جمله به ذهنم پرید: «نماز ما را تغییر می دهد، ما دنیا را تغییر خواهیم داد»...
به سرعت به محل اقامتم برگشتم و این جمله را بی هیچ مقدمه ای و بی هیچ جمله ی دیگری به معلمم تلگراف کردم. پاسخ او این بود: «خداوند تو را برگرداند، با خیالی آسوده زندگی کن».
بزرگترین نمازی که مرا با خود برد در کنار ساحل اقیانوس اطلس در تاکومای آمریکا بود... آنجا بود که دانستم «الله» حق است و دانستم که حق یعنی چه و اینکه معنای نهایی آن در آسمان است نه در زمین...
و هنوز نمرده ام.
--------------------------------------------------
آنچه گذشت داستان گمراهی و سپس
بازگشت یکی از نویسندگان و روزنامه نگاران مسلمان بود که به نقل از مطالب موجود در اینترنت تقدیم شد.