- ۰ نظر
- ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۳۷
امام شعبی رحمه الله:
هیچ (کاغذ) سفیدی را سیاه نکردم،(یعنی هیچ نوشته ای را ننوشتم) و کسی حدیثی را برایم نگفت، مگر اینکه آن را حفظ کردم.
منبع: تاریخ دمشق [٣٥۰/٢٥].
------------------------------------------
قال الشعبی - رحمه الله (ت۱۰٤هــ) :
ما کتبت سوداء فی بیضاء ، ولا حدثنی رجل بحدیث إلا حفظته.
امام اهل سنت احمد بن حنبل میفرماید:
هیچ حدیثی را ننوشتهام مگر اینکه بدان عمل نمودهام، تا به آنجا رسیدم که پیغمبر صلی الله علیه وسلم حجامت (خونگیری) کرد و یک دینار بابت این عمل به اباطیبه داد، من هم وقتی عمل خونگیری انجام دادم یک دینار پول به خونگیر دادم»
[السیر: ۱۱/۲۱۳]
دقاق :
کسی که مرگ را زیاد یاد کند به سه نعمت و کرامت دست پیدا می کند:
شتاب در توبه،قناعت قلبی و شور و نشاط در عبادت و نیایش و اگر کسی مرگ را یاد نکند به تأخیر انداختن توبه و عدم رضایت و تنبلی در عبادت دچار می شود
تذکرة امام قرطبی صفحه ۹
امام ذهبی رحمهالله:
"فَأَعْلَى المَقَامَاتِ مَنْ كَانَ بَكَّاءً بِاللَّيْلِ، بَسَّاماً بِالنَّهَارِ."
«بالاترین مقامات از آنِ انسانی است که شب را با اشک و تضرّع در برابر پروردگار سپری میکند، و روز را با رویی گشاده در میان مردم میگذراند.»
سير أعلام النبلاء، ج ۱۰، ص ۱۴۱.
امام نووی رحمه الله:
احسان یعنی نیکی به کسی که در حق تو بدی کرده است، وگرنه خوبی کردن [صرفا] به کسی که در حق تو خوبی کرده تجارت است!
مرقاة المفاتیح
امام ﺷﺎﻓﻌﯽ ﺭحمه الله:
«أُحِبُّ لِمَنْ أَصَابَ ذَنْبًا فَسَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ أَنْ يَسْتُرَهُ عَلَى نَفْسِهِ وَيَتُوب.»
«دوست دارم کسی که گناهی از او سر زده و خدا آن را بر او پوشانده است، خودش نیز آن گناه را پنهان نگه دارد و توبه کند.»
فَتحُ الباري بِشرح صحیح البُخاري، ج ۱۲، ص ۱۲۵.
مردی از امام حسن بصری رحمه الله پرسید که:
ای ابوسعید آیا تو مؤمن هستی؟
امام بصری نیز پاسخ داد: ایمان دو نوع است…
اگر از ایمان به الله و ملائکه اش و کتابها و پیامبرانش و بهشت و جهنم و قیامت و حساب از من می پرسی ..
در این صورت من مؤمن هستم.
اما اگر در مورد این کلام الله متعال از من می پرسی که:
“إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ”
مؤمنان تنها کسانی هستند که هرگاه نام الله برده شود دلهایشان هراسان می گردد و هنگامی که آیات او بر آنان خوانده می شود بر ایمانشان می افزاید و بر پروردگار خود توکل می کنند».
به الله سوگند نمی دانم که آیا از آنان هستم یا خیر....
تفسیر قرطبی
امام سفیان ثورى:
"المَالُ دَاءُ هَذِهِ الأُمَّةِ، وَالعَالِمُ طَبِيْبُ هَذِهِ الأُمَّةِ، فَإِذَا جَرَّ العَالِمُ الدَّاءَ إِلَى نَفْسِهِ، فَمَتَى يُبرِئُ النَّاسَ؟"
«مال دنیا، بیماریِ این امّت است، و عالم، پزشک و درمانگر آن.
اما اگر خودِ عالم به این بیماری گرایش داشته باشد، دیگر چه زمانی مردم از آن بهبودی خواهند یافت؟»
سير أعلام النبلاء، ج ٧، ص ۲۴۳.
امام القاسم بن محمد بن أبی بکر الصدیق:
اگر انسان در طول حیاتش در جهالت به سر ببرد ...
برای او بسیار بهتر است از اینکه در خصوص مساله ای که نسبت به حقیقت آن علم ندارد ، فتوا صادر کند ،
تاریخ أبی زرعة الدمشقی ۱۳۷۸
امام حسن بصری رحمهالله :
"المؤمن يعمل بالطاعات وهو مُشْفِق وَجِل خائف، والفاجر يعمل بالمعاصي وهو آمن".
«انسانِ مؤمن به عبادت میپردازد، در حالی که دلش آمیخته به ترس و نگرانی (از قبول نشدن عباداتش) است؛
ولی فردِ فاجر و گنهکار، در حالی سرگرم گناه است که خود را از عذاب پروردگار نیز ایمن میپندارد.»
تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۵۱.
امام بخاری رحمهالله میفرماید:
«أَفْضَلُ الْمُسْلِمِينَ رَجُلٌ أَحْيَا سُنَّةً مِنْ سُنَنِ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ أُمِيتَتْ، فَاصْبِرُوا يَا أَصْحَابَ السُّنَنِ رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَإِنَّكُمْ أَقَلُّ النَّاسِ.»
«برترینِ مسلمانان آن فردی است که یکی از سنتهای پیامبر صلیاللهعلیهوسلّم را، در روزگاری که به فراموشی و خاموشی گراییده، دوباره زنده کند. پس ای پاسدارانِ سنتِ رسولِ خدا صلیاللهعلیهوسلّم، رحمتِ الهی بر شما باد و بر سختیها شکیبا باشید؛ چراکه شمارِ شما اندک است.»
منبع: خطیب بغدادی، الجامع لأخلاق الراوي وآداب السامع، ج ۱، ص ۱۱۲.
شیخ ابوبکر (خطیب بغدادی) میگوید:
«قَوْلُ الْبُخَارِيِّ إِنَّ أَصْحَابَ السُّنَنِ أَقَلُّ النَّاسِ، عَنى بِهِ الْحُفَّاظَ لِلْحَدِيثِ، الْعَالِمِينَ بِطُرُقِهِ، الْمُمَيِّزِينَ لِصَحِيحِهِ مِنْ سَقِيمِهِ، وَقَدْ صَدَقَ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي قَوْلِهِ، لِأَنَّكَ إِذَا اعْتَبَرْتَ لَمْ تَجِدْ بَلَدًا مِنْ بُلْدَانِ الْإِسْلَامِ يَخْلُو مِنْ فَقِيهٍ، أَوْ مُتَفَقِّهٍ يَرْجِعُ أَهْلُ مِصْرِهِ إِلَيْهِ، وَيُعَوِّلُونَ فِي فَتَاوِيهِمْ عَلَيْهِ، وَتَجِدُ الْأَمْصَارَ الْكَثِيرَةَ خَالِيَةً مِنْ صَاحِبِ حَدِيثٍ عَارِفٍ بِهِ مُجْتَهِدٍ فِيهِ، وَمَا ذَاكَ إِلَّا لِصُعُوبَةِ عِلْمِهِ وَعِزَّتِهِ وَقِلَّةِ مَنْ يَنْجُبُ فِيهِ مِنْ سَامِعِيهِ وَكَتَبَتِهِ، وَقَدْ كَانَ الْعِلْمُ فِي وَقْتِ الْبُخَارِيِّ غَضًّا طَرِيًّا، وَالِارْتِسَامُ بِهِ مَحْبُوبًا شَهِيًّا، وَالدَّوَاعِي إِلَيْهِ أَكْبَرُ، وَالرَّغْبَةُ فِيهِ أَكْثَرُ، وَقَالَ هَذَا الْقَوْلَ الَّذِي حَكَيْنَاهُ عَنْهُ، فَكَيْفَ نَقُولُ فِي هَذَا الزَّمَانِ مَعَ عَدَمِ الطَّالِبِ، وَقِلَّةِ الرَّاغِبِ وَكَانَ الشَّاعِرُ وَصَفَ قِلَّةَ الْمُتَخَصِّصِينَ مِنْ أَهْلِ زَمَانِنَا فِي قَوْلِهِ: وَقَدْ كُنَّا نَعُدُّهُمْ قَلِيلًا، فَقَدْ صَارُوا أَقَلَّ مِنَ الْقَلِيلِ.»
«مراد بخاری از این سخن که «یارانِ سنّت کمشمارترینِ مردماند»، همان حفاظ حدیث هستند؛ آنان که بر طُرُق روایت آگاهی دارند و توانایی تشخیص حدیث صحیح از غیر آن را دارا میباشند. و او رحمهالله در این سخن خویش راست گفته است؛ زیرا هنگامی که دقت کنی، هیچ شهری از شهرهای اسلام را خالی از فقیه یا دانشپژوهی نمییابی که مردم آن دیار در مسائل خویش به او مراجعه نکنند و فتاوای خود را بر او متّکی نسازند. امّا در بسیاری از شهرها، هیچ محدّث آگاهی که به حدیث واقف و در آن کوشا باشد نمییابی. و این جز به سبب دشواری این علم، کمیاببودن آن، و اندکیِ کسانی که از میان شاگردان و نویسندگان حدیث در آن برمیآیند نیست.
و حال آنکه این علم در روزگار بخاری، تازه، زنده و باطراوت بود؛ فراگیری آن محبوب و دلپذیر شمرده میشد؛ انگیزهها برای رویآوردن به آن بسیار بود و رغبت مردم در آن افزون. و او در همان زمان این سخن را که از او نقل کردیم بیان داشت؛ پس چگونه میتوان دربارهٔ روزگار ما سخن گفت، با آنهمه نبودِ طالبِ علم و اندکیِ علاقهمندان؟ و شاعر همین اندکیِ متخصصانِ زمانهٔ ما را در این بیت توصیف کرده است:
وَقَدْ كُنَّا نَعُدُّهُمْ قَلِيلًا، فَقَدْ صَارُوا أَقَلَّ مِنَ الْقَلِيلِ.
«ما آنان را اندک میشمردیم؛
و اکنون کمتر از اندک شدهاند.»
امام مالک رحمه الله:
هرکس در دین بدعتی بیاورد و آن را نیکو بداند قطعا به گمان او محمد صلی الله علیه و سلم در ابلاغ رسالت خیانت کرده است. زیرا الله تعالی می فرماید: «من امروز دین را برایتان تکمیل کردم» هر چه در آن زمان از دین نبوده امروز هم از دین نیست.
الاعتصام شاطبى موافق مطبوع ۱/۴۹
-----------------------
«مَنِ ابْتَدَعَ فِی الإسلام بدعة یراها حسنة فقد زَعَمَ أنَّ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَانَ الرِّسَالَةَ، لأنَّ اللَّهَ یَقُولُ: {الْیَوْمَ أکملتُ لَکُمْ دِینَکُمْ} فَمَا لَمْ یَکُنْ یومئذٍ دِینًا، فلا یکون الیوم دیناً»
و گفت:
جنگ کردن با خردمندان آسانتر است که حلوا خوردن با بی خردان.
عطار نیشابوری
عهد نامه عمر بن خطاب رضی الله عنه با اهالی ایلیا(قدس)
«به نام الله بخشاینده و مهربان؛ این، اماننامهای است که بندهی الله، عُمَربن خطاب برای اهالی ایلیاء(قُدس) نوشته است. حفظِ جان، مال، معابد، کلیساها و نیز حفظ سلامتی تمامی اهالی آن، اعم از مریض و سالم و غیره را تضمین کرده است و کسی حق ندارد در معابد آنها سکونت گزیند یا آنها را تخریب نماید و در آنها و یا مناطق اطرافشان دخل و تصرّفی کند و به صلیبها آسیبی برساند و به اموال آنها دستی ببرد و ایشان را دربارهی رجوع از دینشان تحت فشار قرار دهد و نباید به احدی ضرر رساند.»
محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، متن العهده العمریة
امام طحاوی رحمهالله:
ونحب أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم، ولا نفرط في حب أحد منهم، ولا نتبرأ من أحد منهم، ونبغض من يبغضهم، وبغير الخير يذكرهم، ولا نذكرهم إلا بخير، وحبهم دين وإيمان وإحسان، وبغضهم كفر ونفاق وطغيان.
«ما یاران پیامبر صلیاللهعلیهوسلم را دوست داریم، اما در دوستیِ هیچیک از آنان افراط نمیکنیم و از هیچ صحابیای بَری و بیزار نیستیم. از هر کسی که نسبت به یاران پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بُغض داشته باشد یا آنان را به خیر ذکر نکند، متنفریم. جز با خیر، آنان را یاد نمیکنیم. دوستیِ آنان دین، ایمان و احسان است؛ بُغضِ آنان کفر، نفاق و طغیان است.»
متن عقیده طحاویه، ص ۵۷.
دریافت عکس نوشته
حجم: ۲۹۶ کیلوبایت
هر زمان گمان بد نسبت به یک مسلمان در وجودت شکل گرفت، سزاوار و لایق توست که حرمتِ او را بیشتر از قبل نگاه داری، بیشتر ملاحظهاش کنی و دعای خیر در حقش کنی؛ زیرا این رفتارت موجب خشم و ناامیدی شیطان میگردد و او را از تو دور میسازد. به این ترتیب شیطان به خاطر ترس از اشتغال تو به دعای خیر و مراعات بیشتر حق و حقوق برادرت، ظن و گمان بد در درونت القا نمیکند.
احیاء علوم الدین: ج۳-۱۵۱
امام شافعی رحمه الله:
"لو جهدت الله كل الجهد على أن ترضى الناس كلهم فلا سبيل إليه، فإذا كان كذلك فأخلص عملك ونيتك لله عز وجل."
«اگر تمام تلاشت را بکنی تا همهٔ مردم از تو راضی باشند، [بدان که] راهی به آن نخواهی یافت.
پس حال که چنین است، عمل و نیتت را خالصانه برای الله عزّوجل قرار ده.»
مناقب الشافعي للبيهقي، ج ۲، ص ۱۷۳.