| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۸ مطلب با موضوع «گوناگون» ثبت شده است

بعضی هم در ادای حروف وسواس به خرج میدهند. تا آنجا که یک حرف را دو سه بار تکرار میکنند! من خود، یکی از اینها را دیدم که میگفت:... اکککبر...! و با شخص دیگری برخورد نمودم که اظهار میداشت: از گفتن «السلام علیکم» عاجز شدهام!

 

دکتر یوسف القرضاوی در کتاب "عبادت در اسلام" می‌نویسد:

 

«{وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ} (حج/ ۷۸).

و این یک ردّ و نفی عام برای هر گونه دشواری در دین است. بنابراین به هر دشواری و سختی واقعی برخورد کردیم، باید بدانیم که آن، ساخته و پرداخته مردم است نه دستور خدا.

 

بعضی از دینداران پاک نیت به یک بیماری درونی بهنام «وسوسه» دچار میشوند، در نتیجه برخلاف قانون خدا در کتاب و سنت و با آنکه همه گذشتگان صالح این امت با وسوسه مخالفت نموده و بر آن تاخته و آن را اختلالی در عقل و نقصانی در دین دانستهاند، خود را بهسختی و گرفتاری افکندهاند.

راستی کدام اختلال عقلی و نقصان دینی از این آشکارتر است؟ امام ابن قدامة حنبلی (متوفی به سال ۶۲۰ هجری) در رساله خود راجعبه «سرزنش وسوسه گرایان و بر حذر داشتن از وسوسه» چنین میگوید:

 

«گروهی از وسوسه گرایان، پیروی شیطان را تحقق بخشیده، تلقینات او را پذیرفته و به قبول سخن و فرمانبرداری او نسبت دادهشدهاند و از پیروی رسول خدا و روش او روی گردانیدهاند. تا آنجا که یکی از آنها اگر ببیند که همچون رسول خدا وضو میگیرد یا نماز میخواند، وضو و نماز خود را باطل و نادرست میداند و هنگامی که همچون رسول خدا با بچهها همغذا میشود و غذای همه مسلمانان را میخورد (یعنی مهمانی یا غذای دستپخت آنها را میپذیرد) خویشتن را آلوده به نجاست میپندارد و باید دستش را هفت بار آب بکشد! مثل اینکه در غذای مزبور سگی افتاده یا گربهای ادرار کرده است!!

سپس تحت استیلای ابلیس و فرمانبرداری از او، به نوعی جنون رسیده و به مذهب سوفسطائیانی که حقیقت موجودات و امور محسوس را انکار مینمایند، نزدیک شدهاند. زیرا که علم انسان نسبت به خودش از امور یقین و ضروری است و اینها یک عضو خود را میشویند و با چشم خود میبینند که شستهاند و تکبیر میگویند و قرائت نماز را میخوانند و همه اینها را با گوش خود میشنوند و با دل خود در مییابند، حتی دیگران هم مشاهده میکنند و یقین دارند، اما باز هم شیطان را تصدیق میکنند و دیدهها و شنیدهها و کارهای قطعی و یقینی خویش را انکار مینمایند و شک میکنند که آیا این کار را کردهاند یا خیر؟!

 

شیطان، اینها را در نیت و مقصود خود نیز که بهطور یقینی آن را میدانند و دیگران هم براساس قرائن و دلایلی مطلع میشوند، به تردید میاندازد. اینها تلقین شیطان مبنی بر عدم نیت و قصد نماز را، برخلاف عینیات و یقین درونی خود میپذیرند و شکاک و سرگردان میمانند، مثل اینکه به چیز بسیار عجیبی خیره شده و یا پدیدهای را از باطن خود استخراج میکنند! همه این کارها نشانه زیاده روی در پیروی ابلیس و پذیرش وسوسههای اوست و هر کسی به این حد برسد، در واقع به آخرین درجه شیطان پرستی قدم نهاده است و تلقین او را برای عذاب نفس خود میپذیرد و در صدمه زدن به جسم خود از او فرمانبرداری میکند (با فرو رفتن در آب سرد یا استعمال زیاد آن و یا مالش بیش از حد بدن در هنگام شستشو) و چهبسا که چشم خود را در آب گشوده و داخل آن را هم بشوید و بدین سان به بینایی خود آسیب رساند و یا اینکه کارش به کشف عورت خود برای مردم بیانجامد و به وضعی افتد که مورد مسخره بچهها و مشاهده کنندگان خود قرار گیرد.

 

وسوسه این گروه ممکن است باعث فوت جماعت و فوت وقت نماز گردد و یا در اثر شدت وسوسه در نیت، تکبیر اول از دستشان برود و از یک یا چند رکعت محروم گردند.

برخی از آنان با خود میگویند: «حتماً استقامت میورزم و زیادتر بهجا میآورم... ولی دروغ میگویند. بعضی هم در ادای حروف وسواس به خرج میدهند. تا آنجا که یک حرف را دو سه بار تکرار میکنند! من خود، یکی از اینها را دیدم که میگفت:... اکککبر...! و با شخص دیگری برخورد نمودم که اظهار میداشت: از گفتن «السلام علیکم» عاجز شدهام! به او گفتم: همانطوری که الان گفتی، بگو و خودت را راحت کن!

 

نظایر این افراد زیادند، شیطان توانسته است اینها را در دنیا عذاب دهد و از پیروی پیامبر برگزیده‌شان  خارج سازد و در زمره خود آزاران و افراطیان درآورد. با این حال تصور میکنند که روش خوبی دارند! پناه بر خدا از شیطان رجیم.

ابن قدامه / میافزاید: «هر کس میخواهد از این بلا خلاص گردد، باید به صحت مطالبی که در پیروی از گفتار و کردار پیامبر خدا  بیان داشتیم، پی ببرد و به پیمودن راه او مصمم گردد و بدون شک بداند و بپذیرد که راه پیامبر  هدایت مستقیم بوده و مخالفت با پیامبر  نتیجه فریب و اغوای شیطان و تلقینات اوست و یقین داشتهباشد که شیطان، دشمن است و به راه خیر نمیخواند و به خوشبختی هدایت نمیکند.

{إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ} (فاطر/ ۶).

«او حزب خود را به این فرا میخواند که اهل آتش باشند».

آنگاه باید بداند که در میان رسول خدا  و یارانش، فرد وسواسی نبوده است و اگر وسوسه چیز خوبی بود، خداوند آن را از پیامبر  و یاران پیامبر که بهترین و شایستهترین بندگانش بودند، دریغ نمیداشت.

پیامبر  وسوسه گرایان را توبیخ و نکوهش مینمود و عمر آنها را میزد و تنبیه میکرد و اگر یکی از اصحاب رسول  به چنین افرادی برمی‌خورد، از او روی میگردانید».

چیزی که باعث فریاد زدن شیخ ابن قدامه، بر سر این وسوسه گرایان سختی آفرین گردیده است، موضع سختگیری و دست و پایبندی آنان در مواردی است که دین، آسان ساخته و سهل گرفته است.»

 

 

منبع: عبادت در اسلام، یوسف قرضاوی، ترجمه: محمد ستاری خرقانی، نسخه الکترونیکی، صص ۳۸۶-۳۸۹.

  • حسین عمرزاده

 

"إذا عرفت الأمر ولم تعرف الآمر، تفننت في التفلت من أمر الله، وإذا عرفت الآمر ثم عرفت الأمر، تفانيت في طاعة الله."

 

اگر «دستور» را بشناسی ولی «دستوردهنده» را نشناسی، در گریز از فرمان خدا نیرنگ‌ها به کار می‌بری؛
اما اگر نخست «فرمان‌دهنده» را بشناسی و سپس «فرمان» را، در طاعت و فرمان‌بری خدا از جان مایه می‌گذاری.

 

💡 و تنها راه شناخت خداوند سبحانه و تعالی، آموختن عقیده صحیح هست.

  • حسین عمرزاده

پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمود:

 

«مَنْ خَافَ أنْ لا يَقُومَ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ، فَلْيُوتِرْ أوَّلَهُ، وَمَنْ طَمِعَ أنْ يَقُومَ آخِرَهُ فَلْيُوتِرْ آخِرَ اللَّيلِ، فَإنَّ صَلاَةَ آخِرِ اللَّيْلِ مَشْهُودَةٌ، وذَلِكَ أفْضَل»

 

«هرکس بيم دارد که آخر شب بيدار نشود، اول شب نماز وتر را بخواند و هرکس اميدوار بود که آخر شب بيدار می‌شود، نماز وتر را آخِر شب بخواند؛ زيرا نمازِ پايانِ شب با حضور ملائکه است و اين بهتر می‌باشد».  صحیح مسلم.

 

باز هم  روايت است که پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - به ابوبکر - رضي الله عنه - فرمود:

 

«کی نماز وتر را می‌خوانی؟» گفت: اول شب بعد از نماز عشاء، فرمود: «و تو ای عمر»، او گفت: آخر شب می‌خوانم. ايشان فرمودند: 

 

«أما أنت يا أبا بكر فأخذت بالثقة وأما أنت يا عمر فأخذت بالقوة»

 

«اما تو ا‌ی ابوبکر با اطمينان و احتياط کار می‌کنی و قصد داری که نماز شب را نيز بخوانی، و اما تو ای عمر با قدرت عمل می کنی و بر قدرت خود متکی هستی که آخر شب آن را بخوانی». به روايت احمد و ابوداود و حاکم و او گفته به شرط مسلم صحيح است.

 

در اواخر عمر، پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - بهنگام سحر نماز وتر را می‌خواند. 

 

ام‌المؤمنین عايشه  - رضي الله عنها - فرموده است: «پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - در اول و در وسط و در آخر شب نماز وتر را خوانده است سپس در آخر عمرش «وتر» او به «وقت سحر منتهی گرديد». به روايت گروه محدثين.

 

بهرحال پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - به ياران خود توصيه می‌فرمود که احتياطاً پيش از خواب، نماز «وتر» خود را بخوانند.

  • حسین عمرزاده

 

 

 

آیا می‌دانستیم پاول دوروف، مالک تلگرام ـ همان رسانه‌ای که هر روزه ما از آن استفاده می‌کنیم ـ اصلاً موبایل ندارد؟! این حقیقت شگفت‌آور، از زبان کسی بیان می‌شود که خود در قلب دنیای فناوری ایستاده و بهتر از بسیاری از ما سازوکار آن را می‌شناسد.

این موضوع، به‌ویژه برای پدران و مادرانی که دغدغه‌ی آینده‌ی فرزندشان را دارند، می‌تواند تلنگری جدی باشد. اگر نمی‌خواهیم فرزندان‌مان از دنیای مدرن و ابزارهای روز عقب بمانند، و از سوی دیگر توان مالی فراهم است، چرا به‌جای سپردن یک گوشی هوشمند ـ وسیله‌ای که به‌راستی می‌تواند اعتیادآور باشد و حتی تا خصوصی‌ترین مکان‌ها همراه فرزند بیاید و حریم او را به خطر اندازد ـ یک تلفن ساده و بدون امکانات اضافی در اختیارشان نگذاریم؟ تلفنی که فقط برای تماس باشد؛ و در کنارش یک لپ‌تاپ یا تبلت، هرچند معمولی، تا هم ابزار یادگیری و مطالعه باشد و هم فرصتی برای بهره‌مندی درست از اینترنت و نرم‌افزارهای آموزشی. اگر بر روی این وسیله نرم‌افزارهای کتابخانه‌ای نصب شود، چه بهتر؛ آینده‌ای سالم‌تر و سازنده‌تر پیش رویشان خواهد بود.

البته هیچ‌یک از این‌ها جایگزین مسئولیت والدین نمی‌شود. فرزند، جگرگوشه و تپش قلب پدر و مادر است؛ و مراقبت، هدایت و نظارت، همچنان وظیفه‌ای دائمی خواهد بود. فراموش نکنیم ابزاری که در دست می‌گیرد، نقشی اساسی در شکل‌گیری شخصیت و آینده‌ی او دارد.

از همین رو، شنیدن روایت مستقیم پاول دوروف درباره تجربه‌ی زندگی بدون موبایل، نه‌تنها جالب، که آموزنده است.

 

در ادامه، گفت‌وگوی او با تاکر کارلسون را می‌خوانید:

 

 

"TUCKER CARLSON: Where’s your phone? You didn’t leave it out?
PAVEL DUROV: I don’t use a phone. I haven’t used the phone for a year almost. I find it.
TUCKER CARLSON: France took it.
PAVEL DUROV: Oh, France took it. But even before it took it, I wasn’t using my phone. I didn’t have a SIM card in the phone. I just used it to test Telegram, the app. Because we have constant product updates, I have to test it at least twice a week. But I’m not a user of a phone.
TUCKER CARLSON: So I just want to say again, you’re an engineer too. I mean, you’re not like a marketing guy. You’re like a build the App guy. So you understand the technology.
PAVEL DUROV: Yes.

 

TUCKER CARLSON: Because you built it.

PAVEL DUROV: Yes.

TUCKER CARLSON: So you’re coming from a highly informed perspective when you make technology choices. Is that fair?

PAVEL DUROV: You could say so, yeah.

TUCKER CARLSON: One of the most informed probably in the world. And you don’t have a phone. What is that like, why don’t you have a phone?

PAVEL DUROV: Well, I don’t use phone regularly. Right. I probably own a phone, but I don’t use phone. I don’t carry a phone with me because I find it extremely distracting. I find it also potentially harming my privacy. And I also just. I don’t think it’s a necessary device for me to have when I want to focus on something. I would rather use my laptop or my iPad and put together some note or some interact with my team. Right. So I wouldn’t want to just open my phone and disappear there consuming short form content. And that’s why I don’t use a phone."

 

 

به فارسی:

 

 

تاکر کارلسون: موبایلت کجاست؟ بیرون نذاشتی؟

پاول دوروف: من از موبایل استفاده نمی‌کنم. تقریباً یک ساله که موبایل استفاده نکرده‌ام.

تاکر کارلسون: فرانسه موبایلت رو گرفت.

پاول دوروف: بله، فرانسه اون رو گرفت. اما حتی قبل از اینکه اون رو بگیرن، من از موبایلم استفاده نمی‌کردم. سیم‌کارت هم داخلش نداشتم. فقط برای تست تلگرام ازش استفاده می‌کردم، چون ما دائماً به‌روزرسانی محصول داریم و من باید دست‌کم دوبار در هفته اپلیکیشن رو امتحان کنم. اما به‌طور واقعی کاربر موبایل نیستم.

تاکر کارلسون: فقط می‌خوام دوباره روشن کنم: تو یک مهندس هم هستی. یعنی مثل یک آدم بازاریابی نیستی، بلکه کسی هستی که خودِ اپلیکیشن رو می‌سازه. پس فناوری رو می‌فهمی.

پاول دوروف: بله.

تاکر کارلسون: چون خودت اون رو ساختی.

پاول دوروف: بله.

تاکر کارلسون: پس وقتی در مورد فناوری تصمیم می‌گیری، از دیدگاهی کاملاً آگاهانه وارد می‌شی. درسته؟

پاول دوروف: می‌شه اینطور گفت، بله.

تاکر کارلسون: شاید یکی از آگاه‌ترین‌ها در دنیا. و تو موبایل نداری. این چه حسی داره؟ چرا موبایل نداری؟

پاول دوروف: خب، من به طور منظم از موبایل استفاده نمی‌کنم. درسته، احتمالاً یک موبایل دارم، اما ازش استفاده نمی‌کنم. موبایل همراهم نمی‌برم چون برام فوق‌العاده حواس‌پرت‌کننده‌ست. علاوه بر این، می‌تونه به حریم خصوصیم هم آسیب بزنه. و همچنین فکر نمی‌کنم وقتی می‌خوام روی چیزی تمرکز کنم، موبایل برای من وسیله‌ی ضروری باشه. ترجیح می‌دم از لپ‌تاپ یا آیپدم استفاده کنم، یادداشت‌هایی جمع‌بندی کنم یا با تیمم تعامل داشته باشم. درسته. نمی‌خوام فقط موبایلم رو باز کنم و اونجا غرق بشم در مصرف محتوای کوتاه و گذرا. به همین دلیل هم از موبایل استفاده نمی‌کنم.

 

 

دریافت ویدئوی مصاحبه

  • حسین عمرزاده

از دید برخی، زندگی مانند زیستن در جنگل است، یا می‌خوری یا خورده می‌شوی

این دیدگاه، پایین‌ترین سطح آگاهی فرد است

 

زندگی یک مبارزه است؛ اما نه با دیگران. زندگی مبارزه‌ای است برای رشد و پیشرفت. گاه برای بقا و گاه برای رؤیاها

مانند یک کوهنورد که با چالش‌های بسیار روبروست. هم برای زنده‌ماندن هم برای فتح قله

زندگی، هم راه است هم چالش‌های سر راه

خود را یک مبارز بدانید، خستگی‌ناپذیر اما آرام

یک کوهنورد پیش از اینکه جسم ورزیده‌ای داشته باشد و بیش از آنکه به ابزارهای مناسب نیاز داشته باشد، به ذهن و روحیه قوی نیاز دارد.

  • حسین عمرزاده

نمونه ای از زیبایی های دین اسلام:


«اگر خطری جانی (مانند غرق شدن، آتش گرفتن یا...)، کافر ذمّی که با مسلمانان عهد بسته و یا در آتش‌بس بوده یا در امان است را تهدید کند، بر نمازگزار مسلمان واجب است که نماز خود را قطع کند و به داد او برسد، و اگر از کمک فوری او امتناع کند، هرچند که نمازش صحیح باشد، مرتکب گناه شده است و تفاوتی ندارد که نماز فرض یا نافله بوده باشد، اگر وقت ادای آن تنگ باشد نیز باید در حد توان به نجات آن شخص شتافته و بعداً نمازش را قضا کند و در این امر میان فقهاء اتفاق‌نظر است!»


[ر.ک: الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ج ۲۸، ص ۱۸۹ - ج ۳۱، ص۱۸۳؛ رد المحتار على الدر المختار – ابن عابدین، ج۲، ص۵۱؛ کشاف القناع عن متن الإقناع – البهوتی، ج۱، ص۳۸۰.]

  • حسین عمرزاده

به تاریخ سرزمینم می بالم اما نه به چهار قطعه سنگش...


▪ به سالمش می بالم که مدال افتخار (تعلموا القرآن من سالم) را از معلم بشریت دریافت نمود.


 


▪ به سلمانش که دالون‌های قصه ی سردرگمی را در نوردید تا نوری از امید به خاطرش بتابد. و مدال افتخار (سلمان منا اهل البیت) را از سرور کائنات دریافت نموده برگردنش آویزد.


▪ به فیروز دیلمی‌اش می بالم که شکم پیامبر دروغین یمن (اسود عنسی) را درید و مدال افتخار (رجل مبارک) را از معلم بشریت دریافت کرد.


▪ به سلیمان بن یسارش می‌بالم که یکی از هفت فقیه برتر مدینه در عصر تابعین بود.


▪ به ابوحازمش می بالم که چون فرمانروای بزرگ اسلام هشام بن عبدالملک که از چین تا مرزهای فرانسه حکم می‌راند، از او خواست در دربارش بماند و غرق در عطای سلطان شود فرمود: می‌هراسم که از حق بریده به خلق روی آورم!!

چرا که می‌خواست دل روشن نیلوفریش پاک بماند.

آن ابوحازمی که شبش را به سه قسمت تقسیم کرده بود: یک سوم برای خفتن، یک سوم برای مطالعه و یک سوم برای مناجات و نیایش.


▪ به عمرو بن دینارش می‌بالم که در عصر تابعین ۳۰ سال در مسجدالحرام مجلس فتوا داشت و جهالت را از خلق می‌زدود.


▪ به طاوس بن کیسانش می‌بالم آن‌گه که فرمود: باور نداشتم سحرگاهان کسی سر به بالین نهاده و خفته باشد.


▪ به لیث بن سعد اصفهانیش می‌بالم آنگاه که شنیدم امام شافعی فرمودند: لیث بن سعد از مالک داناتر است.


▪ به امام ابوحنیفه‌اش می بالم که امروز از شرق تا غرب گیتی بندگانی بی‌شمار به مسلک او ردای تعبد بر تن می کنند.


آری! این باغ که سالیان بوی شکفتن می‌داد نه باغبانش کورش و اردشیر و انوشیروان ، بلکه باغبانش سرور کائنات صلی الله علیه و سلم و یاران پاکش بودند که بذر ثمارش را نهادند.


متن فوق به صورت منقول و با کمی ویرایش تقدیم شد.

  • حسین عمرزاده

نوکیسگی را این گونه تعریف کرده اند:

 

قشری که از نظر در آمد به طبقه بالا و از نظر فرهنگی به طبقه پایین و حتی لمپن ها بسیار نزدیک است.

 

لمپن های فرهنگی، علاقه بسیاری به خودنمایی، دیده شدن، عرض اندام و نوچه پروری دارند. 

نو کیسه ها، از یک طبقه اجتماعی مبدا به یک طبقه اجتماعی مقصد پرتاپ شده اند. 

این پرتاب ناگهانی بر اثر یک اتفاق یا استفاده از رانت و شرایط و التهابات اقتصادی رخ می دهد.

آن ها، دیگر نه خود را به طبقه اجتماعی مبدا متعلق می دانند و نه با جایگاهی که اکنون کسب کرده اند، آشنایی دارند. 

یعنی از گذشته خود نفرت و از اکنون خود ترس و احساس حقارت دارند. 

 

نوکیسه برای این که به طبقه سابق خود ثابت کند که دیگر به آن ها تعلق ندارد و همچنین برای غلبه بر احساس حقارت خود در مقابل طبقه جدیدی که به آن پرتاب شده است، مجبور به تظاهر است و ساده ترین راه برای تظاهر، خرید دیوانه وار کالاهای لوکس، نمایش عروسی ها، میهمانی ها و خانه های آن چنانی شان است. 

 

اما فاجعه اصلی از جایی آغاز می شود که ما، فیلم و عکس عروسی ها، میهمانی ها، اتوموبیل ها و خانه های آن ها را از طریق پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی برای همدیگر ارسال می کنیم. 

 

ما با این کار به مزدوران تبلیغاتی آن ها تبدیل می شویم که بی مزد و منت ، به هدفی که آن ها دارند نزدیکشان می کنیم. آن هدف چیزی نیست جز تظاهر و دیده شدن. جاهلان عصر جدید نوچه های جدید لازم دارند. 

عده ای با موبایل های شان، عکس و فیلم آن ها را به اشتراک می گذارند و افتخار نوچگی آن ها را پذیرا می شوند.

 

بسیاری از آگاهان از نوکیسه ها متنفرند. 

زیرا می دانند نوکیسه ها بر خلاف سرمایه دارها ی واقعی و قشر ثروتمند سنتی، سرمایه خود را نه در کار آفرینی که در دلالی صرف می کنند. آن ها منابع مالی جامعه را بر اساس بی لیاقتی به دست گرفته اند و بر این تنفر دامن می زنند. 

 

اما فاجعه بزرگ تر وقتی رخ می دهد که هنگام تماشای فیلم عروسی ها و پارتی های این دسته،خودمان را جای این افراد می گذاریم و بر زندگی سطحی و انگل گونه این افراد حسرت می خوریم.

 

با اندکی تلخیص و برگرفته از مف دا.

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest