| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۱۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تربیت نفس» ثبت شده است

مَکحول شامی- رَحِمَهُ الله - (م۱۱۲هـ)

 

«لطیف‌ترین و نازک‌ترین دل‌ها، دل کسانی است که کمترین گناهان را دارند.»

«أَرَقُّ النَّاسِ قُلُوبًا أَقَلُّهُمْ ذَنُوبًا»

حلیة الأولیاء لأبی نعیم الأصبهانی، ج ۵، ص ۱۸۰

  • حسین عمرزاده

امام نَوَوی رَحِمَهُ الله:

 

‏"هرکس توفیق یافت که اذکار صبح و شام را بگوید بداند که این نعمت الهی است و خوشا به حال او، هرکس نمی‌تواند که همه آن را بگوید به مختصر آن بسنده کند، حتی اگر یک ⁧ذکر⁩ باشد".

ﻓﻤﻦ ﻭُﻓِّﻖَ ﻟﻠﻌﻤﻞ بكل أذكار الصباح والمساء ﻓﻬﻲ ﻧﻌﻤﺔ ﻭﻓﻀﻞ ﻣﻦ اﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﻃﻮﺑﻰ ﻟﻪ،

ﻭﻣﻦ ﻋﺠﺰ ﻋﻦ ﺟﻤﻴﻌﻬﺎ، ﻓﻠﻴﻘﺘﺼﺮ ﻣﻦ ﻣﺨﺘﺼﺮاﺗﻬﺎ ﻋﻠﻰ ﻣﺎ ﺷﺎء ﻭﻟﻮ ﻛﺎﻥ ﺫكرًا واحدًا.

منبع؛ |[الأذکار/٧٦]|

  • حسین عمرزاده

از میمون بن مهران (رَحِمَه‌ُ الله) پرسیدند:

چه زمانی بیمار می‌تواند نماز را نشسته بخواند ؟

او پاسخ داد:

زمانی که اگر دنیا (و ثروت) به او پیشنهاد شود، برای رسیدن به آن هم توان برخاستن نداشته باشد.

سُئل میمون بن مهران رحمه الله:

ما حدُّ المریضِ أن یُصلِّي جالسًا؟

فقال:"حدُّه : لو کانت دنیا تَعرض له لم یقم إلیها"٠

مصنّف ابن أبی شیبة٤٨١/٣

  • حسین عمرزاده

یحیی بن مُعاذ رَحِمَهُ الله :

«لِلتَّائِبِ فَخْرٌ لَا يُعَادِلُهُ فَخْرٌ فِي جَمِيعِ أَفْخَارِهِ فَرِحَ اللَّهُ بِتَوْبَتِهِ»

برای توبه‌کننده، افتخاری است که هیچ افتخاری در میان افتخاراتش با آن برابری نمی‌کند، زیرا الله به توبه‌اش شادمان می‌شود.

[ حلیة الأولیاء: ١٠/٥٩ ]

  • حسین عمرزاده

امام سُفیان ثَوری رَحِمَهُ الله:

«آرزو دارم که از تمام عمرم، فقط یک سال مانند ابن المبارک باشم، اما حتی نمی‌توانم سه روز هم مانند او زندگی کنم!»

إِنِّيْ لأَشتَهِي مِنْ عُمُرِي كُلِّهِ أَنْ أَكُوْنَ سَنَةً مِثْلَ ابْنِ المُبَارَكِ، فَمَا أَقْدِرُ أَنْ أَكُوْنَ وَلاَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ.


[سِیَر أعلام النُّبَلاء، ج ۸، ص ۳۸۹]

این جمله گویای عظمت شخصیت عبدالله بن مبارک است که حتی امام سفیان ثوری، با تمام مقام علمی و زهدش، خود را در مقایسه با او ناتوان می‌بیند. این نشان می‌دهد که ابن المبارک نه‌تنها در علم، بلکه در ورع، زهد، اخلاق و مجاهدت در راه خدا جایگاهی والا داشت.

ابن المبارک (رحمه‌الله) دانشمندی جامع بود: فقیه، محدث، زاهد، مجاهد و شاعر. وی هم در میدان جهاد حضور داشت، هم در میدان علم. مال و ثروتش را در راه خدا صرف می‌کرد، فقرا را یاری می‌داد و به شاگردانش کمک می‌کرد. از لحاظ اخلاقی و معنوی چنان در سطح بالایی بود که حتی بزرگان عصرش آرزو داشتند اندکی مانند او باشند.
این سخن امام سفیان ثوری نشان‌دهنده تواضع او و همین‌طور اهمیت زیست و آثار ابن المبارک است و به ما می‌آموزد که بزرگان نیز از اهل فضل و تقوا الهام می‌گرفتند و آنان را سرمشق خود قرار می‌دادند.

  • حسین عمرزاده

محمد بن سیرین رَحِمَه‌ الله:

إِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ خَطَايَا، أَكْثَرُهُمْ ذِكْرًا لِخَطَايَا النَّاسِ.

"خطاکارترین مردم، کسانی هستند که بیش از همه خطاهای دیگران را به یاد می‌آورند و بازگو می‌کنند."

[المجالسة وجواهر العلم، ج ۶، ص ۸۶]

این سخن ما را به دوری از عیب‌جویی فرا می‌خواند. هرچند انتقاد سازنده، اگر با نیتی خیرخواهانه و همراه با روش مناسب بیان شود، می‌تواند مفید باشد، اما موضوع عیب‌جویی که در این سخن مورد تأکید است، رفتار و نیتی متفاوت دارد.

از یک سو، این حکمت ما را به پرهیز از قضاوت‌های عجولانه و غیرمنصفانه دعوت می‌کند. پرداختن به خطاها (و گناهان) دیگران اغلب باعث می‌شود که از ضعف‌ها و کاستی‌های خود غافل شویم. افزون بر این، چنین رفتاری ممکن است غرور و خودبرتربینی را در فرد تقویت کند، حالتی که مانعی جدی برای رشد و ارتقای اخلاقی است.

از سوی دیگر، این سخن تأکیدی بر حفظ حرمت و کرامت انسانی دارد. بازگو کردن خطاهای دیگران، علاوه بر آسیب زدن به احساسات و جایگاه اجتماعی آنان، فضای اعتماد و همدلی را در جامعه تضعیف می‌کند. جمع و جامعه‌ای که افراد آن بیشتر به نکوهش یکدیگر مشغول باشند، به تدریج از انسجام و همکاری دور خواهد شد.

در عین حال، گاهی ممکن است افراد با نیتی خیرخواهانه به خطای دیگران اشاره کنند، اما اگر این کار بدون دقت و توجه به پیامدها یا با روشی نادرست انجام شود، نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت. به همین دلیل، ضروری است پیش از انتقاد، تمام ابعاد موضوع را بررسی کنیم و با نیتی خالص و کامل و لحنی محترمانه و روشی شایسته، انتقاد خود را بیان کنیم.

افزون بر این، این سخن بر اهمیت تربیت فردی و خودسازی نیز تأکید دارد. پیش از هرگونه قضاوت یا عیب‌جویی از دیگران، هر فرد باید نگاهی دقیق به خویشتن داشته باشد و برای اصلاح کاستی‌های خود تلاش کند. خودسازی نه تنها مسیر رشد اخلاقی و شخصی ما را هموار می‌کند، بلکه موجب می‌شود رفتار و کلام‌مان الگوی مثبتی برای دیگران باشد.

در نهایت، پیام این سخن حکیمانه این است که انسان باید با فروتنی و تفکر به اصلاح خویش بپردازد، حرمت دیگران را حفظ کند و در مسیر همدلی و همبستگی، گامی مؤثر بردارد. این مسیر ما را به سوی کمال انسانی و اجتماعی هدایت خواهد کرد.

  • حسین عمرزاده

دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند:
یکی، آن که اندوخت و نخورد؛
و دیگر، آن که آموخت و نکرد.

علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقّق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند

آن تهی‌مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر

گلستان سعدی

سعدی در این حکمت از گلستان به نقد دو گروه از انسان‌ها می‌پردازد که تلاششان بی‌ثمر است: یکی آن‌که ثروت اندوخت، اما از آن بهره‌ای نبرد و دیگری آن‌که علم آموخت، اما به آن عمل نکرد. او با بیانی روان و تمثیلی گویا نشان می‌دهد که ارزش واقعی در داشتن نیست، بلکه در بهره‌گیری از آن نهفته است.

کسی که تنها به انباشتن ثروت می‌پردازد اما از آن بهره‌ای نمی‌برد، همچون تشنه‌ای است که کنار چشمه نشسته، اما لب به آب نمی‌زند. در مقابل، دانشی که به عمل نینجامد، نه‌تنها بی‌فایده است، بلکه باری سنگین بر دوش انسان خواهد بود. سعدی در اینجا تصویری پرمعنا ارائه می‌دهد: کسی که صرفاً کتاب‌های زیادی دارد، اما از آن دانش در عمل بهره نمی‌گیرد، مانند چارپایی است که بار سنگینی از هیزم یا دفتر را حمل می‌کند، بی‌آنکه از ارزش آن آگاه باشد.

او با این تمثیل عمیق، حقیقتی مهم را بیان می‌کند: دانایی بدون عمل، نه‌تنها سودی ندارد، بلکه می‌تواند به جهلی پنهان تبدیل شود. تفاوت انسان آگاه با ناآگاه در میزان اطلاعاتی که دارد نیست، بلکه در شیوه به‌کارگیری آن است. همان‌طور که مال اگر مصرف نشود، ثروت حقیقی محسوب نمی‌شود، علم نیز اگر به کار نیاید، دانایی واقعی نیست.

سعدی ما را به تفکری جدی دعوت می‌کند: آیا دانشی که آموخته‌ایم و مالی که اندوخته‌ایم، در زندگی‌مان تغییری ایجاد کرده است؟ اگر این دانش به کار نیاید و این ثروت بهره‌ای نرساند، نه دانایی ما ارزشی دارد و نه دارایی‌مان. علم بی‌عمل باری سنگین است و مال بی‌بهره، اندوخته‌ای بیهوده.

  • حسین عمرزاده

از ابی عبدالرحمن سلمی روایت شده که گفت:

حدثنا من كان (يقرئنا) من أصحاب رسول اللَّه ﷺ أنهم كانوا (يقترئون) من رسول اللَّه ﷺ عشر آيات، ولا يأخذون في العشر الأخرى حتى يعلموا ما في هذه من العمل والعلم (قال: فعلمنا) العمل والعلم .


«کسانی که برای ما قرآن می‌خواندند مانند عثمان بن عفان و عبدالله بن مسعود و دیگران، به ما گفته‌اند: آنها هنگامی که ده آیه می‌خواندند از آن جلوتر نرفته تا اینکه دانش و عملی که در آن وجود دارد را بیاموزند. گفتند: پس ما قرآن و علم و عمل را همه با هم فراگرفتیم».

ابن أبی شیبة در المصنف،شماره: ( ٣١٩٢١) (۱۶/۳۹۳) و فریابی در فضائل القرآن شماره ۱۶۹ و طبری در تفسیرش (۱/۸۰) این روایت را آورده است.

 

  • حسین عمرزاده

تابعی و عابدِ دوران، عبدالله بن مُحَیریزِ مکی (م ۹۹هـ)، برای خرید لباس وارد مغازه‌ای شد. مردی به صاحب مغازه گفت: ای مرد، این ابن‌مُحَیریز است، با او خوب معامله کن!

ابن مُحَیریز خشمگین شد و از مغازه بیرون آمد و فرمود:

«إنما نشتري بأموالنا لسنا نشتري بديننا.»

«می‌خواهیم با پولمان بخریم نه با دینمان!»


المعرفة والتاریخ – الفسوی، ج۲، ص۳۶۴؛ شعب الإیمان للبیهقی، ج۷، ص۲۲۸؛ تاریخ دمشق – ابن عساکر، ج۳۳، ص۱۹.

  • حسین عمرزاده

از سخنان شیرین صحابی گرانقدر پیامبر اسلام، ابو دَرداء رَضِیَ اللهُ عَنه:

«أحب الفقر تواضعا لربي وأحب الموت اشتياقا إلى ربي وأحب المرض تكفيرا لخطيئتي.»

فقر و تنگدستی را براے اظهار فروتنی به پروردگار خویش و مرگ را براے شوق دیدار خداے خویش و بیمارے را براے اینکه گناهانم را بپوشاند،دوست دارم.۱


«لا يكون عالما حتى يكون متعلما ولا يكون عالما حتى يكون بالعلم عاملا.»

تا کسی دانش نیاموزد،دانشمند نمی‌گردد و تا به علم خویش عمل نکند،عالِم نمی گردد.۲

«اطلبوا العلم. فإن عجزتم فأحبوا اهله. فإن لم تحبوهم فلا تبغضوهم.»

دانش بیاموزید و اگر نتوانستید،دانشمندان را دوست بدارید و اگر اهل علم را دوست نمی‌دارید،هیچگاه دشمن ایشان نباشید.۳

منابع:

۱) طبقات ابن سعد،ج۷،ص۲۷۵

۲) طبقات ابن سعد،ج۲،ص۲۷۳

۳) همان

  • حسین عمرزاده

چند قورباغه را در ظرفی پر از آب جوش انداختند، آنها خیلی سریع از آب جوش به بیرون پریدند و خودشان را نجات دادند. وقتی همین قورباغه ها را در ظرف آب سرد قرار دادند و آرام آرام آب را به جوش رساندند همه آنها در آب جوش کشته شدند چون نتوانستند عکس العملی به همان سرعت نشان دهند.

نتیجه: ما می توانیم تغییرات ناگهانی را بفهمیم و متقابلا عکس العمل نشان دهیم اما وقتی این تغییرات در دراز مدت انجام می شوند وقتی متوجه می شویم که دیگر خیلی دیر است. یادمان باشد، نه عادت های بد یک شبه وجود کسی را فرا می گیرد و نه کسی یک شبه فرد دیگری می شود، همه چیز پله پله انجام می شود. مهم این است که گرم شدن آب را احساس کنید.

  • حسین عمرزاده

روزی حسن بصری از نزد ابن هبیره خارج می‌شد که متوجه قاریانی شد که بیرون قصر منتظرند، پس به آنها گفت: چه باعث شده اینجا بنشینید؟ می‌خواهید بر آن خبیثان وارد شوید؟ به الله سوگند همنشینی با آنها، همنشینی با نیکان و صالحان نیست، پراکنده شوید که الله ارواح و اجسادتان را از یکدیگر پراکنده سازد. کفش‌های‌تان را بپوشید و لباس‌تان را برگیرید و هرچه زودتر اینجا را ترک گویید، شما با این عمل قاریان را رسوا نمودید که الله شما را رسوا کند.

به الله سوگند اگر از آنچه نزد آنان بود، پرهیز می‌کردید، به آنچه نزد شماست (علم) تمایل پیدا می‌کردند، اما شما به آنچه نزد آنان است (مال و اموال و کالای ناچیز دنیوی) روی آوردید و در نتیجه آنان از آنچه نزد شماست فاصله گرفته و پرهیز کردند.

حلیة الأولیاء (۲/۱۵۰)؛ سیر أعلام النبلاء (۴/۵۸۶).

  • حسین عمرزاده

درویشی را پرسیدند که راحت دنیا در چه دانی؟
گفت: «در دو چیز؛ اوّل، توشه‌ای که از رحمت خلقم باز دارد، و دوم، آن گوشه‌ای که از زحمت خلقم بی‌نیاز آرد.»

گفتند اگر در قبول یکی از این دو مختار شوی، آیا کدام یک اختیار کنی؟
گفت: «قبولِ گوشه کنم و ترکِ توشه، زیرا که زهرِ مجاعتی (گرسنگی) چشیدن، اولی‌تر است از منّتِ جماعتی کشیدن.»


این حکایت بر ضرورت استقلال روحی و کرامت انسانی تأکید دارد. درویش، «گوشه‌نشینی» و تحمل سختی‌هایی چون گرسنگی را به «وابستگی به خلق» ترجیح می‌دهد، زیرا معتقد است که فقر جسم آسان‌تر و شریف‌تر از فقر روح است. از نظر او، منّت کشیدن— از سر لطف دیگران—ذاتی را تحقیر می‌کند که برای آزاد زیستن آفریده شده است.

این حکایت می‌خواهد ما را به این درک برساند که:

• آرامش واقعی نه در رفاه بیرونی، بلکه در آزادی درونی است؛

• استقلال و عزت نفس، ارزش‌هایی‌اند که باید حتی به قیمت سختی‌های مادی حفظ شوند؛

• کسی که در خلوتش پناه می‌گیرد، اگرچه از نعمت‌های ظاهری دور است، اما از زحمت و تحقیر وابستگی رهاست؛

• پذیرش گرسنگی، اگر از روی اراده و برای حفظ حرمت نفس باشد، نوعی قدرت است، نه ضعف.

  • حسین عمرزاده

ابوحازِم سَلَمة بن دینار رحمه الله:


لا يُحْسِنُ عَبْدٌ فِيمَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللَّهِ إِلا أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْعِبَادِ وَلا يَعْوَرُ فِيمَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللَّهِ إِلا أَعْوَرَ مَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْعِبَادِ، وَلَمُصَانَعَةُ وَجْهٍ وَاحِدٍ أَيْسَرُ مِنْ مُصَانَعَةِ الْوُجُوهِ كُلِّهَا، إِنَّكَ إِذَا صَانَعْتَهُ مَالَتِ الْوُجُوهُ كُلُّهَا إِلَيْكَ وَإِذَا اسْتَفْسَدْتَ بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ شَنَئَتْكَ الْوُجُوهُ كُلُّهَا.


«هیچ بنده‌ای ارتباطش را با الله نیکو نمی‌سازد، مگر آن‌که الله نیز ارتباط او را با مردم نیکو می‌گرداند. و هیچ بنده‌ای ارتباطش را با الله تباه نمی‌سازد، مگر آن‌که الله نیز ارتباطش را با مردم تباه می‌گرداند.

و به‌راستی که راضی نگه داشتن یک چهره (یعنی خداوند) آسان‌تر است از راضی کردن همه چهره‌ها (یعنی مردم). اگر تو با الله خالص باشی و او را راضی نگه داری، همه دل‌ها به‌سویت گرایش می‌یابند. و اگر ارتباطت را با الله خراب کنی، همه دل‌ها از تو روی‌گردان می‌شوند.»


منبع: تاریخ الإسلام، ذهبی، ج ۸، ص ۴۴۲.

  • حسین عمرزاده

عُروَة بن زبیر رحمه الله :


إذا رأيت الرجل يعمل الحسنة فاعلم أن لها عنده أخوات، وإذا رأيته يعمل السيئة فاعلم أن لها عنده أخوات، فان الحسنة تدل على أختها، وإن السيئة تدل على أختها.

«هرگاه کسی را دیدی که کار نیک انجام می‌دهد، بدان این کار نیک تنها نبوده بلکه کارهای نیک دیگری در کنار خود دارد، زیرا این عمل نیکو بر اعمال نیکوی دیگری دلالت می‌کند، همچنانکه اگر از کسی کاری زشت سر بزند بیانگر آن است که کارهای زشت دیگر نیز از او سر خواهد زد».

صِفَةُ الصَّفوَة: ۱/۳۴۹.

  • حسین عمرزاده

سلمة بن دینار رحمه الله:


شيئان إذا عملت بهما أصبتَ بهما خير الدنيا والآخرة لا أطوّل عليك.

«دو چیز هست که اگر به آن دو عمل کنی، به خیر دنیا و آخرت دست خواهی یافت و بیش از این طول نمی‌دهم.»

گفته شد: «آن دو چیز کدام‌اند، ای ابوحازم؟»

گفت:

تحمّل ما تكره إذا احبّه الله وتترك ما تحبّ إذا كرهه الله.

«تحمّل چیزی که دوست نداری، آنگاه که خدا آن را دوست دارد، و ترک چیزی که دوست داری، آنگاه که خدا آن را نمی‌پسندد.»


صفة الصفوة: جلد ۱، صفحه ۳۹۱.

  • حسین عمرزاده

امام ابن حزم رحمه الله:

«در جستجوی هدف و مقصدی برآمدم که نزد تمام مردم پسندیده باشد، متوجه شدم که آن مقصد فقط یکی است، آن هم عبارت از زدودن نگرانی و اضطراب درونی است. وقتی با دقت نگریستم متوجه شدم که مردم در در پیداکردن راه چاره و مداوای آن یکسان نیستند و انسان‌ها با وجود اختلاف خواست‌ها و مطالبات‌شان و متفاوت‌بودن تصمیمات‌شان، همگی یک هدف را دنبال می‌کنند و آن زدودن پریشانی و نگرانی درونی است. اما بعضی برای رسیدن به هدف فوق به بیراهه رفته و برخی نیز تقریباً به راه راست رفته‌اند، و بالآخره بعضی دیگر به راه درست رسیده و آن را در پیش گرفته و ادامه داده‌اند، دستۀ سوم بسیار کم هستند و به ندرت موفق به پیمودن این راه می‌شوند»

امام ابن حزم پس از جستجوی راه‌های برطرف‌کردن اضطراب و نگرانی به ارائه راه حلی پرداخته که خود بدان رسیده و می‌گوید:

«راهی را جستجو کردم که انسان را در برطرف‌کردن اضطراب روحی و روانی یاری دهد. سپس به این نتیجه رسیدم که کوشش برای جهان آخرت و توجه به سوی خداوند عزّ وجل یگانه راهی است که اضطراب درونی را زدوده و آن را محو و نابود می‌کند».

منبع: الأخلاق والسير في مداواة النفوس، صص ۱۴-۱۵

  • حسین عمرزاده

امام مسروق بن اجدَع رحمه الله  سجده را بسیار دوست داشت، زیرا بهترین حالتی که انسان در آن از همۀ حالات به الله نزدیکتر است سجده است.

«نقل است که به سفر حج رفت، تا روزی که برگشت جز بر هیئت سجده نخوابید.»

سیر أعلام النبلاء: جلد ۴، صفحه ۶۵.

  • حسین عمرزاده

انس بن سیرین از همسر مسروق بن اجدع نقل می‌کند که گفته است:

 


كَانَ مَسْرُوْقٌ يُصَلِّي حَتَّى تَوَرَّمَ قَدَمَاهُ، فُرُبَّمَا جَلَسْتُ أَبْكِي مِمَّا أَرَاهُ يَصْنَعُ بِنَفْسِهِ.

«مسروق آنقدر نماز می‌خواند که هردو پای او ورم می‌کرد، و بسیاری اوقات من از حسرت می‌نشستم و دلم به حال او سوخته و برایش می‌گریستم».

 

سیر أعلام النبلاء: ۴/۶۵.

  • حسین عمرزاده

امام زین العابدین رَضِیَ اللهُ عَنه در اثر ترسی که از الله داشت، هر وقت وضو می‌گرفت چهره‌اش به زردی می‌گرایید، اهل بیتش عرض می‌کردند: «این چه حالتی است که در هنگام وضو برایت حادث می‌شود؟» در پاسخ گفت:


تدرون بين يدي من أريد أن أقوم؟
«می‌دانید که می‌خواهم در پیشگاه چه کسی بایستم؟!».

 

صفة الصفوة: ۱/۳۵۴.

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest