| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۵۱۵ مطلب با موضوع «سخنان ناب» ثبت شده است

فضیل بن عیاض رحمه الله درباره آیه ﴿(ليبلوكم أيكم أحسن عملا)﴾ [هود: ۷] می‌گوید:


 

 

"أخلصه وأصوبه، فإنه إذا كان خالصا ولم يكن صوابا لم يقبل، وإذا كان صوابا ولم يكن خالصا لم يقبل حتى يكون خالصا، والخالص إذا كان لله، والصواب إذا كان على السنة."

«خالص‌ترین و درست‌ترین عمل؛ اگر خالص باشد ولی درست نباشد، مقبول نیست و اگر درست بود ولی خالص نبود، باز هم مقبول نیست. خالص آن است که برای الله باشد، و درست و صحیح آن است که مطابق سنت باشد.»

 

 

 

حلیة الأولیاء و طبقات الأصفياء، ابونعیم اصفهانی، ج ۸، ص ۹۵.

  • حسین عمرزاده

محمد بن عبید طنافسی می‌گوید که از امام سفیان ثوری رحمه الله شنیدم، که می‌گفت: 


علم را با [عمل کردن] خودتان تزیین کنید و نه اینکه خودتان را با علم تزیین کنید.


_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_


عن مُحَمَّدُ بْنُ عُبَیْدٍ الطَّنَافِسِیُّ، قَالَ: سَمِعْتُ سُفْیَانَ الثَّوْرِیُّ، یَقُولُ: زَیِّنُوا الْعِلْمَ بِأَنْفُسِکُمْ وَلَا تَزَیَّنُوا بِالْعِلْمِ.



أخرجه أبو نعیم فی الحلیة ۶/ ۳۶۱

  • حسین عمرزاده

از امام عبد الله بن مبارک رحمه‌الله نقل شده که امام سفیان ثوری رحمه‌الله فرمودند:


«از فتنه‌ی عابد جاهل و عالم فاجر به الله متعال پناه ببرید، زیرا فتنه‌ی این دو، هر کسی که دچار فتنه شده را در بر می‌گیرد.»



_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_


عن عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْمُبَارَکِ , عن سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ قَالَ: یُقَالُ: «تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ فِتْنَةِ الْعَابِدِ الْجَاهِلِ , وَفِتْنَةِ الْعَالِمِ الْفَاجِرِ , فَإِنَّ فِتْنَتَهُمَا فِتْنَةٌ لِکُلِّ مَفْتُونٍ»


أخرجه الآجری فی أخلاق العلماء ص۸۷

  • حسین عمرزاده

از عبدالعزیز بن ابان رحمه‌الله نقل شده که گفت سفیان ثوری رحمه‌الله فرمود:


«از غیبت و از قرار گرفتن در [حقوق] مردم برحذر باش! چراکه دینت را نابود می‌کند»


_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_


عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ أَبَانَ، قَالَ: قَالَ سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ: «إِیَّاکَ وَالْغِیبَةَ، إِیَّاکَ وَالْوُقُوعَ فِی النَّاسِ، فَیَهْلِکَ دِینُکَ»


أخرجه الأصبهانی فی التوبیخ والتنبیه ص۸۲

  • حسین عمرزاده

سفیان ثوری رحمه‌الله می‌گوید:

 

 

"أَوَّلُ الْعِلْمِ: الصَّمْتُ، وَالثَّانِي: الِاسْتِمَاعُ. 
وَالثَّالِثُ: الْحِفْظُ. 
وَالرَّابِعُ: الْعَمَلُ بِهِ. 
وَالْخَامِسُ: نَشْرُهُ."

 

 

یعنی:

 

اولِ علم، سکوت است؛
دوم، شنیدن؛
سوم، حفظ کردن؛
چهارم، عمل به آن؛
و پنجم، انتشار آن.


 

منبع: سمرقندی، تنبیه الغافلین، ص ۴۳۶؛ و أبو نعیم با لفظی دیگر در الحلیة، ج ۳، ص ۳۶۱.

  • حسین عمرزاده

از یوسف بن اسباط نقل شده که گفت از سفیان ثوری رَحِمَه‌ُالله شنیدم که می‌گفت:

 

هرگاه دیدی که قاریِ قرآن [یا عالمی] به بارگاه حاکم پناه می‌جوید، به یقین بدان که دزد [دین] است. و هرگاه دیدی که به بارگاه ثروتمندان پناه می‌جوید، یقین بدان که ریاکار است!



_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_


عن یُوسُفَ بْنَ أَسْبَاطٍ، قال : سَمِعْتُ سُفْیَانَ الثَّوْرِیَّ، یَقُولُ: إِذَا رَأَیْتَ الْقَارِئَ یَلُوذُ بِبَابِ السُّلْطَانِ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لِصٌّ، فَإِذَا رَأَیْتَهُ یَلُوذُ بِبَابِ الْأَغْنِیَاءِ فَاعْلَمْ أَنَّهُ مُرَاءٍ


أخرجه أبو نعیم فی الحلیة ۶/۳۸۷

  • حسین عمرزاده

در "هواپیما" آرام می گیری در حالی  که نمی دانی "خلبان" آن کیست...!

 

در "کشتی" آرام می گیری در حالی که  نمی دانی "ناخدای" آن چه کسی است...!

 

پس چگونه در "زندگی" ات آرام نمی گیری در حالی که می دانی مدیر و مدبر آن *«الله»* است...؟!!

 

به پروردگارت اطمینان داشته باش...

  • حسین عمرزاده

امام ابن رجب رحمه الله فرمود :


خاشع آن نیست که از شدت خشوع و ترس آنچنان گریه کند که چشمانش خیس شوند ، بلکه خاشع آن است که میل به حرام و توانایی انجام حرام را داشته باشد ، ولی آن را (ازترس الله) ترک کند.


       

رسائل ابن رجب ۱/۱۶۳


پی نوشت:منظور امام ابن رجب رحمه الله جمع بین این دو صفت (تضرع و گریستن به درگاه الله متعال و ترک حرام هنگام وجود توانایی انجام آن) است.زیرا فقط گریه و زاری و اشک بار بودن چشم ها کافی نیست و خشوع و ترس واقعی از هیبت و عظمت و عذاب الله متعال زمانی معنا پیدا می کند که انسان به انجام اوامر شرع اشتیاق و از انجام گناه و نافرمانی واهمه داشته باشد.

  • حسین عمرزاده

به ابن مبارک گفتند :تا به کی به نوشتن ادامه خواهی داد ؟


گفت : شاید کلمه ای را که از آن سود می برم هنوز ننوشته باشم .


سیر أعلام النبلاء ٤٠٧/٨

  • حسین عمرزاده

زهری رحمه الله: 


قسم به الله اگر ندا دهنده ای از آسمان ندا دهد که دروغ گفتن حلال است ، من (باز هم) دروغ نمی گفتم .


قال الزهری رحمه الله :"والله لو نادى منادٍ من السماء "إن الکذب حلالٌ"  ما_کذبتُ"


تاریخ دمشق٣٢٧/٥


پی نوشت:یعنی چنان به احکام و شریعت الله و پیامبرش ایمان دارم و پایبند هستم که به هیچ عنوان حرام الله متعال را حلال نخواهم دانست و انجام نخواهم داد.

  • حسین عمرزاده

 به امام اوزاعی رحمه الله گفته شد:


مردی می گوید : من هم با اهل سنت هم نشینی می کنم و هم با اهل بدعت.

 امام اوزاعی فرمودند: این مرد می خواهد بین حق و باطل مساوات ایجاد کند.


قیل للأوزاعی رحمه الله  :‌‏إن رجلا یقول : أنا أجالس أهل السنة وأجالس أهل البدع.

 فقال الأوزاعی رحمه الله:  هذا رجل یرید أن یسوی بین الحق والباطل.



الإبانة ۴۳۰

  • حسین عمرزاده

چهارمین خلیفه‌ی راشد، علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه به پسرش حسن رضی الله عنه فرمود:


با جسم خود در دنیا باش و با قلب خویش در آخرت.



 حلیة الاولیاء لأبی نعیم ٤٦/٢

  • حسین عمرزاده

بلال بن سعد رحمه‌الله می‌گوید:

 

 

"لَا تَكُنْ وَلِيًّا لِلَّهِ فِي الْعَلَانِيَةِ وَعَدُوَّهُ فِي السَّرِيرَةِ."

«از کسانی نباش که در ظاهر دوست الله متعال‌اند، ولی در نهان دشمنش.»

 

 

الإخلاص و النیة، ابن ابی الدنیا، ص ۵۴.

  • حسین عمرزاده

"وكان إذا بلغه عن رجل صلاحٌ أو زهد أو قيامٌ بحق أو اتباع للأمر سأل عنه وأحبَّ أن يجري بينه وبينه معرفة، وأحب أن يعرف أحواله."

 

امام احمد هرگاه از مردی صفاتی چون نیکوکاری، زهد، کوشیدن برای برپایى حقّ [و عدالت] و اطاعتِ دستورات دین می‌شنید، درباره‌ی او سوال می‌کرد، از احوالش می‌پُرسید، و [از روی دوستی] می‌خواست بابِ آشنایی و معاشرت میانشان گشوده شود.

 

 

مناقب الإمام أحمد، صص ۲۹۸-۲۹۹.

  • حسین عمرزاده

امام احمد بن حنبل -رحمه‌الله‌تعالی- :


«برترین این امّت -پس از پیامبر- ابوبکر صدّیق است، سپس عمر بن خطّاب، سپس عثمان بن عفّان. 


این سه تن را بر غیرشان مقدم می‌شماریم همانطور که اصحاب پیامبر آنان را مقدم و اولویت‌دار شمردند. 


صحابه در این ترتیبِ مقام اختلاف ننمودند. 


پس از این سه نفر، پنج نفرِ «شورای شش نفره» قرار می‌گیرند. علی بن ابی طالب، زبیر، طلحه، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقّاص. 


همه آنها برای خلافت شایسته بودند و همه آنان ائمه هدایت بودند.»



طبقات الحنابلة: (ج۲-۱۶۹)

  • حسین عمرزاده

اگر فصاحت و حسن بیان شافعی را می‌دیدی، شگفت‌زده می‌شدی!


و اگر این کتاب‌ها را با همان ادبیاتی می‌نوشت که در مناظرات با ما سخن می‌گفت از خواندن‌ آنها به خاطر اوج فصاحت و اصالت واژگان بَر نمی‌آمدیم.


منتها امام نوشته‌هایش را به زبان ساده می‌نوشت تا مردمان عادی هم بتوانند استفاده ببرند.


ربیع بن سلیمان، مناقب الشافعی (بیهقی) (ج۲-۴۹)

  • حسین عمرزاده

امام ابن حبان رحمه الله فرموده است:


برادران را در مشکلات و سختیها می توان شناخت؛


وگرنه همه مردم در هنگام راحتی و رفاه، دوستان همدیگرند.


و بدترین برادران کسانی هستند که برادرانشان را در گرفتاری و هنگام احتیاج، تنها بگذارند.


روضة العقلاء، ص۲۲۱

  • حسین عمرزاده

خالد بن خراش رحمه‌الله می‌گوید:

 


به امام مالک رحمه‌الله گفتم: نصیحتم کن.

 


فرمود:

 

"عليك بتقوى الله وطلب العلم عند أهله."

«تقوای الهی پیشه ساز و طلب علم از اهل آن را بر خود لازم بگیر.»

 

 

ترتيب المدارك، قاضی عیاض، ج ۱، ص ۱۸۹.

  • حسین عمرزاده

از امام ابوحنیفه رحمه‌الله روایت شده که:

 

«در مکه، عطاء (بن أبی رباح) را دیدم و از او درباره مسأله‌ای پرسیدم.
به من گفت: "از کجایی؟"
گفتم: از مردم کوفه‌ام.
گفت: "آیا تو از همان قریه (شهر) نیستی که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه‌فرقه شدند؟"
گفتم: آری.
گفت: "پس از کدام دسته از آن‌ها هستی؟"
گفتم:

 

"ممن لا يسب السلف ويؤمن بالقدر ولا يكفر أحدا بذنب."

از کسانی هستم که بدیِ سلف (گذشتگان نیک امت) را نمی‌گویند، به قضا و قدر ایمان دارند و هیچ‌کس را به‌سبب گناه، تکفیر نمی‌کنند.


عطاء گفت:

 

"عرفت فالزم."

«شناختی، پس بر آن پایداری کن.»

 

 

تاریخ بغداد، الخطیب البغدادي، ج ۱۳، ص ۳۳۲.

 

پی‌نوشت:

 

به‌این‌ترتیب، امام ابوحنیفه (رحمه‌الله) از چهار گروه اعلام برائت نمود:


۱. کسانی که در مورد صحابه (رضی‌الله‌عنهم) بد می‌گویند؛
۲ و ۳. قدریه و جبریه که در موضوع قضا و قدر به انحراف رفته‌اند؛
۴. خوارج که مرتکب گناه کبیره را از دایره اسلام خارج می‌دانند.

  • حسین عمرزاده

 شیخ عبدالقادر گیلانی (رحمه الله تعالی رحمة واسعة) خطاب به اهل تصوف و صوفیان می فرمایند:


ای پشمینه پوش! بدان که تصوف از واژه «صفا» مشتق شده و صوفیِ صادق در تصوف خود، قلب خود را از غیر الله خالی و پاکیزه و پاک می گرداند و این چیزی است که فقط با تغییر پوشاک، زردی رخسار، جمع کردن شانه ها، لقلقه ی زبان به حکایت صالحان و تحرک انگشتان به تسبیح و تهلیل حاصل نمیگردد، بلکه آن صفت با صدق در طلب حق عزوجل، زهد و دوری از دنیا و بیرون کردن  غیر الله از قلب به دست می آید!



الفتح الربانی؛ (ص ۱۱۵)

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest