تو بر اوج فلک چه دانى چیست؟!
جمعه, ۲ آبان ۱۳۹۹، ۰۹:۳۰ ب.ظ
منجمی (ستاره شناس) به خانه در آمد یکی مرد بیگانه را دید با زن او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحب دلی که برین واقف بود گفت:
تو بر اوج فلک چه دانى چیست؟
که ندانى که در سرایت کیست؟!
منبع:گلستان سعدی/ باب ۴
این حکایت از گلستان سعدی، طنزی نیشدار و حکیمانه دربارهی عدم درک اولویتهای زندگی است. ستارهشناس که تمام عمر خود را صرف شناخت افلاک و آسمان کرده، از آنچه در خانهی خودش میگذرد، بیخبر است.
بیت پایانی، به شکل ضربالمثل درآمده و به ما یادآوری میکند که دانستن مسائل بزرگ، بدون شناخت امور ضروری و حیاتی پیرامونمان، بیفایده است.