ابن حِبّان رَحِمَهُ الله :
چه بسیار جداییهای بین برادران و ترکِ دوستان که آغازش از یک شوخی بوده است.
كم من افتراق بين أخوين وهجران بين متآلفين كان أول ذلك المزاح.
رَوضَةُ العُقلاء: ۷۸
- ۰ نظر
- ۰۱ آبان ۰۱ ، ۱۹:۴۰
ابن حِبّان رَحِمَهُ الله :
چه بسیار جداییهای بین برادران و ترکِ دوستان که آغازش از یک شوخی بوده است.
كم من افتراق بين أخوين وهجران بين متآلفين كان أول ذلك المزاح.
رَوضَةُ العُقلاء: ۷۸
وَهْب بن مُنَبِّه رَحِمَهُ الله :
«هرگاه شنیدی کسی تو را برای آنچه نداری ستایش میکند، خود را ایمن ندان که تو را برای عیبی که نداری نکوهش کند!»
إِذَا سَمِعْتَ مَنْ يَمْدَحُكُ بِمَا لَيْسَ فِيْكَ، فَلاَ تَأْمَنْهُ أَنْ يَذُمَّكَ بِمَا لَيْسَ فِيْكَ.
از امام شافعی رَحِمَهُ الله نقل شده که مردی به شَعبي رَحِمَهُ الله گفت :
عُمَر بن عبدالعزیز رَحِمَهُ الله از همنشینانش پرسید :
احمق ترینِ مردم چه کسی است ؟
گفتند : احمقترین مردم کسی است که آخرت خود را بفروشد تا دنیا را به دست آورد.
عمر گفت: احمقتر از او کسی است که آخرت خود را برای دنیای دیگران بفروشد!
قَالَ عُمَرُ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ لِجُلَسَائِهِ: " أَخْبِرُونِي بِأَحْمَقِ النَّاسِ، قَالُوا: رَجُلٌ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ، فَقَالَ عُمَرُ: " أَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِأَحْمَقَ مِنْهُ؟ قَالُوا: بَلَى، قَالَ: «رَجُلٌ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيَا غَيْرِهِ»
حِلیَةُ الأَولیاء ج ٥ ص ٣٢٥
پیامبر صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّم فرمودند :
الْعِبادَةُ في الهَرْجِ كَهِجْرَةٍ إلَيَّ.
«عبادت در هرج و مرج،مانند هجرت به سوی من است.» [صحیح مسلم ۲۹۴۸]
امام نَوَوي رَحِمَهُ الله می گوید :
الْمُرَادُ بِالْهَرْجِ هُنَا الْفِتْنَةُ وَاخْتِلَاطُ أُمُورِ النَّاسِ وَسَبَبُ كَثْرَةِ فَضْلِ الْعِبَادَةِ فِيهِ أَنَّ الناس يغفلون عنها ويشتغلون عنها ولايتفرغ لها إلا أفراد.
«مراد از هرج در اینجا فتنه و آشفتگی امور مردم است و سبب فضیلت زیاد عبادت در این زمان این است که مردم از آن غافل اند و جز افراد کمی به آن نمی پردازند».
شرحُ النَّوَوي علی مُسلِم ۱۸/۸۸
متکلّم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد.
مشو غرّه بر حُسن ِ گفتار ِ خویش
به تحسین نادان و پندار خویش
سعدی-گلستان
امام أَوزاعي رَحِمَهُ الله :
هر مسلمان بر مرزی از مرزهای اسلام ایستاده؛ هر که میتواند اجازه ندهد از مرز او به اسلام ضربه بزنند، چنین کند.
مَا مِنْ مُسْلِمٍ إِلَّا وَهُوَ قَائِمٌ عَلَى ثَغْرَةٍ مِنْ ثُغَرِ الْإِسْلَامِ، فَمَنِ اسْتَطَاعَ أَلَّا يُؤْتَى الْإِسْلَامُ مِنْ ثَغْرَتِهِ فَلْيَفْعَلْ.
السُّنَّة لِلمَروَزي،ص ۱۳
زکریّا علیهِ السّلام در دعای خود فرمود :
وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيّاً
و من (هرگز) در دعای تو، ای پروردگارم! محروم نبوده ام . [سوره مریم : آیه ۴]
ابن عُیَینة رَحِمَهُ الله می گوید :
سعدت بدعائك وإن لَمْ تعطني
یعنی: «با دعای تو خوشبختم حتی اگر [خواستهام را] عطا نکنی».
منبع:تفسیر ابن أبي حاتِم
ابن سَمّاک رَحِمَهُ الله :
دنیا همهاش اندکی بیش نیست، که از آن جز اندکی باقی نمانده،و از این باقیمانده جز اندکی به تو نرسیده،و از اندکِ تو جز اندکی نمانده است!
الدُّنْيَا كُلُّهَا قَلِيْلٌ، وَالَّذِي بَقِيَ مِنْهَا قَلِيْلٌ، وَالَّذِي لَكَ مِنَ البَاقِي قَلِيْلٌ، وَلَمْ يَبْقَ مِنْ قَلِيْلِكَ إِلاَّ قَلِيْلٌ...
سِیَرُ أعلامِ النُّبَلاء ۸/۳۳۰
مردی (تهدید کنان) به ضِرار بن قَعقاع رَضِيَ اللهُ عَنهُ گفت :
والله اگر یکی بگویی ده تا خواهی شنید
ضِرار گفت :
والله اگر ده تا بگویی،یکی (هم) نخواهی شنید.
حُكِيَ أَنَّ رَجُلًا قَالَ لِضِرَارِ بْنِ الْقَعْقَاعِ: وَاَللَّهِ لَوْ قُلْت وَاحِدَةً لَسَمِعْت عَشْرًا. فَقَالَ لَهُ ضِرَارٌ: وَاَللَّهِ لَوْ قُلْت عَشْرًا لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً.
أدَب الدُّنيا والدّين لِلماوَردي ٢٥٣
ابو هُرَیرَة رَضِيَ اللهُ عَنهُ :
حُذَیفَة بن یَمان رَضِيَ اللهُ عَنهُ :
«تا وقتی دینت را بشناسی فتنه به تو زیانی نخواهد رساند. فتنه هنگامی رخ میدهد که نتوانی حق را از باطل تشخیص دهی».
لَا تَضُرُّكَ الْفِتْنَةُ مَا عَرَفْتَ دِينَكَ إِنَّمَا الْفِتْنَةُ إِذَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ الْحَقُّ وَالْبَاطِلُ.
فَتحُ الباري ۱۳/۴۹
بَکر بن عبدالله مُزَني رَحِمَهُ الله :
«ای فرزند آدم، اگر میخواهی قدر نعمتهای الله را بدانی، چشمانت را ببند».
«يَا ابْنَ آدَمَ، إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ قَدْرَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْكَ فَغَمِّضْ عَيْنَيْكَ»
الشكر لابن أبي الدنيا ۶۲
به ابن مبارک رَحِمَهُ الله گفتند :
تا کی به نوشتن علم ادامه خواهی داد؟
گفت: «شاید کلمهای را که از آن سود میبرم هنوز ننوشته باشم»!
قِيْلَ لَهُ: إِلَى مَتَى تَكتُبُ العِلْمَ؟
قَالَ: لَعَلَّ الكَلِمَةَ الَّتِي أَنْتَفِعُ بِهَا لَمْ أَكتُبْهَا بَعْدُ.
سِیَرُ أعلامِ النُّبَلاء ۸/ ۴۰۷
سَلَمَةُ بن دینار رَحِمَهُ الله :
ببین به سبب چه کارهایی از مرگ بدت میآید ( و دوست نداری از دنیا بروی )
( همین الان ) آن کارها را ترک کن، سپس هیچ زیانی برایت ندارد که چه وقت از دنیا بروی!
انْظُرْ كُلَّ عَملٍ كَرهتَ المَوْتَ مِنْ أَجْلِهِ، فَاترُكْهُ، ثُمَّ لاَ يَضرُّكَ مَتَى مِتَّ.
سِیَرُ أعلامِ النُّبَلاء: ۶/ ۹۸
خَطّاب بن المُعَلَّی المَخزومي رَحِمَهُ الله پسرش را این چنین نصیحت می کرد :
سُفیان رَحِمَهُ الله :
أَتَدْرُونَ أَيُّ النَّاسِ أَحْرَصُ عَلَى الْعِلْمِ؟ فَسَكَتُوا، قَالَ: أَعْلَمُهُمْ .
آیا می دانید از بین مردم چه کسی برای علم،حریص تر و مشتاق تر است؟
دوستانش پاسخی ندادند.
گفت : داناترین آنها .
[تاريخ أبي زَرعَة الدِّمَشقي، صفحة ٥٥٠]
یعنی : علاقه و حرص برای تحصیل علم فقط در وجود افرادی ست که نسبت به اهمیتش آگاه هستند.
امام نَوَوي رَحِمَهُ الله :
قَالَ الْعُلَمَاءُ وَلَا يُشْتَرَطُ فِي الْآمِرِ وَالنَّاهِي أَنْ يَكُونَ كَامِلَ الْحَالِ مُمْتَثِلًا مَا يَأْمُرُ بِهِ مُجْتَنِبًا مَا يَنْهَى عَنْهُ بَلْ عَلَيْهِ الْأَمْرُ وَإِنْ كَانَ مُخِلًّا بِمَا يَأْمُرُ بِهِ وَالنَّهْيُ وَإِنْ كَانَ مُتَلَبِّسًا بِمَا يَنْهَى عَنْهُ فَإِنَّهُ يَجِبُ عَلَيْهِ شَيْئَانِ أَنْ يَأْمُرَ نَفْسَهُ وَيَنْهَاهَا وَيَأْمُرَ غَيْرَهُ وَيَنْهَاهُ فَإِذَا أَخَلَّ بِأَحَدِهِمَا كَيْفَ يُبَاحُ لَهُ الْإِخْلَالُ بِالْآخَرِ.
علما گفته اند : شرط نیست که فرد ( امر کننده به معروف و یا نهی کننده از زشتی برای جواز این کار ، خود او نیز ) حتما به صورت کامل به این چیزها که می گوید پایبند باشد
بلکه بر او واجب است که امر به معروف کند اگر چه خود آن را انجام نمی دهد
و واجب است نهی از منکر نماید اگر چه خود او نیز آن را انجام می دهد
زیرا حقیقت این است که دو چیز بر او واجب است
اول : اینکه خود به آن امر و نهی پایبند باشد و نفس خویش را امر و نهی نماید
دوم : اینکه دیگران را نیز به نیکی سفارش نموده و از بدی ها بازدارد
پس اگر او یکی از این دو را ضایع ساخت و یا در آن کم و کاستی داشت نباید به وظیفه ی دیگر نیز (آسیب زده ) و آن را نیز ضایع سازد.
شَرحُ النَّوَوي على مُسلِم ٢/٢٣
امام ابن کثیر رَحِمَهُ الله :
امام زین العابدین،علي بن الحسین رَضِيَ اللهُ عَنهُ به فرزندش توحید را آموزش می داد و می فرمود بگو :