| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

| دفترچه

دفترچه ای برای یادداشت، بایگانی و به اشتراک گذاری هرآنچه که ارزشمند است.

|  دفترچه

تا بُوَد وِردَت دُعا وُ درسِ قرآن غَم مَخور

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۳۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سخنان ناب» ثبت شده است

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند:

 

 

"إِنَّ الدِّينَ يُسْرٌ، وَلَنْ يُشَادَّ الدِّينَ أَحَدٌ إِلَّا غَلَبَهُ، فَسَدِّدُوا وَقَارِبُوا، وَأَبْشِرُوا، وَاسْتَعِينُوا بِالْغَدْوَةِ وَالرَّوْحَةِ وَشَيْءٍ مِنَ الدُّلْجَةِ."

 

«دين آسان است؛ و هرکس دین را بر خود سخت بگيرد، سرانجام مغلوبش می‌کند (یعنی خسته و درمانده می‌شود). پس راه درست و ميانه را در پيش بگيريد و [به درستکاری و ميانه‌روی] شاد باشيد و از عبادت صبح و شام و پاسی از شب کمک بگيريد». [صحيح البخاري - ۳۹]

 

 

ابن المُنَيِّر رحمه‌الله می‌گوید:

 

 

"في هذا الحَديثِ عَلَمٌ مِن أعلامِ النُّبوَّةِ؛ فقد رَأينا ورَأى النَّاسُ قَبلَنا أنَّ كُلَّ مُتَنَطِّعٍ في الدِّينِ ينقَطِعُ، وليس المُرادُ مَنعَ طَلَبِ الأكمَلِ في العِبادةِ؛ فإنَّه مِنَ الأُمورِ المَحمودةِ، بل مَنعَ الإفراطِ المُؤَدِّي إلى المَلالِ، أوِ المُبالَغةِ في التَّطَوُّعِ المُفضي إلى تَركِ الأفضَلِ، أو إخراجِ الفَرضِ عن وقتِه، كمَن باتَ يُصَلِّي اللَّيلَ كُلَّه، ويُغالبُ النَّومَ إلى أن غَلَبَته عَيناه في آخِرِ اللَّيلِ، فنامَ عن صَلاةِ الصُّبحِ في الجَماعةِ، أو إلى أن خَرَجَ الوقتُ المُختارُ، أو إلى أن طَلَعَتِ الشَّمسُ فخَرَجَ وقتُ الفريضةِ."

 

«در این حدیث، نشانه‌ای از نشانه‌های نبوت نهفته است. ما و مردمان پیش از ما مشاهده کرده‌ایم که هر کس در دین سخت‌گیری بی‌رویه کند، رهاشده از آن بازمی‌ماند. منظور [از نهی در این حدیث] جلوگیری از طلب بهترین حالت در عبادت نیست — زیرا این خود امری پسندیده است — بلکه مقصود، بازداشتن از زیاده‌رویِ ملال‌آور یا افراط در نوافل است که ممکن است به ترکِ عمل برتر یا خارج شدن فریضه از وقتش بینجامد. مانند کسی که تمام شب را به نماز می‌ایستد و با خواب می‌جنگد تا آنکه در پایان شب، خواب بر چشمانش چیره می‌شود و از نماز صبح در جماعت بازمی‌ماند، یا تا زمانی که وقت اختیاری [نماز] می‌گذرد، یا تا طلوع خورشید که وقتِ فریضه به پایان می‌رسد.»

 

 

فتح الباری، ابن حجر، ج ۱، ص ۹۴.

  • حسین عمرزاده

امام عبدالله بن عبدالرحمن دارِمی رحمه‌الله در سنن خود (شمارهٔ ۲۱۰) روایت می‌کند:


حَکَم بن مبارک به ما خبر داد، گفت: عمرو بن یحیی به ما خبر داد، گفت: از پدرم شنیدم که از پدرش نقل می‌کرد و می‌گفت:


«ما پیش از نماز صبح، کنار درِ خانهٔ عبدالله بن مسعود رضی‌الله‌عنه می‌نشستیم. هر وقت بیرون می‌آمد، همراه او تا مسجد می‌رفتیم. در همین هنگام، ابوموسی اشعری رضی‌الله‌عنه نزد ما آمد و گفت:
آیا ابوعبدالرحمن (عبدالله بن مسعود) بیرون آمده است؟
گفتیم: نه، هنوز.
پس با ما نشست تا او بیرون آمد. وقتی عبدالله بن مسعود بیرون آمد، همگی به سویش رفتیم. ابوموسی به او گفت:
ای اباعبدالرحمن! همین الآن در مسجد صحنه‌ای دیدم که آن را ناپسند دانستم، هرچند ـ خدا را شکر ـ جز خیر چیزی در آن ندیدم.
گفت: چه چیزی؟
گفت: اگر زنده بمانی، خودت خواهی دید. من در مسجد گروه‌هایی را دیدم که حلقه‌حلقه نشسته بودند و منتظر نماز بودند. در هر حلقه، مردی ایستاده بود و در دست‌هایشان سنگریزه‌هایی داشتند. او می‌گفت: صد بار «الله‌اکبر» بگویید؛ و آنان صد بار تکبیر می‌گفتند. سپس می‌گفت: صد بار «لا إله إلا الله» بگویید؛ و آنان صد بار تهلیل می‌گفتند. بعد می‌گفت: صد بار «سبحان‌الله» بگویید؛ و آنان صد بار تسبیح می‌گفتند.
عبدالله بن مسعود گفت: به آنان چه گفتی؟
گفت: چیزی نگفتم؛ منتظر نظر یا دستور تو ماندم.

عبدالله بن مسعود گفت:

«آیا بهتر نبود به آن‌ها دستور می‌دادی گناهانشان را بشمارند و به آن‌ها اطمینان می‌دادی که هیچ‌چیز از نیکی‌هایشان از بین نخواهد رفت؟»

سپس به راه افتاد و ما هم همراهش رفتیم تا به یکی از همان حلقه‌ها رسید. مقابلشان ایستاد و گفت:
«این چه کاری است که انجام می‌دهید؟»
گفتند: ای اباعبدالرحمن! این‌ها سنگریزه‌هایی است که با آن‌ها تکبیر و تهلیل و تسبیح را می‌شماریم.

گفت:

 

" فَعُدُّوا سَيِّئَاتِكُمْ ، فَأَنَا ضَامِنٌ أَنْ لَا يَضِيعَ مِنْ حَسَنَاتِكُمْ شَيْءٌ ، وَيْحَكُمْ يَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ ، مَا أَسْرَعَ هَلَكَتَكُمْ هَؤُلَاءِ صَحَابَةُ نَبِيِّكُمْ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُتَوَافِرُونَ ، وَهَذِهِ ثِيَابُهُ لَمْ تَبْلَ ، وَآنِيَتُهُ لَمْ تُكْسَرْ، وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، إِنَّكُمْ لَعَلَى مِلَّةٍ هِيَ أَهْدَى مِنْ مِلَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أوْ مُفْتَتِحُو بَابِ ضَلَالَةٍ."

 

«پس گناهان خود را بشمارید؛ من ضمانت می‌کنم که هیچ‌کدام از حسنات شما ضایع نشود. وای بر شما، ای امت محمد! چه زود به هلاکت می‌افتید! صحابهٔ پیامبرتان صلی‌الله‌علیه‌وسلم هنوز فراوان‌اند؛ لباس‌های او هنوز کهنه نشده و ظرف‌هایش هنوز نشکسته است. سوگند به کسی که جانم در دست اوست، یا شما بر آیینی هدایت‌یافته‌تر از آیین محمد صلی‌الله‌علیه‌وسلم هستید، یا دارید دری از گمراهی را می‌گشایید.»

گفتند: به خدا سوگند، ای اباعبدالرحمن! ما جز خیر قصدی نداشتیم.

گفت:

 

" وَكَمْ مِنْ مُرِيدٍ لِلْخَيْرِ لَنْ يُصِيبَهُ ، إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَدَّثَنَا أَنَّ قَوْمًا يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ ، وَايْمُ اللَّهِ مَا أَدْرِي لَعَلَّ أَكْثَرَهُمْ مِنْكُمْ."

 

«چه بسیار کسانی که نیت خیر دارند، اما هرگز به آن نمی‌رسند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم به ما خبر داد که گروهی قرآن می‌خوانند، اما قرآن از گلوهایشان فراتر نمی‌رود. به خدا سوگند، نمی‌دانم؛ شاید بیشترشان همین شما باشید.»


سپس از آنان روی گرداند. عمرو بن سلمه می‌گوید:

 

"رَأَيْنَا عَامَّةَ أُولَئِكَ الْحِلَقِ يُطَاعِنُونَا يَوْمَ النَّهْرَوَانِ مَعَ الْخَوَارِجِ " .

 

«ما بیشتر افراد آن حلقه‌ها را در روز نهروان دیدیم که در کنار خوارج با ما می‌جنگیدند.»

  • حسین عمرزاده

از ابن‌عباس رضی‌الله‌عنهما نقل شده است که خبر درگذشتِ برادرش قُثَم را، در حالی که در سفر بود، به او رساندند. پس «إنا لله و إنا إلیه راجعون» گفت، سپس از مسیر کنار رفت، شتر خود را خواباند و دو رکعت نماز خواند و و در تشهّد آن دو رکعت اندکی طولانی‌تر ماند. بعد بلند شد و به سمت سواری‌اش برگشت، در حالی که می‌گفت:

 

{ وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ }

«و از شکیبایی و نماز یاری جویید، و نماز؛ جز بر فروتنان، دشوار و گران است.» [البقرة: ۴۵]

 

 

تفسیر ابن کثیر.

 

 

ظاهراً به این دلیل نشستن موقع تشهد را کمی طولانی کرد که دعا کند؛ چراکه یکی از مواضع دعا در نماز، بعد از تشهد و قبل از سلام دادن است.

  • حسین عمرزاده

سعد بن عُباده رضی‌الله‌عنه گفت:

 

"لو رأيتُ رجلًا مع امرأتي لضَربْتُه بالسَّيفِ غيرَ مُصْفِحٍ."

«اگر مردی را با همسرم ببینم، او را با لبه‌ی تيز شمشير خواهم زد.»


این سخن به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم رسید. پیامبر فرمودند:

 

"أَتَعْجَبُونَ مِن غَيْرَةِ سَعْدٍ، فَوَاللَّهِ لأَنَا أَغْيَرُ منه، وَاللَّهُ أَغْيَرُ مِنِّي، مِن أَجْلِ غَيْرَةِ اللهِ حَرَّمَ الفَوَاحِشَ، ما ظَهَرَ منها، وَما بَطَنَ."

«آیا از غيرت سعد تعجب مى‌كنيد؟ قسم به الله من از او با غيرت‌تر هستم و الله از من با غيرت‌تر مى‌باشد؛ و به خاطر غيرت الله است كه فواحش را حرام کرده است چه مواردی که آشكار انجام می‌شوند و چه مواردی که در نهان صورت می‌گیرد.»


 

متفق علیه.

  • حسین عمرزاده

عمر بن خطاب رضي الله عنه، سلیمان بن ابی حَثمه را در نماز جماعت صبح ندید. صبح، راهی بازار شد — خانه سلیمان بین بازار و مسجد پیامبر ﷺ قرار داشت — که در راه به شفاء، مادر سلیمان، برخورد.

 

پرسید: «امروز سلیمان را در نماز صبح ندیدم!»

 

او پاسخ داد: «تمام شب را به نماز ایستاده بود و خواب بر چشمانش غلبه کرد.»

 

عمر گفت:

 

"لأن أشهَدَ صَلاةَ الصُّبحِ في الجَماعةِ أحَبُّ إليَّ مِن أن أقومَ لَيلةً."

«برای من، حضور در نماز جماعت صبح، از شب‌زنده‌داریِ تمام شب نیز محبوب‌تر است.»

 

 

الموطأ، امام مالک، ج ۱، ص ۱۳۱.

  • حسین عمرزاده

ابن ابی‌اُوَیس می‌گوید: از دایی‌ام، مالک بن انس، شنیدم که می‌گفت:

 

 

"كانت أمي تُلبِسُني الثِّيابَ وتُعَمِّمُني وأنا صبيٌّ، وتوجِّهُني إلى ربيعةَ بنِ أبي عبدِ الرَّحمنِ، وتقولُ: يا بُنَيَّ، ائتِ مجلِسَ ربيعةَ فتعَلَّمْ من سَمتِه وأدَبِه قبل أن تتعَلَّمَ من حديثِه وفِقهِه."


«مادرم وقتی کودک بودم، مرا لباس می‌پوشاند و عمامه بر سرم می‌گذاشت، سپس مرا نزد ربیعة بن ابی عبدالرحمن می‌فرستاد و می‌گفت: پسرم، به مجلس ربیعه برو و پیش از آن‌که از حدیث و فقه او چیزی بیاموزی، از رفتار، منش و ادبش بیاموز.»

 

 

التمهيد لما في الموطأ من المعاني والأسانيد، ابن عبد البر، ج ۲، ص ۳۹۵.

  • حسین عمرزاده

از ابوعثمان نَهْدی روایت شده است که:

 

 

"أَنَّ أَبَا هُرَيْرَةَ، رَحِمَهُ اللَّهُ كَانَ يَقُومُ ثُلُثَ اللَّيْلِ، وَتَقُومُ امْرَأَتُهُ ثُلُثَ اللَّيْلِ، وَيَقُومُ ابْنُهُ ثُلُثَ اللَّيْلِ، إِذَا نَامَ هَذَا قَامَ هَذَا."

 

«ابوهریره رضی‌الله‌عنه، همسرش و پسرش، هر کدام یک‌سومِ شب را به عبادت می‌پرداختند؛ به‌گونه‌ای که هرگاه یکی می‌خوابید، دیگری برای عبادت برمی‌خاست.»

 

 

الزهد لأحمد بن حنبل، ص ۱۴۵، ش ۹۸۸.

  • حسین عمرزاده

امام حسن بصری رحمه‌الله:

 

 

"كُنَّا نُحَدَّثُ أَنَّهُ مَنْ عَيَّرَ أَخَاهُ بِذَنْبٍ قَدْ تَابَ إِلَى اللَّهِ مِنْهُ ابْتَلَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ."

 

«به ما گفته می‌شد: هر کس برادرش را به گناهی ملامت کند که او از آن توبه کرده است، الله عزوجل همان گناه را وسیلهٔ آزمایش و ابتلای او قرار می‌دهد.»

 

 

الزهد لأحمد بن حنبل، ص ۲۲۸، ش ۱۶۱۰.

  • حسین عمرزاده

فضیل بن عیاض رحمه‌الله می‌گوید:

 

 

"الْأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ , فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ , وَمَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ , وَلَا يُمْكِنُ أَنْ يَكُونَ صَاحِبُ سُنَّةٍ يُمَالِي صَاحِبَ بِدْعَةٍ إِلَّا مِنَ النِّفَاقِ."

«روح‌ها، مانند سربازان و لشکرهای گرد هم آمده هستند؛ آنچه از آن‌ها با یکدیگر آشنا می‌شود، با هم انس و الفت می‌گیرد، و آنچه ناآشناست، از یکدیگر جدا و دچار اختلاف می‌شود. و ممکن نیست که صاحبِ سنّت با صاحبِ بدعت همدل و همراه گردد، مگر از روی نفاق.»

 

 

ابن بطّه رحمه‌الله، در تعلیق بر سخن فضیل، می‌گوید:

 

 

"صَدَقَ الْفُضَيْلُ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ , فَإِنَّا نَرَى ذَلِكَ عِيَانًا."

«فضیل رحمه‌الله راست گفته است؛ زیرا ما این معنا را به‌روشنی و به‌چشم خود مشاهده می‌کنیم.»

 

 

الإبانة الكبرى، ابن بطة، ج ۲، ص ۴۵۶.

  • حسین عمرزاده

عطاء رحمه الله:

 

 

"إن الرجل ليتكلم في غضبه بكلمة يهدم بها عمل ستين سنة أو سبعين سنة."

«چه‌بسا انسان در هنگام خشم و عصبانیت، سخنی بر زبان آورد که عملِ شصت یا هفتاد ساله‌اش را تباه کند.»

 

 

فتح الباري، ابن رجب رحمه الله، ج ۱، ص ۲۰۰.

  • حسین عمرزاده

حافظ ذهبی ـ رحمه‌الله ـ یکی از عوامل استقامت و پایداریِ امام احمد بن حنبل ـ رحمه‌الله ـ را در دوران فتنهٔ خلقِ قرآن چنین بیان کرده است:


 

"الصَّدعُ بِالْحَقِّ عَظِيْمٌ، يَحْتَاجُ إِلَى قُوَّةٍ وَإِخْلاَصٍ، فَالمُخْلِصُ بِلاَ قُوَّةٍ يَعجِزُ عَنِ القِيَامِ بِهِ، وَالقَوِيُّ بِلاَ إِخلاَصٍ يُخْذَلُ، فَمَنْ قَامَ بِهِمَا كَامِلاً، فَهُوَ صِدِّيْقٌ، وَمَنْ ضَعُفَ، فَلاَ أَقَلَّ مِنَ التَّأَلُّمِ وَالإِنكَارِ بِالقَلْبِ، لَيْسَ وَرَاءَ ذَلِكَ إِيْمَانٌ - فَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ -."

 

«آشکارا و به حقّ صحبت کردن کار بزرگی‌ست که نیازمندِ دارا بودن "قدرت" و "اخلاص" است. انسان مخلص بدون "قدرت کافی" از انجام آن عاجز می ماند، و انسان نیرومند "بدون اخلاص" خوار و ذلیل می گردد. پس انسان صدّیق کسی است که با هر دوی آنها برای بیان حقیقت قیام کند. و هر کس ضعیف و ناتوان باشد، دست‌کم باید رنجِ درونی داشته باشد و در دل انکار کند؛ كه پس از این، دیگر ایمانی باقی نمی‌ماند. و لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِالله (هیچ نیرویی نیست مگر به یاریِ الله).»

 

 

سير أعلام النبلاء، ج ۱۱، ص ۲۳۴.

  • حسین عمرزاده

ابو‌الدَّرداء به همسرش ام‌الدرداء رضي‌الله‌عنهما گفت:

 

 

"إذَا غَضِبْتُ فرضيني وإذا غضبت رضيتك فإذا لم نكن هكذا ما أَسْرَعَ مَا نَفتَرِق."

 

«وقتی من عصبانی شدم، تو مرا آرام کن؛ و وقتی تو عصبانی شدی، من آرامت می‌کنم.
اگر چنین نباشیم، خیلی زود در میان ما جدایی می‌افتد.»

 

 

روضة العقلاء ونزهة الفضلاء، ابن حبان، ص ۷۲.

  • حسین عمرزاده

عبدالله‌بن‌عبّاس به سعیدبن‌جُبَیر رضی‌الله‌عنهما گفت:

 

"حَدِّثْ."

«حدیث نقل کن!»

 

سعید پرسید:

 

"أُحَدِّثُ وَأَنْتَ هَا هُنَا؟!"

«با اینکه شما اینجا حضور دارید، حدیث بگویم؟»


ابن عباس پاسخ داد:

 

"أَوَلَيْسَ مِنْ نِعْمَةِ اللهِ عَلَيْكَ أَنْ تُحِدِّثَ وَأَنَا شَاهِدٌ، فَإِنْ أَصَبْتَ فَذَاكَ، وَإِنْ أَخْطَأْتَ عَلَّمْتُكَ."

«آیا این از نعمت‌های خداوند بر تو نیست که در حضور من حدیث بازگو کنی؟
اگر درست گفتی که بسیار خوب، و اگر اشتباه کردی، تو را راهنمایی خواهم کرد.»

 

 

سير أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۳۳۵.

 

پی‌نوشت: این روایت، افزون بر بُعد آموزشی، بر نکته‌ای لطیف نیز تأکید دارد: رعایت ادب علمی در برابر کسی که از نظر علم یا تقوا برتر است. امتناع اولیهٔ سعید بن جبیر از روایت، نشان ادب شاگرد در حضور استادی بزرگ چون ابن‌عباس است؛ و پاسخ ابن‌عباس هم نمونه‌ای از تواضع عالم راستین که نه تنها از پرسش و گفت‌وگوی شاگرد نمی‌رنجد، بلکه آن را نعمتی الهی و فرصتی برای پرورش علمی او می‌شمارد.

  • حسین عمرزاده

حسن بصری رحمه‌الله شبی در حال دعا بود و پیوسته می‌گفت:

 

"اللهم اعف عمن ظلمنى."

خدایا، از کسی که به من ستم کرده بگذر.

 

آن‌قدر این دعا را تکرار کرد که مردی به او گفت:


ای ابا سعید! امشب آن‌قدر برای کسانی که به تو ظلم کرده‌اند دعا کردی که حتی با خودم گفتم کاش من هم جزو آن‌ها بودم!
چه چیزی باعث شده این‌طور برایشان دعا کنی؟

 

حسن بصری پاسخ داد:


به خاطر این فرمایش خداوند که می‌فرماید:

 

{ فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ }

«اما هر کس گذشت کند و کار را به اصلاح [و آشتی] آورَد، پاداشش بر عهدۀ الله است.» [الشورى : ۴۰]

 

 

شرح ابن بطّال بر صحیح بخاری، ج ۶، ص ۵۷۵-۵۷۶.

  • حسین عمرزاده

ابوحاتم ـ رحمه‌الله ـ می‌گوید:

 

 

"العاقل لا يصادق المتلون ولا يؤاخي المتقلب ولا يظهر من الوداد إلا مثل مَا يضمر ولا يضمر إلا فوق مَا يظهر ولا يكون في النوائب عند القيام بها إلا ككونه قبل إحداثها والدخول فيها لأنه لا يحمد من الإخاء مَا لم يكن كذلك."

 

انسانِ عاقل نه با آدم‌های چندچهره دوستی می‌کند و نه با کسانی که حال و رفتارشان مدام عوض می‌شود و دمدمی‌مزاج هستند، ارتباط برادری برقرار می‌سازد. او در دوستی فقط همان‌قدر بروز می‌دهد که در دل دارد، و در دل نیز احساسی عمیق‌تر و برتر از آنچه آشکار می‌کند، نگه می‌دارد. (یعنی ظاهرِ دوستی باید صادقانه و مطابقِ حقیقتِ دل باشد، و دل باید از ظاهر، مهربان‌تر، سالم‌تر و پاک‌تر باشد.)

و در سختی‌ها نیز، هنگامی که زمانِ رویارویی با آن‌ها فرا می‌رسد، باید همان‌گونه باشد که پیش از وقوعِ آن گرفتاری‌ها بوده است؛ زیرا دوستی و برادری فقط وقتی ارزشمند و ستودنی است که چنین صداقت و یک‌رنگی در آن باشد.

 

 

روضة العقلاء ونزهة الفضلاء، ابن حبان، ص ۱۰۶.

  • حسین عمرزاده

ابن مسعود ـ رضی‌الله عنه ـ می‌گوید:

 

"اقْتِصَادٌ فِي سَنَةٍ خَيْرٌ مِنِ اجْتِهَادٍ فِي بِدْعَةٍ."

«کم کاری (و عمل اندکِ) مطابق سنت برتر است از تلاش و کوشش بسیار (بر عمل) مبتنی بر بدعت.»

 

به روایت طبرانی در المعجم الکبیر (۱۰/۲۰۷).

 

یعنی پایبندی مسلمان به کمترین عملی که مطابق با سنت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم باشد، همراه با اعتدال و میانه‌روی، نزد خداوند بهتر و محبوب تر است از تلاش بسیار در عملی نو و بدعت‌آمیز که ممکن است نیکو یا افزایندهٔ دین به نظر برسد، اما در حقیقت مخالف سنت است. اصل، پیروی از سنت است، نه نوآوری.

 

  • حسین عمرزاده

ابن مسعود رضی الله عنه خطاب به تابعین می‌گفت:

 

 

إِنَّكُمْ فِي زَمَانٍ كَثِيرٌ فُقَهَاؤُهُ قَلِيلٌ خُطَبَاؤُهُ قَلِيلٌ سُؤَّالُهُ كَثِيرٌ مُعْطُوهُ، الْعَمَلُ فِيهِ قَائِدٌ لِلْهَوَى، وَسَيَأْتِي مِنْ بَعْدِكُمْ زَمَانٌ قَلِيلٌ فُقَهَاؤُهُ كَثِيرٌ خُطَبَاؤُهُ كَثِيرٌ سُؤَّالُهُ قَلِيلٌ مُعْطُوهُ، الْهَوَى فِيهِ قَائِدٌ لِلْعَمَلِ، اعْلَمُوا أَنَّ حُسْنَ الْهَدْيِ في آخر الزمان خير من بعض العمل.

 

«شما در دوره‌ای به سر می‌برید که فقیهان (عالمان دین) آن زیادند، و خطیبان (سخنوران) آن کم‌اند؛ درخواست‌کنندگان کم، و بخشندگان و عطاکنندگان بسیارند. عمل در این دوره، راهبر (و مهارکننده‌ی) هوای نفس است.
اما پس از شما زمانی فرا خواهد رسید که فقیهانش کم، و خطیبانش بسیار است؛ درخواست‌کنندگان فراوان، ولی بخشندگان کم. هوای نفس است که در آن دوره، بر عمل چیره می‌شود.

 

بدانید که داشتن هدایت (و منهجِ) درست در آخرالزمان، از بسیاریِ اعمال ارزشمندتر است.»۱

 

 

جعفر بن برقان می‌گوید:

 

یکی از همراهان ما برایم نقل کرد که مردی از قبیلهٔ حِمْیَر نزد ابن‌مسعود قرآن می‌آموخت. تعدادی از قریش به او گفتند:

 

"لَوْ أَنَّكَ لَمْ تَعَلَّمِ الْقُرْآنَ حَتَّى تَعْرِفَ."

«کاش فعلاً قرآن نمی‌آموختی تا اول درست آگاه شوی.»


حِمیَری این را برای ابن‌مسعود تعریف کرد.

 

ابن‌مسعود به او گفت:


«نه؛ قرآن را یاد بگیر. چون امروز در میان مردمی هستی که:
دانشمندانشان زیادند،
سخنورانشان کم،
بخشندگان فراوان،
و درخواست‌کنندگان اندک.
پیمان‌ها را نگه می‌دارند،
و حدود الهی را ضایع نمی‌کنند،
و در این روزگار، عمل بر هوس چیره است.

 

اما زمانی می‌رسد که:
دانشمندان کم‌اند،
سخنوران زیاد،
خواهندگان بسیار،
و بخشندگان کم؛
آیات قرآن را حفظ می‌کنند، اما دستوراتش را زیر پا می‌گذارند،
و آن زمان، هوسْ فرمان‌دهندهٔ عمل خواهد بود.»

 

حِمیَری گفت: «یعنی واقعاً روزی می‌رسد که هوس راهبر عمل باشد؟»


ابن‌مسعود گفت: «بله.»


پرسید: «آن زمان کی است؟»

 

ابن‌مسعود گفت:
«وقتی نماز از بین برود،
و ساختمان‌ها (به‌ویژه مساجد) فقط ظاهری زیبا و بلند داشته باشند،
سوگندها زیاد شود،
امانت‌داری بی‌ارزش شود،
و رشوه‌خواری رایج گردد؛

آنجاست که باید به فکر نجات خود باشی؛ نجات، نجات!»

 

حِمیَری گفت: «آن وقت چه کنم؟»


ابن‌مسعود گفت: «زبانت را نگه دار و در خانه بمان؛ مثل حصیری گوشهٔ خانه.»

 

گفت: «اگر در خانه هم رهایم نکنند چه؟»


ابن‌مسعود گفت: «آن‌وقت دین و مالت را می‌خواهند؛ دینت را نگه دار و مالت را ببخش.»

 

گفت: «اگر باز هم رهایم نکنند؟»


ابن‌مسعود گفت: «آن‌وقت دین و جانت را می‌طلبند؛ دینت را نگه دار و جانت را بده.»

 

او گفت: «ای ابن‌مسعود! یعنی مرا به کشتن می‌دهی؟»


ابن‌مسعود گفت: «گریزی نیست: یا کشته شدن است یا افتادن در آتش.»

 

پرسید: «در آن زمان بهترین مردم چه کسانی‌اند؟»


ابن‌مسعود گفت: «آن توانگری که خود را پنهان می‌کند و جلوه‌گری نمی‌کند.»

 

پرسید: «بدترین مردمِ آن زمان چه کسانی‌اند؟»


ابن‌مسعود گفت:

«کسی که شتاب‌زده و بی‌فکر وارد جایی می‌شود که مانند باتلاق فتنه‌خیز است؛ یعنی بی‌درنگ خودش را در میان فتنه می‌اندازد.»۲

 

منابع:

 

۱. بخاری، الأدب المفرد، باب الهدي والسمت الحسن، ص ۷۸۹.
۲. ابن بطة، الإبانة الكبرى، ج ۲، ص ۵۹۰.

  • حسین عمرزاده

فضیل بن عیاض رحمه الله:

 

"كَانَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا يَحْفَظُ كَلَامَهُ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ."

«برخی از یاران ما (آن‌قدر کم و سنجیده حرف می‌زدند که)  می‌توانستند حرف‌هایشان را از یک جمعه تا جمعه‌ی بعد به خاطر بسپارند.»

 

 

الصمت وآداب اللسان، ابن أبی الدنیا، شم ٤٣٦.

  • حسین عمرزاده

از خانواده‌های غیروابسته و دور همسر انتخاب کنید، تا فرزندانتان ضعیف و ناتوان نشوند.

 

امام شافعی رحمه‌الله در ارتباط با این موضوع می‌فرماید:

 

 

«ليس من قوم لا يخرجون نساءهم إلى رجال غيرهم إلا جاء أولادهم حمقى.»

 

یعنی: «هر قوم و قبیله‌ای که زنانشان را از معاشرت با دیگر مردمان منع کنند و فقط درون خود ازدواج کنند، فرزندانشان نادان و کم‌خرد خواهند شد.»

 

حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج ۹، ص ۱۲۵.

 

 

از دلایل علمی و منطقی این توصیه آن است که ازدواج‌های فامیلی، به‌ویژه اگر به‌طور متناوب در یک خانواده صورت گیرد، ممکن است به تضعیف نسل بینجامد. این نوع ازدواج‌ها می‌توانند منجر به بروز و تشدید بیماری‌های نهفته ژنتیکی در فرزندان شوند.

 

عمر بن خطاب رضي‌الله‌عنه به قبیله‌ی بنی السائب گفت:

«قد أضوأتم، فانكحوا في النوابغ.»
«شما ضعیف و کم‌بنیه شده‌اید، پس با کسانی ازدواج کنید که برجسته و باهوش هستند.»

 

حربی توضیح داده است که منظورش این است:

 

«تزوجوا الغرائب.»
با غریبه‌ها ازدواج کنید، نه با نزدیکان.

 

این سخن را حافظ ابن حجر عسقلانی در التلخيص الحبير (۳/۱۴۶) آورده است.

  • حسین عمرزاده

از او پرسیدند: «شما چرا این‌قدر از ازدواج سخن می‌گویید و آن را دوست دارید؟»

 

گفت: «چون ما مردمی هستیم که زِنا نمی‌کنیم.»

  • حسین عمرزاده
Telegram Instagram Facebook Twitter Twitter YouTube Aparat Pinterest