کشاورزان بردگانی در دستان تیولداران اشکانی:
نظام خانسالاری یا به تعبیر امروزی، فئودالیسم، که در ایران باستان به شکل تیولداری شناخته میشد، یکی از ارکان مهم ساختار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پیش از اسلام بود. این نظام بر پایه ارباب و رعیتی استوار بود؛ نظامی که در آن، پادشاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و اکثریت تیولداران، تابع او بودند.
آنچه در این میان جلب توجه میکند، وضعیت کشاورزانی است که هم در مزارع تحت مالکیت این تیولداران به کار مشغول بودند و هم بهناچار، در زمان جنگ، به سود یا زیان پادشاه، با خواست اربابان زمیندار، شمشیر به دست میگرفتند و در نبردها شرکت میکردند.
پروفسور آرتور کریستینسن در کتاب ارزشمند خود، ایران در زمان ساسانیان، درباره این ساختار ملوکالطوایفی و شرایط کشاورزان چنین مینویسد:
| نکاتی از کتاب:ایران در زمان ساسانیان
«...در این طبقه،یعنی نزد ویس بدان،مرکز ثقل دولت قرار داشت،که گماردگان (تیولداران) بزرگ و معتبر شاهنشاه به شمار می آمدند و اتباع خود را برای جنگ با دشمنان شاه و گاهی نیز برای در افتادن با خود او مسلح می ساختند.
مثلا سورن ده هزار سوار که همه از بندگان او بودند،به جنگ کراسوس برد.
از این مطلب چنین بر می آید که در آن وقت کشاورزانی که موظف به خدمت جنگی بودند،در تحت تسلط صاحبان مقتدر تیول و املاک دولتی به نوعی بندگی دچار بودند.»
منبع:ایران در زمان ساسانیان،آرتورکریستینسن،رشید یاسمی،انتشاراتنگاه-۱۳۸۴،ص۳۰
بدین ترتیب، نظام تیولداری در ایران پیش از اسلام و در دوران اشکانیان، نمونهای آشکار از ساختارهای اجتماعیای بود که بر پایه نابرابری و وابستگی کامل طبقات فرودست به طبقات فرادست شکل گرفته بود. کشاورزانی که بار تولید اقتصادی را به دوش میکشیدند، علاوه بر تحمل مشقات کار بر زمین، در میدانهای نبرد نیز ابزار قدرت و جاهطلبی اربابان خود بودند. این ساختار اگرچه در دورههای بعد دچار تحولاتی شد، اما ردپای آن تا سدههای متمادی در تاریخ ایران باقی ماند و از عوامل شکلدهنده ساختار سیاسی و اجتماعی ایران در دوران باستان به شمار میرود.