امام حافظ، ابوبکر بن انباری با همهٔ حفظ و دانش فراوانش، زاهد و فروتن بود.
دارقطنی روایت میکند:
روزی جمعه در مجلسی حاضر شدم که او حدیث املا میکرد. در سندِ یک حدیث، نامی را به اشتباه خواند؛ یا «حَبّان» را «حیّان» گفت، یا برعکس.
من (دارقطنی) از بزرگی مقام و هیبتش چنان تحتتأثیر بودم که شرم کردم خطایش را همانجا یادآوری کنم. وقتی مجلس تمام شد، نزد مُستملی (کسی که املاء را برای دیگران بلند تکرار میکرد) رفتم، اشتباه را به او گفتم و صورت درست نام را یادآور شدم، سپس رفتم.
جمعهٔ بعد دوباره در مجلس حاضر شدم. ابوبکر به مستملی گفت:
"عرِّفْ جماعةَ الحاضرينَ أنَّا صحَّفْنا الاسمَ الفلانيَّ لمَّا أملينا حديثَ كذا في الجمُعةِ الماضيةِ، ونبَّهَنا ذلك الشَّابُّ على الصَّوابِ، وهو كذا، وعَرِّفْ ذلك الشَّابَّ أنَّا رجَعْنا إلى الأصلِ فوجَدْناه كما قال ."
«به حاضران بگو که ما در حدیث فلان که جمعهٔ گذشته املا کردیم، نام را اشتباه خواندیم؛ و آن جوان ما را به صورت درستش آگاه کرد، و درستش چنین است.
و به همان جوان هم بگو که به اصل مراجعه کردیم و دیدیم همان است که او گفته بود.»
تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، جلد ۴، صفحه ۳۰۱.
امام ابن الأنباري رحمهالله، حافظ بودند و اصطلاح «حافظ» در سنت حدیثی اهل سنت و جماعت، یک عنوان تشریفاتی ساده نیست، بلکه مرتبهای علمی با معیارهای سختگیرانه است که طی قرون شکل گرفته و معنا یافته است.
در علوم حدیث، القاب علمی دقیقاً تعریف شدهاند: «محدّث»، «مسند»، «حافظ» و «امام» هرکدام جایگاه خاصی دارند.
«حافظ» از بالاترین این مراتب است و به کسی اطلاق میشود که نهتنها حجم عظیمی از احادیث را حفظ دارد، بلکه بر اسناد، راویان، علل خفیّه و اختلاف طرق نیز تسلط عمیق پیدا کرده است.
در کتاب اليواقيت والدرر في شرح نخبة الفكر (جلد ۲، ص ۴۲۱) آمده است:
"وَمن المهم - أَيْضا - معرفَة آدَاب الشَّيْخ والطالب وَقد جَعلهمَا المحدثون على مَرَاتِب:
۱ - أَولهَا الطَّالِب: وَهُوَ الْمُبْتَدِئ.
۲ - ثمَّ الْمُحدث: وَهُوَ من تحمل رِوَايَته واعتنى بدرايته.
۳ - ثمَّ الْحَافِظ: وَهُوَ من حفظ مائَة ألف حَدِيث متْنا وإسنادا، وَلَو بِتَعَدُّد الطّرق والأسانيد. أَو من روى ووعى مَا يحْتَاج إِلَيْهِ.
۴ - ثمَّ الْحجَّة: وَهُوَ من أحَاط / بثلاثمائة ألف حَدِيث كَذَلِك.
۵ - ثمَّ الْحَاكِم: وَهُوَ من أحَاط بِجَمِيعِ الْأَحَادِيث المروية."
«شناخت آداب شیخ و شاگرد از امور مهم است، و محدّثان برای اهل این فن مراتبی قرار دادهاند:
۱- نخست طالب است؛ یعنی نوآموز و مبتدی.
۲- سپس محدّث؛ و او کسی است که روایت را فراگرفته و به درایت و فهم آن نیز اهتمام ورزیده است.
۳- بعد از آن حافظ؛ و او کسی است که صد هزار حدیث را ـ هم متن و هم سند ـ حفظ کرده باشد، هرچند با تعدد طرق و اسناد. یا کسی که آنچه را برای [دانش حدیث] نیاز است، روایت کرده و به خاطر سپرده باشد.
۴- سپس حُجّه؛ و او کسی است که بر سیصد هزار حدیث به همین صورت احاطه یافته باشد.
۵- و پس از آن حاکم؛ و او کسی است که بر همهٔ احادیث روایتشده احاطه پیدا کرده است.»
بنابراین، با وجود چنین مرتبه و جایگاه علمی-اجتماعی، این تواضع و فروتنی و شکستنِ نفس در مقابل حقیقت، جز از فردی متقی و مخلص و مؤدب در قبال علوم شرعی، برنمیآید. رحمهم الله تعالی اجمعین
- ۰ نظر
- ۲۵ بهمن ۰۴ ، ۱۲:۳۰